ه‍.ش. ۱۳۹۲ خرداد ۲۲, چهارشنبه

دکتر محمد باقر قایباف. لطفاً به اورژانس؛ فاشیسم در حال نابودی ایران است!

See adjacent text.

The Tree of Life, Stoclet Frieze

1- هاشمی و خاتمی از روحانی حمایت می کنند. حزب مشارکت و مردم سالاری و کارگزارن و مشاوران خاتمی و هاشمی و علی مطهری و ... از روحانی حمایت می کنند. حزب رهپویان و جمعیت ایثارگران و جبهۀ پایداری و بسیج مستضعفین نقدی و آیت الله مصباح یزدی و انصارهای مختلف و ... از سعید جلیلی حمایت می کنند. حزب مؤتلفه و جامعۀ اسلامی مهندسان و جامعۀ روحانیت مبارز و مدرسین حوزۀ علمیۀ قم و جبهۀ پیروان و ... هرچه آخوند پیر و پاتال سنتی تر است از علی اکبر ولایتی حمایت می کنند. و ... راستی گویا محمد باقر قالیباف هم نامزد ریاست جمهوری است مثل دیگرانی که نام بردم. از او چه کسی و چه حزب نام و نشان دار و مؤثر در چرخۀ قدرت پشتیبانی می کند: یک شایعه در داخل که قاسم سلیمانی گفته رأی شخصی ام به قالیباف است و روزی سه بار از سوی سخنگوی سپاه تکذیب می شود. و در خارج از ایران یک وبلاگ نویس گمنام و مستعار و پیر و مغلق نویس و بی سواد و بی شهرت و بی تیراژ و بی اهمیت و متوهم و مزدور و سرهنگ و بی مغز و خائن و وطن فروش و ... بنام دلقک ایرانی. که اوی تنهای مطلق - مطلق بمعنای تنها یک نفر و نه تنها بمعنای مظلوم نمایی - هم چنان از سوی سه گروه فاشیست مجازی تعقیب و مراقبت می شود که لینک مطالبش را از ترس دیده شدن در همان بدو ورود به سایت های اجتماعی فیلتر می کنند.

2- اما در دنیای واقعی همۀ آنانی که نام بردم و دنبال روحانی و جلیلی و ولایتی هستند یک هدف مشترک بیشتر ندارند و آن بزیر کشیدن همین سردار قالیباف است از نوک پیکان توجه قلب و دیدۀ مردم. چرا؟ چگونه است که هیچ نام مهم اعتباری او را دوست ندارند و هیچ دلیل - با تأکید بر هیچ - عقلانی و مستند و قابل شناسایی هم ارائه نمی کنند. ولی مردم او را دوست دارند و رأی اولشان را به او می دهند؟ دل آزرده و نا امید و نگرانم برای میهنم و از همۀ فاشیست ها - انباشته در دنیای مجازی و مدعی - متنفرم. خوشحالم که به تنهایی و در وسع توان ناتوانم لختشان کردم و مقابل آینه نشاندمشان تا با دیدن چهرۀ کریه خودشان آینه ها را بشکنند تا خودشان را از خودشان قایم کنند و از زشتی خویش شرمسار و عصبی تر باشند. تجربۀ بسیار بسیار وحشتناکی بود برای من و بغایت نا امید کننده. زیرا فهمیدم که جز پرچم فاشیسم هیچ بیرقی در کشورم بر سر دروازه های سیاسی - و حتی تا اندازه ای فکری - به اهتزاز نیست. فرقی نمی کند که نام شان چه باشد از حزب اللهی و سبز و مجاهد و سلطنتی و مذهبی و سکولار و دموکراسی خواه و مدافع حقوق بشر و... هزاران اسم و شهرت دیگر. نام ها میلیون هم باشد پرچم فقط یکی است: "فاشیسم": یا چون من باش در فکر و اندیشه و گرایش و روش و منش و ... یا تنها یک راه داری برو بمیر و خفه شو. مطمئنم که سردار قالیباف نجاتمان می دهد. ما در خودمان گیر افتاده ایم بدجوری. یا...هو

۵۷ نظر:

رضا گفت...

1. گفتی قالیباف جنتلمن است و هوادارانش مودب. پس لطفا آرام باش و از لفظی مثل "سگ و گربه" استفاده نکن. به هر حال هاشمی و مطهری هم احترامی دارند.

2. نظرسنجی ها و حکم عقل می گه که قالیباف برنده ست، پس بی جهت اینجا تبلیغ نکن که نه بهش احتیاجی هست، نه ازش تاثیری روی قشر اینترنت گرد.

3. دلقک ایرانی محبوب بود چون از دل حوادث تلخ تفاسیر امیدوار کننده می آورد و خوشحالمون می کرد. پس کمی دنودن روی جگر بذار تا قالیباف انتخاب شه (چیزی که خودت می دونی برای خواننده هات تلخه) بعد از اون شروع کن از این حادثه تلخ تفسیر خوشحال کننده دادن

ناشناس گفت...

حدود 140 هنرمند برجسته کشور در عرصه های سینما، ادبیات، تجسمی، کاریکاتور و.. از دکتر حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری حمایت کرده اند متن کامل این بیانیه و اسامی بشرح ذیل است:

به نام خداوند جان وخرد

ما هنرمندان و نویسندگان امضا کننده زیر، با احساس مسئولیت تاریخی نسبت به شرایط حساس کنونی، همراه وهمگام با همه اصلاح طلبان ،تحول خواهان و خواستاران سر بلندی و سرفرازی میهن ، با احترام بی‌پایان نسبت به تصمیم بزرگ و اخلاقی جناب آقای دکتر محمدرضا عارف که منافع ملی را به منافع شخصی خویش ترجیح داد،به آقای دکتر حسن روحانی رأی می دهیم و از هم میهنان عزیزمان می خواهیم که با رأی به جناب آقای دکتر روحانی نقش خویش را در کمک به برون رفت کشور از تنگناهای موجود ایفا کنند.

عبدالحسین مختاباد- امیر جعفری – ریما رامین فر – سحر دولتشاهی -پیمان قاسم خانی- بهاره رهنما- پگاه آهنگرانی طناز طباطبایی – خشایار دیهیمی- آروند دشت آرای – اردشیر رستمی-علی قربانزاده- سامان مقدم – مرتضی شایسته – علی کریم – -منیِژه حکمت – مهدی کرم پور – حسین سناپور- ساعد باقری -سهیل محمودی – عبدالجبارکاکایی- فاطمه راکعی- افشین علا – -ایثار امیرمحجوب- امیر احمدی آریان- محسن امیر یوسفی -آزاده اخلاقی -نورا حق پرست – فرهاد توحیدی – بهناز جعفری- محمد رمضانی- حمید شوراعیان- ایمان صفایی – امین دوایی – علی یارراستی- ساسان ابری – محمود حسینی زاد – همایون حسینیان- فریبا جدیکار- شاپور پورامین- جلال ساداتیان – ضیاالدین دری- مسعود جعفری جوزانی – محمد علی حسینی نژاد – نیلوفر لاری پور- داوود توحید پرست- رضا اعظمیان- محمد حمزه ای- – سعید سهیلی- لیلی رشیدی- امیر اثباتی – فریدون عموزاده خلیلی سمیرا علیخان زاده- حدیث لزر غلامی -حسین شیخ الاسلام – افشین هاشمی- امیر مهدی ژوله – محمد حسن شهسواری – آریا کسایی – مصطفی رحماندوست – طاهره ایبد- مهدی حجوانی- بیوک ملکی- پانته آ واعظ نیا – خشایار الوند – مجید برزگر – مصطفی خرقه پوش -محسن امیر یوسفی- امیر حسین خورشیدفر – پوریا پورامین -علی شروقی- مهدی میرمحمدی- زروان روح بخشان – آزاده شاه میری -آیدا وثوقی- امیر موبد- مجتبی امینی- میثم یوسفی- علی صادقی – حمید نیکخواه -بهنام صدیقی – حسین غیاثی- سیاوش اسعدی- احترام برومند – آرش صادقی – مهدی دلخواسته – سینا دادخواه – پدرام رضایی زاده – - فاطمه سالاروند – -حمید پورآذری – چکامه چمن ماه – جواد مقدس- آیدین صمیمی مفخم- الکا هدایت- نیما عقیانی – ساتیار امامی- علی داریا- مناف یحیی پور- علی اصغر سید آبادی -رضا ساکی -محمد صفاجویی- – افسانه گیویان – حمیدرضا نجفی – فریبا نباتی – هادی حیدری – میترا بیات- فریبا نباتی – فاضل ترکمن-رودابه حمزه ای- رخساره قائم مقامی -آریا آرام نژاد- منیره حسینی -مسعود میری- رودابه حمزه ای- هاشم باروتی -مزدک موسوی -سمانه نائینی- محمد جاوید-زهرا مداح- بابک حیدری -معصومه بختیاری -رامیار منوچهر زاده-شادی قدیریان- علی ناجیان -آیدا وثوقی- ژینوس تقی زاده – سهراب کاشانی- حمید اسکندری- رضا صفریان- راضیه بهرامی- محمد حسین جنتی- جواد زهتاب- محمدرضا طاهری- مرتضی لطفی – فریدون عموزاده خلیلی – پریوش نظریه

