ه‍.ش. ۱۳۹۲ شهریور ۱, جمعه

یک نکتۀ ظریف با دکتر ظریف! بمناسبت گفتگوی تلویزیونی او.


اولین گفتگوی دکتر ظریف در کسوت وزیر امور خارجه را دیدم. لذا بهتر دیدم تا سار از درخت نپریده است نگاهی بکنم به برخی ظرایف این مصاحبۀ ظریف: لینک کامل مصاحبه.

1- اولین مورد مربوط است به تلویزیون ایران و بهتر است که آیت الله خامنه ای یا با تغییر مدیر صدا و سیما و یا ضرغامی با احساس مسئولیت بیشتر این مجریان و خبرنگاران درپیتی مال عهد گفتگوهای پوچ گذشته را با خبرنگاران و مجریان مناسب شأن جدید دولت ایران تغییر بدهند و حداقل خبرنگارانی و مصاحبه گرانی مثل جناب عبدالرشیدی یا در بدترین حالت مرتضی حیدری - بشرط اینکه کمی از لپ های گل انداخته اش در دولت عدالت محمودخان را بوتاکس برعکس بکند - را جایگزین کنند که اسم هایی مثل رنجبران و از این قبیل نقض غرض است زیرا هم مصاحبه را و هم مصاحبه کننده را ضایع می کنند با عدم تسلط شکلی و محتوایی شان به اصول اجرای تلویزیونی و خبرنگاری.

2- مورد دوم مربوط است به نمرۀ قبولی دکتر ظریف در تسلطش به خطابه و استدلال و زبان دیپلماتیک و جز این هم انتظار نمی رفت. هرچند که بدلیل خوردن بخشکسالی محصول مشترک آیت الله خامنه ای و احمدی نژاد در 8 سال گذشته کمی بیش از معمولی خوب بنظر می رسد این تسلط بازگشته به حوزۀ دیپلماسی. در حالی که حرف های دکتر ظریف از زبان دکتر صالحی - و هر دیپلمات معمولی دیگری - هم قابل شنیدن بود در زمانی که احمدی نژاد خواست تغییر فاز بدهد در سیاست خارجی بمصالحه و او را آورد. اما خامنه ای رضایت نداد و بدنامی اش ماند برای دکتر صالحی.

3- مورد سوم در مورد دکتر ظریف اشاره و اصرار درست ایشان بود به استفادۀ درست از واژگان شناخته شدۀ بین المللی و پرهیز از هم استفاده های نابجا از واژه هایی مثل "ایران اتمی" از سویی و عدم دخالت خطبا و سخنرانان بی مسئولیت در شاخ و شانه کشیدن های بی فکر و احساساتی در مقابل عالم و آدم. در همین بخش اما یک اشتباه هم از خود دکتر ظریف سر زد و معلوم شد که بقول خودش هنوز از سر کلاس های درسش در دانشگاه تمام و کمال منتقل نشده است بوزارت خارجه. آن اشتباه هم زمانی پیش آمد که دکتر ظریف فقط یکبار از "حیات نامشروع" اسرائیل حرف زد. اما بلافاصله خودش متوجه شد و با رفتن بسوی شهرک سازی و این قبیل مفاهیم سیاسی آشنا و بی خطر رفع و رجوع کرد. هر چند در کل مصاحبه اش اسرائیل را همان رژیم صهیونیستی اطلاق می کرد؛ اما می توان این را ناگزیر تلقی کرد و برای غرب توضیح داد و عذر آورد. اما هرگونه اتهام نامشروع به دولتی که سازمان ملل برسمیت می شناسد و دارای کلیۀ مراحل مشروعیت ساز از نظر حقوق بین الملل است می تواند دردسر ساز باشد با حساسیتی هم که غرب و امریکا دارند بر روی اسرائیل.

