ه‍.ش. ۱۳۹۲ شهریور ۱۰, یکشنبه

شکست اوباما در جنگی که هنوز شروع نکرده است!


1- تفاوت های شخصی و خصلتی باراک اوباما در مقایسه با اعقاب نسل های سفید پوست کاشف و بنیانگذار امریکای نوین از سویی و ضعف های فکری و سیاسی ایشان - مستولی بر نحلۀ چپ سیاستمداران روشنفکر - در مقایسه با سیاستمداران عملگرا و راست کیش از جانب دیگر بالاخره کار دست غرب داد و بحران جدید سوریه در حال تبدیل شدن به دردسر بزرگی در داخل کشورهای غربی است. غرب آشکارا سرسام گرفته و قادر به اتخاذ تصمیم درست در بهترین موقعیت پیش آمده - توضیح خواهم داد - برای حل و فصل بسیاری از مشکلات خاورمیانه نیست. و نه تنها نیست بلکه در حال کشاندن بحران بداخل نظام تصمیم گیری کشورهای غربی است و این موضوع فارغ از ارزش داوری نیک و بد - از جنبۀ دموکراسی - باعث بحث ها و منازعات زیادی در محافل غربی و بویژه در نظام تصمیم سازی امریکا خواهد شد.

2- درست است که احالۀ تصمیم به شروع جنگ در سوریه به موافقت کنگره از سوی اوباما در نگاه اول تصمیمی عاقلانه و دموکراتیک تر از تصمیم مستقل رییس جمهور امریکا می نماید؛ اما در نهایت باعث نوعی بدعت نانوشته هم خواهد شد برای آینده و ایالات متحده را از "امریکای کدخدای جهان" به "امریکای یکی از کشورهای قدرتمند جهان" تقلیل خواهد داد. لذا در روزهای آینده باید منتظر واکنش های شدید سیاستمداران امریکایی بموضع گیری جدید باراک اوباما باشیم که او را متهم به شکستن هیمنۀ ابرقدرتی امریکا کرده و با فرصت سوزی و تزلزل در تصمیمگیری دوستان امریکا را مأیوس و سردرگم و دشمنان امریکا را جری کرده است. زیرا یکی از نشانه های هیمنه و سیطرۀ امریکا بر سیاست جهان تصمیم گیری های یکجانبه و از آن مهمتر سرعت و شدت و سهولت در تصمیم گیری بود حتی اگر همواره تصمیمات صحیحی هم نبوده باشد.

3- امریکا اگر تصمیم به حمله به سوریه به بهانۀ - درست و غلط - موضوع استفاده از سلاح شیمیایی داشت باید در ظرف همان 48 ساعتی که با توپ پر و تبلیغات انبوه وارد ماجرا شد انجام می داد و توضیحات بعدی در حین عملیات و حتی پس از خاتمۀ ضربۀ محدود ادعایی به رسانه های تبلیغاتی آن داده می شد با نیت توجیه حمله. زیرا فارغ از اینکه کنگرۀ امریکا موافق یا مخالف این عملیات باشد اینک دیگر زمان حمله از دست رفته است. چه اگر این حمله یک حملۀ محدود باشد به اهداف تاکتیکی بقصد از بین بردن توان نظامی اسد باید در نهایت غافلگیری انجام می شد که نشد و حالا دیگر به اهداف مورد نظر نایل نخواهد شد. چون اسد فرصت داشته که کلیۀ تمهیدات لازم برای جلوگیری از آسیب های حملۀ ناگهانی را بیندیشد و با جابجایی و سایر ملاحظات نظامی آسیب پذیری خودش را بحداقل کاهش دهد.

4- فرصت پیش آمده از جهت بهانۀ سلاح های شیمیایی در سوریه یکی از طلایی ترین فرصت های ممکن برای اوباما و غرب بود که نتوانستند بهره برداری لازم را بکنند. البته هنوز هم می توان این فرصت را بازیابی کرد و مجدداً بجریان انداخت. آیا سیاستمداران امریکایی و غربی به این بهترین گزینه خواهند رسید؟

5- بنظر من هنگام بروز بحران جدید باراک اوباما می بایست اعلان می کرد که جنگ داخلی در سوریه از مرزهای خط قرمز غرب (بکارگیری سلاح شیمیایی) عبور کرده است و دیگر از نظر امریکا قابل تحمل نیست. لذا اعلان می کرد که یک فرصت سه ماهه بکلیۀ ذینفع ها در منازعۀ سوریه اعم از اسد و مخالفانش در داخل و حامیان دو طرف در خارج داده می شود که یک راه حل سیاسی مرضی الطرفین پیدا کنند برای توقف جنگ و حل و فصل موضوع. و الا امریکا و متحدانش در پایان مهلت تعیین شده با استفاده از نیروی نظامی موضوع سوریه را حل خواهند کرد. این راه حل بدلایل زیر بهترین راه حل بود و است. ضمن اینکه احتمال موفقیت آن و جلوگیری از جنگ هم بسیار بسیار زیاد بود و است:

الف- باراک اوباما به تعهد خود مبنی بر خط قرمز کشیدن برای دولت سوریه عمل کرده بود.