دوره گرد گفت...

راست می گویی... غضه نخور به قول هندی ها حتما در زندگی گذشته یک گناه بزرگی مرتکب شده ایم که ایرانی به دنیا آمدیم...
اما چون از انتخاب روحانی خیلی ابراز ناراحتی می کنی دو نکته به ذهنم می رسد
1. شما نوشتی که حاضر به قمار با هاشمی بودی... خب روحانی همان هاشمی است البته ممکن است بگویی وزن او را ندارد اما به هر حال تمامی جریان هاشمی و اصلاح طلب و شخص هاشمی را هم پشت سر خودش دارد و اگر هاشمی می توانست با فشار به تغییر استراتژی برسد شاید روحانی هم بتواند چون او اساسا متکی به هاشمی است... فکر می کنم بگویی که با رد صلاحیت هاشمی راهبرد تغییر کلان شکست خورده...
2. اتفاقا من یک احتمالی به ذهنم می رسد... راس نظام می خواهد چرخش کند و نرمش نشان دهد اما نه آنطور که با سرافکندگی و آبروریزی مثلا هاشمی بیاید یا خاتمی ... من فکر نمی کنم که او هم راضی به شرایط فعلی باشد اما همانطور که خودت چند ماه پیش نوشتی همیشه اینطور نیست که فشار از بالا به پایین سرازیر شود گاهی برعکس است... به خاطر همین دو کار می کند یکی اینکه آنها را رد کند تا آدم بی نام و نشان تری مثل روحانی بیاد که خیلی آبروریزی نشود و فشار لایه های تندرو افزایش پیدا نکند و دوم اینکه با وارد کردن جلیلی عقبه ی رای بسیار ضعیف تندرو ها را در جلسات خصوصی توی صورتشان بزند و با به حاشیه راندن آنها جا را برای ورود نیروهایی که می توانند بی سر و صدا کوتاه بیایند باز کند و آنها را در اطراف خود دست بالا بدهد... البته این فقط یک احتمال است ولی بعید هم نیست چون کاندید شدن جلیلی را به جز این هیچ جور دیگر نمی توان توجیه کرد مگر اینکه تقلب عظیمی در راه باشد که به نظر من غیر ممکن است...

ناشناس گفت...

http://shakhesnews.com/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-%D8%BA%D9%84/

ناشناس گفت...

در آخرين نظر سنجي روحانی از قالیباف پیشی گرفت
http://www.ipos.me/fa/post/31

ناشناس گفت...

آری حق با شماست سرهنگ
سردار سپاه قالیباف با کابینه قوی خود من جمله آقای طایب پرچم فاشیست را پایین میکشند!!!!!

دیدی آن قهقه کبک خرامان حافظ
که ز سر پنجه شاهین قضا غافل بود

عالیش

ناشناس گفت...

با همه احترامی که برای تمامی‌ هنرمندان کشورمون قائلم دلیل نمیشه که نظرات سیاسی آنها هم درست باشه. در ضمن این نامه پاسخی است به اعلام حمایت شهرام نظری و غیره از قالیباف.
انوشه

گیر سه پیچ گفت...

قالیباف محبوبه ؟ بی خیال عمو ..شما اونجایی نمی بینی ماجرا رو.. نیستی توی تهران ببینی چه حجم عظیمی از تبلیغات رو راه انداخته..

اقا خوشحال می شیم توی گوگل پلاس هم اکانت باز کنی بیشتر در تبادل نظر باشیم =)

ناشناس گفت...

جالبه که شما هیچ نظری راحع به کابینه محبوب تان ندارید..خیلی جالبه

ناشناس گفت...

ترس قالیباف از باخت در انتخابات :
http://faryadgar.com/vdccx0q1.2bq118laa2.html

ناشناس گفت...

سلام دوست من،
با آنانی که بی احترامی میکنند که یا تازه به سیرک آمده اند و یا چند سال زحمات تو را با چند پست راجع به قالیباف فراموش کرده اند حرفی ندارم.
من برای تو مینویسم که سرشار از احساس و امیدی؛برای تویی که دوستت دارم:
1.تکلیف تعیین نمیکنم،اما قرار نیست در برابر فحاشان و بد سیرتان و نادانان منفعل شوی و زحمت نوشتن یک پست را به خودت بدهی.
2. میدانم آدم حساسی هستی از این جهت امیدوارم این جو ملتهب سیرک باعث نشود که بر در سیرک تخته ای بکوبی با عنوان: از این به بعد سیرک تعطیل است.
3.یادم هست آن اوایل میگفتی به حس توده بیش از حس فلاسفه معتقدی. من این روزها از کوچه و خیابان که رد میشوم به این نتیجه میرسم که توده با ترس و لرز به روحانی نظر دارد و نه قالیباف.
4.یک بار نوشتم که ما این بار فقط نباید بازنده باشیم و حتی مساوی هم برای ما خیلی خوب است. غیر از جلیلی، شاید همه کم و بیش به همان سمتی بروند که هم تو میخواهی و هم من.از پیروزی قالیباف غمگین و افسرده نخواهم شد، کما اینکه برد حسن روحانی هم برای من روز جشن نیست.

دوستت دارم
الی المهرج الایرانی

Dalghak.Irani گفت...