4- منطق دکتر ظریف درست بود در مورد نگاهش بغرب و امریکا و با این روند می تواند کم کم تحریم ها را نرم کند - تعبیر از خود دکتر - مشروط به اینکه آیت الله خامنه ای را با فتوای حرام بودن سلاح اتمی زمینگیر کنند. چون بنظرم رسید که مهمترین امید روحانی و ظریف به این است که فتوای مصلحتی و چه بسا کاذب آیت الله خامنه ای را صادق و حرف نهایی بقاپند و سوار بر این فتوا جناح جنگ طلب و تندرو حاکمیت جمهوری اسلامی در داخل را از صحنه خارج کنند؛ و این بار واقعاً و صادقانه هم از ساختن بمب دست بردارند و تمهیدات مورد انتظار غرب در بازدید ها و راستی آزمایی ها را با گشاده دستی بپذیرند. البته کاری شدنی است اما بسیار سخت و کند و زمان بر خواهد بود؛ مگر اینکه آیت الله خامنه ای رسماً اعلان کند که از انقلاب گذشته و حکومت متعارف تشکیل داده است. و برای اینکار باید سه کار را همزمان بکند: اول: دادن عفو عمومی بدون قید و شرط. دوم انحلال همۀ سازمان های موازی انقلابی بویژه دادگاه های انقلاب. و سوم مذاکره و مباحثه با جهان با اولویت عادی سازی روابط با امریکا. ببخشید کمی گنگ است برای خوانندۀ نا آشنا. خواستم هم حرفم را بزنم و هم آنقدر رو نه که باعث دردسر بشوم. یا...هو

۸ نظر:

ناشناس گفت...

پدر :
1- اعلان آشتی ملی و عفو کلیه زندانیان 88 فقط با شرط اینکه پایبند و متعهد به قانون اساسی جمهوری اسلامی باشند .
2- واگذاری موضوع هسته ای و رابطه با آمریکا به مجلس شورای اسلامی ( دوره بعدی - چون نماینده های فعلی اکثرا پاچه خوار و نوکر صفت مقام عظما هستند ) همانند مسئله گروگانهای آمریکایی .
3- تعطیلی ارگانهای انقلابی و واگذاری آنها به وزارت خانه های ذیربط .
4 - عدم دخالت رهبری در تعیین وزرای کشور و امور خارجه و دفاع و ارشاد ( در غیر اینصورت دولت فقط یک شهردار بزرگ ایران است ).
5 - تعیین مدیر صدا و سیما از طریق معرفی آن توسط رئیس جمهور و تایید توسط دو قوه مقننه و قضائیه .
6 - واگذاری حق تعیین سردبیری روزنامه کیهان و هر رسانه دولتی به شکل مندرج در بند 5 .
7 - نظر جمهوری اسلامی در خصوص اسرائیل : هر آنچه مقامات فلسطین و اسرائیل توافق کنند مورد پذیرش جمهوری اسلامی هم است . ایران کلیه کشورهای عضو سازمان ملل را به رسمیت میشناسد و با هیچ یک از اعضاآن دشمنی ندارد .
7 - دیگر خوانندگان میتوانند به این شروط اضافه کنند و یا شروط بالا را حک و اصلاح کنند .
8 - در کلیه مسائل و اموری که رهبری مستقیما در آنها دخالت و تعیین خط مشی میکند باید خود رهبر مسئولیت آن را بپذیرد و جوابگو باشد . نمیشود که رهبری در مورد هسته ای تصمیم گیرنده باشد ولی رئیس جمهور جوابگو باشد . ( مشکلی که احمدی نژاد در این اواخر باگوشت و پوست خود لمس کرد و نهایتا رسما اعلام کرد که در مسائل هسته ای دخالتی ندارد.)
متشکر - پدر آرمانگرا

ناشناس گفت...

العاقل یکفیه الاشاره! یک اشاره برای آدم عاقل کافی است! آینده دولت روحانی در ابهام است. نحوه برخورد ها و اظهار نظرها و نامه نوشتن ها به اوباما و نحوه انتخاب وزیران و توبه خواهی ها, اشارات مشکوکی برای عاقلان است. خدا کند اینطور نباشد ولی گویی خامنه ای اصلاح طلبان را برای پیشبرد برنامه هسته ایش وارد میدان کرده است و قصد دارد با ظاهر آنها مدتی را به بازی با مجامع بین المللی بپردازد. مقداری از تحریم ها را به کمک آنها کم کند و دفع الوقت کند و بعد هم پیاده هسته ایش را تبدیل به وزیر کند.خدا کند اینطور نباشد..

پسر حاجی گفت...

