ه‍.ش. ۱۳۹۲ مهر ۱۱, پنجشنبه

از تیترهای مثبت امروز کیهان شریعتمداری قدردانی می کنم!


1- خدا را شکر که اوضاع چنان در حال دگرگونی های مثبت است که هم خودم کم بیاورم که "چه بنویسم" و هم وبلاگم دیگر جاذبه ای نداشته باشد در بین اینهمه تفسیر و تحلیل های فاخر قلم های داخل و خارج. و چه خوب که نوبتی هم باشد نوبت من بشود که پایی دراز کنم و توان یابی چهار سال نوشتن و بازهم نوشتن "خوب و بد و مفید و مضر و قوی و ضعیف" را پیدا کنم. بنابراین می بینید که هم حافظه ام و هم ذائقه ام کند شده خوشبختانه و دیگر خودم هم راضی ام که فعلاً از دادار دودور کم کنم و اجازه بدهم شیرنی این ایام در دنیای واقعی نقد شود و بکام هموطنان عزیزم عسل سبلان گردد. انشاءالله.

2- امشب وقتی نسخۀ فردای کیهان را باز کردم ابتدا باورم نمی شد که این تیتر یک و عکس "مثبت" را شریعتمداری انتخاب کرده باشد برای روزنامه اش. لذا با شتاب به صفحات سیاسی رفتم تا ببینم چه حادثه ای باعث شده که حسین آقا بعد از مدت های بعید تیترهای نا امید کننده وجنگی و منفی انتخاب کردن به چنین رویکردی رسیده است. اما در کمال تعجب دیدم که این نگاه مثبت و معتدل فقط در تیتر اول روزنامه نبوده و کل تیترها و مطالب کیهان سوم اکتبر (روز میانه روی به نقل از سعید فائقی در شرق) مشحون از مثبت اندیشی و انرژی مثبت دادن است - معیار شریعتمداری است توجه داشته باشید - حتی در سرمقاله ای که حسین شمسیان نوشته و نقد اقتصادی است. یا در مطلب نقل شده از صادق زیبا کلام و ماجرای تکذیب ملاقات "سوروس" توسط خاتمی تیزی بارهای پیشین را ندیدم و این امر مبارکی است.

3- یادمان باشد که شریعتمداری سخنگو و هادی بخش مهمی از مردم و جوانان است که بسیاری از آنان فقط بجهت تدین و اسلام دوستی و بطور کلی عقیده تند و تیز هستند و نه بجهت منفعت مادی و دنبال سوء استفاده از حرکات رادیکال و اعتراضات به سیاستمداران میانه رو. لذا حتی کمی نرمش شریعتمداری بسمت پذیرش مدارا و گفتگو و خردورزی می تواند گشایش بسیاری ایجاد کند در الگو شدن برای این جوانان مؤمن اولاً و پیش بردن سیاست های عقلانی دولت جناب روحانی ثانیاً. با زبان طعنه و متلک همدیگر را نرنجانیم و از کم آوردن و تسلیم شدن و این قبیل ادبیات بپرهیزیم که اینک وقت همدلی و اتحاد همۀ ایرانیان است در یاری به دولتی که جهان را به آشتی صمیمی با ایران می خواند. من بنوبۀ خودم از روزنامۀ امشب کیهان و شریعتمداری خوشحال و متشکرم. و امیدوارم که همه دست بدست هم بدهیم و اجازه ندهیم این جدیدترین فرصت خیلی خوبی که روحانی در چشم انداز آورده از دست برود. همین. یا...هو 

۱۰ نظر:

ناشناس گفت...

به نظرم رسید شما هم منطقی شده تند و تیزی قبل را ندارید به هر حال این همگرایی را به فال نیک می گیریم.

ناشناس گفت...

من نیزازحسین شریعتمداری تقدیر میکنم و دست ایشانرا می بوسم .پای آقای خامنه ای را نیز می بوسم و در صورت لزوم می لیسم. واقعا تازه فهمیدم که این همه سال در اشتباه بودم .

داریوش گفت...

تجمع آب و روغن ؟؟؟ ممکن است با صرف نیرو بتوانید تا مدتی‌ آنها را ظاهراً مخلوط کنید ، ولی‌ با حذف نیرو مجددا به حالت ذاتی و جدا از هم برمی‌گردند . برای یکی‌ شدن باید محلول شد، جان برادر . نمی‌خواهم آیه‌ یأس بخوانم من، ولی‌ چشمم آب نمی‌خورد دلقک. لذا تا ببینیم ...

