ه‍.ش. ۱۳۹۲ خرداد ۱۶, پنجشنبه

معلوم است که فقط قالیباف شایستۀ ریاست جمهوری یازدهم است.


1- بگذارید یکبار دیگر خودم را توضیح بدهم با نگاه به مناظرۀ دیروز راجع به فرهنگ و جامعه. و ابتدا بگویم که نامزد محبوب شخص من در این مناظره سید محمد غرضی بود با آن نظرات و سؤال های کوتاه و بسیار عمیق و طنز تلخ. اما از این گذشته معلوم است که انتخاب ایجابی من بعنوان یک لیبرال هم باید خطابه های نسبتاً آتشین حسن روحانی باشد و موضع گیری های نه چندان کاریزماتیک جناب دکتر عارف که تأکیدشان بر آموزه های لیبرالیسم بود و است. مثل سپردن فرهنگ به بخش خصوصی و انجمن های صنفی و مدنی - دقت کنید که هیچ کدام از لفظ مدنی که جزو لغات ممنوعه شده است از سوی خامنه ای استفاده نمی کنند - و عدم دخالت دولت. اما چرا من برخلاف شما می زنم زیر محبوب های خودم و می گویم قالیباف گزینۀ بهتری است. در حالیکه حرف قابل نشان دادنی نداشت از رویکرد آزادی محور شفاف در حوزۀ فرهنگ و اجتماع.

2- مسئله بهمین سادگی است که شما حرف های عارف و روحانی را در عالم تجرید و انتزاع تصور می کنید و لذت می برید اما من همۀ حرف ها و ادعاها را در کانتکست قدرت سیاسی از سویی و ظرفیت حکومت از جانب دیگر بداوری و صلاح مصلحت می نشینم. بعبارت دیگر من فارغ از اینکه آیا روحانی یا عارف به هر آنچه می گویند باور ایمانی و قلبی دارند یا نه؛ به این نکته متمرکز می شوم که اینان این وعده های زیبای فرهنگی را در کدام ظرفیت حاکمیت الیگارشیک مذهبی از سویی و کدام پشتوانۀ قدرت سیاسی از طرف دوم می خواهند عملیاتی کنند. کما اینکه عارف در پاسخ قالیباف که از او پرسید رویکرد فرهنگی شما کدام خواهد بود که می خواهید با روش تمرکز زدایی انجام بدهید عارف پاسخ داد که رویکردم معلوم است و آن مصوبۀ شورای عالی انقلاب فرهنگی است که تصویب کرده و در اختیار است. و آیا شما گمان می کنید که شورای عالی انقلاب فرهنگی چیزی تصویب کرده یا می کند که به فرهنگ لیبرال و آزاد حتی نزدیک باشد و بشود.

3- خب یک جواب بدیهی شما می تواند تز معروف سعید حجاریان باشد که ما با چانه زنی عارف و روحانی در بالا و فشار افکار عمومی حامی رییس جمهور در پائین می توانیم و باید تغییرات را اعمال کنیم و می کنیم. اما پاسخ من این است که این روش در اوج محبوبیت آن در بعد از دوم خرداد 76 جواب نداده و موفق نشده است. اینک چطور ممکن است نسخۀ بدلی آن هم در جایگزین شخصیت های حامل از خاتمی به عارف و روحانی و هم در جایگزین جامعۀ هدف از جامعۀ شاداب و یکپارچۀ بعد از دوم خرداد به جامعۀ گسسته و پولاریزه و افسرده در اکنون زمانه بتواند موفق بشود. لذا من پیش بینی واقع گرا می کنم که در صورت پیروزی روحانی یا عارف - اگر این دو شخصیت های رادیکال و مبارز و سرسخت و ثابت قدمی هم باشند که نیستند - ما شاهد یک کشمکش مدام دیگری خواهیم بود بین همۀ حاکمیت (از رهبر تا قضا و تقنین و حوزه و ...) و رییس جمهور که تنها دست آوردش معطل ماندن بقیۀ حوزه های کمتر سیاسی - مثل اقتصاد - هم خواهد شد. و این در حالی است که همۀ شما گزارش می دهید از متن جامعه که جامعۀ امروز ایران دیگر کشش این دعواهای بی سرانجام را ندارد. و ادامۀ وضع فعلی بویژه در حوزۀ اقتصاد و تولید و معیشت قبل از فروپاشی هیئت حاکمه به فروپاشی اجتماع منجر شده و بدتر خواهد شد.

4- من اما بشما بجای تز حجاریان تز جدیدی معرفی می کنم. و می گویم بیایید با قالیباف به تز "چانه زنی دوستانه و متکی بر قدرت در بالا و فعالیت در پائین" رو بیاوریم و بسنده کنیم. یعنی چه؟ یعنی اینکه اجازه بدهیم قالیباف یک سرو دستی بکشد به اوضاع آشفتۀ مدیریت و کمی چرخ های اقتصاد و تولید را روغن کاری کند - حداقل قبول دارید که اینکار را بلد است - تا ما کمی دچار فعالیت مثبت بشویم و خمودگی هایمان ترمیم شود تا حدودی. تا خود قالیباف متکی به عقبه اش در سپاه و سردار سلیمانی و زبان نرم و نا ترساننده اش در نزد خامنه ای به چانه زنی مشغول شود هم برای اهداف اجتماعی و فرهنگی و هم گشایشی در سیاست های خارجی.

5- اگر در خارجید اینقدر هیجان زده نباشید. و اگر در داخلید اینقدر سربهوا و گمراه نباشید. گوش کنید ببینید چه می گویم: "عباس کیارستمی غیرسیاسی ترین هنرمند روی زمین چند روز پیش گفته است که: "ایران الان تاریک ترین دوران همۀ عمرش را تجربه می کند" و آرزو کرده که انشاءالله با انتخابات پیش رو یک دریچه ای باز شود." شما بجای اینکه در آرزوی دموکراسی و حقوق بشر و آزادی فرهنگی و اجتماعی سبک اروپا باشید؛ نگاه کنید ببینید ظرفیت فرهنگی حاکمیت اصلی ما سعید جلیلی است و مشروحش علی اکبر ولایتی. ما به حضیض سقوط کرده ایم. فعلاً به بسته نشدن خانۀ هنرمندان و حداکثر دایر شدن مجدد خانۀ سینما بسنده کنید تا ساختن فیلم های هالیوودی. فعلاً بگذارید بهرام بیضایی و اصغر فرهادی را با هزار احتیاط و تمهید برگردانیم تا نوبت گلشیفته را جلو بیاندازیم.

6- مهمترین نکته فعلاً عملکردن به حداقل هاست برای شروع و این را فقط کسی می تواند که سه مؤلفۀ زیر را در حداقل هم شده دارا باشد:

الف- کارنامۀ اجرایی داشته باشد با حداقل نمرۀ قبولی در حوزه های اجرایی و مدیریت سیویل. که قالیباف دارد.

ب- عقبه و پشتوانه ای در مؤلفه های قدرت روز جمهوری اسلامی داشته باشد. که قالیباف دارد در سپاه. و سپاه حتی بخاطر حمیت صنفی و لباس هم شده مانع موفقیت او نخواهد شد.

