ه‍.ش. ۱۳۹۲ تیر ۲۸, جمعه

گذشته از پروندۀ شنود از خود دکتر مطهری هم بی خبر و نگرانم.





1- ماجرای شنود از دفتر کار خارج ز مجلس علی مطهری را به چند دلیل ننوشتم: 

اول به این خاطر که من خودم سال ها تحت شنود زنده بوده ام و نهایتاً هم تاوان بسیار سنگینی پرداخته ام و نوعی حساسیت شخصی هم دارم به این زشت ترین و عادی ترین پدیده در جمهوری اسلامی.

دوم به دلیل اینکه این روزها که ملت منتظر اخبار و تحلیل های خوشبین هستند و حقشان هم است؛ دستم نمی رود با پرداختن به مسائلی که خواجه حافظ شیرازی را هم متعجب نمی کند کام ایرانیان را تلخ کنم.

سوم هم به این دلیل که پی گیری موضوع از سوی مطهری در مراجع مربوطه و بویژه این تلاش احمد توکلی که سعی کرد با آدرس دادن به مقامات اطلاعاتی هم موضوع را رسیدگی کنند و هم بار مسئولیت از خودشان را با اعلام اینکه شنود گذاران آماتور و ناشی نیروی خود سر بودند و دستگیر کردیم و اله محاکمه خواهیم کرد و بله آویزان خواهیم کرد؛ نمک به زخم کهنه نپاشم  تا بتوانند سر و صدای رسوایی را بخوابانند تا موضوع سرد شود و کی و کِی در جمهوری اسلامی کسی دیده که یکی از صدها قول رسیدگی اینجوری که می دهند به سرانجامی شفاف رسیده باشد و پرونده بسته شود.

2- اما حالا که حتی اطلاعاتی ها راهنمایی توکلی را هم نادیده گرفتند و گویی نه خانی آمده است و نه خانی رفته است؛ و کمترین خبری نه از پروندۀ این ماجرا اعلام شد و بدتر خود شخص مطهری هم از روزی که بیانیه داد و سایتش فیلتر شد دیگر نه حرفی زده و نه مصاحبه ای کرده و نه هیچ علامتی که سلامت و بدون مزاحمت است در کار و زندگی روزانه؛ ناچار نگاهی می اندازم به این پرونده و امید وارم که شخص مطهری فارغ از سرنوشت پرونده گزندی ندیده باشد و اعلام کند که حالش خوب است و هوادارنش را از نگرانی خلاص کند.

3- واقع ماجرا این است که من از همان ابتدا هم شک نداشتم که نیروی خودسری در کار نبوده و شنود گذاری بدستور و توسط عوامل اطلاعاتی اعم از وزارت اطلاعات مصلحی یا اطلاعات سپاه طائب انجام شده است. سابقه ام هم برمی گردد به ماجرای ارباب سیر در امریکا و ترورهای نافرجام هند و تایلند و گرجستان علیه اسرائیلیان. در همۀ این سری عملیات اطلاعاتی و امنیتی همه مصر بودند که عملیاتی چنین سست و آماتور که یارو برود سفیر عربستان را در امریکا ترور کند و یا در تایلند بجای ترور و مخفی کاری بروند با کارگران جنسی عکس یادگاری بیاندازند امکان ندارد از دستگاه های کار کشته و جهنمی جمهوری اسلامی دستور گرفته باشد. و من بشهادت وبلاگم تنها تحلیلگری بودم که چنین کارهای ابتدایی و سهل انگارانه ای را راست کار سازمان های اطلاعاتی که آخوند مصلحی یک طرفش را اداره کند و آخوند طائب طرف دیگرش را بعید که نمی دانستم بلکه حتمی بودنش را هم قطعی تحلیل می کردم.

