ه‍.ش. ۱۳۹۲ شهریور ۱۹, سه‌شنبه

رفتار بخشی از مدعیان اصلاح طلبی با خانم راستگو تهوع آور است!


1- اگر قرار باشد که در رأی مخفی نماینده ای از مردم تفتیش غیر قانونی بشود.

2- اگر قرار است بعد از تفتش عقیده و رأی؛ نمایندۀ مزبور خائن خطاب و بایکوت و لگدمال شود. 

3- من هزار بار غلط کردم که اصلاح طلب هستم. چون:

در پارلمان بریتانیا به محافظه کارانی که بطرح ها و انتخاب های دیوید کامرون "نه" می گویند کسی خائن و مزدور نگفته است و نمی گوید. نه تنها این کلمات توهین آمیز و سخیف را نمی گویند بلکه کسی بخودش اجازه نمی دهد از گل نازک تر به آنان بگوید. همانطور که بدموکرات های مخالف موردی باراک اوباما در کنگرۀ امریکا و .... و مگر نه این است که اصلاح طلبان ایرانی هم خودشان را بدنبال دموکراسی معرفی می کنند.

4- دوره گرد عزیزی مرتب دندان بهم می فشارد که چرا من کثافت کاری قبیلگی و باندی اصلاح طلبان را می بینم ولی در مقابل بهمین خصیصه و بدتر در بین اصولگرایان گیر نمی دهم. پاسخ روشن است. چون من در گیر دادن به اصلاح طلبان از خودم و حیثیتم دفاع می کنم بعنوان یک اصلاح طلب. در حالیکه در مورد اصولگرایان ضرب المثل "از کوزه برون همان تراود که در اوست" تکلیفم را بطور پیشینی معلوم کرده است.

5- این اصلاح طلبان هستند که قول پاریس و لندن و نیویورک و واشنگتن را می دهند و می دهیم و الا چه حرفی می ماند با اصولگرایانی که بازگشت به مدینة النبی سقف امال و آرزوها و اهداف شان است.

6- اصلاح طلبان شورای شهر شکست سختی خوردند در آزمون دموکراسی. و اگر هر چه زودتر بزرگان و قیم های آنان در رأس اصلاحات وارد گود نشوند و به این فضاحت و کثافتکاری شورائیان شهر پایان ندهند. اصلاح طلبان نیامده برخواهند گشت به غارهای تنهایی شان با تو دهنی آزاد اندیشان و ایران دوستان.

7- متأسفم سرکار خانم راستگو. من نه از پوشش شما خوشم می آید و نه از بنیاد تفکر شما آگاهم. اما رفتار با شما از سوی بخش سفیه اصلاح طلبان قلابی را نماد دقیقی از عقب ماندگی ذهنی می دانم و متأسف و عذر خواهم! یا...هو

پی نوشت: معدود تندروان منسوب به اصلاح طلبان شورا به احتمال قریب بیقین با این انگیزه این موضوع را توی بوق می کنند که در ادامۀ کار شورا کسی جرأت نکند رأی مستقل بدهد به طرح ها و پیشنهاد ها. اما غافل از این هستند که همین بی فکری سیاسی شان اولاً از سوی تندروان اصولگرا تبلیغات پرحجم خواهد شد و بی جواب نخواهد ماند . و ثانیاً در اولین ایستگاه هم یقۀ روحانی و سه وزیر باقیمانده اش را خواهد گرفت در هنگام رأی اعتماد خواستن از مجلس. لذا بنظرم تنها راه پادزهر این گاف عظیم این است که خاتمی سریعاً وارد شده و مسجد جامعی را نه تنها وادار به عذرخواهی از الهۀ راستگو کند بلکه در یک تصمیم دموکراتیک عقلانی مسجد جامعی از ریاست شورا هم استعفاء کند بدلیل عدم رعایت بی طرفی جایگاه قانونی خودش!

۳۶ نظر:

ناشناس گفت...

این خانم نه رایی داشته و نه محملی برای انتخاب و به عنوان نماینده بخشی از مردم با تفکری خواص اجازه ورود به شورای شهر را پیدا کرده و حالا سر بزنگاه که همهء رای دهندگان منتظر ثمره تلاشها م مصایب خود هستند این حاجیه خانمی که بدلیل اینکه خود را همسو با نظر رای دهنده هاش معرفی کرده بدلیل مسایل مالی شخصی و خانوادگی و ارتباطی که برادرش با شهردار نظامی داشته همه ی آمال و آرزوهای کسانی که به او رای داده اند را نقش برآب می کند حالا بی اخلاقی کجاست ؟اگه ابنطور درست باشه باید انتظار داشته باشیم چند روز دیگه طاءب و نقدی هم بشن معاون روحانی و نظرش هم حتماً قابل احترامه ......... حتماًخودت ریشه های اصولگرایی داری و این استدلالهای نخ نما هم فیلمه...rahakhan@gmail.com

ناشناس گفت...

جدای از شیوه ی رفتار با این خانم و رأی ایشان که از اصول دموکراسی به دور و نافی آن است، اما قبول کنید در کشوری که تمام انتخاب ها و گزینش هایش در پستوها و به دور از چشم رکن های رسانه ای مستقل و آزاد صورت می گیرد و هر آن چه می بینید و می شنوید حاوی درصدی زد و بند و مخفی کاری و عدم راستگویی است، هیچ کس نمی تواند حتی اگر این گزینش به سلامت هم برگزار شده باشد به آن اطمینانی داشته باشد. خانه ی ویران از پای بست که از دموکراسی جز نامی مدرن و بدون محتوا بیشتر استفاده ای نمی کند، رفتار دموکراتانه و مبتنی بر اصول آزادی های فردی و اجتماعی انتظار نمی رود. حاصل باد کاشتن، دروی طوفان است.

Dalghak.Irani گفت...

ایرادات شما و بسیار ایرادات اساسی تر به همۀ ارکان این ناسیستم وارد است. اما رفتار کسانی که جامعه آنان را به "شروع کرده اند به الفبای فکر کردن و بعقل بها دادن پس از نابود کردن کشور با چپ روی های ضد امپریالیست شان " می شناسند و باید حداقلی از این عقلانیت نوزادشان را بکار هم ببندند در مقام عمل. هم لابی های 3 ماهه شان اشتباه بود. هم سیاسی کردن انتخابات شورا اشتباه بود. هم تحت فشار قرار دادن اعضا برای قول رأی به این و آن اشتباه بود هم درست کردن فراکسیون سیاسی در شورای خدماتی اشتباه بود و هم این تفکر که هر کس شهر و شورا را داشته باشد قدرت و رانت نفت در آینده هم از اوست. و الا مگر می شود آدم نسبتاً متعادلی مثل مسجد جامعی به یک خانمی بگوید خائن. این نشانۀ خطر بسیار بزرگی است و معلوم است که چندسال دیگر باید منتظر احمدی نژاد ثانی باشیم. چون با این دست فرمانی که حکیمی پور و یکی دو آدم نخاله داده اند دست اصلاح طلبان شورا. اینها در راه برنامه های شهر مانع ایجاد خواهند کرد و چون قالیباف کارنامه دارد و کارآمدی اش را نشان داده و مردم ادعای کوتاهی او را باور نخواهند کرد؛ عقب ماندن شهر مستقیماً دامن اصلاح طلبان شورای شهر را خواهد گرفت البته اگر اینقدر بی تدبیری شان گل نکند که منحلش کنند. من کل اصلاح طلبی و دولت روحانی و سرنوشت کشور را در معرض آسیب جدی می بینم. مشکل راستگو نیست. تازه اگر حرف شما هم بخواهد درست باشد خانم راستگو که طائب و سردار سلیمانی ترسناک نیست. اصلاح طلبان می توانستند زد و بند راستگو با پشت پرده را رد گیری کنند و رسوایش کنند و جار بزنند که هم او رأیش را فروخته و هم قالیباف رأی او را خریده. البته مثال کثیفی زدم چون خود خائن گویندگان هم چنین ادعا و اتهامی را بر زبان نرانده اند. یا...هو

سه چرخه گفت...

به نظر من هم حتی اصولگرایان بهتر از این اصلاح طلب ها در شورا بلد بودند که لااقل فیلم بازی کنند که به منافع ملی(حالا در سطح شهر) فکر میکنند نه منافع جناحی. اینها هیچ ابایی از این که بگن رای ما سیاسی است نداشتند.
یک اظهار نظر غیر رسمی هم بکنم: اینکه چند روز پیش مصاحبه مسجد جامعی با کانال پنج رو دیدم مقداری، به نظرم کمی رفتارش و حرفاش و افاده هاش بچه گانه است و به درد مدیریت کلان نمیخورد، خدا رحم کرد وزیر ارشاد نشد، چی کار میکنه این آقای خاتمی با این پیشنهاداتش؟؟ اینم از اولین گافش که به عنوان رئیس شورا همزمان ریاست اصلاح طلبان شورا رو هم یدک میکشه و به یک نفر که حالا کاری ندارم کارش درست بود یا غلط عنوان خائن میده.