پ- اینقدر نزدیک باشد به هستۀ اصلی ایدئولوژی که قبل از شروع کارش کسی را تحریک نکند برای مقابله و مبارزه برای زمین گیر کردنش. که قالیباف دارد و روحانی و عارف اگر هم قصدش را نداشته باشند انگش را دارند که ادبیات تابلوی لیبرال و اصلاح طلبانۀ سکولار دارند. یا...هو

بعد از تحریر: این برداشت غلط است از حرف من که فکر کند من می خواهم بگویم قالیباف تقیه می کند یا بدتر از آن ریا می کند در نمایش خودش بعنوان یک اسلامیست. او اسلام نوگرای محدود به ظرفیت پذیرش حاکمیت ولی عملیاتی است. قالیباف یک اسلامیست اصلاح طلب است برای کارآمد کردن جمهوری اسلامی. اما نه ما کشش بالاتر از آن را داریم در جامعه و نه از او انتظار داریم که پوپر ما بشود. واقعیت را من اینطور می فهمم که او از سر روزگار امروز ما زیادی هم است. 

۴۷ نظر:

آینده گفت...

بهتر دیدم با نگاه خودت یاد داشتی بنویسم:
واقعیت را "تو" اینطور می فهمی: که او از سر روزگار امروز "شما" زیادی هم است!

ناشناس گفت...

قاليباف چه بخواهد چه نخواهد بزودي در صورت پيروزي اش با پرسش هاي مواجه خواهد شد كه نمي دانم چه پاسخي براي آنها خواهد داشت پرسش هاي از جنس انچه محمد خاتمي با آن مواجه شد و متاسفانه در بن بستي ايدئولوژيك گرفتار شد و قدرت حركتش به دليل باورهايش محدود...من در نوگرا بودن خاتمي و قاليباف ترديد ندارم گيرم با كمي تفاوت ولي در عمل چه خواهد كرد سردار با جامعه متكثر ايران نمي دانم و بيشتر از انكه نگران باشم ديگران او را محدود كنند نگرانم در بن بستي فكري گرفتار شود همچون سيد محمد خاتمي

ناشناس گفت...

راستي به نظرم فيلم قاليباف چندان حرفه اي و راي آور نبود تا اينجا فيلم روحاني از همه فكر شده تر و حرفه اي تر بود از قدرت راي آوريش البته بگذريم

Dalghak.Irani گفت...

آینده.
عین جملۀ من این است:

واقعیت را من اینطور می فهمم که او از سر روزگار امروز ما زیادی هم است.

بفهم من و رسیدن به ما را درست دقت نکرده ای. ما یعنی حداقل من و یکی دیگر از 78 میلیون ایرانی. و آیندۀ مجازی جزو این ما نبود. ما به آیندۀ واقعی می اندیشیم که پوست و گوشت و استخوان و شناسنامه و شمارۀ ملی و هویت دارد. یا...هو

ابوالفضل گفت...

درود بر عمو دلقک؛ خاستم بگم بعنوان یک دانشجوی سابقا پرشور، جایگاهی را برای قالیباف در میان دانشجویان و سبزی ها نمیبینم؛ متاسفانه ازین زاویه دید شما افراد معدودی از این ملت احساسی، به این قضیه نگاه میکند! مگر اینکه دیگر اقشار اجتماع به او رو کنن!
(چه جملات کژ و مریضی نوشتم!)

ناشناس گفت...

http://tavazon.blogspot.co.uk/2013/06/blog-post.html

آینده گفت...

میبینی! من فقط نوک پیکان را به سمت خودت گرفتم، تحقیری که در این جمله ی آخرت بود خودت را هم آزرد، غرض هم همین بود!

و اما نیت اصلی این بود که میخواستم خوب بدانی اگر میبینی اینهمه اعتراض و غرش و نکوهش میشنوی در جانبداری از این گزمه ی مشهدی بی بُته، این است که این "ما"ی ما را بد جور قاطی کرده ای با "ما" ی خودت، نکته دقیقا همین جاست!

پوست و گوشت و استخوان ما که همیجاست در اتوبانهای پر ترافیک و تونلهای پر دود و تراکمهای سردار! شماره ی ملی و شناسنامه هم که در گرو دشنه های رفقایش! تو را واقعا نمی دانم که کجایی؟

نه دلقک! هنوز اینقدر هویت داریم که در وطن بایستیم و پایمردی کنیم، تا "قاسم قاتل" ناجی "ما"ی ما نباشند.

و اما آینده ی واقعی از آن کسانی است که می دانند بهترین راه همیشه ساده ترین راه نیست!

ناشناس گفت...

وقتی دلقک ملیجک می شود.

گویند که ناصرالدین شاه خدمی داشته ملیجک نام از برای شادی و سرور شاه. ملیجک هر آنچه در آستین داشته برای شادمانی شاه دریغ نمی نمود: از سیاه بازی گرفته تا ... .

کار دلقک امروزها بی شباهت به ملیجک نیست. اما من قرینه ای برای شاه پیدا نمی کنم!

اگر شیرین کاری های دلقک برای سردار است که سردار ثنمی با وی ندارد.
اگر از برای ملت است، بعید می دانم روحیات ملت با روحیات ناصرالدین شاه قرابتی داشته باشد و اصولا سطح شعور شاه با شعور ملت قابل مقایسه نیست که با این شیرین کاری ها به شعف آیند!!!!!

کار این روزهای دلقک شبیه کار کشیشان و ملاهایی ایست که می خواهند با برهان به خداناباوران خدا را اثبات کنند. برهانی نیم بند که بین خودشان هم اختلاف انداخته!

در اینکه سردارخوش تیپ، چشم آبی، سکسی!!! و فردی کارآزموده و شایسته است شکی نیست.اما این سردار انسانی ایست پر اشتباه چه در مصابحه و چه در مناظره. حتی خودکشی دلقک برای سردار هم نمی تواند اشتباهاتش را ماله بکشد.

چیزی که به عیان مشخص است این است که آیت ا.. خامنه‌ای بیش از همه با آمدن سردار مخالف است. چون با آمدن سردار بخش قدرتمند سپاه قدرتمندتر می شود. فراموش نکنیم که که همیشه آیت ا... خامنه ای با رودر رو قرار دادن جناه ها و زدن آنها توسط خودشان حاکمیت خود را تثبیت کرده. اما این بخش سپاه، جایی نیست که بتوان با قدرت جناحی با آن مقابله نمود.
فضا دادن صدا و سیما به کاندیداهای اصلاح طلب و پخش آرء قابل تامل سردار در بین کاندیداهای اصلاح طلب از سناریو های دیگر حاکمیت است. حتی به ائتلاف 2+1 هم اجازه داده نشده تا یک کاندیدا را مشخص کنند. همه و همه گویای این واقعیت است که نسخه انتخابات پیچیده شده: یا در دور اول و با اختلاف ناچیز جلیلی رئیس جمهور می شود و یا در دور دوم ودر رقابت با کاندیدای اصلاح طلب جلیلی کاندیدا می شود.

پس دلقک عزیز، واقع بین باش و جای شیرین کاری، تصویری واقعی از فضا را بده.

احساس چگونگى مزمن گفت...