نکته ای که به نظر من فراموش شده اینست که روحانی درمان درد نبوده و نیست. روحانی فقط قرص مسکنی است که جلوی درد جانکاه را بگیرد؛ روحانی دارویی است که فقط از گسترش بیماری از این که هست جلوگیری کند تا بتوان با آرامش خیال از بدتر نشدن وضع بیمار، فکری برای درمانش کرد و به دنبال علاج بیماری بود. روحانی را مردم انتخاب کردند فقط برای اینکه ایران از این که هست ویرانتر نشود تا بلکه در این فرصت بتوان فکری برای آبادی و خلاصی از شر این سرطان پیدا کرد.

م.ر گفت...

تيمسار عزيز خواهش ميكنم كمي انصاف داشته باشيد و از شروط خود كمي كم كنيد. آنچه شما و دوستمان در اولين نظر به آن اشاره كرده ايد به معناي اينست كه:
جناب خامنه اي فردا اول وقت در تلويزيون ظاهر شود و در برابر همه عبا و عمامه را به كناري فكند و كت و شلوار به تن و كراواتي به گردن آويزد و خطاب به ملت بفرمايد : ديشب امام راحل به خوابم آمد در حاليكه آقايي كه دور سرش هاله اي نور بود او را همراهي ميكرد و از من خواست كه به شما بگويم از اين پس چيزي به نام جمهوري اسلامي وجود ندارد و ما اعلام جمهوري خشك و خالي ميكنيم و از همه روحانيون و روضه خوان ها و پامنبري ها ميخواهم كه مكلا شوند و سپاه پاسداران منحل و در ارتش ايران ادغام ميشود و حجاب اجباري نخواهد بود و...و...و...
بالاخره آرزو بر جوانان عيب نيست.

ناشناس گفت...

معلوم می شه پسر حاجی جزو تحریمی هاس
اگه شماها انتخاباتو تحریم نکرده بودین الآن ما یه سر و گردن بالاتر بودیم و به ما سر کوف نمی زدن که با 7/% رأی پیروز شدین. (50.7% کل آرا)
اونوقت روحانی هم با قدرت بالاتری تغییرات بیشتری رو سبب می شد.

دوره گرد گفت...

دلقک عزیز

حقیقت آن است که دلایل بسیاری برای خوشحالی و خوشبینی وجود دارد و این مطلب بیش از آنکه به داخل مربوط باشد به خارج وابسته است... آرایش سیاسی خاورمیانه دچار زلزله عظیمی شده و این زلزله به انواع و اقسام دلایل به نفع ما - مردم و حاکمیت عرفی آینده ایران - خواهد بود... چرخش سیاسی محور اعراب و اسراییل آشکار است.. قطر و عربستان - البته کمتر از قطر - به سمت حماس و فلسطینی ها چرخیده اند و مواضع ایران را به سود فلسطین و حماس ناموجه ساخته اند... البته این چرخش زمان می برد تا اثر کند و نمی توانیم انتظار داشته باشیم که جمهوری اسلامی به یکباره 35 سال گذشته خود را نقض کند و برود پشت فتح و در واقع از فرآیند صلح به ضرر حماس حمایت کند ولی این اتفاق خواهد افتاد چون به هر دلیل محور شیعه - سنی در منطقه فعال شده و نیروها دارند خود را حول آن سامان دهی مجدد می کنند و با تمام پیچیدگی ها تکلیف ایران در این میان مشخص است.. توجه داشته باشید که این شیعه و سنی نه ناظر به بحث عقیدتی بلکه جبهه بندی استراتژیکی است و اصلا ربطی به اینکه ما چقدر مذهبی هستیم ندارد و بر اساس آن ایرانی به هر حال شیعه است ولو آتئیست.. ایران موئتلف طبیعی اسراییل در منطقه است و قطعا این حرکت سربالای آب در سه دهه گذشته با اتفاقات امروز متوقف و اوضاع بر مدار اصلی خود جریان خواهد یافت و خوشبختانه این مساله اساسا به تصمیم نظام مرتبط نیست... به طور مثال ببینید که حماس در چندین مقر نظامی حزب الله بمب گذاری کرده و ظاهرا بمب گذاری اخیر بیروت هم کار آنهاست... یعنی اگر نظام هم نخواهد حماس و قطر و اخوان و ترکیه با هم ما را هل می دهند سمت اسراییل و خودشان روبرویش موضع می گیرند و این یعنی نزدیکی لاجرم ایران به آمریکا... اینها البته ممکن است ده سال یا بیشتر طول بکشد و حتی برای ایران تحولات خونین باشد اما به نظرم قطعی است و بحث هم ندارد...