ناشناس گفت...

عزیز من ،شما ااز سیستم حزبی هیچ اطلاعی نداری،مجبور نیستی نظر بدی.کار ایشون گمراه کردن جناح خودی بوده،در همه دنیا میشه بر علیه نظر حزب خود رای داد،ولی باید به اطلاع حزب برسانید تا اونها بتونن،دنبال جمع آوری رای لازم بابقیه مذاکره کنند،این خانوم در جلسه جناحی که به اون وابسته بوده،گفته شما رای من را دارید،و اصلاح طلبان خیالشون راحت بوده از این موضوع،این میشه خیانت.حتی اگر در امریکا یا هر جای دیگه باشه ،از حزب اخراج میشه.الکی جیغ داد نکنیدوقتی از آداب حزبی بی اطلاع هستید

ناشناس گفت...

عزیز من ،شما ااز سیستم حزبی هیچ اطلاعی نداری،مجبور نیستی نظر بدی.کار ایشون گمراه کردن جناح خودی بوده،در همه دنیا میشه بر علیه نظر حزب خود رای داد،ولی باید به اطلاع حزب برسانید تا اونها بتونن،دنبال جمع آوری رای لازم بابقیه مذاکره کنند،این خانوم در جلسه جناحی که به اون وابسته بوده،گفته شما رای من را دارید،و اصلاح طلبان خیالشون راحت بوده از این موضوع،این میشه خیانت.حتی اگر در امریکا یا هر جای دیگه باشه ،از حزب اخراج میشه.الکی جیغ داد نکنیدوقتی از آداب حزبی بی اطلاع هستید

Dalghak.Irani گفت...

ولی بر عکس اینکه شما اظهار نظر مرا غیر لازم و لازم نکرده و مجبور نیستی می دانی؛ شما حق داری نظر بدهی و ممنونم که نظر داده ای و به بحث و آگاهی کمک می کنی!
اما دفاعیۀ شما قابل استناد نیست به این دلیل که من گفته ام کل حرکت سیاسی گردانندگان معرکۀ سیاسی شورای خدماتی از سیر تا پیازش اشتباه و کاسبکارانه بوده. ثانیاً در احزاب کمونیست هم چنین انضباطی وجود ندارد تا چه رسد به یک ائتلاف دقیقۀ 90 که عده ای بنام شورای اصلاح طلبان بهر خس و خاشاکی متوسل می شدند که لیست شان را کامل کنند و شرط آوردن نام اشخاص در لیست شان را تبعیت بی چون و چرا از رأی تحمیلی دو سه نفر آدم کاسب بنام اصلاح طلب قرار نداده بودند. و اصلاً کدام حزب و نظامات حزبی؟ شوخی می کنی!

بعد هم در هیچ حزبی فراکسیون مربوطه اعضا را تا قسم خوردن بمقدسات تحت فشار قرار نمی دهند. ثالثاً اگر اصلاح طلبان "خود مأمور" می توانستند نظر نفرات بیشتری را جذب کنند از این کار دریغ نمی کردند و حداکثر تهدید و تطمیع آنان در طول سه ماه که همراه با تخریب گسترده و ناجوانمردانۀ رقیب بود همین مقدار بوده و نه بیشتر.

و در آخر اینکه اگر قرار بوده در فراکسیون به تصمیم نهایی برسند و رسیده بودند چه لزومی داشت از هر دو کاندیدا برنامه بخواهند و به آنان فرصت بدهند که در صحن رأی گیری سخنرانی کنند و از برنامۀ خود دفاع کنند. لذا با پذیرش پیشینی موضوع قطعاً این احتمال هست که یک یا چند نفر تحت تأثیر برنامه ها یا سخنرانی یا شخص متفاوتی قرار بگیرد و رأیش را عوض کند. ضمن اینکه اگر خانم راستگو تخلف تشکیلاتی داشته است نیاز به این سراسیمگی و آشفتگی و از خود بیخود شدن نداشت. رسیدگی به تخلفات حزبی راه مشخص و در وقت کافی دارد و باید در حزب متبوع راستگو مطرح و تصمیم گیری می شد و کسی هم اعتراض نمی کرد. این شتابزدگی هیجانی و سیاسی اصلاح طلبان از باختی که آورده اند نشانه ای از اصلاح طلبی ندارد و بغیر از آبرو بری برای خودشان ثمر دیگری ندارد. زیرا شهردار انتخاب شده و واقعیت قابل تعویض نیست. پس نیازی به این ضعف و ترس و عصبانیت "طاقت باخت نداریم" نبود و نداشت. یا...هو

ناشناس گفت...

شیفتگی شما به قالیباف مضحک، احمقانه و تهوع آور است جناب تیمسار.

ناشناس گفت...

با سلام
آقای تیمسار ماجرای انتخاب شهردار مساله دیگری است. من شخصا با قرار دادن آقای هاشمی در برابر آقای قالیباف مخالف بوده و ان را کج سلیقگی اصلاح طلبان میدانم.
با تحلیل شما هم در مورد انتخاب شخصی غیر از آقای هاشمی برای شهرداری موافقم و اصولا آقای قالیباف را هم مدیر موفقی میدانم (البته نه آنقدر که شما تعریف میکنید. به نظر من مدیران موفقتری هم در جمهوری اسلامی پیدا میشوند از جمله کرباسچی, صفایی فراهانی و ..... ).
ولی با همه این حرفها بهتر است تکلیف خود را با تشکیلات مشخص کنید. بلاخره تشکیلات را قبول دارد یا خیر ؟ اگر قبول دارید , قبول کنید که حرکت خانم راستگو کاملا زشت, ناشی از عدم صداقت و نوعی پشت پا زدن به حمایت کنندگانش بوده است. ایشان با لیست اصلاح طلبان وارد شورا شده و باید به رای جمع احترام میگذشت. میتوانست قبل از رای گیری و در جلسات قبلی گروه, دیگران را در این مورد قانع کند تا نظر ایشان را بپذیرند.
در ضمن من به شما پیشنهاد میکنم به خاطر علایق شخصی به بعضی افراد, ما را از تحلیل های خوب و جالب تان محروم نکنید. به نظر من, سخنان شما در مورد آقای حکیمی پور و تندگویان در تحلیل قبلیتان حتا اگر درست هم باشد, از مسیر اعتدال و انصاف خارج است و یک قضاوت شخصی در مورد افراد یک تشکیلات است.

یک تهرانی گفت...

از کوزه همان برون تراود که در اوست . نه این اصلاح طلبان کارشان درست است نه آن خانم که رایش را میفروشد به آن که گران تر میخرد.نه شازده شهردار انتخاب شده شما مودرقبول و اعتماد ما مردم تهران است.کسی صدای ما رانمیشنود و چهار تا آدم واقعا خائن در شورا دو آدم واقعا خائن به مردم تهران به نام محسن هاشمی و محمدباقر قالیباف را کاندید میکنند و هفته ها سرش یقه میدرانند.ما فقط خوشحالیم که این محسن آقا زاده هاشمی شهردار نشد و ناراحتمیم که باید چهار سال دیگر قرو اطوار باقر را تحمل کنیم.به کندذهن های اصلاح طلب باید ایراد گرفت که بهتر از این آقا زاده نداشتند که کاندید کنند؟

Dalghak.Irani گفت...