دلقک جان به خدا بغض دارم بغض. چند روزه که بدتر شده. به خدا امروز بادیدن مستند قالیباف گریه ام میگرفت و بغضم را میخوردم که چرا من این جوان را دوست دارم و او می آید و میگوید: «سران فتنه اگر توبه هم بکنند جایی میان ملت ندارند؟» که چرا این جوان چشم زاغ زمان جنگ با آن لباس غواصی و ریش بورش با این حرفش که زده مرا از خودش دور میکند. چرا ما را می رنجاند. مگر نمیداند ما زخممان بدجوری عمیق است. دردش خوب نشده. چرا حقیقت را میداند، میرحسین را میشناسد و اینطور میگوید؟ چطور بهش اعتماد کنم؟ همین الان هم گریه ام گرفته. با دلم دارم باهات حرف میزنم. چرا باید گریه ام بگیرد. مگر عزیزی مرده؟ بخدا حالمان بد است. و تو هم باور کن چشمم اشکی است. چشم ایرانمان اشکی است.

Dalghak.Irani گفت...

خب من هم گریه کردم و نه فقط بغض. بلکه با صدای بلند. او به ستاد موسوی آدم فرستاده بود. او به موسوی کمک کرده بود. او در جریان تظاهرات با مردم همدل بود و سعی می کرد خشم مردم را با هدایت غیر مستقیم به محل های جمع آوری زباله از درگیری آنان با بسیج و پلیس تحت خسارت به اموال مردم کنترل کند. هم او بود که راهپیمایان 25 خرداد را سه میلیون نفر گفت و یکی از استنادات همیشگی ما حرف شهردار تهران بود. جالب است که متحجرین او را با ساکت فتنه بایکوت کرده اند و هر روز مانع و انگی برسرش می بارند. و اینطرف متجددین هم با همان حربه منتهی گویندۀ فتنه همان رفتار طالبانی را سرش در می آورند. زیاد خودتان را ناراحت نکنید تا ما مدرن بشویم و بتوانیم رفتار قالی باف را بفهمیم و صف متجدد خودمان را از متحجرین جدا کنیم انتخابات تمام شده و یکی مجسمۀ بالفعل فتنۀ حقیقی مانند جلیلی هم تاج بر سر گذاشته و به ما نمی گوید فتنه. چون مایی وجود نخواهیم داشت حتی به آمار بهایم. یا...هو

ناشناس گفت...

استاد یکم درباره جلیلی حرف بزن اینجا بد جور دارن براش کار میکنن اگر این آدم متحجر بیاید یه جنگ رو شاخ این ملته!

ناشناس گفت...

دلقك چيزي شده خيلي نااميدانه سخن مي گويي...بخصوص جمله آخر در باب مجسمه يلاهت و حماقت يعني جليلي...يعني از همين حالا دستها را بالا بردي...لطفاً در اين مورد بيشتر بنويس

Dalghak.Irani گفت...

عزیزم اگر از من می پرسید می گویم نگران نباشید و آمدن جلیلی خیلی سخت و در حد صفر است. اما شرح قضیه چشم فردا اولین مطلب را راجع به چینش فعلی صحنه و سمت و سوهای سناریوهای آینده خواهم نوشت. یا...هو

Dalghak.Irani گفت...

نا امیدانه مطلقاً ولی عصبانی حتماً. هنگامی که متحجرین و متجددین ما به یک هدف و یک روش برسند نباید انتظار روییدن گلی ر ا داشت غیر از خرزهره! یا...هو

شهروند گفت...

سلام دلقك عزيز

امروز تو اين مملكت ، حكم ، حكم ماست ، مجلس و عدليه تعارفه .
ديالوگي از فيلم كمال الملك ، اثر ماندگار اقاي علي حاتمي ، از زبان شخصيت رضاشاه درفيلم
پاينده باشيد

ناشناس گفت...

دلقك جان تا وقتى تماشاچيان مثل دوستمان آينده فكر ميكنند و به جاى ديدن واقعيت حال در روياى آينده اى ايدهال در هپروت سير ميكنند بايد بگويم ، آره عزيزم فعلا او از سر تو و من وما هم زياد است . دور و برتو نگاه كن ، بگو به چى مى نازى به گذشته دورت؟ زمان حال رو بچسب و يك كم بچرخ تا بفهمى كجايى . ٧٠ مليون جمعيت ايران بايد بفهمند كه دست از غرور بى جاشون بايد بر دارند و خودشون رو همون كه هستند قبول كنند (در زمان حال) تازه بعد ميتونند با قدمهاى كوچك راه دور و دراز آينده روشن رو طى كنند. اما تا وقتى در خودمان گير كرده ايم وضع از همين هم بد تر خواهد شد و ايران تكه پاره و نابود.
خود دانيد.
ارادتمند دلقك، افشين قديم.

Dalghak.Irani گفت...

حکم من این است:
متن را بخوانید.
اگر ارتباط برقرار نکردید یا بی خیال شوید. یا دوباره بخوانید. یا از بزرگترتان بپرسید.
من شناخته شده ترین نفر این سیرک هستم. گذشته ام و شغلم و تحصیلاتم و کارم همه معلوم است . و بارها گفته ام. فقط نام ایرانی ام پنهان است بدرخواست خود شما که آن هم با اولین نفر از پرسنل نیروی هوایی که برخورد کنید و بپرسید آن سروان جوان فرمانده دانشجویان خلبانی قبل از انقلاب نامش چه بود بشمامی گویند.
من نه فنش را بلدم و نه حوصله اش را دارم و نه علاقه اش را که تعقیب کنم ببینم هر کدام از این سه چهار هزار کلیک روزانه از کجا می آیند و کیند. بنابراین ننه من قریبم ممنوع که آه شما خارج نشین و من پاسدار وطن در اتوبان های دود گرفته و از این خزعبلات غیر قابل راستی آزمایی اولاً و پی بردن به انگیزۀ هر کدام از شما ثانیاً در نیاورید. همانطور که من در مقابل مزدور و پول گرفته تلاشی برای قسم آیه و اثبات نامزدوریم نمی کنم. زیرا امکان ثابت کردنش وجود ندارد و اتهام زننده هم حق دارد بدبین و شکاک باشد.
من تحلیل می نویسم به بهای برگ زر و بشفافیت اشک چشم. شما اگر بضاعتش را داشتید و متن را فهمیدید و توانایی پاسخگویی به متن مرا و استدلال مرا داشتید دست به کامنت شوید و الا کسی شما را تعقیب نکرده که خیالات خودتان را بجای متن من بگذارید و در نهایت هم جز به تیتر مطلب من و دشنام دادن نرسید.

البته دشنام مؤدب و ابراز تنفر یا محبت نسبت بخود من یا شخصیت های سیاسی آزاد است.

تا اینجا فقط مخالفت ادبیات مجاهدین خلق در اطلاق فتنه به خاتمی در مورد قالیباف هم صادق است و من گله ای از آنان ندارم. اما خودم باور ندارم که از راه جلوگیری از پیشرفت کشور می توان بسقوط رژیم دینی سرعت بخشید و تجربه نیز چنین چیزی را ثابت کرده است که تخریب وطن نتیجۀ عکس می دهد. مجاهدین خلق در سال 76 به خاتمی می گفتند فتنه و استدلالشان این بود که رژیم خاتمی را به این دلیل آورده تا مردم را فریب داده و عمر خودش را طولانی و از سقوط عنقریبش جلو بگیرد.

