ه‍.ش. ۱۳۹۲ مرداد ۳, پنجشنبه

عربدۀ بزرگ از لاریجانی کوچک! صادق آملی باید برکنار شود.

The Siren


1- صلح طلبی و آشتی جویی فقط در قبل از آغاز جنگ است که ارزش انسانی دارد تا جنگی اتفاق نیافتد. و الا مسخره است که دشمن تا توی اتاق خوابت هم آمده باشد و تو موعظه به صبر و انتظار بکنی در ستایش صلح. تشخیصم این بود که بهتر است با توجه به شرایط زمانی و مکانی ایرانیان انتخابی کمتر سیاسی داشته باشند در انتخابات خرداد 92 تا بتوانیم با تنش کمتر مرحله ای از بازیابی اقتصادی و اجتماعی را تجربه کنیم و آمادگی بهتری کسب کنیم برای شروع به تهاجم بعدی. و بهمین دلیل شروع به تبلیغ قالیباف کردم و خودم را در برابر انواع تهمت ها قرار دادم. اما بهر دلیل مردم ایران انتخابی سیاسی کردند و روحانی را برگزیدند. و من هم که مزدور ملت هستم و گلوی شرحه شرحه شان از رنج؛ برگشتم به تشخیص آنان و آماده برای نبردی دیگر که لاجرم بود و است با انتخاب سیاسی حسن روحانی. اما شرط کردم که شروع کنندۀ جنگ جدید و بزودی من و ما نباشیم و منتظر "یکبار دیگر آزمودن خامنه ای و جبهۀ اراذلش" فرصت بدهیم. زیرا من و ما در نقطۀ منطق و استدلال و دانش ایستاده ایم و برندۀ قطعی خواهیم بود اگر دشمن هم به منطق روی بیاورد.

2- زودتر از انتظار من و همه خامنه ای فتیلۀ جنگ جدید را آتش زد در مراسم افطاری دوشنبه و لذا دیگر دلیلی نداشت که من بازهم از خویشتن داری و صلح و سازش حرف بزنم و دفاع بکنم در میانۀ چکاچک شمشیرهای خونریز جبهۀ بلاهت و وقاحت. چون می دانستم که پیاده نظام خامنه ای منتظر همان دستور حمله ای بودند که خامنه ای روز دوشنبه صادر کرد و دیدیم که در این دو روز گذشته چه حجم انبوهی از آتش تهیه تدارک دیدند سربازان در لباس ژنرال خامنه ای. گوجه فرنگی حسینیان را که گفتم و نطق سراسر لجن و کثافت امروز اسماعیل کوثری نمایندۀ مجلس را می گویم و خودتان شماره کنید بقیۀ لجن پراکنی های به صحنه آمده را. اما - و این اما مهم است - اصلاً انتظار نداشتم که اینقدر بیچاره باشند که سکان فرماندهی را بدهند بدست عالی رتبه ترین مقام قضایی شان صادق لاریجانی. زیرا مثلاً ایشان رییس دادگستری است و بی طرفی ظاهری و مصلحتی هم حکم می کند که جزو صفوف انتحاری ها نباشد در بدو شروع جنگ سخت و طولانی. اما چنین شد و معلوم شد که ترس اینبارشان علاوه است بر تزلزل همیشگی شان و گویا خودشان بهتر و جلوتر از همه فهمیده اند که جنگ جدید آخرین فرصتشان است برای ماندن برای تغذیه از آخرین قطره های خون مانده بر تن ملت.

3- طرفه اینکه آملی لاریجانی و با وقاحت غیر قابل وصفی به کسانی حمله کرده است و آنان را افعی های در حال جان گرفتن نامیده است که هنوز از التماس خامنه ای برای فرستادن آنان بپای صندوق های رأی یکماه نگذشته است. آنجائیکه خامنه ای از مخالفان خودش و جمهوری اسلامی خواست که رأی بدهند مگر غیر از همین بچه های جنبش سبز و سکولارها را نشانه داشت. اما چرا رییس قاعدتاً غیر سیاسی و بی طرف ذاتی قوۀ قضائیه از چنین ادبیات اولاً سیاسی و ثانیاً چاله میدانی و ثالثاً کمتر سابقه دار در ادبیات گذشتۀ ایشان در طول مسئولیتش و در برابر احمدی نژاد استفاده کرده است؛ برمی گردد به قصه ای هم بنیادی و هم نمادین که برایتان نقل می کنم. و قبل از آن از آیت الله خامنه ای انتظار دارم که رییس قوۀ قضائیه را بدلیل نقض آشکار بی طرفی و استقلال قضا و دادوری سریعاً از کار برکنار کند!