ب- امریکا و غرب نیازی نداشتند که در مورد طرف استفاده کننده از سلاح شیمیایی تأکید خاصی بکنند و خودشان را در معرض چالش "دروغگویی" فعلی افکار عمومی قرار نمی دادند.

پ- افکار عمومی جهان غرب متقاعد می شد که دولت هایشان حداکثر تمهید را اندیشیده اند که از بروز جنگ فراگیر خود داری کنند و لذا اگر در پایان مهلت سه ماهه مجبور از جنگ در سوریه می شدند افکار عمومی نیز همراهی می کرد و می کند.

ت- اما مهمترین نکته در این سناریو این بود و است که در ایران دولت جدیدی با مواضع جدیدی برسر کار آمده است که هنوز کوچکترین تستی نشده است که مواضع جدید دولت روحانی چه مقدار استراتژی منطقه ای و جهانی ایران را تغییر داده یا مایل به تغییر دادن است.

ث- این فرصت اگر بوجود می آمد و بیاید هم بدولت روحانی امکان می دهد که از موضع محکمتری در داخل ایران بسیاست تنش زدا بپردازد و هم به امریکا این فرصت را می داد و می دهد که با رسیدن به توافق برسر سوریه با ایران کلید حل مشکلات هسته ای و حتی مناقشات سی سالۀ ایران با غرب را آسانتر بچرخاند.

6- در شرایط فعلی اما نه حملۀ محدود و زمان مردۀ امریکا و غرب به سوریه تأثیر گذار خواهد بود و بدتر اینکه همۀ طرف های در گیر - بدتر از همه ایران - را بموضع رادیکال تر و آشتی ناپذیرتری سوق خواهد داد. که آینده را مبهم و بسیار خطرناک برای همۀ جهان خواهد کرد.

7- تنها نقطه ضعف این راه حل (راه حل سیاسی در مدت محدود سه ماهه یا پذیرش جنگ نامحدود) این بود و است که در صورت شکست احتمال ضعیف توافق برای پایان دادن به بحران سوریه؛ امریکا و غرب ناچار بودند و هستند که حمله ای همه جانبه و زمان بر به سوریه بکنند. البته تأکید می کنم که با توجه به همۀ داده های میدانی - بویژه در ایران - احتمال موفقیت چنین طرحی بسیار زیاد بود و است. یا...هو

بعد از تحریر: بد نیست سری هم به صحرای کربلا بزنم و یادی بکنم از هیلاری کلینتون وزیر خارجۀ دولت اول اوباما که بارها گفته بودم ستون تصمیم گیری و تصمیم ساز سیاست خارجی نسبتاً موفق اوباما بود و اینک جای خالی اش احساس می شود. چون اوباما فقط در بحران سوریه نیست که سردرگم شده بلکه او در موارد دیگر هم مثل وضعیت مصر بشدت متزلزل و بلاتکلیف نشان داده است.

۲۰ نظر:

ناشناس گفت...

کیانصر:

چرا حمله به تعویق افتاد:
- روزی صد بار اوباما به خودش می گوید من قبلا جایزه صلح نوبل گرفته ام با حمله به سوریه و انتشار عکس های جسد کودکان توسط تلویزیون بشار اسد تاریخ به من چه می گوید بهتر است با نظر کنگره عمل کنم و بگویم جمهوری خواهان مجوز دادند.
پارلمان انگلیس به خاطر لجاجت حزب کارگر به شرکت این کشور در حمله رای نداد ولی اکنون با لابی ها قرار است دوباره رای گیری شود و این بار رای می أورد.
- سازمان ملل بدلیل روسیه و چین اجماع نشد لذا فرصتی لازم است تا کشورهای هم چون ژاپن و کانادا و هر چند کشور اروپایی شروع به همکاری نمایند.
- اسلحه های ارسالی به ارتش ازاد هنوز کاملا در اختیار ایشان قرار نگرفته و مقداری زمان لازم است زیرا قرار نیست نیرو ناتو در سوریه پیاده شود و باید خود ارتش ازاد کار را ادامه بدهند.
- ارتش بشار اسد اکنون در جابجایی های عظیم نفرات و تجهیزات است و زمان باعث خستگی و کمبود لجستیکی نفرات می شود کما این که جابجایی امکان فرار از خدمت را نیز بیشتر می کند.
- امریکا باید در حمله پایگاه های القاعده را نیز شناسایی و منهدم کند تا برای مردم امریکا این جنگ منفعتی داشته باشد لذا برای شناسایی این نیروهای مرموز زمان لازم است.
- فشار شروع جنگ باعث خروج نیروی حزب الله و ایران از سوریه می گردد که ایجاد زمان برای این کار لازم است. با خروج این نیروها وزنه تعادلی این جنگ فرسایشی به سمت نیروهای ارتش ازاد می چربد.
- با ایجاد زمان امکان مصالحه با ایران به شکل باز گذاردن دست ایران جهت اجرای یک کودتای داخلی در سوریه برای برکناری اسد و اوردن یک شخصیت نظامی مرضی الطرفین بالاتر می رود. زیرا نیروهای ایرانی اکنون شناخت خوبی از نظامیان اسد پیدا کرده اند و می توانند شرایط کودتا را فراهم نمایند.
اکنون وضعیت سوریه با یک صد هزار کشته و یک میلیون مجروح و پنج میلیون اواره و شهرهایی نابود شده و خشم نابود کننده در دل های طرفین تنها با یک روش مرضی الطرفین قابل ادامه یافتن به نحوی منطقی است.

ناشناس گفت...

تیمسار به نظرت رای کنگره امریکا چه خواهد بود؟

Dalghak.Irani گفت...

بسیار سخت است گفتنش. اما فکر می کنم با اختلاف کمی مجوز را بدهند. زیرا هم اسلحه چی ها و هم محافظه کارانی که می خواهند ایران را از مدار گفتگو دور کنند سخت بی تابند. و مهمتر اینکه بنوعی به حیثیت امریکا و رییس جمهورش هم گره خورده که گفته کاری را می کند و نکند. با این همه من آرزویم این است که یک نوبت دیگر امکان صلح و معامله بدهند بویژه به ایران و دلم می خواهد پاسخ کنگره مخالفت باشد انشاء الله. یا...هو

ناشناس گفت...


محمد جوات ظریف گفت که ما 9 ماه قبل ورود مواد شیمیایی دست ساز (گاز سارین!) به خاک سوریه و استفاده احتمالی شورشیان مخالف اسد از آن را طی یادداشتی رسمی به دولت آمریکا اطلاع دادیم. معلوم می شود این برنامه با طرح قبلی نیز بوده است و ایران نیز از آن مطلع بوده است و زمینه سازی می کرده است تا پس از استفاده اسد و شروع بازی "کی بود کی بود من نبودم" آن را زمینه ای برای مبرا کردن اسد قرار دهد. این نشان از این دارد که فتح جبهه های مخالفان سوریه از طریق معمولی امان پذیر نبوده و محتاج استفاده از سلاح شیمیایی بوده است . مردم را جوات گیر آورده است.

ناشناس گفت...

بقول آخوندها : عین نجس را می شود با چوب نجس برداشت.

ناشناس گفت...

پرهیز مطلق از جنگ به دلیل ناآگاهی از سرشت جهان است. جهان ما جهان تنازع بقا است و هر موجودی برای بقای خود کوشش می کند که نام این کوشش "جنگ" است. ولی فرق است بین این کوشش طبیعی و زیاده خواهی! شیر که سمبل حیوانات درنده است پس از سیر شدن دست از خشونت می کشد و بسیار هم مهربان می شود و حتی با بچه آهو بازی هم می کند. یعنی حتی حیوانات درنده هم از خشونت و جنگ خوششان نمی اید و تنها در صورت ضرورت و احساس خطر آن را بکار می برند. صلح بهترین هدف بشری است و متاسفانه گاهی جنگ اجتناب ناپذیر است.

ناشناس گفت...

اگر چه جنگ عملی نا مطلوب است ولی در حد دفاع واجب است. پرهیز از جنگ وظیفه هر انسان شعور محوری است و صلح گرایی بیش از حد باعث ترویج خشونت خواهد شد. جهان محل عرصه بردار های قدرت است . هر گونه بر هم زدن تعادل آنها می تواند به جنگ بیانجامد. گل سرخ سمبلی از عشق و دوستی است ولی اگر خوب نگاه کنیم خارهای تیزی دارد که از دندان ببر هم تیز تر است!