این چهار کامنت در بالاترین رد و بدل شده. اگر مفید باشد:

anosh.dadgar گفت:

از معدود دفعاتی است که بشدت با نظر تان مخالفم.شخصی که بااستفاده از رانت اصلاح طلبی که مورد وثوق بسیاری از مردم است به نمایندگی آنان میرسد بسیار کار ناشایستی است که بعد از رد شدن قاطرش از پل ٬به رای دهندگانش دهن کجی کرده و برخلاف نظر آنها به رقیب رای دهد.خانم الهه نه چندان راستگو اگر حالا ژست مستقل بودن گرفته پس چرا با لیست اصلاح طلبان وارد رقابت های انتخاباتی شد؟قیاس شما مبنی بر پارلمان انگلستان و شورای شهر تهران هم اصلا درست نیست زیرا انتخاب شهردار با مخالفت با طرح ولایحه تفاوت اساسی دارد اینجا صحبت از انتصاب شخصی است که یک کلان شهری مانندتهران را درچهارسال آینده اداره میکند آیا درست است با اهمال ومنفعت طلبی یکنفر شهرداری انتخاب شود که در دیدگاه سیاسی واجتماعی وفرهنگی اختلاف اساسی با منصوبین خود داشته باشد؟

binam گفت:

اولاً رأی دادن در ایران را هم شما می دانید و هم من و نمی شود با استناد به لیست جایگاه ها را تعیین کرد و خائن و خادم تعیین کرد. خیلی از رأی دهندگان به اشخاص رأی می دهند و نه به لیست ها. مثل رأی به یک زن بدلیل زن بودنش و از این قبیل. ثانیاً در مورد تفاوت اساسی بین دو کاندیدای شهردار شدن محل مناقشۀ جدی است مثلاً من قالیباف را کمتر از هیچکدام از اصلاح طلبان اصلاح طلب و مدرن نمی دانم بلکه او را یک سر و گردن هم مدرن تر از اکثریت اصلاح طلبان می دانم. ضمن اینکه او هیچگاه مشخصاً برای خودش جایگاه فکری این یا آن تعیین و معرفی نکرده است. اتفاقاً یکی از دلایل اقبال به او نوع رفتار و عملکرد اصلاح طلبانه اش است. اصولاً تقسیم بندی جامعه بدو قطب اصلاح طلب و اصولگرا غلط سیاسی و نوعی دکان است و اغلب نیروهای کارآمد اردوی اینجوری را نه قبول دارند و نه عضوش هستند. جامعه در غرب هم سیال تر از این تقسیم بندی های بودور که واردور است. با تشکر از شما. یا...هو

anosh.dadgar گفت:

در مورد شخص قالیباف من هم تا چندماه پیش هم نظر با شما بودم و او را مدیری توانمند وکارآمد می دانستم اما متاسفانه حالا به دلیل کاندیدشدن برای انتخابات ریاست جمهوری ویا به هر دلیل دیگر ایشان وارد مسیری شد که بر خلاف فکری که او و مشاورانش میکردند نتیجه ای جز شکست مفتضحانه در خرداد امسال برایش در پی نداشت.قالیباف در کنار مدیریت خوبی که در نیروی انتظامی و شهرداری از خود نشان داد متاسفانه با فشار تندروهای هم جناحی مجبور به دادن امتیاز و عقب نشینی گام به گام برای راضی نگه داشتن آنان شد از جمله ایشان زمانی که شهردار شد با شجاعت بخش زیادی از مدیران ومعاونان خود را بر اساس اصل شایسته سالاری از جریان اصلاح طلب برگزید و شایستگی را بر منافع جناحی ارجح تر می دانست اما به مرور با فشارهایی که به او وارد کردند بالاخره دیوار مقاومتش شکست و تمام مدیران جناح مخالف را برکنار نمود و در پی آن توقعات پایان ناپذیر اصول گرایان را یک به یک به انجام رسانید اما اشتباه مرگبار ایشان در انتخابات امسال رقم خورد جایی که به جای رو آوردن به قاطبه مردم پیروزی را در حرف شنوی از اصولگرایان دانست و با حرفهایی که مردم را از او دور و سران جناح را خشنود میکرد باعث ریزش شدید آرای خود گردید خصوصا در مناظرات تلویزیونی چنان متکبرانه بر اصولی که سالها برای مردم بی ارزش شده پافشاری کرد که نتیجه آنی شد که همه شاهدش بودیم .اینک باتوجه به ترکیب شورای شهر و انتخاب مجدد قالیباف مطمئنا نه قالیباف ونه شورا ونه مردم تهران رنگ آرامش را بخود نخواهند دید .آینده نزدیک صحت وسقم این را معلوم خواهد کرد.ممنون از شما

binam گفت:

با تحلیل تان در مورد اشتباهات قالیباف موافقم. ممکن است اختلاف نظرم کمتر از 20 درصد باشد با شما. ولی بازهم من در این بی آدمی قالیباف را بهتر از همه می دانم. و حتم دارم که او نیز با رویکردها و تصمیمات بهتری عمل خواهد کرد. منتها باید به بخش ظرفیت های روحی و روانی بسیار زیاد و خوب قالیباف هم نمره داد. او بعد از آن شکست مفتضح و بسیار غافلگیرانه بلافاصله خودش را باز یافت و با اعتماد بنفس مثال زدنی بدون اینکه حتی یک کلمه حرف نامربوط و توجیه و ننه من غریبم و اینجور اداها که در بین بازندگان جهان سوم عرف غالب است در بیاورد در لحظۀ سرنوشت سیاسی خودش با شادابی وارد مبارزۀ نفس گیر دیگری شد که آرای نهایی نشان داد که کمترین اطمینانی از برنده شدن قطعی خود نداشت. یک نگاه به عکس او و هاشمی در جلسۀ رأی گیری و شلیک خنده ای که او خودش تولید کنندۀ علتش بوده - چون او برگشته به هاشمی و او را می خنداند - نشان می دهد که چه سیاستمدار با ظرفیت و مدرنی است. من هم بسیار بیم دارم نسبت به عاقبت کار اصلاح طلبان شورا. اما امیدوارم که قالیباف از این آزمون جدید سربلند بنفع مردم تهران در بیاید. یا...هو

سه چرخه گفت...

البته فؤاد صادقی یک مطلبی نوشته و کلی از مکانیزم انتخاب شهردار تهران و شرافتمندی اصلاح طلبان ستایش کرده:

http://www.entekhab.ir/fa/news/128118

Dalghak.Irani گفت...

با همۀ احترامی که به فواد صادقی راست دیروز دارم من لیبرال تمام عمر. اما باید بگویم که مثل همیشه برای تشفی خاطر مبارک این مطالب را سر هم کرده است. اصلاح طلبان هر کاری که از دست شان بر می آمد در هر حجمی و هر اتهامی انجام دادند و حریف قالیباف نشدند. حتی من معتقدم که باز پسر هاشمی بود که برخی از اصلاح طلبان واقع گرا را در رودر بایستی پشت محسن نگه داشت و الا ادم دیگری نامزدشان بود 10 رأی هم نمی آورد. من هم مدعیم که حداقل چند نفر از اصلاح طلبان در قوارل مهندس حجت که رفت میراث فرهنگی فقط با ساز وکار فشار بیش از حد روانی از سوی سیاسی کاران شورا به هاشمی رأی دادند و اگر الان در محیط آزاد از انان استمزاج کنی خوشحالند که قالیباف شهردار مانده. تازه اصلاح طلبان باید خوشحال هم باشند که شهر خرابه و ورشکسته را تحویل نگرفتند تا آبروی قالیباف برود با این همه خسرانی که اصغر زاده به هفته نامل آسمان گفته بنقل از بهار بشرح زیر:

«شورای چهارم شهر ورشکسته‌ای را تحویل خواهد گرفت. بی‌انضباطی مالی، بدهی سنگین شهرداری به پیمانکاران،‌ میلیون‌ها متر مربع تراکم سیار پیش‌فروش‌شده و پروژه‌های نیمه‌کاره، تراز پرداخت‌های منفی، فروخته شدن بخش اعظم املاک و دارایی‌های شهرداری، که همه با نظاره‌گری شورای سوم انجام شده است.» (از گفت‌وگوی ابراهیم اصغرزاده با نشریه آسمان – شماره 58- شنبه 16 شهریور1392)

توضیح: شورای سوم حداقل 4 نفر گردن کلفت ترین اصلاح طلبان را داشته و جیک نزده اند! آخ. چقدر بی انصافی و خدای ناکرده دروغ.

توضیح بعدی:
روزنامه های شرق و اعتماد نتوانسته اند سایت شان را بروز کنند تا ساعت 930 بوقت تهران. نمی دانم چرا!

ناشناس گفت...

اصلاح طلب‌ها هم از طرفی‌ تحت فشار هستند چون به خانواده هاشمی قول داده بودند در ازای خدماتی که درست نیست اینجا مطرح شود وزارت نفت و شهرداری و جاهای دیگر که میتواند هزینه‌های این چند مدت را جبران کند در اختیارشان قرار گیرد و حالا مجبورند چنین موضع سختی در برابر راستگو بگیرند که به هاشمی بفهمانند از دست رفتن شهرداری خواسته اصلاح طلب‌ها نبوده و چنین چیزی تکرار نخواهد شد. البته قبول دارم اخلاقی‌ نیست اما باید همه زوایا را دید.

دوره گرد گفت...

