ه‍.ش. ۱۳۹۲ شهریور ۳, یکشنبه

آقای روحانی؛ برنامۀ هسته ای و ایران مهم نیست! لطفاً به اوضاع مردم سوریه برسید: واویلا.


1- بعد از اینکه بشار اسد در همان ابتدای شورش های مردمی در سوریه تسلیم خواست شورشیان نشد و سوریه بلافاصله وارد وضعی شد که دیگر شناخت دوغ از دوشاب ممکن نشد؛ من هم نفیاً یا اثباتاً قادر بموضع گیری و تحلیل در مورد سوریه نشدم. همانطور که طرفین در گیر جهانی و منطقه ای این دعوای خانمانسوز نیز دچار چنین سردرگمی شدند و هنوز هم ادامه دارد. اما دیدن صحنه های فجیع کشتارهای جدید شیمیایی در سوریه خارج از توان هر انسان و حیوانی هم است. و اتفاقاً یکی از تنها کشورها و ملت هایی که می تواند عمق این فاجعه را بدرستی لمس کند ایران و ایرانیان هستند بدلیل مشاهدۀ کشتارهای حلبچه.

2- من هم جزو آندسته از آدم هایی هستم که اعتقاد دارم برای حل مشکلات بزرگ - مثل اختلافات ایران با غرب - نیاز به ادم های بزرگ و تصمیم های سریع و نشان دهندۀ حسن نیت یکطرفه است. به این معنا که معتقدم ایران می تواند بعنوان استقبال از تغییر رویکردش در دولت جدید مثلاً داوطلبانه و بدون هیچ خواسته ای اعلان تعلیق غنی سازی 20 درصدی بکند و غرب را به انفعال قبل از مذاکرات رسمی وادارد. این را مثال گفتم و الا تصمیماتی بزرگ و اعتماد ساز از این قبیل بسیار هستند که ایران بریاست روحانی می تواند در اوج اعتماد بنفس اتخاذ کرده و امریکا و غرب را بموضع انفعال و دفاع بکشاند.

3- اینک اما در سوریه وقایعی رخ داده است که ایران می تواند با در دست گرفتن ابتکار عمل هم آن چراغ سبز تأثیر گذار را روشن کند و هم اینکه مسئولیت پذیری و فرهنگ انسان دوستی خودش را - ظریف در مصاحبه اش با تلویزیون خیلی پزش را می داد که ما حرف خوب زیاد داریم برای با دنیا مطرح کردن - بمنصۀ ظهور ملت ها از سویی و دولت های منطقه و جهان از جانب دیگر برساند.

4- یکی از نقاط مثبتی که در احمدی نژاد می شناختم سرعت در تصمیم گیری بود. هر چند که او دقت را فدای سرعت می کرد اما گذشتۀ جمهوری اسلامی نشان می دهد که تا قبل از احمدی نژاد تصمیم گیری در ایران چنان کند و لاک پشتی بود که گاهی - و اغلب - اصولاً تصمیمی گرفته نمی شد. من یکی از ترس هایم در مورد روحانی همین بلاتصمیمی نهادینه در گذشتۀ جمهوری اسلامی بود و است. البته کمی التیام یافته با دیدن تصمیمات داخلی روحانی در مدت کم ریاستش. اما باید خیلی دقت بکند که بموقع و سریع تصمیم بگیرد.

5- این چهار پارۀ مقدمۀ بالا را گفتم که بگویم از دیدن وضع سوریه بسیار آشفته شده ام و مشخصاً پیشنهاد می کنم که ایران بسرعت وارد عمل شده و یا بصورت یکجانبه و علنی - بهتر است - و یا از طریق سلطان قابوس میهمان بصورت محرمانه پیشنهاد مذاکرات بدون قید و شرط با طرف های اصلی منازعۀ سوریه (امریکا و روسیه و عربستان و ایران و ترکیه) را بجریان فوری بیاندازد. البته ترجیح شخصی من این است که آقای ظریف در سریعترین وقت ممکن شال و کلاه بکند و برود عربستان و با آن ها قبل از همه رودرو و صادقانه به راه حل بنشیند. جزییات را می دانم و پیچیدگی ها را متوجه هستم اما نه صلاحیت و نه بضاعت و نه در مجال این یاداشت وبلاگی است که بخواهم وارد بشوم. بلکه فقط می خواهم طرح موضوع کرده باشم و راه کار های چنین اقدامی را بخود اهلش در سیاست خارجی بگذارم.