سه چرخه گفت...

دلقک عزیز سلام،

من این تیتر را دیده بودم، اما فکر کردم باز هم یک تیتر بسیار کنایه دار به روحانی زده است. یعنی می خواهد القا کند که "مردم نگران هستند که دولت روحانی وطن فروشی و حق فروشی کند" و حق هسته ای آنها که ناموسشان دیگر شده است - به زعم کیهان - را روی میز بگذارد. حال که شما کلا از تیتر و مهم تر داخل کیهان نقاط کلیدی را هم چک کردید و تحلیل ما را واژگون نمودید بسیار ممنون از شما. و مهم تر نظری که نسبت به مسیر کیهان دادید که و امید به اینکه ادامه داشته باشد. ما و لااقل من که واقعا اینجا شاگردی می کنم، از مکتب شما فقط چک کردن تیتر کیهان رو بلد بودم که گویا فقط تیتر جواب کامل را نمیدهد، باید بیشتر دقت کرد به نقاط کلیدی در داخل!

و به یک چیز اعتقاد دارم، دوستانی که دم از تسلیم برای بقا و طعنه به طیف مقابل میزنند معمولا شرایط تا به اینجا رسیده است تا همین الانش حداقل ده تحلیل! متفاوت ارائه نموده اند، که هر کدام بوی توطئه ای با رنگ و بوی متفاوت میدهد اما چون در ادامه جواب نمیدهد مجبورند دوباره عوضش کنند.

روزتان خوش استاد، و امیدوارم تمام مردم ایران با همین شیب آروم آروم بیشتر به زندگی خودشان برسند تا بحث های سیاسی که بعضا شلک یک دور تسلسل باطل رو پیدا میکنه. ولی فکر میکنم زود است هنوز برای این آرزوها و شاید خطرناک!

ناشناس گفت...

الان از تیترهایی که در همین عکس دیده می‌شه واقعا چند تاش معتدل‌تر شده؟ نه جون من جناب دلقک یکم واقع‌گرا نظر بده.

شما کلا دوست داری تو توهم باشی ظاهرا. یک دفعه خودت با خودت یک فکری می‌کنی و بعد قند تو دلت آب می‌شه میای این‌جا بروز می‌دی.

نه جون من یک‌بار دیگه به تیترهای همین صفحه نگاه کن خودت!

Dalghak.Irani گفت...

اگر خاطری را مکدر کرده ام متأسفم. حرف های شما را می دانم و قبول هم دارم. اما مسئله بسادگی این است که من در متن هم توجه داده ام که دارم راجع به چه کسی و با چه سابقه ای می نویسم. دوم اینکه شریعتمداری برای اولین بار در مدت اخیر به کسی دشنام های آبدار نداده و حتی بخاطر نقل قول دروغ از هاشمی اظهار تأسف هم کرده است. سوم اینکه بنظرم باید هر حرکت با 5 درصد بهبود دهنده را هم با صدای بلند مورد تأیید و تشویق قرار داد و این موضوع را به فرهنگ زیست مدنی وارد کرد. و نهایتاً اینکه تحویل گرفتن شریعتمداری از سوی من بیشتر جنبۀ الگو سازی "هر ایرانی قدمی بسمت همدلی برداشت باید استقبال کرد" است حتی شریعتمداری. منتها نوشتن انشاهای اخلاقی و پند محور مستقیم رو بمخاطب ادبیات تاریخ مصرف گذشته است و امروزه باید مخاطب را ابتدا شوکه و بعد در گیر تفکر کرد. و توجه داشته باشید که من ریزترین آدم عرصۀ اطلاع رسانی هستم و تأیید و تکذیب من حداکثر می تواند 5 دقیقه تفکر تولید کند برای یک چهارم خوانندگان چند ده نفری همۀ متن و نهایتاً چند نفر محدود را مثل شما عزیزان به واکنش "می خواهیم باور کنیم و جامعه را همدل می خواهیم ولی نشانه های تو قلابی است" برساند. چون اگر هم نشانه ها قلابی باشد - که از نظر من نبوده - بازهم این توافق را کرده ایم که بدنبال نشانه های بهبود در هر طرفی باشیم و مهمتر اینکه به بهبود های جزیی هم واکنش پذیرا نشان بدهیم. یا...هو

ناشناس گفت...