گور پدر اصلاح طلبان... همینها بیچاره مان کردند با بچه بازی های هشت ساله ای که به احمدی نژاد ختم شد و هر کس عقل در کله اش باشد این را می فهمد... حرفت درست است.. اما...

یک مثال فرضی می زنم و خداوکیلی کلاهت را قاضی کن و جواب بده.. فرض کن قضیه برعکس بود... یعنی این سرکار خانم حضرت اشرف با اعلام مواضع اصول گرایی رای می آورد و حال به یکباره به جای قالیباف عزیزت به هاشمی رای میداد.. حاضرم قسم به هر چه تو بخواهی بخورم که الان مطلبی در مذمت خیانت او نوشته بودی با لیچارهای آبدار...
می دانی... تو هم جناحی برخورد می کنی استاد! حتی در شرایطی که منفعتی هم نداری بیخیال فردی که می خواهی او در صدر باشد نمی شود... حال از کسانی که منافع دارند چه انتظاری داری...

در ضمن اینکه نوشتم چرا به اصلاح طلبان گیر داده ای دقیقا منظورم این بود که همان معلوم الحالهایی که تو حاضر نیستی حتی نقدشان کنی چون تکلیفشان مشخص است، از قضا حامیان اصلی قالیباف عزیزت هستند و این همان نکته ایست که چند ماه است سعی می کنم بشنوی ولی دوست نداری بشنوی!
مخلص...

ناشناس گفت...

من برای دلقک متاسفم که به هر قیمتی و در هر شرایطی تمام گند کاری های منتهی به سردار را ختم به خیر می کند و به او توصیه میکنم مفهوم صداقت، خیانت و حزب را خوب مطالعه بفرمایند! هر چند رای مخالف و موافق دادن حق است اما شیوه رای دادن حضرت راستگو، دروغی بیش نبود. و حالا اصل مطلب اینکه راستگو با هماهنگی قبلی این طرفند را زده است با مشورت اصلاح طلبان و به نفع آنها زیرا:
1- با این کار گربه را دم حجله برای سردار کشته اند برای رای های لب مرز و متمایل به جناح اصلاح طلب در آینده!

2- سردار را با کثافت کاری های هشت ساله اش رها کرده اند تا چهار سال دیگر خود در مرداب متعفن این شهر سقط کند.
چرا که دیگر احمدی نژادی وجود ندارد تا سردار چلمن ما در قیاس با او بشود سوپر مدیر و رابین هود!

بنشینید و تماشا کنید!

خانم راستگو.... متشکریم!

بهار تهران گفت...

حالم از نوشته ی آخرتان بهم خورد دلقک نادلقک، وقتی آنها باهم هم قسم شده اند و خانم راستدگ وقسم خورده است و در روزنامه ها هم روز قبلش اعلامکرده که به هاشمی رای می دهد و از طریق لیست اصلاحطلبان به شورا راه یافته است آن اینجا وجدانش به جنبش در آمده و امانت در کرده از خودش؟ چرا این مواردش اشاره نمیکنید دلقک؟ می توانست در همان جمع بگوید که من می خواهم به قالیباف رای دهم نه اینکه در جمع یک سوگند بخورد و در نهان آن کار دیگر کند. مگر تیغ گذاشته بودند پس گردنش که باید به هاشمی رای دهد؟ کسی که حرف نهان و آشکارش یکی نیست و با خیانت پیشگی می خواهد مستقل باشد همان بهتر مه نباشد و واکنش مسجد جامعی کاملاً طبیعی و درست بوده است به نظرم. تو هم یک خایه مال بیش نیستی و به همان طرفی چپه می شوی که میل داری نه آن طرفی که درستی صداقت است.

Dalghak.Irani گفت...

دوره گرد محترم.

1- اولاً راحت باش زیرا اینجا مرکز عالم هستی نیست و سیاست های کلان نظام را وبلاگ من تعیین نمی کند. لذا چه دندان های فشرده و چه نیشخند مسخره ات را از "استاد!" در کامنتت بردار و راحت بحث کن. ضمن اینکه معمولاً بعد از چنین "استاد!"ی باید گوینده کمی مکث کند و تأثیر تمسخر یا عصبانیتش را در چهرۀ طرف مقابل رصد کند. و این مکث می توانست با گذاشتن سه نقطه در بعد از "استاد!" نشان داده شود.

2- در مورد داوری با کلاهم پرسیده ای باید بگویم که دقیق نمی توانم راجع به موردی که اتفاق نیفتاده قطعی صحبت کنم. اما یک چیز را مطمئنم و بارها هم گفته ام که نظر نه تنها من بلکه هر تحلیل گر و نویسندل دیگری هم خواه ناخواه مقداری از شخصیت، علایق، موضع سیاسی، حالات روحی و روانی هنگام نوشتن تحلیل و عوامل شخصی دیگری تأثیر قطعی می پذیرد و گریزی از آن نیست. تنها هنر تحلیلگر مستقل می تواند این باشد که تا جای ممکن سعی کند آگاهانه خود شخصی اش را قاطی داوری اجتماعی و سیاسی اش نکند. و الا تهی شدن از خودِ خود بطور کامل امکان ذاتی ندارد. ضمن اینکه اصولگرایان چون بحزب و انصباط حزبی اعتقاد ندارند و تکلیف شرعی هر امر دیگری را حد می زند اصولاً صدای اینجوری از خودشان در نمی آورند. که فلان اصولگرا خیانت کرده به حزبش.

3- چرا در مورد بی انضباطی حزبی راستگو چنین شاذ داوری کرده ام هم علاوه بر ارادت من به عملکرد قالیباف این موارد پیشینی اثر تعیین کننده داشته است:

الف- تصمیم به سیاسی کاری چند نفر محدود ازاعضای اصلاح طلب شورا را اصیل و مورد تأیید رهبران اصلاح طلب - از جمله خاتمی - نمی دانم و معتقدم که آن چند نفر سرخود و بدون مجوز رأس جریان اصلاحات تلاش برای دو قطبی کردن انتخاب شهردار کرده اند و نظر رأس اصلاحات حداکثر می تواند و می توانست این باشد که اصلاح طلبان نیز گزینه ای را در کنار سایر گزینه های شهردار شدن مطرح می کردند و انتخاب آزاد را بعهدۀ همۀ اعضاء اعلان می کردند. چون ما تا کنون حتی یک مورد رفتار حزبی چنین رادیکالی از سوی هیچ حزب و جریان سیاسی حتی حزب توده - بغیر از چریک های سازمانی - در تمام عمر کشور نداشته ایم تا چه رسد که اصلاح طلبان فقط یک ائتلاف افراد بوده است و مطلقاً منطق حزبی بر آن نمی شود بار کرد.

ب- قالیباف کاندیدای جریان اصولگرا نبود و نیست و همان رادیکال های کاسب اصلاح طلبان، اصولگرایان شورا را مجبور به اتحاد بر سر نام و پشت رأی قالیباف کردند و چه بسا در یک رویکرد اجتماعی و تعادلی می توانستند قالیباف را با آرایی منفی از اردوی مخالف خودشان هم از نان خوردن بیاندازند. اما رفتار معرکه گردانان اصلاح طلبان در شورا - یادمان باشد که شجاع پوریان نمایندۀ بهبهان و رییس کمیسیون مهمی بوده در مجلس اصلاحات و کم سر و صدا هم نبود. و سلطانی علاوه بر چندین استانداری دورۀ اصلاحات وزیر رد شدۀ روحانی هم بود و هستند در شورا و چطور نه فعالیتی کردند و نه رییس و سخنگوی فراکسیون سیاسی حکیمی پور و تندگویان شدند در حالیکه اگر سیاست شورا در دست موضع گیری رسمی اصلاحات بود بطور بدیهی اینان باید صحنه گردان می شدند - چنان دشمنانه و از ریشه بزن بصحنه آمد که بسیاری از اصولگرایان مخالف قطعی تفکر و مدیریت مدرن قالیباف چاره ای جز جواب "های هوی است" نداشتند.

چرخش راستگو از هاشمی به قالیباف را من چرخش او از هاشمی به نقدی و طائب و مصباح و احمدی نژاد و حتی باهنر و لاریجانی و ولایتی و هر اسم اصولگرای دیکری نمی دانم. زیرا اگر اصلاح طلبی معنای دیگر تجدد و مدرنیته باشد قالیباف از نظر معیار های اصلی مدرن مثل اهمیت به تکنیک و دانش محوری و زیبایی شناسی و شفافیت در عمل و نتیجه گرایی و شیک سازی و هنر دوستی و ... نه تنها از محسن هاشمی اصلاح طلب تر است بلکه از کل مجموعۀ اصلاح طلبان - سابقاً چپ مذهبی - نیز چندین سر و گردن مدرن تر است.