ناشناس گفت...

آقا جان چرا همه چیز را سیاه و سفید نگاه می کنیم؟ من اگر الان یک چاقو بردارم و بجان شما بیافتم و شما مجبور به جنگیدن با من باشی, به من بگو حالا جنگ خوب است یا بد؟ این هم از اون بهانه هاست! مانند این است که قتلی اتفاق افتاده و مقتول در حالت دفاع به صورت قاتل چنگ انداخته و او را زخمی کرده و بعد قاتل مدعی شود که ببینید ما مثل همیم! آن کسی که باعث بروز و رشد تروریسم در سوریه شد چه کسی بود؟

ناشناس گفت...

تیمسار از یک دیدگاه بسیار درست گفتید. این نشان داد که اوباما فاقد جسارت تصمیم گیری است. او می توانست نظر مشورتی کنگره را به نوع آبرومندانه تری درخواست کند و نیازی به اعلام عمومی نبود. از طرفی دیگر او گفت که ما از جنگ خسته ایم! شما که یک نظامی هستید می دانید که هیچ وقت این جمله را از یک تریبون عمومی نباید بگویید تا دشمن شما پی به ضعف شما ببرد! چند وقت پیش پستی برای شما نوشتم که :حرف های شما درست و منطقی بود. بزرگترین نتیجه این حوادث چند روزه این بود که اگر اوباما اینقدر مماشات نکرده بود حال سرنوشت سوریه این نبود. اینهمه مماشات باعث تجری روسیه و وتو کردن دو قطعنامه بود. کاری که در زمان بوش هفت تیر کش جرات آن را نداشت. بیخود نبود که پوتین در انتخاب اوباما از او پشتیبانی و تقدیر کرده بود! حوادث نشان داد که اگر جلوی روسیه و ایران بایستند. اولین کسی که فرار را برقرار ترجیح می دهد خواهند بود" و نیز در جای دیگر" ولی در مورد سوریه تعلل دولت های غربی در وعده حمایتی که به مردم سوریه دادند باعث ایجاد قدرت مضاعف برای اسد شد. تعلل و مماشات اوباما و اجازه دادن به روسیه تا دو قطعنامه شورای امنیت را وتو کند! تلفات سنگینی برای مردم سوریه داشت. می گویند یا نباید از روی جوی آب بپری و یا وقتی می پری باید حسابی بپری تا نیافتی و خیس نشی! جنگ را هم نباید شروع کرد ولی وقتی شروع شد تعلل و دست دست کردن بی معناست" و در جای دیگر "در مورد سوریه تصورم این است که آمریکا چوب بی تصمیمی اوباما را می خورد البته بی تصمیمی فقط به معنای جنگ نیست. دست دست کردن اوباما باعث رشد کردن گروه های تند رو و سلفی در سوریه شد از آن طرف هم روسیه دندان اوباما را شمرده و قاطعانه به طرفداری از اسد پرداخته است.در امریکا خیلی ها معتقدند اوباما فقط حرف می زند و مرد عمل و تصمیم گیری نیست.ژست های گفتگو مدارانه او با تشکیلات تهاجمی نظامی آمریکا نمی خواند! اوباما همان خاتمی است منتهی یه کم سبزه تر!"

ناشناس گفت...

اوباما نقشی را عهده دار شده که با ساختار حکومتی تهاجمی آمریکا نمی خواند. درست مانند آنکه یک آدم صلح دوست را رییس فدراسیون مشتزنی کنیم.بواقع اوباما باید بلافاصله پس از مسجل شدن و اثبات حمله شیمیایی بلافاصله دست به حمله می زد.نه اینکه به حریف فرصت جابجایی و مانور بدهد و با اینکار خود ابعاد جنگ را گشترده تر سازد.

مانی گفت...