داوری با این استدلال تنها داوری منصفانه و غلط است و بقیه اش عقده های ناشکفتۀ روح جمعی و حسود ایرانی است.
جز به دلیل در مقابل دلیل و تحلیل همسطح بالاتر از دکترا در برابر تحلیل من مشکلی از شما حل نخواهد کرد و تغییری در من هم ایجاد نخواهد شد. البته که در اولین استدلال منطقی و عقلانی و متکی بر دانش تان عقب نشینی و عذر خواهی خواهم کرد. یا...هو

این آخرین جواب کامنت های بدون پایه و اساس و زدن به صحرای کربلاست. و دیگر پاسخ نخواهم داد. با تشکر.

ماهور گفت...

بابابزرگ (نه با بی احترامی، با علاقه، آخه مطمئنم جای نوه شما هستم)،

مطمئنم که چیزی می بینی و نظرت به قالیباف بی پایه نیست. ولی کارت بی فایده ست به خدا... مطمئن باش بین کسانی که دلقک ایرانی می خونند کسی دلش راضی نمی شه به قالیباف رای بده، به خدا نمی شه، دست ماها (خواننده های تو) نمی تونه اسم قالیباف رو بنویسه... بیهوده وقت تلف می کنی... می دونم نگرانی و وظیفه ت می دونی اما...

ایران گریه داره

شهروند گفت...

سلام دلقك ايراني
من حاضرم تمام مشخصات و ادرس محل كار و محل زندگيمو در قالب كامنت بنويسم و در وبلاگ شما بگذارم ، در مورد راستي ازمايي هم ، هر راهي كه شك شما را بر طرف مي كند ، بفرماييد تا انجام بدهم
پاينده باشيد

ناشناس گفت...

سناریوی القاء «وحشت» برای تحقق «حماسه سیاسی»:
انتخابات را تحریم کنید٬ جلیلی به قدرت می‌رسد

مردم ایران با مهندسی افکار عمومی که از سوی مقام‌های جمهوری اسلامی در جریان است٬ باید بین مشارکت در انتخابات و به قدرت رسیدن سعید جلیلی یکی را انتخاب کنند.

ناشناس گفت...

اقاي دلقك ايراني
ادعا داري سطح تحليلت بالاتر از دكترا است اما يك واقعيت ساده در حد ليسانس را نمي فهمي!
عزيز من قاليباف قطعا نخواهد توانست تز تو را پياده كند (اگر بخواهد) دليلش اين است او فقط مدير كارگاه خوبي است براي ساختن پل و راه. سيستم سازي و فكر سازي را كاملا پياده است و در اولين قدم درخواهد ماند. شاهدش هم شكستهاي پي در پي او براي پياده كردن طرحهاي اجتماعي در شهرداري

Dalghak.Irani گفت...

ماهور نوۀ نازنینم.
این کامنت ناشناس را می بینی که سناریوی وحشت از جلیلی برای خلق حماسۀ سیاسی را از سایت دیگر بان آورده اینجا برای هشدار. این مطلب را اولین بار من در 4 خرداد تحت عنوان "پروژۀ جلیلی هراسی" نوشتم و منتشر کردم. می توانم بیش از دو صد رفرنس بدهم که من اولین اخطار دهنده به اتفاقات قابل انتظار در آینده بوده ام . و بسیارند بزرگانی که بعد از مدتی فاصله از من و کوچکتر هایی که با استفاده از نوشته های من تحلیل ها و تفسیر های همسو با من نوشته اند. دلقک ایرانی یک وبلاگ نبوده و یک سیرک است به فراخی بهترین دانشگاه ها در شکل و محتوا و دروس. و کسی بخاطر چشم و ابروی دلقک اینجا نیامده و نمانده و فقط باید زمین ادب ببوسد در مقابل استادش و ارزنی منتی بر من ندارد. من 4 سال عمرم را صرف ادارۀ اینجا کرده ام که هم نگاه متفاوت و هم تحلیل متفاوت و هم قلم شیرین و هم یک 8 ترم کامل آموزشی در پست ها و کامنت ها و از همه مهمتر تازه ترین و اولین تحلیل های بلافاصله را بدهم و داده ام. یکی از آموزش های اولیه ام این هم است که جز به راستی و منطق و استدلال و نفع روز وطن سر خم نکنید و من هم نخواهم کرد. بقیه اش فرع مسئله است و مهم نیست که کسی رأی می دهد یا نه. من باید حرفم را بزنم. و یکی از مشکلات شما نوه ها این است که فکر می کنید من می خواهم قالیباف را تبلیغ کنم. من اول تحلیل می نویسم از وضع مشخص امروز جامعه ام و آنگاه فرد مناسب را اگر بشناسم معرفی می کنم. زیاد نگران نباش ماهور و من سه برابر تو تجربه و سه برابر تو ایرانی تر هستم. و می دانم نم چشمان گربه ام را چگونه می شود سترد. یا...هو

Dalghak.Irani گفت...

ضهروند محترم. بازهم دچار عدم ارتباط با متن شدید. اولاً آن کامنت در پاسخ شما نبود و یک بیانیۀ کلی است. و ثانیاً من قاعدۀ بازی را گفته ام و به آدم مشخصی منظورم نبوده ست. تازه اگر تحت تأثیر لحظه ای کسی هم بوده باشم بیشتر به "آینده" می خورد که چنین ادعایی کرده است. لذا من نیازی به راستی آزمایی موردی ندارم و ممکن هم نیست. متن را چند بار بخوانید و درست به نوشته های من دقت کنید و یاد بگیرید. و بدانید که مساوات بزرگ و کوچک و حرمت و ناحرمت فقط در حوزۀ اندیشگی است که کاربرد ندارد و الا جوانان یک کشور اگر دریده باشند در مقابل بزرگان شان مثل نسل زشتی که جمهوری اسلامی پرورده اولین سنگ بنای تخریب ایران را خوب کار گذاشته اند. یا...هو

ناشناس گفت...

آقای قالیباف، مدتها پاسدار آقای خامنه ای بوده و دو نوار از او انتشار پیدا کرد که درباره اش در ایران جک ساخته اند که بیایید به این چوب بدست رأی بدهید که به جانتان بیافتد، آنهایی هم که از چوب این آقا نخوردند، از این چوب نوشجان کنند! سپاه نیز مقدار زیادی خرج کرده تا کانال و راه و ... بسازد که در مورد این آقا بگوید که ما نامزدی داریم که این کارها از عهده اش بر می آید! قالیباف می گوید: «من مسئله تورم و بیکاری را دو ساله حل می کنم!» شما مردم از او بپرسید چگونه این کار را می کنی؟ اصلا می فهمی تورم چیست و از کجا می آید؟ چرا دو ساله حل می شود؟ اگر اینطور بود، چرا در این 32 حل نشده؟ این حرف شما یعنی تمام دوره آقایان خمینی و خامنه ای فساد، دروغ، تقلب، رانت خواری و ناتوانی مطلق بوده است، چیزی را که شما در دو ساله می توانی حل کنی، این بدبخت ها 32 سال نتوانستند حل کنند! یعنی هم کذاب بزرگی هستید و هم این رژیم ناتوان پرور و فساد پرور است معلوم است که اصلا نمی فهمید اقتصاد و تورم چیست!؟ این غرب را ببینید که گرفتار بحران شده، این همه هم متخصص دارد و در آن مانده اند! می آیند سیاست هایی را تجربه می کنند، بعد می بینند یک سال گذشت، دو سال گذشت، حل نشد. شما می خواهی دو ساله همه اینها را حل کنید؟ اصلا می فهمی تورم از کجا می آید؟ می فهمیدید اصلا چنین حرفی نمی گفتید، اقلا به 2 اقتصاد دان می گفتید برایت برنامه می نوشتند که چه راهکارهایی را باید در پیش گرفت که در این اقتصاد قدرت خریدی که نمی تواند جذب بکند، بوجود نیاید، این تازه اول کار است و کارهای فراوانی باید انجام داد. قالیباف صراحتا هم می گوید که من در خط ولایت فقیه هستم، هر امری آمد، اطاعت می شود.