خب این خیلی عالی است. من هم از احساس مسئولیت این عزیزان تشکر و قدر دانی می کنم. اختلافی هم با مراجع فکری و هنری نه دارم و نه مدعی هستم که می توانم داشته باشم. خیلی زیاد اذیت شده اند در 8 سال اخیر و شدیداً دنبال یک تنفس حداقلی هستند و از هر منفذ نوری سو سوهم استقبال می کنند که کرده اند. آنان چنان تحت فشار و نا امنی و ترس بوده اند که حداکثر احتیاط را برای حداقل گشایش انجام می دهند. و چون ذهن شان با بلوک بندی اصلاح طلب (گرایش مدرن) و اصولگرا (گرایش سنت) بسته شده است به ریسک تشخیص شخصی شان عمل نمی کنند. ضمن اینکه به خیر جامعه از کانال خیر خودشان - در اولویت - نگاه می کنند. و طبیعی می دانند و درست هم است که با ریاست جمهوری روحانی بلافاصله فرصت اندکی هم شده در اختیارشان قرار خواهد گرفت. در حالیکه با انتخاب قالیباف هم ریسک بیشتری را می پذیرند و هم باید منتظر گام های بطئی تری باشند تا نوبت بازی آن ها تأمین شود. زیرا قالیباف با اولویت خیر تودۀ مردم در رسیدن به حداقل های اقتصادی و تولید و پیشرفت حرکت خواهد کرد. اگر به همۀ این مسایل بنیادی این گزاره را هم اضافه کنیم که روحانی هم خودش و هم مردان بکار گرفته اش در سمت های اجرایی و مدیریتی همنسلان بزرگان فرهنگ و هنر هستند و هم عملکردشان در گذشته حداقل قابل انتظار اینان را داشته است با شعار از طلا گشتن پشیمان شده ایم لطفاً ما را مس کنید می خواهند بر گردند به دهه های 60 و 70 خورشیدی. اما من هیچکدام از محظورات آنان را ندارم و تشخیصم این است که بازگشت به گذشته تنها و بهترین راه فعلی نیست. زیرا ما سرداری داریم که می تواند ما را به روزهای بهتری از گذشته (دهۀ 60 و 70) جهش بدهد. من معتقدم که با کمی دور شدن از ذهنیت های بسته بر مبنای بلوک بندی های سیاسی قلابی و با درصد خیلی کمی ریسک و اولویت دادن خیر عمومی بر خیر گروهی می توانیم با قالیباف به جامعه ای پیشرفته تر و غیر سیاسی تر و آرام تر و بدون تنش های جناحی برسیم. تشخیص و ترجیح من این بود که در سال 84 و چه حالا اصلاح طلبان اگر از قالیباف حمایت می کردند ما نه اینهمه خسارت می دیدیم و نه اینک مجبور به بازگشت بدامن الیگارشی فرتوت می شدیم و می شویم از سر ناچاری. جسارت نمی کنم بگویم راهشان حتماً خطاست. اما بجرأت می گویم که راهشان جز به همان دور باطل بلاتکلیفی و تنش و قفل شدگی در سیاسی کاری همۀ عمر جمهوری اسلامی ختم به فضای جدیدی نخواهد شد. ضمن اینکه آنان هنرمندند و از نظامی و سپاهی و انضباط منجر به محددیت های بازی سخت ترسان و مرددند. با در نظر گرفتن این موضوع هم که شهرت دادن مافیای سپاه در تبلیغات درون حکومتی جناح چپ آنان را مجبور می کند که "با هم اشتباه کنند" تا انفرادی ریسک کنند و فردا متهم شوند. لذا خیلی فاکتورها هست که اولاً معلوم نیست که این عزیزان به آن اشراف داشته باشند و ثانیاً حتی در صورت یقین درست نمی دانند که برخلاف رودخانه شنا کنند. من که بارها گفته ام و شما باید باور کنید که من راست گفته ام در مورد خودم. من گفته ام که یک فرد معمولی از توده هستم که اتفاقاً نوشتن هم بلد هستم و بوق خیر عمومی هستم. خیر عمومی جامعه ام در حال حاضر را هم کار اقتصادی همراه با عمران و پاکسازی فضای عمومی از سیاست بازی می دانم. در چشم انداز من هنرمندان در موج دوم قرار دارند برای بازشدن فضای مورد نیازشان. اما من نوید ثبات دارم با خودم بجای بلاتکلیفی آزادی های زود رس. اولویت من قبل از آزاد کردن فرهنگ و هنر جمع کردن گروه فشار و انصار حزب الله است از خیابان های تهران و از جلو راه هنرمندان و مردم و مدرنیته. اما آنان همان بازی قدیم را بیشتر پسندیده اند که هم آزاد باشند بدون مرز مشخص و قانون و هم تهدید بشوند شب و روز در خیابان. امیدوارم که برداشتم و تحلیلم اشتباه باشد و هم هنرمندان به آزادی برسند و هم محرومان به نان و هم جامعه به محیطی غیر سیاسی و آرام. کی بدش می آید از این نعمت سرشار. یا...هو

ناشناس گفت...

احمد منتظری پسر مرحوم آیت الله منتظری نیز از آقای روحانی حمایت کرد :
http://mizankhabar.net/index.php/%D8%A2%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D9%88-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7/313-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%A

ناشناس گفت...

اوایل از خوندن مطالبتون لذت می بردم که چقدر خوب که فضای نقد و طرفداری اینقدر مثبت شده.
ولی نحوه حمایتتون از قالیباف رو نپسندیدم. امیدوارم اگر روزی کاندیدای ریاست جمهور شدم شما به این ترتیب ازم حمایت نکنید.
یه کم بیشتر فکر کنید. دارید به سمت رادیکالیسم می رید. نه به خاطر حمایت از قالیباف بلکه به خاطر شکل حمایتتون.
راستش برای من رئیس جمهور شدن هر کدوم ازاین افراد موجود خوبه غیر از جلیلی. ولی روحانی رو توانمندتر از بقیه می دونم برای گذار از این شرایط

ناشناس گفت...

چه کسی از قالیباف حمایت میکند؟ دلقکهای کم عقل عالم

ناشناس گفت...

خیلی هم تنها نیست قالیباف
1- 150 نماینده ای که خواهان رد صلاحیت هاشمی بودند، طی نامه ای حمایتشون رو از قالیباف اعلام کردن

2- سپاهیانی که 90% پروژه های شهرداری رو انجام دادن، حامیشن

3- افرادی که گول ظاهر عملگرا و مدرن قالیباف رو خوردن هم هستن. اونا خبر ندارن که قالیباف با پیش فروش تراکم، عملا درآمد شهرداری طی هشت سال آینده رو همین الآن خرج کرده و همینطور با فروش اموال به ارث رسیده شهرداری، از شهردارهای قبلی، خزانه رو خالی کرده تا خودش رو مدیری موفق جا بزنه. عمق فاجعه نا 2 سال دیگه خودش رو نشون میده. دقیقا مثل وضعیت امروز که ناشی از تصمیمات غلط 4 سال پیش احمدی نژاده.
هرچند قالیباف پیش فروش تراکم رو تو مناظره تکذیب کرد، ولی کیه که این مرد هزار چهره رو نشناسه؟

Dalghak.Irani گفت...

دوره گرد موافقم با نوشته ات بجز یک اختلاف کوچک که آن هم مربوط است به بهترین سیاستمدار مصداقی برای تغییرات چراغ خاموش در استراتژی. آن سیاستمدار نامش است قالیباف و نه روحانی. اصلاً من بخش عمدۀ حرفم همین است که حکومت خسته است. راه های سابق جواب نداده است. و ... پس همه دنبال تغییرن و گشایشند. کلید دار این گشایش هرچقدر محرم تر نزد خامنه ای و قدرت مندتر در پشت سیاسی - بخوان سپاهی - همانقدر موفق تر و بی تنش و چالش و دردسر تر. می دانی که خامنه ای چقدر لجباز است و امکان ندارد در مقابل منم زدن های روحانی کوتاه بیاید. نگو روحانی معتدل است و عضو روحانیت مبارز است و با الیگارشی همخون است و بده بستان را بلد است و از این دست دلایل. زیرا روحانی هرکه باشد فعلاً هم اسماً و هم رسماً نامزد اصولگرایان که نیست بلکه نامزد رقیب است. پس امکان ندارد که نهادهای حاکمیت از قضا و مجلس گرفته تا صد ها بنگاه اقتصادی و سیاسی دیگر به او زمین بازی راحت بدهند. در حالیکه قالیباف هیچ کدام از این ضعف ها را که ندارد هیچ. تازه یک سپاه هم دارد. و مدرن هم است و روحانی هم نیست. وجه سیاسی اش را گفتم که چقدر دست سردار باز است و دست روحانی بسته. و الا از نظر سواد و تحلیل و سازماندهی و اجرا که هیچکس بگرد پای سردار هم نمی رسد. یا...هو

ناشناس گفت...

تو اینقدر خری که نمیفهمی میگی دشمن (حکومت)خسته شده حالا ما قالیباف و بیاریم تا یه خستگی در کنه بعد روز از نو روزی از نو !!! جمع کن عمو ... حالم ازت به هم میخوره هر جوری میخوای حرف خودتو بزنی خاک تو سرت با این فلسفه احمقانه ات. همون توده ای که میگی خیلی با شعور تر از تو داره میفهمه و عمل میکنه

ناشناس گفت...