چیزی که در این میان فراموش میشود این است که مردم ورهبرانشان مانند 10 سال پیش فکر نمیکنند که بی محاباو مغرور از برتری تکنیکی و جنگ افزاری به کشورهای کوچک وفقیر حمله کنند و فجایع بیشمار و جبران ناپذیر بوجود آورند. توقع ما ایرانیها از اباما که جنگ راه بیاندازد و روی آخوند ها را کم کند بی جا است. او از نسل جدید رهبرانی است که بااندیشه ضد جنگ بزرگ شده و پیش رفته اند حتی کری جنگیده در ویتنام هم ضد جنگ بوده است و از منتقدان سر سخت بوش.این رهبران برتری را در جنگ به دست نمیاورند وعقده کمبود شخصیت مانند بوش ندارند که به آسانی به دام جنگ طلبان بیافتند. اباما میتواند در تاریخ بماند نه به دلیل پیروزی بر یک کشور کوچک که به دلیل عقلانیت و ترجیح مذاکره به جای جنگ در زمانی که از هر سو در فشار است.وما ایرانی ها هم بیاموزیم که کسی دلش برای ما نسوخته که چندین میلیارد خرج کند و چندید هزار بکشد که روی آخوند ها کم شود و گشایشی برای مردم ایران بوجود بیاید و تازه من مانده ام کسانی که چنین نظری دارند چگونه مطمعنند که جنگ خامنه ای و طرفدارانش ها را جری ترنخواهد کرد و عرصه را بر دولت جدید ومردم سخت تر نخواهد کرد.

ناشناس گفت...

در چند ده پیش دو ابر قدرت خبیث دنیا را تقسیم کرده بودند. وقتی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی از هم فروپاشید همه جیغی از شادی کشیدند! ولی این شادی دیری نپایید و جهان شاهد بروز ابرقدرت های جوجه ای بود که حال می خواستند خود را توسعه دهند . جنگ های مختلفی در اقصا نقاط دنیا در گرفت. این نتیجه عاید شد که اگرچه آب نیست والا همه شناگران قابلی هستند. رویای سقوط ابرقدرت ها و تبدیل شدن کره زمین به بهشت سرابی بیش نبود. ابرقدرت ها اگر چه دست به چپاول کشور ها می زدند ولی حداقل یک امنیت و نظم نسبی هم برقرار می کردند. حال ابرقدرت های جوجه هم همان کار را می کنند و دست به چپاول می زنند ولی بدون اینکه امنیتی در کار باشد. می گویند روزی یک کفن دزد که شب ها قبر مردگان را پنهانی می کند و کفن آنها را می دزدید به پسرش وصیت کرد که : " یک کاری کن تا مردم یک پدر بیامرزی به تو بگویند" بعد از مرگ پدر , پسره هم رفت کفن دزد شد! با این تفاوت که بعد از دزدیدن کفن یک تکه چوب هم توی ماتحت مرده فرو می کرد! مردم از آن پس می گفتند خدا پدرش را بیامرزد که هر چه بود دیگر چوب آنجای مرده های ما نمی کرد! خدا پدر شوروی را بیامرزد, پدرآمریکا هنوز زنده است!

ناشناس گفت...

یکی از اولین کارها برای برگزیدن رهبری کشوری قوی تست شخصیت و برآورد قابلیتهای فردی است.

مثلا آیا قدرت تصمیم گیری در لحظه را دارد یا دچار لرزش می‌گردد؟

در مورد ایشان متاسفانه این مسایل ظاهرا یا انجام نشده یا نتیجه اشتباه حاصل شده است.

ایشان برای ریاست جمهوری کشوری جون ایسلند یا اتریش مناسبند که در این دنیای وحشی فاقد دشمن طبیعی هستند (که البته به دلایلی در آنجاهم رای نخواهند آورد).

احتمالن اولین و آخرین رییس جمهور رنگین پوست آمریکا خواهد بود.

ناشناس گفت...

هرچند که تبلیغات بیشتر مصرف داخلی داره ولی با این تبلیغاتی که تندروها تو ایران راه انداختن که اوباما از اقتدار ایران و روسیه و سوریه ترسیده که حمله نکرد، فکر نمیکنی که عدم حمله اوباما باعث بشه تندروها دست بالا رو نسبت به روحانی پیدا کنن؟

م.ر گفت...