چون روزهای قبل به اندازه کافی فحش داده، دیگه فحشی دم دستش نبوده بده. یه موضوع دیگه که پیش بیاد شروع میکنه باز. ضمنا توی تیتر هم به زیبا کلام فحش داده گفته طوطی وزارت خارجه. یعنی زیبا کلام عقل نداره و هرچی بشنوه، خوب یا بد، تکرار میکنه

ناشناس گفت...


در مورد شریعتمداری یک توضیح-نظر خودم بیشتر- بدهم برای دوستان، اینکه ما اگر به ساختن آینده فکر می کنیم نباید "تفتیش عقاید" کنیم، یعنی اینکه نگوییم مگر میشود شریعتمداری تندرو که نانش در تندروی و بحران است تغییر ذائقه بدهد؟ اگر بدهد چگونه زندگی کند؟ من البته نمی گویم که او اینکار را امروز کرده است و بحثی اصولا راجب این تیتر ندارم، ولی اگر روزی هم این کار را کرد ما نباید از عقبه و ریشه های او بپرسیم. شاید او منافعش را با رویه های جدید در کشور سعی کرده مطابقت بدهد، ما که نباید انتظار داشته باشیم که او کلا عوض بشود و از رانت هایی که داشت-بدترین چیزهای منتسب به او- دست بشوید و سبز سبز و وطن پرست واقعی شود، همین که با شرایط جدید خود را هماهنگ کرد دستش درد نکند. چون او که وطن پرست مورد منظور شما هیچ وقت نمی شود، راه دوم این است که جز به نابودی او، شما و ما راضی نمیشویم، پس او هم تا سر حد نابودی به جنگ با ما ادامه خواهد داد. و تا ابد دشمنی داریم و مهمتر اینکه ما کارمان سخت تر به سرمقصد می رسد اگر نگویم خدایی نکرده نمی رسد.


راجب پاراگراف اولت دلقک عزیز،
راست میگویی، چندی است دیگر گویا حال و حوصله مطلب نوشتن نداری. لطف سخنت همیشه برای ما و برای خودت هم بیشتر این بود که متفاوت مینوشتی و جماعت به رنگی بود و تو به رنگ دیگر. روزهای "ناامیدی" که کسی امیدی به انتخابات یکی دو سال بعد در 92 نداشت تو از رفسنجانی و آغازی دوباره گفتی، از حکومت عرفی ای که امید به تشکیلش را داشتی روی دوش های هاشمی. حال که یار غار رفسنجانی سکان مهمترین منصب انتخابی را در کشور به دست گرفته و همه از امید و آینده میگویند و اصلاح و همه به نوعی رنگ خودت شده اند، حتما میان هیاهوی آنها با یک تک سلاح بادی ات که وبلاگت باشد حال و حوصله حرف زدن و خودنمایی نداری. یکبار به مانی عزیز گفته بودم لذت ساختن یک راه میتونه خیلی بیشتر از راندن در آن باشد. امیدوارم از نوشتن که فعلا گویا نه، اما از دیدن راهی که تو و شاید نه بیشمار همفکرانت، ایران عزیزمان را به سمت آن هل دادید-ایرانی که به سمت پرتگاه هولناکی میرفت - لذت ببرید.
واقعا نمی دانم غلو میکنم یا خیر، چون مو به مو چیزهایی که میخواستی، شدند و اتفاق افتادند. البته حال که آبها از آسیاب افتاد، همه می توانند ادعا کنند راه از ابتدا همین بود و خیلی چیزها مشخص، ولی اگر همگی به یکی دو سال پیش بروند میبینند که مسیر رو به جلو چه دریای طوفانی و مه آلود و هزار راهی بود که از فردای مملکت خبر نداشتی.

ولی اگر کمتر هم شده، ولی باش دلقک. در بزنگاه های حساس، تیر تمام مسلسل به دستان و هفت تیر کشان به خطا میرود و تو با تفنگ بادی ات به هدف میزنی فقط.

به قول فرزاد حسنی قدیما: خداحافظ، همین حالا.
شب و روز همگی و مخصوصا شما دلقک عزیزم خوش، و خیلی مراقب خودت باش.
سه چرخه.

ناشناس گفت...

مگر بدون اجازه آقا تو این نظام کسی آب میتواند بخورد؟ که حالا کیهان مثبت یا منفی بنویسد.

ناشناس گفت...

اینجوری که دوستان بعضی‌‌ها گفتند که میشه ۲تا سور به آفتاب پرست زد و پا بر جا ماند، ولی‌ هیچ چیزی بدتر از بی‌ اعتمادی نیست.