ناشناس گفت...

دلقك عزيز.
الان نوه هاى تو و فرزندان من (از لحاظ سنى )هستند كه به آينده نگاه دارند ، پر از اميد و آرزو، ترس و ياس ، هيجان و عصبيت هستند . خود را نسل از ياد رفته و نا اميد ميبينند. به اين عزيزان بايد گفت در كشورهائى مثل كشور ما تا بوده اين حس براى نسل سن شما بوده وخواهد بود، همه ما قصه ناگفته از جوانى داريم، نسل من بچه بود كه انقلاب شد و جوان بود كه جنگ شد . دوستان من دوستان ديگرم رو به جرم روزنامه پخش كردن در بچگى به زندان انداختند. دوستانم در جنگ كشته شدند ، در موشك باران كور شدند ، به جرم خوش بودن به زندان افتاديم ، به جرم عاشقى شلاق خورديم، درس خواندبم ، كار كرديم كه شايد با عشق و علممان وطن را بسازيم، و ناموفق شديم و ناچار جلاى وطن كرديم ، نه بخاطر سياست بلكه به جبر وارده از سياست هميشه انقلابى و در زد وخورد جناحى در كشور. تنها درسى كه از روزگار گرفتم اين است كه همه نسلهاى آينده هم همين را خواهند كشيد و شايد بدتر از اين ، تا وقتى كه اجازه بدهيم تنفر در دلمان و انتقام آرزويمان باشد. برداشت من از تمام حرفهاى دلقك همين است براى همين هم هميشه به سيرك ميايم، ما ييم كه بايد به عنوان يك ملت به صورت جمعى تنفر را از خودمان دور كنيم هرچند كه بسيار سخت است ولى اگر ميخواهيم نسلهاى بعدى و فرزندانمان آنچه را ما كشيديم و پيشينيانمان كشيدند را نكشند. بايد عقلانيت را به خودمان و جامعه مان برگردانيم، تنفر و دعوا و جنگ و انقلاب و شورش دور باطلى است كه همه ما در آن بازنده ايم. من فكر ميكنم لب كلام دلقك هم همين است. هيچ كس عاشق چشم وابروى قاليباف نيست، ولى در شرايط فعلى شايد او تنها مهره اى باشد كه بتواند جامعه را از زد و خورد هاى فرسايشى سياسى رها كند و شايد اين باعث بازگشت عقلانيت تا حدودى بشود.
مى دانم آرزوهاى بزرگى است ولى چاره ديگرى هست؟
بايد ديد. ارادتمند دلقك. افشين قديم

آینده گفت...

دلقک مدرن!
عجبا! نمی دانم ما به صحرای کربلا زده ایم یا تو که صدای گریه و های های ات ویکتوریا را از جا کنده و ملکه اش را عاصی کرده در مظلومیت سید و سالار نامزدها!
خوب یادم هست چند وقت پیش طبق معمول پز اولین بودن میدادی که مطهری کشف المکاشفات حضرتعالی در جبهه اصولگرایان است که سوای تحجر نا گزیرش پاک سرشت است! برو نظرش را درباره دغدغه و نگرانی اش در مورد اینکه ریاست جمهوری نباید دست نظامیان باشد بخوان! دیگر خواهشا ادعا نکن که سپاهیان ارازل اوباش حاکم بر ایران را بهتر از مطهری میشناسی!
برو تحلیل "دکتر" زیبا کلام را یک بار دیکر بخوان! جدای از اینکه او توسعه ی سیاسی را مقدم بر توسعه ی اقتصادی می داند (و خواننده را به چالش میکشد که یک مثال نقض بیاورد و من هم این را از جناب دلقک می خواهم که یکی را از آن دنیای مدرنش به ما نشان دهد و البته بعید میدانم در این شرایط جوابی مشخص و مستند به جز پز مدرن بودن و عقل کل بودن به ما تحویل دهد) یک سری ویژگی ها هم عنوان می کند مثل:
توازن، اعتدال و میانه روی بدور از تفکرات تند و رادیکال
توفیق در سیاست اتمی
شور و مشورت و توجه به نظر دیگران
احترام به تخصص و کارایی
عدم استبداد و تحکم به دیگران و خود را عقل کل دانستن
دور از شعار زدگی و عوام گرایی
عدم سوابق فساد مدیریتی
غیر قابل تقلیل به یک رئیس جمهور تدارکات چی
]و من غیر نظامی بودن هم به آن اضافه می کنم[
از نظر ایشان (که از قضا به نظر بنده هم نزدیک هست) اینها ویژگی های تعیین کننده ایست. حال ریش و قیچی دست خوانندگان، نامزدهای فعلی را بر اساس همین ویژگی ها قیاس کنید. کسی نگفته قالیباف بد است ما میگوییم بهترین انتخاب نیست، قبلا هم گفته ام او می تواند یک وزیر عالی باشد اما بیشتر از آن تا 7 8 سال آینده گنجایش ندارد. خود دانید!

آینده گفت...