تیمسار عزیز. در نوشته تان به مسائل عمده و مهمی اشاره کرده اید که کاملا در حوزه نظامی است و مسلما در حیطه کارشناسی و تخصص خودتان که بسیار قابل استفاده بود. ولیکن در بند 6 نوشته تان به نکته بسیار مهمی اشاره نموده اید که کلید اصلی مشکل امروز آمریکا و اروپا در سوریه است.
کاملا درست و صحیح می فرمایید که در شرایط فعلی حمله محدود نه تنها تاثیر گذار نخواهد بود بلکه خطرات بسیاری را در آینده سبب خواهد شد.
دليل عمده را بايد در ذخاير سلاحهاي شيميايي سوريه جستجو كرد. هر حمله محدودي ممكنست كنترل و حفاطت از اين گونه سلاحها را با مشكل مواجه سازد و سبب دسترسي گروههاي جهادگر به بخشي از اي سلاحها گردد كه مشكلات بزرگي را ممكنست در آينده براي اروپا و آمريكا ايجاد كند و هيچ بعيد نيست در پاسخ به اين حملات حتي بخشي از اين سلاحها توسط اسد به گروههاي جهادي در سوريه و عراق و يمن تحويل شود.
از طرف ديگر مشاوران نظامی اوباما به خوبي بر اين مسئله واقف هستند كه حمله محدود به سوريه هيچ معناي استراتژي ندارد و حمله بايد به گونه اي انجام گيرد كه تكليف سلاحهاي شيميايي و موشكهاي زمين به زمين سوريه را مشخص كند و اين كار عملي نيست مگر با استفاده از نيروي زميني و عملیاتی بسیار دامنه دار تر از شلیک چند موشک کروز و قس علیهذا.
از سوی دیگر هم پیمانان سنتی آمریکا در منطقه نیز کاملا با حمله محدود مخالف هستند.
سخنان دیروز مك كين در مورد مخالفت جمهوريخواهان با عملياتي محدود در سوريه كه منجر به بركناري اسد نشود.
سخنان دیروز سعود الفيصل كه بركناري اسد فقط با انجام حمله اي همه جانبه امكان پذير است.
سخنان مقامات نظامي اسرائيل كه حمله محدود به سوريه خطرات بيشتري را براي اسرائيل ايجاد خواهد كرد و سبب جري شدن ايران و حزب الله خواهد شد. همه و همه حكايت از فشار همه جانبه براي بركناري اسد و قطع نفوذ ايران در اين كشور دارند.
از نظر استراتژيك نيز حمله اي محدود كه سبب ويراني زيرساختهاي نظامي. توانايي موشكي و كنترل جنگ افزارهاي شيميايي نشود فقط و فقط به زخمي كردن مار شباهت دارد و هيچ عاقلي مار زخمي را به حال خود رها نخواهد كرد.
لذا تصمیم اوباما با درک صحیح از اوضاع و فشار مشاوران نظامی اش اتخاذ شده است.
به نظرم تصميم اوباما با دو هدف انجام شده. مطمئنا در كنگره به حمله محدود راي داده نخواهد شد و لااقل خواستار حمله برای تعیین تکلیف کار اسد خواهند شد و گفته هاي دیروز مك كين كاملا مشخص كننده سياست جمهوريخواهان در اينمورد است.
از جانب ديگر اوباما مشغول خريد زمان به منظور رسيدن به توافقي با روسيه است. روسيه نيز به خوبي مي داند كه حمله به سوريه به عملياتي كوچك و هشدار دهنده خاتمه نخواهد يافت و بالاجبار تا سرنگوني رژيم اسد ادامه خواهد يافت. در اين مورد فدا كردن اسد و تشكيل حكومتي متشكل از علويان و نيروهاي مخالف با تضمين حفظ منافع روسيه در سوريه ميتواند بهترين راه براي روسيه تلقي گردد.
سوريه بدان حد ضعيف شده است كه ديگر خطري براي اسرائيل نداشته باشد و به عبارتي سومين ارتش خاورميانه به چنان درجه اي از نابودي رسيده كه امكان بازسازي آن تا سالياني دراز ممكن نيست.
از طرفي كشتار بيرحمانه مردم در سوريه و افكار عمومي كشورهاي عرب كه روسيه و ايران را بخاطر حمايت از اسد و آمريكا و اروپا را بخاطر بي عملي نكوهش ميكنند و همچنين مشكلاتي كه آوارگان سوري براي كشورهاي همسايه بوجود آورده اند اجازه نميدهد كه وضعيت در سوريه به شكل فعلي ادامه يابد.
سخنان دیروز سعود الفيصل و تصمیم اجلاس کشورهای عرب در مصر كاملا خط مشخصي را كه سعودي خواستار آنست ترسيم ميكند و آن بركناري بشاراسد با حمله اي همه جانبه به سوريه است.
تمامي اخبار حكايت از دو سناريوي ترسيم شده دارد. بركناري خاندان اسد از قدرت كه ممكنست در نتيجه فشار روسيه و يا كودتايي درون حكومتي انجام گيرد كه نتيجه آن تشكيل حكومتي ائتلافي خواهد بود و يا حمله به سوريه كه به دلايل گفته شده نميتواند كوچك مقياس باشد.
اوباما با بهانه كردن اخذ اجازه از كنگره هم توانسته زمان لازم را براي مذاكره بدست بياورد و هم اينكه در صورت شكست مذاكرات و شروع جنگ در سوريه که جنگی طولانی خواهد بود به مانند پيلاطوس فرياد برآورد كه دستان من پاك است.
تیمسار عزیز ملل آمریکایی و اروپایی نیز بالاخره باید یاد بگیرند که بهای آن چیزی را که میبرند و رفاه و آسایشان بر اساس آنست باید پرداخت کنند.