چرا به روحانی رای می دهم؟

دروغ چرا من هم تا مدتی پیش جزو تحریمی ها بودم، تا همین چند وقت پیش بر این باور بودم که همه کسانی که از فیلتر شورای نگهبان رد می شوند با هم هیچ فرقی ندارند، حتی با نوشتن مطلبی این را بیان کردم. اما حالا وقتی دقیق تر نگاه میکنم می بینم که این حرف درست نیست، چرا که به عنوان مثال وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مملکت در دوره خاتمی با نفت بشکه ای ۹ دلار به مراتب بهتر از دوره احمدی نژاد با نفت ۱۰۰ دلاری بوده است در حالیکه مسلما هر دو نفر تایید شده همین شورای نگهبان بوده اند و رهبر هم در هر دو دوره خامنه ای بوده و سپاه هم در هر دو دوره وجود داشته و نقش ایفا میکرده است! لذا به نظرم اینکه بگوییم بین این ۶ کاندید باقیمانده تفاوتی وجود ندارد و عملکرد آنها با یکدیگر متفاوت نخواهد بود واقعا درست نیست. حقیقتا نمیشود تفاوت فاحش میان دیدگاههای فردی افراطی و تندرو مثل جلیلی با فردی معتدل و میانه رو مثل روحانی با سابقه تعامل با کشورهای غربی را منکر شد.

مسلما همه این افراد در چارچوب نظام عمل خواهند کرد و نمیتوان از روحانی مثلا انتظار عملکردی خارج از نظام را داشت. روحانی نه قبله آمال است و نه منجی. رای به او به هیچ وجه به منزله تایید عملکرد او در آینده یا سوابق و کارهای او در گذشته نیست. رای به روحانی تنها به امید بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور و به ویژه طبقه متوسط با دغدغه آزادی و دموکراسی که حالا درگیر مشکلات معیشتی متعددی شده است صورت می گیرد. از سوی دیگر این رای دادن به هیچ وجه به منزله تایید جنایتها و سرکوبها و عملکرد نظام نیست بلکه یک استراتژی به منظور فراهم آوردن موقعیت برای بهبود شرایط است. مسلما میتوان در کنار این کار، همچنان به مبارزات سیاسی و اطلاع رسانی و روشنگری بر ضد رژیم ادامه داد! این ۲ عمل هیچ منافاتی با یکدیگر ندارند بلکه میتوانند همزمان در کنار هم دنبال شوند!

تاریخ بارها و بارها نشان داده است ملتی که دچار مشکلات معیشتی شدید باشد، به دنبال آزادی و دموکراسی نخواهد رفت. پیشرفت و توسعه اقتصادی و وجود سطحی از رفاه و آرامش فکری در جامعه، لازمه پیدایش دموکراسی و مطرح شدن خواسته های مدنی از جمله آزادی های فردی است! من دوست ندارم با انقلاب پابرهنگان و گرسنگان، کشورم به ورطه دیکتاتوری دیگری بیفتد. از سوی دیگر هر انسان آزاده، باشرف و وطن دوستی هر چقدر هم که از جمهوری اسلامی متنفر باشد، نه تنها به دنبال سقوط نظام از طریق حمله نظامی نخواهد بود بلکه از هیچ تلاشی برای کاهش تنش و احتمال برخورد نظامی فروگذار نخواهد کرد زیرا خوب میداند که برخورد نظامی منجر به ویرانی ایران خواهد شد. پس بهترین کار تلاش برای رفع مشکلات اقتصادی و دغدغه های مردم و در نتیجه فعال کردن بدنه جنبش های اجتماعی می باشد. امیدوارم این اتفاق بیفتد.

در مطلب قبلی به احتمال تقلب و پیامدهای آن هم پرداخته بودم.

منبع:http://1freedomseeker.wordpress.com/2013/06/12/rouhani/

ناشناس گفت...

یه ناشناسی گفت که "در ضمن این نامه پاسخی است به اعلام حمایت شهرام نظری و غیره از قالیباف". اما ظاهرا که ناظری از روحانی حمایت کرده:

http://www.asriran.com/fa/news/279301/%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D9%86%D8%A7%D8%B8%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C

ناشناس گفت...

من هم هستم دلقک عزیز یک استاد دانشگاه در غربت و این هم نوشته من تقدیم به محمدباقر قالیباف و سوالم از اصلاح طلبی که در صفحه فیس بوکم منتشر ساختم(در کامنتها منتشر نفرمایید زیرا طولانی است تنها شخصا مطالعه بفرمایید):

نوشتن وقتی می دانی برخلاف نظر اکثریت می نویسی آسان نیست ولی احساس می کنم شاید نوشتن این مطلب بهتر از ننوشتن آن باشد زیرا ما کمتر وقتی چون انتخابات فرصت این را داریم که دیدگاههای مخالف را از زبان دوستان خود بشنویم ، تحمل کنیم و صد البته به چالش بگیریم. پس پیش از هر چیز پوزش اگر خاطر عزیزی را مکدر و دوستی را از خود ناامید می سازم .

پیش از هر چیز تاکید می کنم که این نوشته به قصد نقد صحیح بودن رای دادن به آقای روحانی نوشته نشده زیرا که معتقد نیستم رای دادن به ایشان امری به ضرر فردای ایران است بویژه که اکنون آقای روحانی نماینده اصلاح طلبان در انتخابات آنهم با امضاء سید محمد خاتمی است. این نوشته تنها سویی اخلاقی دارد و بیش از این که نقد ایشان باشد نقد تک تک ما و سوالی از اصلاح طلبی است. لذا تاکید می کنم از رای تک تک شما به دکتر روحانی حمایت می کنم و هدف و موضوع این نوشته نیز نه انتخاب نامی که بر برگه هایمان خواهیم نوشت که طرح پرسشی مهم و اخلاقی است که زمان پرسیدن آن فردا نیست

بی مقدمه به اصل مطلب می پردازم. اصلاح طلبی در نظر من قابل فروکاست به اصلاح طلبان نیست و درست به همین دلیل حاضر نیستم هر آنچه را که اصلاح طلبان می گویند و انجام می دهند به نام اصلاح طلبی بپذیرم.

در طول سالهای گذشته و پیش از آغاز تبلیغات انتخاباتی تصویری از محمدباقر قالیباف در ذهن بخش نسبتا قابل توجهی از طبقه متوسط شهری نقش بسته بود که او را طرفدار توسعه، کارآمد و میانه رو ترسیم می کرد و همین امر می تواند او را در غیاب یک کاندیدای مطرح اصلاح طلب به انتخاب طبیعی مردم بدل سازد که پیش بودن او نیز در نظرسنجی های حاضر دلیلی جز این ندارد ولی قابل انکار نیست که انتشار اخبار مرتبط با سخنان او در رابطه با کوی دانشگاه و نهایتا ماجرای "گاز انبر" در مناظره آخر ضربه ای کاری بر این تصویر وارد آورد و کلمات محکم آقای روحانی که "من حقوقدانم نه سرهنگ" با یادآوری نظامی بودن او شلیکی نهایی بر پیکر نیمه جان این تصویر بود.

دوستان بسیاری از پیروزی حقوقدان اصلاح طلب بر سردار نماد سرکوب خوشحال شدند و برای آقای روحانی و تسلط ایشان بر فن مناظره هورا کشیدند ولی نمی دانم چرا من خوشحال نشدم زیرا برای من که خاطراتم را از هر دوی این دو کاندیدا مرور می کردم این نشانه خوبی نبود و نشانه بدتر از آن سکوتی فراگیر در میان اصلاح طلبان در رابطه با این اتفاق بود. هدف هرگز وسیله را توجیه نمی کند حتی به نام اصلاح طلبی

قالیباف برای من در فردای تبلیغات انتخاباتی متولد نشد که از مسیر افشاگری رسانه های اصلاح طلب او را بشناسم. من در زمان انتخاب ایشان به عنوان شهردار تهران هنوز ایران بودم و به خوبی روند انتخاب ایشان به عنوان شهردار را و حمایت همه جانبه اصلاح طلبان در شورای شهر از ایشان از آقای نجفی تا خانم ابتکار را به خاطر دارم و کیست که نداند در تمام سالهای گذشته قالیباف در حوزه مسئولیت خود همکاری نزدیک و موثری با اصلاح طلبان در شورای شهر داشته است.او سه بار استعفای محسن هاشمی را از ریاست مترو علیرغم فشار سنگین اصولگرایان نپذیرفت

ناشناس گفت...