و اما افشین عزیز!
چند سوال اساسی(توجه شود اینجا منظور شخص قالیباف نیست بلکه نهادهای همسو و پشتیبان او مد نظر هستند که بالطبع قالیباف نمیتواند جدای از آنها باشد و مسلم است خود او به تنهایی موضوعیتی ندارد) :
1-آیا کسی که وامدار قدرت نظامیان است و به پشنوانه مالی و سازمانی آنها به قدرت می رسد می تواند دولتی مستقل از آنها تشکیل دهد و اگر جواب نه است این عدم استقلال تا کجا پیش خواهد رفت؟
2-آیا کسی که تدارکاتچی محض یک حکومت ایدوئولوژیک و نادان است (و آنرا فریاد می زند) که از قضا اقتصادش در چنبره سیاستش در حال احتضار است می تواند اقتصاد را باز سازی کند، اقتصادی که به گفته ی تحلیل گران بیش از 80 درصدش به واسطه ی در آمد نفتی به سیاست خارجی وابسته است؟
3-چه تضمینی وجود دارد که قالیباف (با توجه سر سپردگی و بی ارادگی اش در برابر حکومت از یک طرف و نیز اوضاع منطقه از طرف دیگر) بتواند این مجانین را از خر شیطان پیاده کند(چرا که این همان حوزه ی فوضولی موقوف است) و بتواند به گمان دلقک سیاست ها را با رفیق بازی در بیت، تعدیل کند؟
4-آیا این سر سپردگی سردار و رفقایش زمینه را برای بسط قدرت نظام حاکم و سلب بیش از پیش قدرت از مردم فراهم نمی کند(مثلا از طریق حذف انتخابات ریاست جمهوری)؟
5-آیا در صورت مرگ رهبر، با وجود نظامیان در قدرت، حکومت به سمت سلطه ی نظامیان در نخواهد آمد؟
6-آیا در بین کاندیدهای موجود کسی هست که بتواند در شرایط استیصال حکومت در سیاست و اقتصاد به نفع مردم حکومت را تضعیف کند؟
توجه شود برای جواب به این پرسشها از رویا پردازی بدور باشیم و اگر و مگر را رها کنیم، قضاوت را بر اساس نگرشها، سابقه ی اجرایی و سیاسی(و این سیاسی اش بسیار مهم است) و رویکردهای فعلی نامزدهای فعلی بنا کنیم.
خطای ما در اینجا دعوا سر اشخاص است، کسی در شایستگی نسبی قالیباف (در کار اجرا) شک ندارد، که به پر قبای هوادارانش بر میخورد، ما باید به نهاد های حمایت کننده بیش از افراد توجه کنیم چون آنها هستند که سمت و سو را ایجاد می کنند و نه خود شخص، (نمونه ی نقدش همین احمدی نژاد، به محض شنا در خلاف جهت جریان نهادهای حامی اش به این فلاکت و مصیبت افتاد که من معتقدم بسیاری از آسیبهای امروز ایران بیشتر به همین تنازع بر می گردد تا عدم کارایی دولت احمدی نژاد.) هر چه این نهاد ها مردمی تر و در راستای حقوق فراموش شده ی جامعه باشد آن فرد از مشروعیت بیشتری بر خوردار است و بالطبع با تضمین بیشتری میتوان به او امیدوار بود.
اشتباه اینجاست که ما رییس جمهور را با مدیر پروژه اشتباه می گیریم، بله قالیباف مدیر پروژه ی خوبی است و بس! اما دلیل نیست که سیاستمدار خوبی هم باشد و اشتباه بزرگتر ما این است که شان بالاترین مقام اجرایی کشور را در حد یک تدارکاتچی (به دست خودمان) پایین می آوریم، ما فراموش می کنیم که یک رییس جمهور بدون اختیارات سیاسی یک شیر بی یال و کوپال است، مساله رویا پردازی نیست مساله این است که انتخاب ما "باید" تعادلی بین دست آوردهای سیاسی و اقتصادی ایجاد کند،اگر چه نمی توان منکر توسعه سیاسی در دولت قالیباف شد اما باید پرسید اولا تا چه حد و در کدام سمت و سو موفق است و مهمتر اینکه در طی چه زمانی به آن نایل می شود؟
من نهایتا قالی باف را گزینه مناسب نمی دانم و روحانی یا عارف را ترجیح میدهم هم بدلیل کارنامه مشخص در سطح و بزرگی مدیریت های کلان هم بدلیل گرایش های فکری و هم رویکردهای فعلی.

ناشناس گفت...

دلقک عزیز
میدانم چه رنجی میکشد دلت که فقط به عشق ایران میتپد.
من هم مانند تو معتقدم زمانیکه یک توسعه اقتصادی و یک رفاه نسبی بوجود نیاید و طبقه متوسط از غم نان فارغ نشود هیچ اتفاق خاصی رخ نخواهد داد.
نظریه ات تزی عالی است و من هم بدان معتقدم واما یک نکته:
شیوه ای که مدنظرت هست بهترین و کم هزینه ترین و پرفایده ترین روش است ولی برادرم آیا این نکته را هم بررسی کرده ای که شخص مورد نظرتان یعنی قالیباف ،آگاهانه یا ناآگاهانه توان و امکان پیاده کردنش را داشته باشد؟
تیمسار جان ، قالیباف از نظر روحی و حس وطن پرستی هیچ شباهتی به دلاوران نیروی هوایی ارتشی که شما می شناسید ندارد.
این شخص آنقدر ضعیف النفس است که حتی عقاید خودش را هم به نرخ روز خواهد فروخت
و آنقدر نادان است که قبل از مبارزه دست به خودکشی زده است، تبلت به دست داشتن نشانه مدرن بودن نیست بلکه فهم سازوکار تبلیغات و رسانه و اینکه چگونه دست به خودکشی سیاسی نزند مدرن بودن است.
تیمسار جان
شما با درست فرض کردن دو نکته به این استراتژی رسیده ای و تبلیغش میکنی:
یکی مدرن بودن قالیباف
دوم مدیر اجرایی خوب بودن قالیباف
(و نیم نگاهی هم به حس ایران دوستی و حس میل به آبادانی قالیباف داشته ای.)
اما هر دو فرضت در مورد قالیباف غلط است.
که با هوش و ذکاوتی که در تو هست میدانم خودت دوباره فرض ها را بررسی میکنی.
یعنی اصل سناریو صحیح و هوشمندانه و دوراندیشانه است اما فردی که بتواند آنرا آگاهانه یا ناآگاهانه پیاده کند قالیباف نیست.
بنظرم حتی غرضی برای این سناریو مناسب تراست تا قالیباف

Dalghak.Irani گفت...

آینده
نه مطهری و نه زیبا کلام مرجع فکری مرید و مرادی من نیستند. من خودم مرجع تشخیصم و در مقابل آنان قادر به محاجه هستم. با نظر شریف شما هم مشکلی ندارم و استنادت به گزاره های ترجیح روحانی به قالیباف می تواند مورد بحث و بررسی باشد برای رسیدن به بهترین گزینه از بین این 8 نفر. مخالفت من با شما آنجایی گره خورد که شما در نفی قالیباف می نوشتی بدون استدلال مقابل و راه حل مرجح خودت و الا من به صرف مخالفت با ارجح بودن قالیباف به کسی جسارت نمی کنم. چون باید تضارب عقیده بکنیم و به بهترین گرینه در زمان و مکان برسیم. من اما جوان بودن؛ کارآمدی، جزء الیگارشی نبودن، روحانی نبودن، قاطعیت در تصمیم، انصباط کاری بجای شلختگی ذاتی روحانیان، صداقت و خوش قولی و نبودن یک نمونه از خلف وعده هایش و عقبۀ قدرتش در بخش پاک و ایثارگر سپاه و در عین حال قبول نداشتن بار کردن تقسیمات کلاسیک رژیم های معمولی به مناسبات قدرت در رژیم انقلابی ایران قالیباف را مفیدتر می دانم هم برای پیشرفت اقتصادی و هم توسعۀ سیاسی. البته دعوایی هم ندارم و منطق خودم را و تحلیل خودم را می نویسم و حرف دیگری را هم گوش می کنم مثل همین حرف خوب و در متن مورد بحث شما و تشکر می کنم. این از اولین واکنش استقبال من از بازگشت شما به قاعدۀ بازی و محتمل حرف بیشتری هم دارم که تقدیم خواهم کرد. یا...هو

ناشناس گفت...

در جواب دوستمون و زیباکلام
در اندونزی اول توسعه اقتصادی صورت گرفت و بعد از آن توسعه سیاسی بوجود آمد.
هر چیزی را که شما نمیدانید دلیل بر وجود نداشتنش نیست

Mehran Rafiei گفت...

faghat kafie list kar haye ghalibaf ro bebinim.hamin kafie

police 110- markaz 137 shahrdari-cinema azadi,cinema parke mellat-pole sadr-bozrgrah emam ali, etmame borje milad-tnol niayesh-tonel tohid-tonel resalat- parke nahjol balaghe- park haye mahali- parke abo atash- khaneye parandegan- daryache masnoii-...

Dalghak.Irani گفت...