6- این پروژه قابلیت اجرایی دارد به این دلیل که دیگر اینک بشار اسد در موقعیت اتهام دوسال گذشته نیست و بسیاری از معادلات مشکل سوریه بنفع او تغییر کرده است و همۀ دنیا دنبال یک راه حل چند جانبه می گردند و از اصرار سیخکی به برکناری اسد دور و دورتر شده اند. زیرا که نیروهای جایگزین قابل اعتماد تر از اسد نشان ندادند و اصولاً بهار عربی بنتایج خوبی نرسید نه از منظر ملت ها و نه از نگاه و منافع غربی ها. کافی است که ایران هم حاضر باشد از دخالت در سوریه اولاً و فقط بازی با کارت اسد کمی کوتاه بیاید.

7- پیشنهاد من به روحانی و دستگاه دیپلماسی او از نظر خودم بیشتر متمرکز است برنج غیرقابل تحمل مردم سوریه و وجه انسانی دارد. اما همانطور که در مقدمات فوق هم اشاره کردم چنین ژشت پیشتازانه ای هم بدلیل بعد انسانی و هم بدلیل بعد دیپلماتیک و ایجاد خوشبینی واقعی در جامعۀ جهانی می تواند بسیار زیاد به مسایل خود ایران با غرب و اعراب نیز تأثیر مثبت بگذارد. اوباما اینک در سوریه گیر افتاده و نیازمند کمک است تا از بازهای امریکا فرصت بگیرد و خودش را در گیر دخالت نظامی در سوریه نکند. و ایران می تواند بدون ضربه زدن به شریک استراتژیک خود بشار اسد راه میانه ای جستجو کند برای اولاً یک آتش بس فوری بین طرفین درگیر و ثانیاً رفتن بسوی مذاکرات مستقیم و چند جانبه برای حل مرضی الطرفین منطقه ای و جهانی این نسل کشی دو طرفه. و تأکید بکنم که روحانی هرکاری که می خواهد بکند آن کار نظاره کردن و محکومیت لفظی این و آن نیست. ایران یک سر این دعواست و می تواند پررنگ ترین بهره برداری را بکند با اراده ای جدی و تصمیمی سریع در ورود به صحنه! یا...هو

۶ نظر:

ناشناس گفت...

سلام تلخک
بسیار خوب و به موقع نوشتی
در تأیید نوشته هایت سخنی هم از امیر بیان بشنو؛ فرمود:
الناس ثلاثة: ساع سریع نجی و طالب نطئٌ رجا و مقصر فی النار هوی
مردم سه دسته اند:
یکی: کوششگری که تند و تیز است و سریع عمل می کند و اوست که حتما نجات می یابد.
دوم: خواهانی که کند عمل می کند و امیداست وشاید که نجات یابد.
سوم: آنکه کوتاهی می کند و در پایان به دوزخ می افتد.
جناب تیمسار! من امیدوارم و یقین دارم که دولت تدبیر همان گروه اولی است و با عمل به توصیه تیمسار باتجربه، چهره صلح دوست ایرانیان را به رخ جهانیان خواهد کشید. به قول خودت یاهو!

م.ر گفت...