4- البته من به یک تخریب فرهنگی هم توجه می کردم و می گفتم که وقتی حکومت پلیسی شد و فساد همۀ ارکانش را گرفت اولاً کارگزاران احساس قدرت می کنند از راه جهل و ثانیاً چنان خودشان را مسلط به اوضاع می فهمند که بدیهیات بدیهی را هم فراموش می کنند در انجام وظیفه. بطور مثالی ملموس از سال هایی زیاد قبل و حالا بدتر رشوه در ایران از زیر میز و ایما و اشاره به روی میز و یک معاملۀ شفاف چانه زنانه بین راشی و مرتشی ارتقاء! یافته است. خب در چنین فرهنگی اگر کارمندی بخواهد برای رشوه گرفتن تمهیدات پیچیده ای بکار ببرد که لو نرود بسیار احمق و عقب مانده تلقی خواهد شد از سوی همپالکی هایش که نرخ رشوه را بالای سرشان تابلو کرده اند. لذا این فرهنگ وقاحت در جرم آشکار همانطور که در خود شنود گذاری کاملاً جا افتاده و بی پرسش و پاسخ است در نحوۀ اجرای جرم (در اینجا شنود گذاری) هم بسمت حداکثر سهل انگاری پیش می رود و کارگزار سعی می کند با کمترین هزینه و با ابتدایی ترین و ارزان ترین وسیله مأموریت خودش را انجام بدهد که از لفت و لیس اداری اش کم نشود.

5- حالا که دیگر با سکوت ده روزۀ سازمان های اطلاعاتی متعدد معلوم شده است که نه نیروی خودسری در کار بوده و نه نیروی بی سری؛ راحت تر می توان مطمئن بود که بیچاره یونسی - اگر وزیر اطلاعات روحانی باشد - چه مخروبه ای را قرار است تحویل بگیرد و چه کار وحشتناکی دارد برای برگرداندن مدار تخصص و کار آمدی به عناصر اطلاعاتی. زیرا اگر شنود گذاری شان که کاری مجرمانه است به این سهل انگاری باشد ببین که در وظایف و مسئولیت های قانونی و سازمانی چه کاستی های تخصصی و آموزشی دارند. بهر حال نه گمانم که تا مدت ها بعد از تشکیل دولت جدید به این پرونده پاسخی پیدا شود. اما جداً از سکوت مطهری نگران شدم و گفتم که یک حالی بپرسم. منظورم ابداً اظهار نظرش راجع به سرنوشت شنود نیست فقط حرفی بزند که من هم مطمئن باشم که حداقل خودش مشکلی پیدا نکرده باشد. یا...هو

۳ نظر:

سه چرخه گفت...

من هم همینطور فکر می کنم دلقک عزیز:

اصلا چرا راه دور بریم، شنودی رو که قرار بود رئیس جمهوری مملکت تو صحن علنی مجلس و پخش سراسری رادیو به اطلاع عموم مردم همیشه در صحنه برساند چنان کیفیت بدی داشت که احمدی نژاد بیچاره مجبور شد مثل بازیگران با لحن های متفاوت صدای مرتضوی و برادر لاریجانی رو تقلید کند. طرف تو اتاق خودش نتونست صدای طرف رو ضبط کنه درست درمون که با حدس میزنم بهترین امکانات صوتی مجلس هم قابلیت فهم رو پیدا کنه.
این قضیه شتر گاو پلنگی که شما گفته بودین در جزئی ترین شئون این حکومت ما هم صدق میکنه واقعا.

من که هنوز امید دارم مطهری وزیر ارشاد بشه، گرچه الان که آقای خاتمی از مسجد جامعی نام بردن دیگه مقداری از بابت ملاحظاتی نمیخوام اینطور بشه.

Dalghak.Irani گفت...

سه چرخه. امیدوارم دعایت مستجاب نشود و نه مطهری خراب شود و نه فرهنگ با منتفی شدن شوخی وزارت ایشان.
اما مصلحی بالاخره واکنش بی سر و تهی نشان داد به نوشته ام و اولین اظهار نظر را کرد. متن گفته اش نشان می دهد که بدون تحریک من همین اعتراف به "داریم یک غلطی می کنیم" هم نمی کرد. و این نشان می دهد که اطلاع رسانی درست در یک وبلاگ هم مهم است در دنیای انفجار اطلاعات. یا...هو

بالاخره وزیر اطلاعات به کشف شنود در دفتر مطهری واکنش نشان داد

باشگاه خبرنگاران جوان نوشت:وزیر اطلاعات ادعای کشف ابزار شنود در دفتر علی مطهری(نماینده تهران) را ماجرایی مهم و از جنبه های مختلف سؤال برانگیز دانست.

حجت الاسلام والمسلمین حیدر مصلحی با اشاره به ادعای کشف ابزار شنود در دفتر علی مطهری (نماینده تهران) اظهار داشت: این ماجرایی مهم و از جنبه های مختلف سؤال برانگیز است و به همین جهت از همان ابتدا باید در مسیر خاص خودش مطرح و پیگیری می شد.