دوستی که لطف کرده و افسران ارتش شاهنشاهی و نیروی هوایی را میهن پرست تر و دلسوز تر از سپاه و پاسداران معرفی کرده است. ضمن تشکر از لطف شان و بدون ورودم به چین بحثی فقط در مورد مقایسۀ خودم و قالیباف می توانم بگویم که من به اندازۀ یک صدم قالیباف نه خطرناک جنگیده ام و نه یک هزارم او برای ایران خدمت و سرویس آبادانی داده ام. کارنامۀ روی میز را می گویم کاری به این ندارم که آیا بمن فرصت داده شده یا نه. او اگر فرصت یافته یا فرصت تحصیل کرده اما از فرصتش بهترین خدمت را به وطنش کرده است و نقیضی بنظرم نمی رسد. یا...هو

دکتر زید گفت...

تیمسار، عکست رو که ندیدم ولی میدونم که خوشتیپ هستی، پدر من هم عضو ارتش شاهنشاهی بود و البته بسیار خوشتیپ،
میخواستم راجع به بشارت بزرگ احمدی نژاد بگم، نظرتون چیه که دوباره رئیس جمهور بشه؟
من تا دیروز فکر میکردم بر اساس تحلیل هفته قبل شما که "جلیلی را برای باختن آورده اند"
ولی دیروز از رفرنس معتبری که نمیتونم ازش نام ببرم این سناریو رو شنیدم که جلیلی قطعا برنده اعلام میشه و احمدی نژاد رو به عنوان معاون اول انتخاب میکنه،
حالا فکر کنید اگه جلیلی به هر دلیلی و به هر صورتی حذف بشه دوباره احمدینژاد بطور قانونی رئیس جمهور میشه،
شاید برای شما مثل جوک باشه این حرفا، ولی منبع من خیلی مطلع هستش و دارم شاخ در میارم

saf گفت...

اگر به شما فرصت داده نشده درعوض شما ظرفیت خدمت را داشتید :)

ناشناس گفت...

کاش اینگونه بود که میگفتی
یک سری به خبرگزاری ها و اتفاقی که در یاسوج افتاده است بزنید: "درگیری فیزیکی محافظان قالیباف با مردم"
تیمسار عزیز
قالیباف ذهن شما با قالیباف عالم واقع یکی نیست، و شما به تنهایی نمیتوانی قالیبافی که هست را تبدیل به قالیبافی کنی که در ذهنت داری

آینده گفت...

دلقک عزیز!
نخست: اینکه نام مطهری و زیبا کلام را به خاطر این بخش از سخنانت آوردم که دلیل و مدرک خواستی:"... جز به دلیل در مقابل دلیل و تحلیل همسطح بالاتر از دکترا..." . من که مستاصل شدم که چگونه و از چه راهی باید بحث کنم.
دوم: من مشابه همین استدلالها را در یادداشتهای قبلی در مورد قالیباف و بدون کوچکترین جسارت گفته بودم و همچنین سوالهای اساسی، که در یادداشت قبلی مجددا مطرح کردم و باز هم برای این سوالها جوابی نگرفتم جز تعریف و تمجید از یک شخص و نه تحلیل در مورد خطرات مورد انتظار در صورت پیروزی قالیباف.
سوم: در مورد ویژگی های قالیباف، با آن بخشهای فیزیکی و اجراییش تا حدود زیادی موافقم،اما آنها که مخالفم یا نقد دارم:
1-مقایسه ی قالیباف (و حتی یک کارشناس معمولی) با مدیریت روحانیون قیاس مع الفارق است و طفره رفتن از اصل موضوع و کلاه گشاد بر سر خود نهادن، و اگر هم منظورتان حسن روحانی است سابقه ی او گویای خلاف این شلختگی است. چرا که اصولا و بر حسب تجربه شخصی بی کفایتی روحانیون در مدیریت، بیشتر به دلیل عدم اعتقاد آنها به بخش کار شناسی است و دیگر اینکه خود را عقل کل می دانند که این موارد اکیدا در حسن روحانی دیده نشده و نمی شود. باید بین یک ملا و نامبرده انصافا تفاوتهایی از زمین تا آسمان قائل بود. در ضمن من هنوز به بهترین بودن حسن روحانی نرسیده ام و ادعا هم نکردم.
2-قالیباف اگر جزء طایفه سالاران انقلابی و حکومتی نباشد قطعا جزء الیگارشی نظامی است، با سابقه 32 ساله، این را هم باید توجه کرد که امروز دیگر حکومت مذهبی ایران و قدرت نظامی اش در هم تنیده است و تفکیک ایندو از هم، از اساس غلط است. بنابر این ادعای شما قویا رد می شود.
3-این نکته واقعا برای من سوال است که: ما چه اصراری داریم یک مقام نظامی-امنیتی (یا دارای وابستگی شدید به آن) را با سابقه ای نه چندان شفاف به مهمترین مقام اجرایی کشور(با کارایی هایی که برای او قائلیم) بنشانیم در حالی که نه تجربه، نه عقل و منطق و نه حتی شرایط فعلی ایران (خشونت و دیکتاتوری موجود) به هیچ عنوان اجازه ی چنین ریسکی را (حتی در قبال منافع احتمالی و نه قطعی اش) به ما نخواهد داد.
4- بسیاری از ویژگی های برجسته ای که در مور قالیباف نام بردید مانند: کارآمدی، جزء الیگارشی نبودن-که قالیباف هست-، روحانی نبودن، قاطعیت در تصمیم، انصباط ، صداقت و خوش قولی و نبودن یک نمونه از خلف وعده را شخصا و با گوشهای خود از نزدیکان و همکاران دانشگاهی در سطح ریاست و معاونت دانشگاه، در مورد عارف شنیده ام، با این برتری بسیار قابل توجه که عارف ریاست سازمان مدیریت، وزارت دو وزارتخانه و معاون اولی را در کارنامه ی اجرایی دارد که به گفته ی شاهدان با لیاقت و شایستگی از پس آن بر آمده است. در قیاس نظیر به نظیر من عارف را شایسته تر و اخلاقی تر از قالیباف می بینم.
5- اشتباه شما از نظر من تاکید شما بر شخص قالیباف است، که من هم از نظر شخصی ایرادی جدی وارد نمی بینم، در صورتی که بحث ما اصلا اشخاص نیست. درست است که نگرش یک مدیر در یک مجموعه تاثیر زیادی در موفقیت و شکست آن دارد، اما نکته ی غیر قابل انکار نهادهای پشتیبان قالیباف است که از بخش حکومتی تا بخش نظامی را شامل می شود که ماهیتا مدیریت یکپارچه را در صورت اتصال به قدرت اجرایی بیش از پیش نخواهند پذیرفت، همانها که اقتصاد و سیاست ایران را به این روز در آورده اند و بخش اعظم آن هیچ ربطی به احمدی نژاد و امثالهم ندارد.
6- این عدم تفاهم بین ما شاید از آنجا ناشی میشود که من همان دانشجوی کتک خورده ام که نمی توانم خود را جای یک مامور معذور اما دلسوز و میهن پرست بگذارم.

آینده گفت...

دوست ناشناس که از اندونزی گفتید لطفا یک رفرنس برای مطالعه و تایید نظرتان بیاورید، چون حرف زیبا کلام به عنوان یک استاد شناخته شده در علوم سیاسی سند است برای من، اما حرف یک ناشناس آنهم مجازی، ابداً!

جناب مهران، مدیریت پروژه قالی باف عالی است، بحث ما چیز دیگری است.