دلقک عزیز. آش بسیار شورتر از آنیست که شما فکرش را کرده اید و دستگاه خارجی دولت روحانی نیز چنان دچار سردرگمی از این اوضاع که نمیداند چه بگوید و چه بکند.در اولین اظهار نظر سخنگوی وزارت خارجه ایران این عمل ننگین را به مخالفان سوری نسبت داد.
در دومین اظهارنظر وزیر امورخارجه مخالفین سوری را متهم کرد و بر وجود مدارکی اشاره نمود که حاکی از این مسئله است. ولیکن آنقدر اوضاع به هم ریخته و مورد آنقدر روشن بود که روحانی بدون نام بردن از کسی مجبور به محکوم نمودن این عمل گردید.
تیمسار عزیز مسئله سوریه برای ایران و حزب الله تبدیل به باتلاقی شده که هر روزه امکانات اقتصادی ایران و توان نظامی و انسانی حزب الله را می بلعد و عاملی است که سبب تنفر روزافزون انسانها چه در جهان عرب و چه در نقاط دیگر دنیا از ایران و حزب الله و روسیه میگردد.
ایران باید هزینه سلاحهای ارسالی روسیه به سوریه را پرداخت و حزب الله باید از توان انسانی خود برای حمایت از جانی به مانند بشاراسد خرج نماید.
پس چرا باید بازیگران از این بازی دست بکشند. تنها راه رهایی ایران از باتلاق سوریه عقب نشینی از آن و رها کردن سوریه به حال خود است که اصلا تصور چنین موردی غیر ممکن است.
پس اجازه دهیم در بهمین منوال بچرخد. سرمایه های میهنمان که باید در راه توسعه صنعتی و اقتصادی کشور صرف شود برای پرداخت صورتحسابهای روسیه خرج گردد. حزب الله هم با عمل نسنجیده خود لبنان را به خاک و خون کشد که انجامی جز نابودی خود ندارد.
تکفیری ها و جهادیهای سنی از سرتاسر جهان به سوی سوریه شتابند و با ایثارگران شیعه که از کشورهای شیعه به آنجا آمده اند به نبرد بپردازند و در این وسط نیز مردم بیگناه سوریه و کودکان و زنان قربانی شوند.
از دید بازیگران ایران راه حل نیست بلکه خود مشکل است و نباید انتظار اینرا داشته باشید که راهی برای حل شرایط سوریه در وضعیت فعلی یافته شود.

ناشناس گفت...

طرف را به ده راه نمی دادند سراغ خانه کدخدا را می گرفت. حکومت اسلامی اگر مرد است اول بحران تحریم های خودش را حل کند حل بحران سوریه پیشکش اش.

ناشناس گفت...

آزمون استفاده از سلاح شیمیایی در سوریه , آزمونی بزرگ برای اوباما و جامعه جهانی است. شاید هم یک نقطه عطف تاریخی باشد. اگر این کار بی پاسخ بماند قطعا می توان گفت که برآورد قدرت به نفع اسد در جریان خواهد بود.و اگر عکس العملی صورت گیرد که در این مورد بجز یک حرکت نظامی چیز دیگری متصور نیست, مسیر تحولات سیاسی به تحولات نظامی تغییر جهت خواهد داد. اینجا یک دو راهی نکبت و بدبختی است یا زیر سیبیلی در کردن اسد جنایتکار و گفتن اینکه انشالله که گربه است! و یا آغاز یک جنگ دیگر

ناشناس گفت...

جناب م .ر، اگر سایت یا وبلاگی دارید لطفاً معرفی نمایید مطالب کامنت‌هایتان بسیار سنجیده و آموزنده است. با سپاس

م.ر گفت...

ناشناس عزیز. من نه سایتی دارم و نه وبلاگی و بیشتر با برنامه ریزی و ریاضیات کار دارم تا سیاست ولیکن اخبلر را پیگیری میکنم و خوب سعی میکنم بر اساس آنها تحلیلی بیشتر ریاضی بر جریانات ارائه دهم.
دلقک عزیز را نیز دوست دارم چون خوش بینی ایشان برای من نیز انرژی زاست هرچند تحلیلهای ریاضی من هیچ مجالی را برای خوش بین بودن نشان نمیدهد. دوست عزیز من بسیار میترسم و از آینده کشوری که عاشقش هستم و ملتی که می پرستمشان واهمه دارم و از بازیهایی واهمه دارم که برای بازیگرانشان جان صده هزار و میلیونها انسان هیچ ارزشی را ندارد و تنها سلاحم برای مبارزه با آنان نوشتن است و من از ترسهایم میگویم و بس.