محمد گفت...

با سلام
1. در چند پست قبل که نظر همه ی بینندگان سیرک شروع جنگ بود شما ماجرای کوبا را گفتید و شروع نشدن جنگ را پیش بینی کردید . اما حالا برعکس از جنگ تمام عیار صحبت می کنید . امیدوارم این بار پیش بینی شما درست نباشد و جنگی رخ ندهد .
2. در صورت جنگ تمام عیار سپاه , پاسداران زیادی را از دست خواهد داد و البته امریکا هم بی بهره نخواهد بود .
3. اما برای ما که در مرگ سفید تحریم گیرکرده ایم مرگ سرخ بانیان تحریم ( در هر دو سو ) کمی باعث مسرت و خوشحالی خواهد بود .
4 . البته بار مالی مسئله دوباره بر دوش ایرانیان خواهد بود که آن هم دیگر زیاد فرقی نمی کند چرا که آب که از سر بگذرد چه یک وجب چه صد وجب .

سه چرخه گفت...

با سلام به دلقک عزیزم و خسته نباشید،
که چقدر دلم برای خودتون و وبلاگتون تنگ شده بود.

یک سناریویی که به ذهن من میرسه و تحلیل زیباکلام در مورد "بدشانسی روحانی" اون رو تقویت میکنه، این هست که استفاده از سلاح شیمیایی کار خود رژیم سوریه بوده به تحریک ایران هم انجام شده، اول اینکه اونها مطمئن بودند که در هر صورت اوضاع که اینطور پیش بره سوریه رو از دست خواهند داد علی رغم برتری فعلی که الان دارند ، پس اومدن و با اینکار ابتکار عمل رو به دست گرفتند اتفاقا، و حالا توپ تو زمین غربی هست که نمیدونه با این توپ چکار بکنه، در ضمن اینکه هر کاری که غرب با این توپ انجام بده به قول زیباکلام تمام پروژه های آشتی جویانه روحانی با غرب کان لم یکن خواهند شد، و شما در چند وقت پیش هم گفتین خودتون که روحانی چقدر با تیم سپاهی شورای عالی امنیت ملی مشکل پیدا کرده برای بیرون کشیدن پرونده از دست اونها، خلاصه من احساس میکنم این تعلل غرب برای این هست که اونها یک بوهایی بردند که شاید این یک صرفا تحریک از جانب تندروهای ایران هست. گرچه شاید از اول بازی بسیار خطرناکی به نظر برسه، اما اگر ابتکارش دست خودتون باشه و به قول خود شما از قبل تمهیدات لازم رو برای حمله احتمالی همه جانبه غرب ببینند اون وقت حتی با حمله برق آسا هم چیز زیادی عاید اوباما نمی شد!!
ببخشید وسط جمع خبرگان پابرهنه پریدم وسط دلقک جان، چون حرف از عرصه بین المللی که میاد من خودم رو خیلی بی سواد میدونم. اینجا هم اگر دقت کنید سرنخ همه چیز رو از معلومات داخلی (ایران) خودم گرفتم :-)

تبریزی گفت...