دوره گرد گفت...

دلقک عزیز اگر بنایت این است که کامنت های من را تایید نکن یک آماری بده تا وقتم را تلف نکنم...

Dalghak.Irani گفت...

بحث تمام از جانب من.
فقط با هاشمی آن هم با ترس و لرز و بشرط چاقو - در آمدن جلو خامنه ای - حاضر به بازگشت به گذشتۀ پیر و پاتال های شکم گنده و مسئول اصلی وضع موجود بودم و خوشحالم که نشد.
با قالیباف بسمت آینده می روم سوار بر موج شاداب جوانی و امید.
گفتم که نگاه کلاسیک شما را ندارم به رژیم ایران و سپاه را در هیبت ارتش های ترکیه و پاکستان نمی دانم. تازه اگر هم باشند چه خوب. زیرا ترکیه بدون ارتشش به اینجا نمی رسید و پاکستان بدون کودتاهایش حتی سرزمینش هم به تاراج می رفت.
چنان می گویی الیگارشی نظامی که گویا نظامیان جنایتگاران تاریخند. نظامیان حافظ انسجام و صلح تاریخند. می جنگند که جنگ اتفاق نیفتد و کشته می شوند که روح تجاوز از بین برود.
نگاهش می کنم حس خوبی دارم من برای وطنم زود گریه می کنم. وقتی بغض می کند ته جانش رنج جوانان ایران را تشخیص می دهم.
من هم خیلی اماره ها را در پست ها آورده ام که شما نقیضش را نیاورده ای. سیاست نیمی فکر کردن و نیمی عمل کردن است. حسن روحانی بیش از اندازۀ استراتژیک بوده از روز ازل انقلاب و جوانی او. تو درک نمی کنی جنگیدن با دشمن در 20 متری چه زیبایی بدون جایگزینی می دهد به وطن پرست با صفا.
از روحانیان بطور عام خوشم نمی آید زیرا سالوس و ریا جزیی از قبا و ردای شان است.
سپاه اگر همه جای ایران را گرفته قبل از اینکه به سازمان نظامی اش مربوط باشد به این بستگی دارد که همۀ 50 تا 60 ساله های حاضر و زنده سپاهی بوده اند بخاطر شرکت در جنگ.
درست می گویی همیشه مقداری حس هم قاطی انتخاب و ترجیح آدم ها است. تو اگر روحانی و عارف را می توانی تحمل کنی من اما قالیباف را می نوشم. زیرا همۀ وجودش عرضه است و خدمت. و گفته ام که او معصوم است در مقابل پاک ترین روحانیان و بی عرضه ترین دانشگاهیان. یا...هو

Dalghak.Irani گفت...

دوره گرد من مقصر نیستم و آخرین کامت شما در پست قبل از این فرستاده شده بود که منتشر کردم. گویا بازهم اشتباه شده در محل فرستادن از سمت شما. یا...هو

آینده گفت...

من هرگز و هرگز چنین جسارتی به نظامیان بزرگوارم نکرده ام و تحت هیچ شرایطی نخواهم کرد،و به قول معروف شنونده گان را عاقل تر از آن دانستم که توضیح اضافی برای این موضوع بیان کنم. حتی اگر یادت باشد که گویا نیست در یاد داشتی احترام و قدر شناسی از مدافعان خاک وطن را وظیفه دانستم. منظور من هم از نظامیان آندسته از سپاه، بسیج و نیروی انتظامی است که رفتار و کردارشان موجب هر چه ویران تر شدن آبادانی و آزادی در این مرز بوم شده است(که چه بسا بسیاری از آنها سابقه جبهه هم دارند). و گزیدن قالیباف در برخی موارد را حق مسلم خود میدانم چون اعتقاد دارم هیچ ایرانی با شرفی در برابر دانشجویی که تحقیر شده و کشته شده و شکنجه شده به نفع حاکم قلدر چوب و چماق نمیکشد، از قضا همین لحظه هاست که عیار و رگ و ریشه انسانها را معلوم می کند و الا، پدرم، عموهایم، و یکی از برادرانم همگی رزمنده بوده اند، بی هیچ ادعا و طلبکاری و ریا، پس اینقدر پهلوانی رستم ات را به رخ من نکش!
از نظر من بی عرضگان دانشگاهی هزاران بار شرف دارند به گزمه های بی بته ی پاچه لیس!

ناشناس گفت...

جناب اینده
شما که در تحلیل مسایل روز استادید چطور ممکن است تاریخ سیاسی پنجاه سال اخیر اندونزی را ندانید؟ ژنرال سوهارتو چیزی به یادتان نمی اورد؟
و حرف جناب زیباکلام وحی منزل نیست هرچند خودم به شخصه قبولش دارم اما چین کمونیست هم در عین دیکتاوری اقتصادش را ساخته و شده اقتصاد مطرح دنیا

آینده گفت...

ناشناس عزیز اولا من استاد تحلیل مسایل نیستم من تحلیل خودم را می نویسم،استاد خودتانید!
ثانیا: طفره نروید، منبع علمی ذکر کنید و گرنه با یک سرچ ساده در اینترنت هم میتوان هزارن اسم ردیف کرد!
ثالثا: اگر مذاق شما امثال ژنرال سوهارتواست، این گوی و این میدان!

Dalghak.Irani گفت...

لا الاه الالله.
آینده چرا ظرفیت زبان نرم نداری دانشگاهی آنارشیست از دماغ فیل افتاده.
این بندۀ خدا بشما احترام گذاشته و گفته که زیبا کلام در مورد تقدم سیاسی بر توسعۀ اقتصادی آن هم به ضرس قاطع "حتی یک کشور هم در نیا پیدا نمی کنید که قبل از رسیدن به درجه ای از دموکراسی پیشرفت اقتصادی کرده باشد" شما را حواله داده به اندونزی و چین که این دو قبل از دموکراسی پیشرفت اقتصادی کرده اند. باید بنظر شما دیوار چین و تیمور شرقی را هم پیوست کامنتش می کرد. یا...هو

آینده گفت...

نیاز به توضیح حضرتعالی نبود دلقک!
فحشهای ما مثل ادبیاتمان معکوس است!
مثلا وقتی میخواهیم به کسی بگوییم کودن است، میگوییم نابغه!
دلیل تحلیل های به خطا رفته ی تو هم احساسات غلیظ توام با بد فهمی و خود رایی و منم منم های سرهنگ وارت، که باید خدمتتان عرض کنم تاریخش به پایان رسیده است.
نابغه ی مدرن!!

Behzad Afshar گفت...

بنظرم مطلب درستی است پست ریاست جمهوری درایران با سایر کشورها فرق دارد رئیس جمهور در ایران فقط باید درحوزه های مرتبط یعنی اقتصاد،بازرگانی،فرهنگی و اجتماعی،تولید و عمران و خدمات فعالیت کند و سایر حوزه ها دراختیارش نیست و این نکته درانتخبات بدنبال تعیین رهبر نیستیم بدنبال کسی هستیم که مدیریت را درتجربه و عمل درجامعه آزموده باشد و دراین میان تنها قالیباف است که مدیریت زمان،ریسک،منابع انسانی،مالی،پروژه... بخوبی می داند

ناشناس گفت...

اقاي آينده تحليلت بد نيست ولي ديگه گستاخ نشو! خيلي بي نزاكتي!
م.ب.