4- اما اصل قصه برمی گردد به اینکه در هنگام نزاع بین نقل و عقل؛ شریعت و عرفیت و سنت و مدرنیته هر کدام از طرفین دعوا به عقل و عرف و مدرنیته نزدیک تر باشند مؤدب ترند زیرا از نظر استدلالی قوی ترند. و هر چقدر در نقل و شرع و سنت بیشتر فرورفته باشند و بدلیل ضعف در استدلال و عقلانیت هتاک تر و فحاش تر می شوند. در بدو پیدایش انسان هنگامی که آدم مجبور شد برای غلبه بر ترس خود از ناشناخته ها نیروی برتری را اختراع یا کشف کند و نام او را خدا یا الله یا هرچه بگذارد پیامبران محترم از روی حسن نیت این نیروی برتر (خدا) را در خودشان و حرف هایشان متجسد کردند و او را تا سطح موجودی اندامواره و "هم میرغضب هم مهربان"! نمایاندند و دین را وارد زندگی بشر کردند؛ روحانیان شیعه نیز که ژن جهش یافتۀ پیامبران محترم هستند همین پروسه را با امام زمان تجدید و بروز کردند. به این ترتیب که از نیاز فلسفی انسان ضعیف در مقابل طبیعت و نیازش به امید و عدالت استفاده کردند و از یک برساختۀ ذهنی دیگر انسان ها برای غلبه بر نا امیدی خود با صبغۀ "انتظار منجی" آن را در انسانی حقیقی بنام مهدی متجسد کردند و خودشان را نماینده و پیشقراول این موجود عینی کرده شده توسط خودشان قرار دادند. 

5- شرافت پیامبران به روحانیان شیعه در ساختن و اندامواره کردن خدا (از سوی پیامبران) و امام زمان (از سوی روحانیان شیعه) در این بود که لااقل پیامبران یک "مدیتیشن"ی (Meditation) انجام می دادند و دچار خلسه و الهام و تخیل خیرخواهانه می شدند و آنگاه وارد پروسۀ نجات انسان از تاریکی ها می شدند و چه بسا خیلی از آنان هم نیت دانسته و بدی نداشتند در بدو شروع پیامبری شان. اما روحانیان شیعه دیگر بهمین رنج خلوت کردن و ملهم شن هم نیاز نداشتند و ندیدند. زیرا نمایندۀ مهدی (یکی مثل خودشان انسان) بودند و هر خزعبلی که به ذهنشان می رسید می توانستند به او نسبت بدهند. احمدی نژاد جزو آندسته ای است که نه تنها مثل همۀ انسان ها به وجود فلسفی موعود (بشیر عادل و کامل) اعتقاد و نیاز داشت و دارد اما دروغ روحانیان را هم با همۀ وجود باور کرده بود و معتقد است که یک انسانی با مشخصات معمولی همۀ انسان ها بنام مهدی واقعاً بدنیا آمده و وجود داشته و غیبت کرده و کماکان زنده است و وجود دارد و منتظر است که روزی دلبخواه از چاهی بیابانی شهری قصبه ای بیرون بیاید و دنیا را پر از عدل و داد کند.