وزیر اطلاعات در ادامه در پاسخ به این سؤال که آیا وزارت اطلاعات موضوع را پیگیری کرده است، گفت: قطعاً و از همان روز پنجشنبه هفته گذشته، بلافاصله پس از دریافت نامه علی مطهری، جلساتی توسط واحد ذی ربط وزارت با ایشان برگزار شد، از محل کار ایشان بازدید به عمل آمد و بنده نیز دستورهای لازم برای پیگیری موضوع را به همکاران داده ام و آن ها نیز در حال پیگیری آن هستند.

سه چرخه گفت...

و باز هم امیدوارم برد و نفوذ این چنین بحث هایی در فضای مجازی در فضای سیاسی ایران بیشتر و بیشتر هم بشود، مخصوصا وبلاگ شما که برای من تافته جدا بافته از تمام مطالبی است که در اینترنت روزانه مشاهده میکنم. در چند روز گذشته بعد از مدت ها از بالاترین خوشم آمد به دلیل اتحاد بی نظیرشون در زیر سوال بردن حرکت زشت بی بی سی فارسی، که فعلا قصد ندارم دیگران رو تحریک به بایکوتش کنم به خاطر رضایتم از عملکردشون بعد و کمی قبل از انتخابات. که این یکی مهم تر است فعلا.

من البته واقعا از عمق نگاه فرهنگی مطهری اطلاع ندارم و شاید خیلی هامون هم نداشته باشیم، اما از باب فرهنگ عرض میکنم که به نظرم مطهری در نهایت در مسائل خیلی سطحی سخت گیر باشد اما در مسائل عمقی بسیار جلوتر از آرمان هایمان-متصور برای خودمان طی چهار سال- هم خواهیم توانست که طی کنیم. و امید دیگر من به روحانی است، که فکر می کنم اگر مطهری رو سر کار بذاره خیلی سبک سنگین ها رو میکنه از قبل، و شاید خیلی سنگ ها رو خود مطهری و خود روحانی با هم وا بکنند. در نهایت به طور صرفا منطقی چون فکر میکنم اگر مطهری وزیر بشود حتما این مراحل قبلی انجام شده است توسط دو طرف، میتونیم زیاد شوکه نشویم. میدونم که حرفهام شاید تکرار مکرارتِ خودم باشه.

این نه یک درخواست از روحانی برای وزیر شدن مطهری است، نه یک آرزو شاید حتی، این صرفا یک محاسبه از سمت یک ناظر محض است که بر مبنای اون اگر مطهری وزیر هم شد زیاد تو شوک نرویم و شاید خوشحال هم بشویم. البته در کل با توجه به خطی که خاتمی داد خیلی بعید(!) هست که مطهری بیاد و وزیر بشود. اما اگر شد هم من شخصا استقبال میکنم :-) البته بگم که من هیچ مسئولیتی رو در این مورد خاص قبول نمی کنم:-) بیشتر یک قمار هست به نظرم برای من این آرزو، یا خیلی بد و افتضاح میشه و یا اینکه با محاسبات من خیلی خوب میشه، و فکر میکنم شما با قمار سیاسی آشنا باشی دلقک عزیز، به هر حال درست هست که شاید خیلی که چه عرض کنم صد درصد به نتایج کار قالیباف که مینوشتی اعتقاد داشتی اما بعد از اولین پستت راجب این مسئله فهمیدی که داری یک قمار رو شروع میکنی، البته من هیچ ادعای هماوردی رو ندارم با شما، که قماری در محدوده کامنت ها کجا و گذاشتن یک وبلاگ یک میلیونی وسط میز کجا. البته برای شما منافع ممکلت مهم هست و اگر از قالیباف در کابینه یا معاونت استفاده بشود هم میشه گفت الهام گرفته از استراتژی شما بود که فکر میکنم مبدعش هم خودتون بودین و شخصا جای دیگری ندیدم.

خلاصه احساس میکنم انتخاب مطهری یک هندوانه سر بسته هست که اگر قرمز از آب دربیاد خیلی خوشمزه میشه، و اگر سفید باشد که روزمان خراب شده، اما فکر میکنم که روحانی هندوانه خریدن رو بلد باشه!

امیدوارم که زودتر این 12 مرداد نیامدنی بیاید :-) از همه جهت.
باز هم مثنوی شد و معذرت، چون کامنت ها شلوغ نبود جسارت نموده، تطویل کردم.

زنده باشید تیمسار. . .