بنابراین قطعی است که من در برابر بی انضباطی حزبی هر اصلاح طلبی بنفع تحجر و واپس گرایی در تنور "واویلا بی انضباطی حزبی فاجعه است" بمیدان می امدم و اردوی شما را تأیید می کردم. ویا در بدترین حالت - بدلیل عدم اعتقاد به کوچکترین حزب و نظامات حزبی در جمهوری اسلامی سکوت می کردم. مرسی که حوصله می کنی! یا...هو

دوره گرد گفت...

دلقک عزیز

1. استاد اصطلاحم است و نمی خواستم با آن تاثیر عصبانیت را در شما ببینیم و در گفتارهای روزمره شفاهی هم با رفقا به کار می برم، بخصوص وقتی حرف کسی را قبول نداشته باشم!

2. انضباط حزبی هم مورد نظرم نیست چون چنین چیزی در جنگل داخل ایران شوخی بی مزه ایست، از طرف هر جناح که باشد...

3. اما به نظرم اصلاح طلبان که هر دو از آنها چندان خوشمان نمی آید و مطمئنم که مردم هم زیاد خوششان نمی آید صرفنظر از خاتمی و میرحسین و یک دونفر ( نگاه مردم به هاشمی و خانواده اش هنوز هم هست فقط از ترس مار غاشیه رفته ایم خانه ی عقرب جراره!)، در اینجا مقداری حق دارند از این نظر که آنها اساسا سیاستمداران رسانه ای و هوچی هستند و ذاتا اینگونه تربیت شده اند و بعد از دوران خمینی مطالعاتشان را هم در همین جهت سامان دادند و حالا استاد این کار هستند و کار دیگری بلد نیستند... به همین دلیل زمانی که سوار می شوند برد ذهنی و رسانه ای و هیاهو برایشان بیشتر از قدرت واقعی مهم است ( البته بیچاره ها حق دارند چون قدرت سخت افزاری چندانی ندارد)... به همین دلیل سعی کردند مانند الگوی 76 یک سری بردهای دومینویی و بهمن مانند راه بیندازند بعد از روحانی که شورا و شهرداری تهران و بعدتر مجلس شامل آنها شود... منتها حماقت و پوکی مغزشان آنجاست که تغییر شرایط را درست نفهمیده اند... نوشته های عباس عبدی را در سایتش بخوان و مصاحبه اش را با مهرنامه، دقیقا درون اصلاح طلبان را عریان کرده به زیبایی... جلوتر نمی روم و در مورد سال 88 نظرم را بیان نمی کنم تا فحش سایر کامنتیون محترم را نخورم...

4. من سر هیچ کدام از اینها که می گویی با تو اختلاف نظر ندارم ولی قالیباف مدرن، اصلاح طلب، پاک، واجد تمام صفات حسنه ات در مغزم نمی رود... بیشتر احساس می کنم که داریم از دو نفر متفاوت سخن می گوییم... یا شما اطلاعاتی دارید که ما نداریم، یا در عالم واقع قالیباف اصولگرا نیست و حرفهای حضرات را نشخوار نمی کند، جهت گیری سیاسی اش در جهت مطالبات مردم است، سپاهی نیست به این معنا که منافع را بین رفقا تقسیم کند... بالاخره یکی از این دو دیدگاه توهم است و نمی شود هر دو درست باشد، اما هر چه در نت و در روزنامه ها و به خصوص در تهران می گردم( راهسازی و غیره جای خود چون حرف شما فراتر از اینهاست)اثری از آنچه می گویی نمی یابم...
مخلص...

ناشناس گفت...

جناب تیمسار ، آزادگی شرط مهم لیبرالی است . علاقه شما به قالیباف به هر دلیل براس شخص شما قابل درک و محترم است اما دفاع شما از کار الهه راستگو غیر منطقی و غلط . در کشور ایران و اکثر کشور هایی که در آن رای گیری به عمل می آید، معدودند کسانی که مردم آنها را به نام می شناند و به شخص وی رای می دهند. الا در شهر های کوچک و جوامع قبیله ای فلذا رای خانم راستگو به عنوان کاندید اصلاح طلب باید مد نظر باشد نه رای شخصی وی.
در همه جای دنیا نمایندگان مختار به رای دادن بر اساس نظرات خود هستند ولی اگر نماینده ای تصمیم به مخالفت با نظرات مهم هم حزبی هایش بگیرد لازم است این را ابتدا اعلام کند و بعد هم از حزب کناره گیری کند و به جناح مقابل برود یا خود را مستقل اعلام کند .
اما موردی که باعث اشمئزاز رای خانم راستگو می شود شائبه رابطه مالی برادر وی در سطح کلان با آقای قالباف است . که این نمودی بارز از فساد است
موفق باشید

Dalghak.Irani گفت...

ناشناس عزیز.
آزادگی اصلاً خود لیبرالیسم است و بس. من عمل راستگو در متن "اعمال معدود نفرات سیاسی کار اصلاح طلب شورای شهر کاری اصلاح طلبانه نیست و مورد تأیید و دستور تشکیلات اصلی اصلاح طلبان برهبری خاتمی نیست" ارزیابی می کنم و نه پشت پا زدن به تشکیلات اصلاح طلبان. در ضمن من چون قالیباف را فراتر از مدرن یک پست مدرن (مدرن مؤمن) هم می دانم لذا هیچ شائبۀ فساد در مورد او را قبول ندارم چه خود خوردن باشد و چه به دیگران خوراندن. و اولین سند قابل دفاع از کمترین فساد او - در متن جمهوری اسلامی فاسد خوانده شود - به تأیید برسد یکی از دشمنان قسم خوردۀ او خواهم شد. لذا برادر راستگو اگر هم تحت قرار داد شهرداری باشد یک بیزنس سالم است چون طرف دیگر قرار داد که اگر قالیباف باشد سالم است. بنابراین این گونه فشارهای روزنامه ای و تبلیغاتی را شگرد اصلاح طلبان در ساختن هیاهو می دانم. معیار های پاک بودن قالیباف هم علاوه بر نبودن حتی یک سند سوء استفادۀ مستند در ارۀ او به راستگویی و عدم انفعال و هیچگاه عصبانی نمی شود و دهان بدهان کسی نمی گذارد و متلک و ایما و اشاره نمی کند و اتهام نمی زند و حرف بی ربط نمی زند و بد کسی را نمی خواهد و ده ها صفت خوب دیگر رصد می کنم. یا...هو

ناشناس گفت...

خیلی خوب است آدم در لندن بنشیند و حکم کند که هر چه از زیر دست قالیباف رد شده و هر که با او کار کرده سالم است.با ما شوخی داری , مهم نیست فکر خودت را بکن پس فردا نوشته های امروزت را خواندی با خودت چه میگویی؟ البته بیاد دارم که از نظر گاه لیبرالی ات درجه ای از فساد برای هر دولتمردی پذیرفته ای برای شما فساد مهم نیست درجه اش فعلا مهم است بعدا درجه اش هم مهم نیست. از جمله فساد مبارک ,قذافی,پینوشه, شاه وپدرش. بنا بر این فردا که سند سوءاستفاده قالیباف و دوستان پیدا و منتشر شدخواهی گفت اینها مهم نیست مهم این است قالیباف عصبانی نمیشود لبخند میزند دهان به دهان کسی نمیگذارد , متلک نمیگوید.نمیدانم لیبرالیسمی که شما میگویید همین است هرزمان که خواستی به رنگی در بیایی یا آنکه دیگران میگویند.آخی یادم رفت دوست جون جونی قاسم سلیمانی هم هست.

پيام امروز گفت...

دلقك عزيز
من قاليباف را آنگونه نميبينم كه شما ميبينيد و اشكال هم ندارد. بالاخره اختلاف سليقه است ديگر...
البته براي من دشوار است شخصي را بيابم كه بقول شما اين همه خصائل خوب داشته باشد و مريد تام رهبري هم باشد.
مسئله ديگر اينكه لفظ خائن كه در متن اشاره كرديد از سوي آقاي مسجدجامعي تكذيب شد.
ديگر اينكه اصلاح طلبان در مورد دنيامالي كه او هم در ليست اصلاح طلبان بود و به قاليباف راي داد انتقادي وارد نكردند. پس دعوا صرفا سر راي به قاليباف نبود.
ختم كلام هم اينكه برخلاف نظر شما من قاليباف را يك اصولگراي وفادار و مطيع ميدانم و او را در كنار لاريجاني و توكلي قرار ميدهم.

اميدوارم هميشه شما را سلامت و پركار ببينم

بهمن گفت...