6- آخوند لاریجانی جزو دستۀ خالقان امام زمان است ولی احمدی نژاد جزو مؤمنین امام زمان. لذا از نظر سلسله مراتب عقلی لاریجانی عاقل تر و عرفی تر و مدرن تر از احمدی نژاد است. زیرا اولی خرافاتی را اختراع کرده اما دومی به خرافات اختراع او ایمان آورده است. لذا همانطور که مؤمنین به خدای اندامواره دون تر و پاچه ورمالیده تر و هتاک تر از پیامبران هستند؛ مؤمنین به امام زمان اندامواره نیز پست تر و پاچه ورمالیده تر از روحانیان هستند. لذا لاریجانی نه نیاز داشت و نه حریف احمدی نژاد می شد با عربده کشی و هتاکی. لذا هر موقع می خواست با او هماوردی کند از قانون و ادبیات استدلالی استفاده می کرد و نامه نگاری. اما اینک که دور افتاده دست کسانی که هرچند آخوند هم باشند بظاهر مثل روحانی و ناطق و هاشمی که می گویند این مزخرفات امام زمانی دیگر چیست؛ لاریجانی دیگر قادر به آن طمأنینۀ مظلوم نمایانه در مقابل احمدی نژاد نیست و لاجرم با همۀ تحجر و خرافات رسوب کرده بر سفرۀ خود و برادران "فاضل"ش در قالب یک لقمه نان و بوقلمون! ناچار با همان حربۀ اصلی مرثیه خوانی اش بمیدان آمده. البته باکی نیست و چه خوب که چنین کرده و مردم ایران را آگاه می کند برای تکلیف نهایی. و این جمله که: "سربالایی معنا دار آرا روحانی در روستاها و شهرهای کوچک و استان های مرزی و طبقات محروم بدجوری ترسانده اینان را که اگر لشکر توده با مغز نخبه به یک نتیجه رسیده باشند و بهم گره بخورند - در انتخاب اخیر اتفاق افتاده - این تو بمیری دیگر از نوع جنبش شهری 88 هم حتی نیست و فراتر خواهد رفت در آینده. یا...هو

۳ نظر:

ناشناس گفت...

تیمسار شما که بهتر میدونید صادق نه سوادی داره نه فهم شعور درست و حسابی نه قدرت بیان اخوندی اینا نوکر سید علی هستند سید علی گفته برو بگو این هم چربش کرده بدبخت تر و نکبت تر از برادران لاریجانی در دستگاه سید علی نخواهد امد

ناشناس گفت...

افکار افراطی؛ هشدار مجدد رفسنجانی به خامنه ای
رفسنجانی به خامنه ای هشدار داد که نبايد با لجاجت بر روی افکار افراطی که نه تنها ضروری نبوده بلکه اصالتی هم ندارند، پافشاری کرد.

رفسنجانی که سخنانش توسط سايت تابناک منعکس شده، افزود، مردم با حضور و انتخاب خود در 24خرداد نشان دادند که نظام ما يک نظام دستوری نبوده و در پی تغيير در روند اجرايی کشور هستند.

این در حالیست که باند خامنه ای در مجلس رژيم به روحانی هشدار داده که فعال نبودن در فتنه و جانبداری نکردن از فتنه گران از جمله شرط انتخاب وزيران است.

ناشناس گفت...

تــبــه گــردد ایــــــن رنــج هــای دراز
نــــشیـبـی دراز است پــــیـش فــــراز

تیمسار گرامی،

همانگونه که فردوسی بزرگ در " نامه ی رستم فرخزاد به برادر" مینویسد: " نــــشیـبـی دراز است پــــیـش فــــراز " و با توجه به اینکه این نشیب تقریبا ۱۴۰۰ سال ادامه داشته (غیر از بریده‌هایی‌ از تاریخ که ایرانی‌ سرافراز بوده)، امیدوارم و خوشبین که فراز پیشبینی‌ شده نهایی‌ به زبان فردوسی بزرگ به زودی آغاز می‌‌شود.

نمی گویم که این کار در توان حسن روحانی یا هاشمی‌ یا هر کسی دیگه‌ای هست، بلکه این مردم ایران هستند که به زودی خود را از سیاهی رها میکنند و با احترام و آرامش در کنار دیگر ساکنان این کره خاکی زیبا زندگی‌ می‌‌کنند (چه با جمهوری اسلامی و چه بدون آن).

پیروز باشید و شاد

یک برادر ایرانی‌ کرد زبان شما