راستی دلقک عزیز

در خصوص موضعت در برابر کودتای نظامیان در مصر گنجی مقاله بسیار جالبی نوشته که پیشنهاد می کنم حتما ملاحظه کنی و نظرت را بگویی... این هم لینک مطلب :

http://news.gooya.com/politics/archives/2013/08/165674.php

م.ر گفت...

دوره گرد عزيز.
سخن شما در اين مورد كه خاورميانه دچار زلزله عطيمي شده است كاملا درست است و حتي نتيجه گيري شما از اينكه نتايج اين زلزله به سود ايران و اسلام عرفي است نيز كاملا درست است وليكن فكر ميكنم در مورد روند حوادث دچار اشتباه شده ايد.
اولا قطر و عربستان در جريانات خاورميانه كاملا در خلاف يكديگر گام برميدارند. قطر به همراه تركيه و همگام با سياستهاي اوباما و نئوكانتها حامي حماس و جريانات اخوان المسلمين در خاورميانه مي باشد و حامي دكترين رايس در ايجاد حكومتهاي اسلامي متعادل در خاورميانه كه بتوان به دست آنان به سركوب بنيادگرايي اسلامي پرداخت.
برعكس عربستان كاملا مخالف با اخوان المسلمين و بر خلاف آنچه در ظاهر نمايانست حامي اسلام عرفي و يا همان اسلامي كه جايش در كنج مساجد و خانه هاست و دخالتي در سياست ندارد. به عبارتي عربستان همگام با اسرائيل و محافظه كاران آمريكايي و بر عليه سياستهاي خاورميانه اي اوباما.
آنچه آمريكا در خاورميانه ميريسد . عربستان پنبه ميكند.
نمونه مصر دليلي روشن بر اين مدعاست. حكومت حسني مبارك در نتيجه همكاري آمريكا فرو ريخت و در شرايطي كه هيچ حزب و ژروه سكولاري در مصر آمادگي نداشتند بر انجام انتخابات در مصر اصرار نمود كه فقز پنجاه درصد از مردم مصر در آن شركت كردند و نتيجه آن نيز پيروزي ميليمتري اخوان المسلمين با استفاده از احساسات مذهبي مردم بود.
پيروزي اخوان المسلمين خزرات بالقوه اي را متوجه جكومتهاي كشورهاي جنوب خليج فارس و اردن و حتي عربستان مينمود و عربستان براي نجات اين حكومتها وارد اين بازي گرديد.
حركات سياسي اخوان و كارهاي شتابزده آنان در مصري كه بيش از شصت درصد درآمدش به توريسم وابسته است باعث كم شدن هفتاد درصدي درآمد. ناتواني حكومت از پرداخت حقوق كاركنان دولت و سقوط ارزش پول مصر و نارضايتي عميق ميان مردم گرديد و حتي كمكهاي قطر و تركيه و آمريكا و اروپا قادر به پركردن اين خلا نبود.
عربستان از اين فرصت طلايي بيشترين استفاده را نمود و ابتدا با فشار به قطر آغاز كرد و سبب استعفاي امير قطر و جايگزيني پسرش را با وي فراهم نمود.
سپس با ايجاد شورش ميدان تقسيم و ايجاد چالش براي اردوغان عملا وي را درگير مسائل داخلي خود نمايد و در ضمن اولتيماتومي را به وي بدهد. در نهايت تپاهرات مخالفان مرسي و اقدام ارتش براي نجات كشور و بركناري مرسي و دستگيري تمامي رهبران آن و در نهايت آنچه مي بينيد.
اوباما. كري . مك كين و...و...و... قبل از بركناري مرسي بسيار تلاش كردند كه مانع از دخالت ارتش شوند و حتي اوباما شخصا از ژنرال سيسي تقاضاي مهلتي ششماهه براي مرسي نمود كه مورد موافقت واقع نشد.
بلافاصله پس از دخالت ارتش عربستان و كويت و امارات دوازده ميليارد دلار به مصر كمك كردند. حقوقهاي معوقه پرداخت شد و جريان آب و برق و سوخت به مسير عادي بازگشت و تمامي كشورهاي عربي خاورميانه بجز قطر و البته حماس از عمل ارتش مصر پشتيباني كردند.
بزرگترين بازنده هاي اين بازي آمريكا. تركيه . اروپا و قطر و بويژه حركت اخوان در تمامي كشورهاي عرب بودند و بزرگترين برندگان ملت مصر. عربستان. اسرائيل . محافظه كاران جمهوريخواه و صد البته فتح.
تازه اين اول بازيست. اخوان تونس مجبور شدند شوراي قانون اساسي را منحل و به مذاكره با سكولارها بنشينند و ادامه بازي در سوريه و عراق و لبنان كه احتياج به تحليلهاي جداگانه اي دارد.
اين اول بازيست و با شكست سياست خاورميانه اي اوباما وضعيت مذاكرات غرب با ايران دچار معضل ديگري شده چون برندگان بازي خواستهاي ديگري دارند كه به هيچوجه براي آينده ملت ايران نميتواند مناسب باشد.
در ضمن. مقاله آقاي گنجي چيزي جز سفسطه واقعيات نيست. ايشان تحليل درستي از حوادث را نشان نميدهند و تنها يك هدف را دنبال كرده اند كه "نتيجه سكولاريسم چيزي جز حكومت نظامي و ديكتاتوري نيست" و ميخواهند نتيجه بگيرند كه حكومت اسلامي به زعامت آقاي خامنه اي و به رياست جمهوري آقاي روحاني بسيار بهتر از خواسته نردم به ايجاد حكومتي سكولار است و بهتر است ملت ايران به همينها راضي شود و به چيزي بيشتر فكر نكند چون ممكنست سپاه بيايد و همينها را هم ببرد. باور نميكنيد دوباره مقاله را بخوانيد.