و باز ادامه:

باید به این سوال پاسخ داده شود که چه شد که ناگاه و در کوران انتخابات قالیباف سردسته جریان سرکوب و تندرو معرفی شد؟ آیا واقعا مسئله حرفهای متناقض و بیانات شخصی او بود که رسانه های اصلاح طلب تنها با کمی آب و تاب به آن پرداختند؟ من در این رابطه کنجکاو بودم و به همین دلیل به تحلیل رسانه های اصلاح طلب بسنده نکردم و کامل سخنانی که متناقض توصیف شده بودند شنیدم و برایم شگفت انگیز بود که آیا همه کسانی که اخبار چند رسانه نخست اصلاح طلب که این موضوع را باز نشر دادند نیز آیا مهم دانستند که خود سخنان مطرح شده را بشنوند؟

از آن سو من هرگز پیش از این انتخابات نمی دانستم آقای روحانی اصلاح طلب است ولی به یاد داشتم که ایشان فرمانده پدافند هوایی و معاون آقای هاشمی در دوران جنگ و این اواخر دبیر شورای امنیت ملی بوده اند و به یاد داشتم که ایشان ساکت فتنه هم نبودند زیرا کمی جستجو نشان می دهد ایشان موضعی قاطع داشته اند :" حرکت 25 بهمن گروهی فریب خورده کاملاً محکوم است و قوه‌قضاییه باید براساس وظایف ذاتی خود نسبت به این حرکت ضدانقلابی اقدام کند."

حسن روحانی با ضد اسلامی و ضدملی خواندن حرکت 25 بهمن افزود: "این حرکت از یک سو می‌خواست فریاد قاطعانه ملت ایران در روز 22 بهمن را تحت‌الشعاع قرار داد و از سوی دیگر وسیله‌ای برای انحراف افکار مردم منطقه از دشمنان اصلی یعنی آمریکا و رژیم صهیونیستی و شکست اخیر آنان گردد."

اما عتاب ایشان به سردار در رابطه با سال 1378 بر هر شنونده ای که مواضع ایشان را پس از تیر 1378 به یاد داشته باشد ناگوار تر می آید:

" اگر منع مسئولین نبود مردم ما، جوانان مسلمان، غیور و انقلابی ما با این عناصر اوباش به شدیدترین وجه برخورد می‌کردند و آنها را به سزای اعمالشان می‌رسانند. این متانت، صبر و این آماده بودن و گوش به فرمان بودن تمرین نوینی بود که مردم ما از زندگی مولای متقیان حضرت علی (ع) سرمشق گرفته بودند و به نمایش گذاشتند… مطمئن باشید دولت و ارگان‌های امنیتی کاملاً بر کشور مسلط هستند و این گروهک‌ها و این چند صد نفر اوباش چیزی نیستند که بخواهند برای ملت ما و برای مردم عزیز و قهرمان تهران، نگرانی بوجود آورند .... دیروز نسبت به این عناصر دستور قاطع داده شد، دیروز غروب دستور قاطع صادر شد تا هر گونه حرکت این عناصر فرصت‌طلب، هر کجا که باشد با شدت و با قاطعیت برخورد شود و سرکوب شوند. مردم ما شاهد خواهند بود که از امروز نیروی انتظامی، نیروی قهرمان بسیج حاضر در صحنه، با این عناصر فرصت‌طلب و آشوبگر – اگر جرات ادامه حرکت مذبوحانه داشته باشند- چه خواهند کرد."

این تنها گزیده ای از سخنرانی ایشان در 23 تیر 1378 است. ولی حقیقتا مسئله این نیست که چرا دیروز چنان گفتند و یا چرا امروز اصلاح طلبند. آن روز ایشان از جایگاه دبیر شورای امنیت ملی کشور سخن گفتند و اگر با توجه به جایگاهشان جز این سخن بر زبان می راندند جای شگفتی داشت. آنچه باید بر همه ما ناگوار باشد رقتاری است که شاید از محمود احمدی نژاد پذیرفته باشد ولی از کسی که ردای اصلاح طلبی به دوش افکنده هرگز!

ما همه می دانیم که گروهی هستند که ملاک قضاوتشان در رابطه با مسائل و افراد کلام کیهان است و رجانیوز و وقتی که نظر خود را می گویند در حقیقت یک مقاله و یا خبر جهت دار را کپی پیست می کنند. نظرتان چیست اگر بگویم که در میان ما نیز بسیاری دقیقا همین کار را با رسانه های اصلاح طلب و شخصیت های سیاسی آن می کنند. من تفاوتی میان اعتقاد به رابطه جورج سوروس و خاتمی و باور به ماجرای گازانبر آقای روحانی نمی بینم.

ناشناس گفت...


موضوع ما هستیم. من، شما ، رسانه های اصلاح طلب که حتی پای این نوشته صلاح می بینیم سوال اصلی را نبینیم. سوال اصلی اخلاقی است که توسط قدرت و آرمان سیاسی شکل می گیرد و ما همه به آن رضایت داریم از حسن روحانی تا من و شما. موضوع دوستانی میان ما هستند که هرچه در رسانه های اصلاح طلب درج شود تحلیل شخصی آنها می شود انگار نه انگار که حافظه تاریخی شخصی قابل مراجعه هم داریم و بعد فریادمان از حماقت نیندیشیده کسانی که تحلیلهای کیهان و رجا را به جای فکر شخصی به ما تحویل می دهند به آسمان است. واقعا فرقی بین این دو می بینید؟ نفوذ این طرز تلقی همین بس که حتی طرح نام قالیباف و امکان فکر به آن نزد بسیاری از ما چیزی شبیه به فکر کردن در رابطه با امکان رای دادن به محمد خاتمی در میان جمع جوانان جبهه پایداری است! من تفاوتی میان دو اندیشه ای که "ممد سوروس" و "باقر گازانبر" می سازد نمی بینم.شما می بینید؟

من به عنوان کسی که صحبتهای قالیباف را کامل در این رابطه و در همان سخنرانیهای مورد استناد شنیدم تنها می توانم بگویم استفاده از دروغ برای تخریب رقیب تحت هر لوایی جز ماکیاولیسم نامی ندارد. من آقای روحانی را مردی زیرک ، مدبر و مسلط یافتم ولی پیامهای های خوبی در رابطه با صداقت و آن تواضع دوست داشتنی که در خاتمی می شناختم دریافت نکردم.

خلاصه آنکه دوستان من سال 84 به قالیباف رای ندادم و تلاشم انداختن ردایی بر دوش ایشان نیست که خود به صراحت اعلام می دارد از آن مبری است. قالیباف در تقسیم بندی سیاسی در کشور ما اصلاح طلب نیست و اصولگرایی معتقد به اصول بنیادین قانون اساسی است. ولی حقیقتا چه اهمیتی دارد؟! ما در کشوری زندگی می کنیم که رفتار تک تک ما گویاتر از آنچیزی است که بر زبان می آوریم و همه واژه ها به ویژه در دنیای سیاست از معنای حقیقی تهی اند. برای من اصلاح طلبی گامهای شمرده و سنجیده به سوی پیشرفت و توسعه است و میان کاندیداهای حاضر تنها کسی که نه به ادعای او بلکه به کارنامه عملی او (اعم از خوب و بد آن) می توانم اعتماد کنم این سردار است. این را نیز باید بگویم که عارف تنها کاندیدایی بود که می توانستم او را اصلاح طلب بدانم. از نظر من او مردی شریف، صادق و شایسته است. ولی باور دارم او که سهل است اگر خاتمی نیز مجال رقابت و حتی تشکیل دولت می یافت نیز امکان کار کردن توسط مخالفانش به او داده نمی شد. امروز او کنار رفته شده است و کارگزاران بر صدر اصلاحات نشسته و امضاء خاتمی را نیز پشت سر خود دارد.