با عرض ادب
تیمسار جان خودات ترکی ومیدانی که حنا را بعد از عروسی کجا میزنند دفعه پیش گفتم که اگر در همان 24 ساعت اولیه امریکا کاری کرده بود کرده بود ولی حالا دیگر دیر شده البته بدانیم که هیچکدام از نزدیکان امریکا نیز دوست نداشتند در آغاز سال نوی یهود(راشاشانا) دنیا متشنج بشود پس باید این سکوت عملی را به دهها عامل مربوط بدانیم که یکی اش ضعف باراک است .اما برنده این مسابقه رهبر بود که هرچه گفته بود همان شد وبازنده اش روحانی وملت ایران که اگر رهبر میدید دنیا به گفته اش تره خورد نمیکنند می آمد وموافقت اش را با نقشه راه تیم دولت که همانا سازش با غرب همراه گرفتن امتیاز هسته ای ورفع تحریمها است را با سکوت وفرستادن نماینده برای بدرقه رسمی روحانی به نیوئورک اعلام میکرد کاری که مدتی بود از استا احمد دریغ کرده بود البته هنوز تا جلسه سازمان ملل وقت است واگر حمله ای چه از سوی باراک یا نیروهای مخالف اسد انجام شود همه به نفع روحانی است وسنگینی کفه را به نفع ایران میکند حال باید دید اسد از این بزن نزنها در چه حالی است درست است که قدرت موشکی قویتری نسبت به صدام دارد ولی پایگاه چندانی در داخل کشور البته نسبت به صدام ندارد وهمسایگی اش با اسرئیل هم گوز بالا گوز است واز روسها هم خیری ندیده وفقط اقا را دارد و وسلام پس دعا کنیم خدا هر انچه به نفع ملت ایران است را برایش بخواهد تا در جلسه سران روحانی بتواند موفق عمل کند تیمسار جان یادت باشد که هیچگاه قالیباف نمیتوانست از این جلسه امتیاز ی برای کشور بسازد ولی روحانی وتیم او شاید برترین تیم شرکت کنند در این 40سال اخیر خواهد بود البته جای خاتمی را خالی میکنم ونظرات را درخصوص متن منتسب به هاشمی درخصوص اسد وسوریه میخواستم بدانم.

ناشناس گفت...

تنها چيزى كه به من ثابت شده اين است كه اوباما با پنبه سر مى برد و عدم حمله فورى او به سوريه مطمئنا دلايل مهمترى دارد كه بر مى گردد به نقشه آينده خاور ميانه و چانه زنى هاى پشت پرده با روسيه و لابى گرى اسراييل . رهبرى آمريكا در حال حاضر بسيار پيچيده تر از دوران گاو چرانى بوش است و اگر اوباما جنگى آغاز كند بسيار هوشمندانه در ابتدا منافع آمريكا را در نظر دارد و در مرحله بعد وجهه حزب دموكرات و قشر نسبتا تحصيل كرده مدافع اين حزب را خصوصا در كلان شهرهاى آمريكا. و اگر ما اميدواريم كه غرب اصلا به سرنوشت مردم ايران يا سوريه گوشه چشمى دارد، واقعا بايد بسيار خوش بين باشيم.

ارادتمند دلقك. افشين قديم

ناشناس گفت...

تیمسار عزیز ؛ دلایل تعویق حمله بسیار بارزند
1-حمله محدود امری عبث است و باعث تغییر استراتژیکی در جنگ نمی شود فقط ترس از حمله را از بین می برد
2-جنگ هزینه های بسیاری دارد و بعد مادی آن کمترین وجه آن. اصولا مردم در کشور های دموکراتیک به جنگ طلبان رای نمی دهتد مگر شرایط خاص. این همان دلیلی است که اوباما و کامرون و ... سعی در کشیدن پای مجلس به جنگ دارند.
3- در صورت موفقیت حمله و تغییر نظام در سوریه این اسلامیون افراطی هستند که قدرت را در دست می گیرند نه گروه های دموکرات
4-واکنش سوریه دست از جان شسته می تواند پای کشور های زیادی را به جنگ باز کند
5- حمله به سوریه کاملا به نفع گروه تندرو ایران می شود و روسیه برای نگاه داشتن معدود پایگاه های خود از اتمی شدن ایران حمایت خواهد کرد
6-جهان هم به راحتی زیر بار حمله احتمالی به ایران نمی رود
7- ترس از مرگ از مرگ بدتر است . ارتش سوریه هرروز در حال جا به جایی و اختفا از ترس حمله است . هزینه این جا به جایی مکرر از لحاظ مالی و روحی بسیار سنگین است و در بین جا به جایی ها این ارتش آزاد است که دسته های بی دفاع سنگین ارتش سوریه را شکار می کند.
و ده ها دلیل دیگر
اما آنچه اوباما می خواهد خروج سلاح های شیمیایی از دست دولت سوریه است که تا کنون دولت سوریه با بلوف در اختیار قرار دادن آنها به گروه های القاعده جلوی کمک موثر به ارتش آزاد را گرفته. گفته می شود که سوریه حاضر شده این سلاح ها را به روسیه تحویل بدهد در عوض از حمله آمریکا دور بماند . در صورت تحقق این امر آمریکا بدون خون ریزی برگ بازی سوریه را سوزانده و بشار اسد مجبور به کناره گیری و فرار خواهد شد ؛ در کنفزانس ژنو هم همه چیز ختم به خیر خواهد شد. این امر علت عدم حمله سریع است وگرنه هیج ارتشی با 100 موشک نابود نشده که ارتش سوریه دومیش باشد