دوره گرد گفت...

م.ر عزیز

1. گنجی ذاتا اینطوری است یعنی حرفش را آنقدر یکطرفه می زند که در نظر اول به نظر نادرست می رسد... اما به هر حال سفسطه و تحریف واقعیات کجاست؟ ارتش مصر کودتا نکرده؟ کشتار راه نیانداخته؟ دولت قانونی و دموکراتیک را به مانند سال 88 در ایران و بسیار خونبارتر از آن سرنگون نکرده؟ حالا ما خوشمان می آید که دشمنانمان له شوند بحث دیگری است ولی این قطعا اسمش حقوق بشر و دموکراسی نیست....

2. در خصوص سایر مباحث هم متاسفانه اصل حرف من را متوجه نشدید... عربستان حکومتی وهابی است... نه به معنای عقیدتی بلکه به معنای استراتژیک... قطر هم هم پیمان اوست و در مجموع اینها بلوک آینده خاورمیانه در کنار هم خواهند بود در برابر ایران شیعه... تاکید می کنم شیعه که می گوریم بحث عقیدتی نیست و اگر توجه نکنی اصل حرف را متوجه نمی شوی... اسراییل و آمریکا عمیقا مایل هستند که به جای بلوک سنی مذهب خاورمیانه که حامیان اخوان و القاعده هستند بیایند به سمت ایران که هم مذهبش با اعراب متفاوت است، هم قومیت و زبانش ( چه فارسی، ترکی یا سایر)و هم بسیار و بسیار و بسیار مدرن تر است از سایر جماعات منطقه که تازه یاد سال 57 ایران افتاده اند... بلوک سنی خاورمیانه ( با تمام اختلافاتشان که اشاره کردی)، در کنار چین، روسیه و هند مخالف این روند و حرکت ایران به سمت آمریکا هستند... سرنوشت ملت ما در گرو چرخش به سمت غرب است و این به نظر من قطعی است... اگر با زبان خوش چرخش کنیم که هیچ... اگر نه با خون ما را خواهند چرخاند و این هم به نظرم قطعی است.. اما کارهایی که برخی رقبای ما مثل ترکیه و قطر انجام می دهند خوشبختانه حکومت را به چرخش مسالمت آمیز به سمت آمریکا - اسراییل سوق می دهد... البته به نظرم ین قطعی نیست!!!!