تنها به یاد داشته باشیم که اگر روحانی و قالیباف به دور دوم رفتند و اگر خدای ناکرده قالیباف رییس جمهور شد شاید که فاجعه ای اتفاق نیفتاده باشد. اگر هم که جلیلی و روحانی و یا جلیلی و قالیباف به دور بعد رفتند و در مشارکت پرشور ما جلیلی انتخاب شد فرصت فکر کردن در رابطه با قالیباف خواهیم داشت. همان طور که پس از هاشمی فرصت بسیار برای این کار داشتیم.

در پایان یک بار دیگر این سوال زیباکلام را که پیش از انتخابات مطرح کرد می پرسم:

آیا هدف، پیشبرد اصلاحات است، یا داشتن یک رییس جمهور اصلاح طلب؟

Dalghak.Irani گفت...

این دشنام های خاله زنگی چی است. حداقل دشنام طنازی بدهید. می دانم که شما فاشیست نیستی و نگاهت از ساده انگاریت است اما کمی بیشتر بیدنیشیم بهتر است.
حاکمیت ضعیف شده است. یک استراتژی این است که حملۀ نهایی را بکنیم و کلک کار را بکنیم. و یک راه حل هم این است که اجازه بدهیم موقتاً آتش بس یکطرفه بدهیم و منتظر باشیم خودشان پیشنهاد مصالحه بدهند.
برای راه حل اول اولاً خبر نداریم دقیقاً حاکمیت چقدر ضعیف شده است. ثانیاً خود ما هم به اندازۀ کافی نیروی حمله ور نداریم و فرمانده مان هم خودش یک اخراجی اردوی دشمن است که هر آن ممکن است بما خیانت کند. و مهمتر اینکه هنوز هم همۀ معابر وصولی در تصرف دشمن است. و نهایتاً اینکه اگر با همۀ مشکلات بسیار مهمی که داریم حمله کنیم و موفق بشویم در نهایت سزمین آزاد کرده مان یک سرزمین سوخته و ویران شده است. این تازه در بهترین حالت رؤیایی است و باید پیۀ جنگی جدید و مدت نامعلوم را هم بتن بمالیم. و سربازان گرسنه و خسته و مجروح و بی توش و توانند.

در حالت دوم اما ما باید فقط کمی از سر و صدا و جشن و پایکوبی و هلهله را کم کنیم و عقب بیاندازیم. در عوضش مقداری آذوقه و دارو و آرامش هم برای اردوی خودمان فراهم می کنیم و منتظر ایلچی دشمن می مانیم برای مصالحه در سرزمینی سبز تر و در شرایط زیستی قابل تحمل تر. یادمان نرود که اولین حملۀ کم زور و کور ضرر تجدید سازمان و وحدت اردوی مقابل را هم همراه خواهد داشت. ضمن اینکه هیچ فقیر و درمانده ای که ملت فعلی ما باشند نمی تواند تفییر ایجاد کند. همۀ کشورهایی که تغییر کرده اند وقتی بوده که آبادتر شده اند و برای آبادی و آزادی بیشتر تلاش کرده اند. ترکیه را و تقسیمش را ببین و اعتراضاتش را. و با میدان آزادی خودمان مقایسه کن و افسردگی و سکوت و فقر جوانانش را. یا...هو

ناشناس گفت...

چه تحلیل قشنگی بود اینی که استاد دانشگاه نوشته دلقک من اگه جای تو بودم حتما نظرشونو میذاشتم تو یک یه مطلب جداگونه خیلی قشنگ از ارجحیت قالیباف گفته و مهم تفکر زیباشه بدون دعوا و تنش و تحریک خواننده ینی دقیقا اشتباهی که تو داری خیلی نا جور انجامش میدی و به نفع روحانی کار میکنی من رایم قطعیم روحانی بود چون بین قالیباف و اون گیر کرده بودم و با نظر خاتمی که من به شرافتش ایمان دارم و البته زیبا کلام نه به خاطر شرافتش بخاطر آگاهی و اشرافش به چیزایی که ما نمیدونیم ینی من نمیدونم رایم روحانی شد اما با خوندن این مطلب بازم تردید دارم آفرین به ایشون و و آفرین به شما به خاطر انتشارش اما از شما هم میخوام کمی معتدل تر باشی چون فضای اینجا یه خورده بیشتر از یه خورده به خاطر خودته به نظرم
با عرض معذرت

دوره گرد گفت...

این هم یک دلیل خیلی ضمنی برای تایید حرف هر دومان... در بحث مصداقی از صمیم قلب امدیوارم هر مصداقی که بهتر این استاتژی را جلو میبرد رای بیاورد:
آیت الله علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران صبح امروز در جریان یک سخنرانی در حسینیه امام خمینی در تهران ضمن دعوت از مردم برای شرکت در انتخابات گفته "ممكن است كسی به دلیلی نخواهد از نظام اسلامی حمایت كند، اما از كشورش كه می خواهد حمایت كند. همه باید بیایند."

دوره گرد گفت...

این هم یک موید دیگر :

خبر بررسی مجدد صلاحیت حسن روحانی توسط برخی نیروهای امنیتی به بعضی سایت ها داده و گفته شد روی آن فعال شوند. برخی ازاین سایت ها نیز در این رابطه به گرفتن مصاحبه از بعضی عناصر افراطی راست جهت فضا سازی پیرامون این خبر پرداختند. اما با فاصله چند ساعت از سوی دفتر رهبرج.ا پیغام فرستاده می شود که به این مسئله فیصله داده شود.

هنوز از علت کلید خوردن این ماجرا و اینکه در این چند ساعت چه فعل و انفعالاتی در دفتر رهبری شکل گرفته که با تاخیری چند ساعته جلوی این فعالیت پرهزینه گرفته شد در دست نیست.

برخی ناظران سیاسی این مسئله را ناشی از فعال شدن برخی از افراطی ترین عناصر امنیتی – نظامی می دانند که به علت بسیار پرهزینه بودن آن در حالی که از راه های ساده تری نیز قابل حصول است؛ به سرعت از دستور کار خارج شد.این عده معتقدند بعضی عناصر نظامی – امنیتی می خواسته اند از روش «راه بنداز- جابنداز» برای پیشبرد مقاصد خود بهره بگیرند که به سرعت توسط نیروهای اصلی تر این جریان که در بیت مستقر هستند و با اشاره رهبرج.ا جلوی شان گرفته می شود.

اما برخی دیگر از ناظران سیاسی معتقدند این خبر در کل یک جنگ روانی بود تا ستاد انتخاباتی حسن روحانی و نیز خود این نامزد انتخابات ریاست جمهوری در چند روز آینده با احتیاط بیشتری فعالیت کنند. اما بسیاری از ناظران معتقدند این حرکت بیشتر به نفع این نامزد تمام شد. هر چند بخش هایی از مردم که با فاصله بیشتری وقایع سیاسی را دنبال می کنند بدبینانه با این مسئله برخورد کرده و گفتند این ها بازی های خود حاکمان است و قصدشان افزایش رای این تنها روحانی بین نامزدها بوده است!!

ناشناس گفت...