من شخصا با آمدن هاشمی موافق نبودم به این دلیل که لشگر رقیب برای تخریب او هر کاری که از دستش بر می آمد انجام میداد و مردم متضرر میشدند اما با خود شیفتگی شما به خالیباف مشگل دارم اگر در تهران در اتوبان نیمه تمام امام علی رانندگی میکردی اونموقع شاید تحلیل دیگری ارائه میکردی اتوبانی که در جای جای آن کارگران در حال کار هستند به قتلگاه رانندگان تبدیل شده است راستی تیمسار عزیز چرا چرا قالیباف این اتوبان نیمه کاره را در ایام انتخابات افتتاح کرد آیا اتوبانهای بعدی هم اینگونه باید افتتاح شود امار کشته شدگان در این دو ماه اخیر را در دست دارید که اینگونه از ایشان دفاع میکنید ایشان مسئول جانهای گرفته شده در اتوبان است خدا وکیلی رانندگی در این اتوبان وحشتناکه اگر من در این مملکت کاره ای بودم دستور میدادم تا هر مسئولی که طرح نیمه تمامی را افتتاح کند او را به چهار میخ بکشند تا با جان مردم بازی نشود حال این طرح میخواهد اتوبان باشد یا کارخانه یا هر طرح عمرانی دیگر شما هم اگر واقع بین باشی ما از تحلیل هایتان بیشتر لذت میبریم

ناشناس گفت...

گفته اید هیچ مدرک مستند و تأئید شده ای از فساد او سراغ ندارید. دوست خوبم مگر در جمهوری اسلامی و این سی و پنج سال کسی مدارک مستند و تأئید شده ای هم از فساد یکی از این آقایون و خانوم ها دیده است که قالیباف دومی آن باشد؟ یعنی هاشمی، احمدی نژاد، جزایری، زنجانی، رفیق دوست و بسیار اسامی دیگری که به فساد مشهور شده اند بر اساس اسناد محکم و به رویت مردم رسیده ای اینگونه شده اند و دیگران فاقد چنین اسناد مثبته ای هستند؟ این کجای علم منطق به ما آموخته می شود که چون قالیباف بر اساس هیچ مدرکی که یافت نشده است! پاک است، پس زیر دستان او هم پاک هستند؟ مقدمه ای نادرست یا لااقل با احتمال نادرستی، نتیجه ای نادرست هم به دنبال دارد.

Dalghak.Irani گفت...

درست می فرمائید در مورد سخت بودن گرفتن رد فساد مدیران در جمهوری اسلامی. اما بازهم بسیار اتفاق افتاده که مدیران فاسد معمولاً یکجایی گیر افکار عمومی افتاده اند از سوی خود یا بستگان یا زیر دستان شان و می شود جامعه را قانع به باور کرد. همانطور که در مورد برخی از نام هایی که اسم برده ای این اتفاق افتاده. تازه اگر توجه کنیم که قالیباف در اتاق شیشه ای سازمان های اجتماعی مثل نیروی انتظامی و شهرداری است که 12 سال است کار می کند و این فرق دارد با مدیر فلان جای کمتر در دسترس و پنهان و طبقه بندی شده و از این قبیل. خب وقتی یک آدمی 12 سال زیر شدید ترین نگاه های رسانه ای و شهروندی مدیریت کرده و سپس یک سال تمام بطور ویژه مورد زیر و رو کردن تمام سوراخ سنبه هایش از سوی لشکر پیروان رقبای انتخاباتی اش و بدون هیچ یار و یاور حزبی و تشمکیلاتی و جناحی- یک دور با ریاست جمهوری ها و یک بار هو اصلاح طلبان کف بر لب آورده و مغرور شهرداری چی ها - قرار گرفته و از سه تا شورای شهر مختلف تأیید عمل کرد گرفته و ... آن وقت تنها مطلبی که رقبایش در روز آخر توانسته اند بگویند این است :
ما قالیباف را به این دلیل تخریب نکردیم که ما خیلی ماه بودیم و سعۀ صدر اصلاح طلبی خفه مان کرده بود. و به این دلیل که هاشمی ما دستور داده بود که ایجابی رفتار کنیم و مثل قالیباف و رفقایش دهان گند و فحاش و نجس نباشیم و (نقل محتوا از نوشته های مستأصل فواد صادقی در روزنامۀ آرمان و سایت انتخاب. صادقی عزیز که خودش تازه از اصولگرایی به اصلاح طلبی تغییر فاز داده متخصص و مجاز حساب کشی از پستوهاست و تقریباً می تواند اسناد کم یابی را تهیه و افشا کند). در حالیکه حجم تخریبی که قالیباف را خواستند بکنند در مورد هیچ کس دیگر تا کنون سابقه نداشته و فقط روزنامۀ شرق هر روز و بمدت سه ماه دو تا سه مطلب جعلی و باسمه ای و بی ارتباط با شهرداری و ...بنام قالیباف می زد تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. تازه به این دیالوگ جلسۀ رأی گیری گوش کن:

محسن هاشمی می گوید: روابط عالی دارم با قالیباف و او اله است و بله است.

معصومۀ آباد می گوید: آقای هاشمی حالا که اینقدر بهم نزدیک هستید چرا بنفع قالیباف کنار نمی روی که اجماع هم بشود و کارها به تقابل در شورا نکشد.

هاشمی جواب می دهد که قالیباف اجازه نمی دهد من کنار بکشم و می گوید بمان و مبارزه کن.

قالیباف تأیید می کند که این درست است و خواست اوست که رقابت شرافتمندانه و تا نهایت باشد.

یا...هو

دوره گرد گفت...

برای شرف این سپاهی پاک (تناقض درونی واژه را ببینید) صلوات!

شرمنده دلقک جان... شما حکم عصمت قالیباف را صادر کرده ای... هر کس هم که سند بیاورد که آقا چنین است و چنان است تو توجیه می کنی... برادر راستگو با قالیباف بیزنس سالمی دارد در شهرداری!!! بچه ها دقت کنید، بیزینس! سالم! در شهرداریییی... باشد دلقک تو راست می گویی... تقصیر نداری... هر چه می خواهی از عشقت طرفداری کن... من یکی دیگر در این باره چیزی نخوام نوشت... اما مطمئن باش 24 خرداد زدیم توی دهن سپاه و قالیبافت... باز هم میزنیم... اگر زورمان برسد پوست امثال او را که جای ماها و رفقایمان را به زور گرفته اند می کنیم... هرچند فعلا این جماعت سوار خر مراد هستند... 24 خرداد فریاد زدیم که این مردک را نمی خواهیم... باز حقنه کردند در حلق ملت... چه می شود کرد... جمهوری اسلامی است دیگر!!!
در مورد قالیباف حرف آخرم است و دیگر چیزی برای گفتن نمانده! از قدیم گفته اند چاردیواری، اختیاری... تو اختیار بلاگت را داری، ما هم اختیار عقل سلیممان را...

ناشناس گفت...

تیمسار عزیز سلام
مدتی است از خوانندگان وبلاگ شما هستم
با اشتیاق مقالات شما را دنبال می کنم
اما به هیچ وجه موضع شما را در مورد شورای شهر تهران و انتخاب شهردار و حمایت شما از قالیباف را نمی پسندم
موضع شما در مورد خانم راستگو در صورتی صحیح است که ایشان مستقل و به یک باره رای میداد نه بعد از چندین جلسه با اصلاح طلب ها و به اجماع رسیدن
امیدوارم جسارت بنده را ببخشید ولی انصاف دهید که کمی در این مورد حمایت از جناب قالیباف زیاده روی می کنید

Dalghak.Irani گفت...

انکیزه ام قطعاً میهن پرستانه و برای منافع کلان ملتم است. در پیاز داغ هواداریم از قالیباف ممکن است زیاده روی کرده باشم که می تواند تحت تأثیر افراط مخالفان بی سند و منطقش باشد. اما در مورد یگانه بودن او در جزو بهترین مدیران کلان جمهوری اسلامی بودن شک ندارم. هیچکس عصبی نشود لطفاً. من هم حق دارم تشخیصم که همواره پالوده به حس خیرخواهم است را ابراز بکنم و مطلقاً تسلیم شانتاژ و چون همه می گویند نمی شوم. البته با اولین نشانه از اشتباهم عذرخواهی می کنم و حرفم را پس می گیرم. چون شأنی غیر از سرفرازی میهنم برای شخص خودم قائل نیستم. یا...هو

ناشناس گفت...