سردارجان

اول که تیترت را خواندم اولین چیزی که به ذهنم متبادر شد این جمله بود"دکتر قالیباف به بخش زایمان آقا داره بازم میزاد...
آخه سردار جان یه کمی انصاف هم خوب چیزیه هنگام شنیدن کلمه فاشیست اولین چیزی که به ذهن ناقص من میرسه اسامی موسیلینی و هیتلر و استالین است که ماشالا همشون نظامی بودن هالا این سرهنگ شما و قاسم سلیمانی شده ناجی مردم درمقابل فاشیسم؟
البته قصد اصلی از گذاشتن کامنت این بود که از دوستانی که به بالا ترین دسترسی دارند خواهش کنم این دو مطلب را هرچه سریعتر منعکس کنند:

1- جناه انحصار طلب (سپاه+آقا) برای مصادره انتخابات بنفع خودبا توجه به اینکه از شرکت طرفداران خود در انتخابات اطمینان دارندو از پیروزی اصلاح طلبان وحشت شدیدا شروع کرده اند به تبلیغ تحریم انتخابات و در این تبلیغات خود را اپوزیسیون جا میزنند.
2- گروه فوق بااستفاده از ارتش سایبری سپاه بطور وسیعی شروع کرده اند به دستکاری در نظر سنجی های اینترنتی و مثبت و منفی کامنت های سایتها(یکنفر + نرم افزار=هزاران نظر ) جهت القای جو نا امیدی و زمینه سازی برای تقلب در انتخابات.

هیچکدام از نظر سنجی ها معتبر نیست
مهندسی انتخابات از جهار سال پیش شروع شده هشیار باشید
یا حق

ناشناس گفت...

توی این 2-3 هفته فقط پوپولیستی نوشتی حیف شد دلایل تئوریک ات را کمترارائه کردی و فقط حرفهای سطحی زدی در صورتیکه مخاطبت نمیگم اکثرا الیت هستند ولی دوست داشتند یک سطح نگارش معمول وبلاگ ات را دنبال کنند و یک خورده از این لحاظ تو ذوغ شون خورد طفلیا یک خورده ناخواسته در حق قالیباف هم ظلم شد.اگه میگفتی ساکت فتنه به قالیباف ،جنبش سبز از اون تصویر بهتری باز سازی میکرد تا بنویسی روزنامه شرق لجن زدایی بکنه .تو هم مثل قالیباف بلد نیستی چه جوری جنس تو بفروشی .کلا همه طرفدارهای قالیباف اینجوریند مارکتینگ بلد نیستند اصلاح طلبها قادرند ظرف یکروز هادی غفاری و حتی خلخالی و لاجوردی را با رنگ و لعاب به جامعه آب کنند ولی ما نمیتونیم یه تکنوکرات مثل قالیباف همون جوری که هست نشونش بدیم .کلا ما طرفدارهای قالیباف باید توی همون روش خودمون را جلو ببریم یعنی سرمون تو کار خودمون باشه فقط کار کار کار اگه بخوایم از خودمون چهره حزب اللهی نشون بدیم الکی میشیم چوب بزن کف خیابون 18 تیر در صورتیکه نبودیم اگر هم بخوایم اصلاح طلب نشون بدیم میشیم حمله گاز انبری پس حد ما خودمون هستیم ما یک تکنوکرات هستیم که سیاسی هم نیستیم دنبال توسعه اجتماعی و نه سیاسی هستیم .دنبال دموکراسی از نقطه سر خط هستیم نه سطر اخر که اگر میشد توی همون مشروطه شده بود .سعی کنیم این روز اخر و به احتمال زیاد هفته بعد را سنجیده تر مارکتینگ کنیم .

تبریزی گفت...

دلقک جان توانستی با این چالش رای دادن خوانندهای خود را زیادکنی وبه چالش وادار کنی من فکر میکردم فاعل فاشیسم نظامی باید باشد وبهترین فرد نون به نرخ روز خور آقای قالیباف خودمان است ولی تو برعکس میدانی راستی یک صندوق رای بزار ببینیم چند درصد خوانندگان تو رای میدهند شبیه کار کاسپاروف

ناشناس گفت...

آخه عمویی همین امثال شما بودند که بختیار رو تک تنها گذاشتند و اون موند و حوضش

همین تحلیلهاتون بود دیگه


حالا هم زور میزی بقبولونی قالیباف محبوبه والا به الله محبوب نیست صحبت های دیروز سردارت رو شنیدی؟ یاداور احمدی نژاد بود یک متینگ داشت فقط به تخریب قالیباف پرداخته بود فقط هم دروغ برو بخون حتما خوندی یادت میاد وقتی آیت الله هاشمی نام نویسی کرد هم وقیح ترین واکنش رو همین سردار شما از خودش نشون داد یدت نرفته که:دی

قالیباف سردار قالیباف شما محبوب نیست عزیز من

دلت به چی این خوش کردی کسی که فقط با دروغ و تخریب میخواد رای جمع کنه کسی که در دوران جنگ هیچکاره بوده حالا ادعاش داره گوش دنیا رو پاره میکنه والا فک کنم اگه محسن رضایی نبود میگفت من فرمانده جنگ بودم:دی



تا دیروز هم از رشادتهای احتمالی و حتمی احمدی نژاد میگفتی دیدی که تحلیلات از ابگوشت هم ابکی تر بودن خوش باش

ناشناس گفت...

http://www.asriran.com/fa/news/279300/%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%B3%D9%86%DA%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%B1-%D8%B4%D8%AF-%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D9%88-%D9%82%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D9%81-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C


اینم بخون برات مفیده

ناشناس گفت...

با حرفهای امروز خامنه ای برای من مسجل شد که پیروزی روحانی قطعیه و شاید اصلا نظر رهبر همون باشد، به قول خودت آتش به اختیار داده به حسن روحانی، هم اینکه زمزمه های کناره گیری قالیبافو به نفع بقیه میشنویم و اینکه امروز قالیباف بدجور توپیده به حس روحانی از سر خشم و ناچاریش خلاصه چون مساله اصلی امروز ایران و رهبرش سیاسته نه اقتصاد واین سیاسته ایرانه که اقتصاد و تو گاز انبرش گرفتار کرده برای همین روحانی با همه ی ضعف ها و خلقیاتش که منم نمیپسندم تنها کسیه که سریعترین تاثیرو با توجه به سابقه و سیاست باز بودنش میگذاره گام اول تو بهبود شرایط گام سیاسیه، به نظرم بهترین حالت اینه که روحانی بشه رییس جمهور خاتمی بشه وزیر امور خارجه عارف معاون اول قالیبافم وزیر اقتصاد محسنم بره جهاد کشاورزی جلیلی ام آبدارچی این بهترین ترکیبه به نظرم از افراطی نبودن روحانی این کابینه با این ترکیب بعید نیست به نظرم بهترین انتخاب روحانیه کاری به اصلاح طلبای فرصت طلب پشت سرش ندارم چون تو موضع ضعفن هیچ کاری هم نمیتونن بکنن روحانی هم اینقدر زیرک هست که به قدر لیاقتشون بشون بازی بده ولی روحانی تنها کسیه که میتونه جامعه را از حالت قطبی خارج کنه و از لحاظ قدرت بش توازن بده به نظرم خیلی بهتر از قالیباف آرامش سیاسی ایجاد میکنه چون هم سیاست بازه و اینکارست هم یه جورایی طرف رهبرم هست هم اون حالتهای قالیبافو تو قطبی بودن نداره چون به هر حال همه میدونیم درسته که قالیباف با نظام مشکل نداره اما اصلاح طلبا و حتی باند احمدی نژاد کسایی نیستن که دولتشو آروم بذارن در صورتی که این تقابل بین روحانی و بقیه اصلن نیست اگرم باشه با اصول گرا های تند رو هست که تو انتخابات قدرتشون معلوم میشه و اونا هم زیاد سر و صدا نمیکنن من انتخابم روحانیه با اینکه میدونم به اندازه قالیباف برنامه نداره اما اثرات خوبش عمیق تر و سریعتره هر چند قدماش لزومااقتصادی نباشه.

ناشناس گفت...