از دوستان می خواهم که فقط با دیدن یک "بیست و سی" نظر ندهند! طرف شب قبلش گفته به هاشمی رای میده! روز انتخاب شهردار هم همینطور! بعد یواشکی رای اونوری داده! اگه هدفش سیاسی بازی و تخریب اصلاح طلبها نبود، مثل یک آدم باشرف (مثل دنیامالی) میگفت نمیخواهم به قالیباف رای بدهم. مشکل ایشان خیانت تشکیلاتی است و البته دروغگویی خانم راستگو!

ناشناس گفت...

سفیه خودتی دلقک... اعتراض اصلاح طلبان نه به این خاطر است که الهه دروغگو به چه کسی رای داده بلکه به خاطر دوروغگویی و دورویی این زنیکه است چرا که قبلا و در جلسه هماهنگی اصلاح طلبان او گفته بود به هاشمی رای خواهد داد اما دروغ گفت و استراتژی اصلاح طلبان را به تمسخر گرفت.

ناشناس گفت...

نظر صادق زیبا کلام درباره ماجرای الهه راستگو
جامعه > شهری - صادق زیبا کلام در یادداشتی در روزنامه شرق درباره رای الهه راستگو نوشت:
از روز یکشنبه 17شهریور که خانم راستگو به‌همراه آقای دنیامالی، دو عضو حاضر در فهرست اصلاح‌طلبان شورای شهر، به جای دادن رای به محسن هاشمی نامزد اصلاح‌طلبان، به قالیباف نامزد اصولگرایان رای دادند و در نتیجه با همان دو رای باعث ماندن شهرداری در دست اصولگرایان شدند، رسانه‌های پرتعداد آنان دفاع شداد و غلاظی از عمل خانم راستگو را کلید زده‌اند. همچنین به موازات حمایت از خانم راستگو، اصولگرایان حملات سنگینی را هم متوجه اصلاح‌طلبان کرده‌اند. آنان در رسانه‌های پرتعدادشان، اصلاح‌طلبان را به واسطه انتقاداتشان به عمل الهه راستگو، متهم به استبداد کرده‌اند.

از دید اصولگرایان، این حق خانم راستگو بوده که به‌عنوان یک عضو شورای شهر، تصمیم بگیرد و انتخاب کند که به چه کسی رای دهد؟ این انتظار و توقع اصلاح‌طلبان از وی که همه اعضای فراکسیون باید به تصمیمات جمعی احترام بگذارند، از دید اصولگرایان، مصداق روشن استبداد، تحکم و دیکتاتوری است.

آنان همچنین مدعی هستند با اینکه آقای عباس جدیدی به جناح آنان تعلق دارد اما وقتی به جای آقای قالیباف به آقای محسن هاشمی رای داد، اصولگرایان به هیچ روی از وی کدورتی به دل نگرفتند.

اما با وجود همه سرزنش‌ها و استدلال‌های اصولگرایان نسبت به اصلاح‌طلبان و با در نظر گرفتن همه دسته‌گل‌هایی که آنان به واسطه عملکرد «آزادمنشانه» رای خودشان می‌فرستند، همان‌طور که گفته شد عمل خانم راستگو، غیردموکراتیک بود و دفاع اصولگرایان از وی و متقابلا حملاتشان به اصلاح‌طلبان و متهم‌کردن آنان به رفتار غیردموکراتیک، نهایت فرصت‌طلبی سیاسی است.

این درست است که راستگو از این حق برخوردار است که به هرکس که می‌خواهد رای دهد اما همه این حق و حقوق، زمانی تحقق می‌یابد که وی به اعتبار شخص «الهه راستگو» انتخاب می‌شد و به عضویت شورا درمی‌آمد. اما آیا رای خانم راستگو، به واسطه اینکه ایشان «الهه راستگو» بودند به ایشان داده شد؟

به بیان دیگر، اگر خانم راستگو در فهرست اصلاح‌طلبان نمی‌بود، همین میزان رای را می‌آورد؟ تصور نمی‌رود که نه خانم راستگو و نه طرفداران جدید اصولگرای وی، بتوانند چنین ادعایی را مطرح کنند. بنابراین رای ایشان اخلاقا و اصولا برحسب ضوابط و قواعد دموکراسی، تعلق به خودشان نداشته و تعلق به جریان سیاسی‌ای دارد که موجبات انتخاب ایشان را فراهم آورده است.

اگر ایشان به‌راستی مایل هستند که حسب انتخاب فردی و شخصی خود تصمیم‌گیری کند، در آن صورت اخلاقا موظف بود روزی که اصلاح‌طلبان، وی را در فهرست خود قرار دادند به آنها می‌گفت در صورتی که انتخاب شود، هیچ تعهدی به تصمیمات جمعی و اهدافی که به مردم اعلام شده و به واسطه آن رای گرفته شده ندارد و هر طور که صلاح دید، عمل می‌کند.

اما در عمل خانم راستگو بعد از آنکه از اعتبار اصلاح‌طلبان استفاده (یا درست‌تر بگوییم سوءاستفاده کرد) مقایسه آقای جدیدی با نامبرده که بعضا از سوی اصولگرایان صورت می‌گیرد هم قیاس مع‌الفارق است. به همان میزان که حضور خانم راستگو در شورای شهر مدیون اصلاح‌طلبان است، به همان میزان حضور آقای جدیدی صرفا و فقط مدیون و مرهون «عباس جدیدی» است.

تقریبا اکثریت قریب‌به‌اتفاق رای‌دهندگان تهرانی، به واسطه شخصیت ورزشی وی، به واسطه علاقه به کشتی و اینکه آقای جدیدی در مقطعی قهرمان المپیک و قهرمان ملی کشور بودند، به وی رای دادند. به عبارت دیگر چه عباس جدیدی در فهرست «آبادگران» بود چه در فهرست کارگزاران یا اصلاح‌طلبان و دیگر اصولگرایان، همین میزان رای را می‌آورد چون رای به جدیدی به واسطه فهرست نبود. این چه دخلی به خانم راستگو پیدا می‌کند که اگر در فهرست اصلاح‌طلبان نبود یک‌هزارم این رای را هم نمی‌آورد؟

بعید به نظر می‌رسد که اصولگرایان این نکات و قواعد ابتدایی، بدیهی، اولیه دموکراسی، حزبی و کار تشکیلاتی را ندانند. اما اینکه با وجود این، چرا خود را به تجاهل زده و با همه وجود به دفاع از عمل غیراخلاقی خانم راستگو برخاسته و اصلاح‌طلبان را متهم می‌کنند شاید در گرو این پرسش است که اصولگرایان به‌راستی چقدر پایبند به ضوابط اخلاقی در سیاست هستند؟

پاسخ به این سوال البته بارها برای مردم روشن شده است.

Imanbme گفت...

با سلام
می دانم که شما ذاتا آقای قالیباف را فردی شایسته می دانید، در بعد نظری هم قابل احترام است و همانگونه که بنده ایشان را بر خلاف شما دوست نمی دارم، اما اینها نباید منجر به این امر شود که واقعیات را تادیده گرفت، شمارا به نظر دکتر زیباکلام که میدانم ارادتی خاص به او دارید ارجاع می دهم. باشد که برای پسند خویش خق را چون ماکیاول به زیر پا نگذاریم.



http://khabaronline.ir/detail/312674/society/urban

Dalghak.Irani گفت...

من هنوز متقاعد نشده ام و لذا بر رأی خویش استوارم. توضیح بیشتر هر چند مفید بفایده نیست وقتی دو طرف بحث از پایه های بنیادین و فلسفی با حداقل اشتراکات برخوردار نیستند. اما بحرمت شما و با توجه به نظر زیبا کلام این آخرین تیترهای دفاع از استدلال خودم را مجدداً یاد آوری می کنم. ضمن اینکه من دکتر زیبا کلام را روشنفکری لیبرال و مستقل و کمتر سیاسی کار می شناسم و به ایشان علاقه مندم. اما در همین اواخر کم نبوده مواردی که آرای او را نپسندیده ام و نوشته ام.

اعتراض من به ماجرای اخیر یک اعتراض محتوایی بوده و نه شکلی. به این معنا که من حرکت برخی اعضای تندرو و کاسب کار شورای شهر منتسب به اصلاح طلبان را در متن "جرزنی در مقابل باخت" شناخته و از موضع "اصلاح طلبی بمثابه یک گفتمان" مورد نقد قرار داده ام و نه از منظر "اصلاح طلبی بمثابه یک حزب". من به هو و جنجال و اعتراض آن چند نفر برای فرافکنی باخت خویش متمرکز بوده ام و نه به رسیدگی تخلف حزبی خانم راستگو در قالب موضوعی داخلی در حزب متبوعه اش. ضمن اینکه من علاوه بر اینکه احزاب چنین بسته ای را جز در احزاب کمونیست کشورهای توتالیتر سراغ ندارم اصولاً به وجود حزب بمعنای حزب در جمهوری اسلامی اعتقاد ندارم.

بعبارت دیگر همان سه چهار نفر شلوغ کننده در بین اصلاح طلبان شورا ابتدا اعتراض محتوایی داشتند و از باخت خویش ناراحتی هیستریک پیدا کرده و به راستگو گیر داده اند. بعد که با واکنش جامعه مواجه شده اند اعتراض خودشان را در قالب توجیه تخلف حزبی ریخته و هیاهو راه انداخته اند. و الا نه به آن واکنش های هیستریک اولیه نیاز بود و نه آن توهین های قبل از تشکیل دادگاه حزبی برای راستگو. و نه واکنش های بچه گانۀ ترک شورا در هنگام نطق میان دستور راستگو بعنوان عضوی از شورا. آنان باید نتیجۀ آرا را با مدنیت کامل می پذیرفتند و به قالیباف تبریک می گفتند و خویشتن داری می کردند و در ثانی به تخلف حزبی عضوشان بعنوان موضوعی داخلی اهتمام می کردند.

دفاعیۀ زیبا کلام دو تا مشکل دارد. اولی این است که از کلیشۀ "تحقیر اصلولگرایان و متهم کردن آنان بجنجال رسانه ای پرحجم و ..." شروع کرده است. در حالی که ایشان به این دلیل که مخاطبانش اهل خواندن و مطالعۀ نشریات اصولگرا نیستند یک کمیت کتره ای را به اصولگرایان نسبت داده اند. در حالیکه حداقل باید نمونه های این هجوم بقول خودش انبوه و غیر اخلاقی اصولگرایان را معرفی می کرد و آن را با حجم مطالب نشریات اصلاح طلب در جنجال سازی اخیر را مقایسه می کرد. بعبارت دیگر زیبا کلام از ذهنیت منفی ساخته شده از سوی 1- چپ های اصلاح طلب 2- واپس گرایی اصولگرایان در ذهن عامۀ تحصیلکرده" سوء استفاده کرده و گفته است که جنجال را اصولگرایان و نه اصلاح طلبان کاسب شورا شروع کرده و ادامه داده اند.
ادامه دارد...

Dalghak.Irani گفت...


دوم اینکه ایشان در مورد مثال جدیدی حق بجانب غیر علمی و سست برخورد کرده اندو گفته اند که رأی راستگو صد در صد حزبی و تشکیلاتی بوده ورأی جدیدی صد در صد انفرادی و شخصی و ورزشکاری. در حالیکه این موضوع می تواند غلط باشد و حداقل قابل استناد نیست. زیرا نه ایشان و نه هیچکس دیگر معبار و متری قابل استناد در دستش ندارد که بگوید چه کسی به چه کسی و با چه انگیزه ای رأی داده. همان استدلال ورزشکار بودن جدیدی را می توان در مورد زن بودن و دو دوره نمایندۀ مجلس بودن راستگو هم صادق دانست و استناد کرد. مضافاً به اینکه ورزشکاری جدیدی در نزد رأی دهندگان اصلاح طلب بیشتر توجیه دارد تا رأی دهندگان اصولگرا. زیرا رأی دهندگان اصلاح طلبان بیشتر بر مبنای ارزش های عرفی و شناخت و البته هیجانی رأی می دهند و کمتر از اصولگرایان که رأی شرعی و مذهبی می دهند تشکیلاتی عمل می کنند. نتیجه اینکه اصلاح طلبان از شهرت ساعی بیشتر متنفع می شوند تا اصولگرایان از شهرت جدیدی. جدیدی اگر در لیست اصولگرایان نبود ممکن بود با رأی انفرادی اصلاح طلبان انتخاب می شد. اما وقتی در لیست اصولگرایان قرار گرفته آرای اصولگرای او بیشتر تشکیلاتی و شرعی بوده است از جانب معتقدان به اصولگرایان. تازه این تفکیک به این دلیل درست نیست که اگر جدیدی هم قصد داشت غیر تشکیلاتی عمل کند و هم مطمئن بود که رأی انفرادی دارد و انتخاب خواهد شد از ابتدا نباید وارد لیست اصولگرایان می شد و وقتی خودش قبول کرده که وارد شود باید با همان استدلال راستگو بر تعهد تشکیلاتی متعهد می ماند.

حرف زیاد می توانم بزنم و نگاهی به کامنت های زیر حرف زیبا کلام در خبر آنلاین هم نشان می دهد که جامعۀ ما هشیاران زیاد هم کم ندارد و همه دنبال من قال نیستند و با عقل و احساس مسئولیت شان به ماقال ها می اندیشند.

این همه را گفتم که در آخر سر بر گردم بحرف اولم:

این گافی که آن چند نفر تحت نام اصلاح طلبان در شورای شهر مرتکب شدند. اولاً تصمیم اصلاح طلبان بمعنای جریان کلان آن با رهبران و سران مشخص نبوده است و ارزش "بار کردن تبعات منفی آن بجریان اصیل اصلاحات" را ندارد و نباید بشود. کما اینکه خوشبختانه جریان اصلی و صاحبان گفتمان اصلاحات کل این حرکت را تأیید نکرده اند. ثانیاً هیچکس صحبت از سه ماه لابی گری کاسبکارانۀ آن چند عضو معدود شورای شهر نمی کنند و مشخص نمی کنند که این اجماع مورد ادعا در ان جلسات با چه فشار و هوچی گری های پشت پرده ای به دست امده است. ثالثاً راستگو در جلسۀ انتخابات وقتی با توجه بهر چی نظرش عوض شده ابتدا سعی کرده با دادن رأی ممتنع خودش را از بازی کنار بکشد ولی از بخت بدش به نتیجه نرسیده است و در رأی گیری دوم ناچار رأیش را علنی کرده است. رابعاً اتهام به برادر او در هجوم تبلیغاتی کاری بشدت انفعالی و غیر اصلاح طلبانه و حتی پلشت بوده و اگر می توان به او تهمت رانت داد چرا نشود بکل ساز وکار چنین لابی سیاسی کاری در شورای شهر خدماتی چنین اتهامی را وارد نکرد. به این معنا که راستگو برای منافع خود و برادرش - یکنفر - از قالیباف حمایت کرده در حالیکه اصلاح طلبان با انتظار رانت به همه و چندین حزب و گروه به هاشمی روی آورده اند. لذا بنظرم این حرکت صد در صد خطا بوده و اگر هر چه زودتر جمع نشود بضرر اصلاح طلبان - بمثابه یک گفتمان - تمام خواهد شد. و این هیجانات احساسی زود گذر حرف نهایی نیست و مردم عقل و فکر دارند و در آینده معلوم خواهد شد که خائن و خادم به اصلاحات چه کسان و چه دست های پشت پرده ای بوده است. من هنوز هم رأی راستگو را فارغ از ایرادات شکلی بنفع کل اصلاحات گفتمانی می دانم و آینده ثابت خواهد کرد که اگر هاشمی شهردار شده بود چه تالی فاسدی داشت برای دولت جدید و کل گفتمان اصلاح طلب. باید منتظر بمانیم.

من در مورد مهندس هاشمی اسائۀ ادب و تخطئه ای نکرده ام و این نوشته فارغ از ورود به موضوع قالیباف و هاشمی است. یا...هو

بردیا گفت...

دلقک جان
من هنوز نمی دانم چطوری نمک گیر قالیباف شده ای که با این حرارت ار او دفاع میکنی.
عزیز من!داری تجاهل العارف میکنی.
صحبت اصلی سر این نیست که خانم راستگو کاندیدای اصلاح طلبان بوده ولی به رقیب آنها رای داده آن هم به خاطر منافع مادی آقا داداشش (که البته این موضوع در جای خود بسیار مهم است).مسئله اینجاست که این خانم سوگندان شداد و غلاظ خورده که به هاشمی رای میدهد و بعد دروغش آشکار شده آن هم نه به اعتراف خودش.مشکل کلینتون رابطه اش با مونیکا نبود بلکه دروغگوییش بود که او را از شایستگی نماینده ی مردم بودن ساقط کرد.حالا هی به اصلاح طلبان فحش بده.حواست باشد که با این دفاع تهوع آورت توی صف اصول گرایان اقتدارطلب فاسد و دروغگو یک جا برای خودت ذخیره کرده ای.گر چه قبلا هم چند بار گفته ام و بر طریق خود پافشاری می کنی اما من آنچه شرط بلاغ است ......