با حرفهای امروز خامنه ای برای من مسجل شد که پیروزی روحانی قطعیه و شاید اصلا نظر رهبر همون باشد، به قول خودت آتش به اختیار داده به حسن روحانی، هم اینکه زمزمه های کناره گیری قالیبافو میشنویم و اینکه قالیباف بدجور توپیده به حس روحانی از سر خشم و ناچاریش خلاصه چون مساله اصلی امروز ایران و رهبرش سیاسته نه اقتصاد واین سیاسته ایرانه که اقتصاد و تو گاز انبرش گرفتار کرده برای همین روحانی با همه ی ضعف ها و خلقیاتش که منم نمیپسندم تنها کسیه که سریعترین تاثیرو با توجه به سابقه و سیاست باز بودنش میگذاره گام اول تو بهبود شرایط گام سیاسیه، به نظرم بهترین حالت اینه که روحانی بشه رییس جمهور خاتمی بشه وزیر امور خارجه عارف معاون اول قالیبافم وزیر اقتصاد
محسن رضایی بره جهاد کشاورزی جلیلی ام آبدارچی این بهترین ترکیبه به نظرم از افراطی نبودن روحانی این کابینه با این ترکیب بعید نیست به نظرم بهترین انتخاب روحانیه کاری به اصلاح طلبای فرصت طلب پشت سرش ندارم چون تو موضع ضعفن هیچ کاری هم نمیتونن بکنن روحانی هم اینقدر زیرک هست که به قدر لیاقتشون بشون بازی بده ولی روحانی تنها کسیه که میتونه جامعه را از حالت قطبی خارج کنه و از لحاظ قدرت بش توازن بده به نظرم خیلی بهتر از قالیباف آرامش سیاسی ایجاد میکنه چون هم سیاست بازه و اینکارست هم یه جورایی طرف رهبرم هست هم اون حالتهای قالیبافو تو قطبی بودن نداره چون به هر حال همه میدونیم درسته که قالیباف با نظام مشکل نداره اما اصلاح طلبا و حتی باند احمدی نژاد کسایی نیستن که دولتشو آروم بذارن در صورتی که این تقابل بین روحانی و بقیه اصلن نیست اگرم باشه با اصول گرا های تند رو هست که تو انتخابات قدرتشون معلوم میشه و اونا هم زیاد سر و صدا نمیکنن من انتخابم روحانیه با اینکه میدونم به اندازه قالیباف برنامه نداره اما اثرات خوبش عمیق تر و سریعتره هر چند قدماش لزومااقتصادی نباشه.

ناشناس گفت...

درباره قاليباف مدير:

http://mokhaalef.wordpress.com/2013/06/11/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%8A%D8%A8%D8%A7%D9%81-%D9%85%D8%AF%D9%8A%D8%B1/

ناشناس گفت...

حمایت ۷۰ استاد اقتصاد از حسن روحانی:

http://www.irangreenvoice.com/article/2013/jun/12/34745

ناشناس گفت...

رمزگشایی از حرفهای آقای خامنه ای

مقام معظم رهبری:
درباره مناظره ها مطالبی دارم كه بعدا خواهم گفت / درباره رای دادن، ممكن است بعضی به دلیلی نخواهند از نظام اسلامی حمایت كنند اما از كشورشان كه می‌خواهند حمایت كنند؛ همه باید بیایند

تاکنون سابقه نداشته آقای خامنه ای از مخالفان برای شرکت در انتخابات دعوت کنند.
اظهارات آقای خامنه ای در دقیقه نود انتخابات دو معنا دارد:
1- وحشت ایشان از بیدار شدن رای های خاکستری و فرار به جلو برای جهت تحریک مخالفان به عدم شرکت در انتخابات.
2- موج سواری پیشاپیش که در صورت شرکت گسترده مردم در حمایت از اصلاح طلبان این شرکت را پیشاپیش به نام نظام (شخص خودش )مصادره نماید.

به خیال خودش به این ترتیب دو دوزه بازی کرده یعنی اگر مخالفین (بخوان بیشتر مردم مملکت)حرصشان بگیردو رای ندهند که چه بهتر اگر هم رای بدهند که ما این را به حساب تبعیت از رهبری میگذاریم.
زهی خیال باطل
دم خروس را چه خواهید کرد؟
یاحق

Dalghak.Irani گفت...

دوست ناشناس که با پوپولیستی نوشتی شروع کرده ای. سلام

درست متوجه اوایل کامنت که حالت فقط اظهار فضل روشنفکرانه داشت نشدم. در ادامه اما متوجه شدم که می فرمائید این فضا فضای ما طرفداران قالیباف نیست و باید بگذاریم و بگذریم.

باید اما بگویم که من از هر واو در نوشته هایم 50 تا منظور جوراجور انتضار دارم که جمع کردن رأی برای قالیباف پنجاهمی هم نیست. زیرا فضای فعالیتم را خوب می شناسم و به آن مسلطم. و می دانم که اکثر فعالان صدا دار سیاسی در فضای مجازی ایرانی فاشیست و ایدئولوژیک هستند که سه مشخصۀ مشترک دارند.
اول همان ایدئولوژی است که معنای دقیقش هم همان فاشیست است چه این ایدئولوژی دین قدیم باشد یا مکتب جدید. چه مجاهد خلق باشد یا سلطنت طلب سنتی. سبز باشد یا دموکرات. و... هر اندیشه ای که بسته بندی شد و درش بسته شد و توی زرورق خوشگل پیچیده شد و بازکردنش ممنوع و محال شد و رفت به بخش تعصب مغز حاملش برون دادش یک فاشیست تمام عیار است و دیگر هیچ.

دومین مشخصه شان این است که همه سرباز هستند و ژنرالی در بین شان نیست. چون خودشان تنبلند لذا تحت امر کس یا کسانی هستند که آن ایدئولوژی (فاشیسم) را بسته بندی و در مغز اینان بدون حق باز کردن کار گذاشته اند. اینان منتظر دستور ژنرال صاحب بسته بندی مغزشان هستند که به چه کسی حمله کنند و چه کس دیگری را به انواع تهمت ها و انگ ها متهم کنند. بخش مهمی از مأموریت این مرحله شان پیدا کردن لینک است. آن هم لینک هایی که هرچه دروغ تر و مزخرفتر و سیاسی تر بهتر. مثلاً توی همین ماجرای قالیباف و بدلیل قلت شدید لینک می بینی که پنجاه نفرشان لینک یک انشای یک آدم مجازی بنام زهرا عابدین را پیدا می کنند در بخش نوشته های جهت دار و تبلیغاتی خواننده های درپیتی سایت رادیو زمانه با عنوان غلط انداز "ناجی تهران؛ قاتل ایران" و هر پنجاه نفرشان تکرار می کنند بدون اینکه توجه کنند لینک مزبور را چهل و نه نفر دیگر از همکاران شان قبلاً گذاشته اند که هیچ بلکه خود نوشتۀ مغرضانه و بی منبع و مأخذ را من خودم کپی پیست کرده و در وبلاگم منتشر کرده ام برای سهولت دسترسی به خیانت خیالی قالیباف.

سومین مشخصۀ اینان این است که همه با یک ادبیات و با یک روش واحد سخن می گویند و معلوم نمی شود که این فاشیست اولی متعلق به کدام ایدئولوژی است و فاشیست دومی و صدمی به کدام ایدئولوژی. چون همه با ادبیات مشترک و مبتنی بر فاشیسم سخن می گویند. و چون اهل مطالعه و تفکر هم نیستند اغلب نوشته هایشان کپی برابر اصل است و تکرار مکرراتی که تنها یاد مانده شان است از دستور فاشیسم.

و البته این همۀ ماجرا نیست و اصلی ترین هدف من از بازی در چنین زمین خطرناکی این است که از هر هزار نفر از این لشکر فاشیست بتوانم حداقل به بسته بندی مغز یکی از آن ها تلنگری بزنم و زرورقش را پاره کنم. و مطمئنم که موفق هستم و می شوم حتی بیش از یک در هزار. چون:

این دوستان انسانند و گرفتار در دور باطل ایدئولوژی های بسته بندی شده توسط محمد و مارکس و خمینی و پوپر و خاتمی و خامنه ای و نلسون ماندلا و گاندی و هیتلر و موسولینی و استالین و روزا لوکزامبورگ و هانا آرنت و اسلاوی ژیژک و هابز و مونتوسکیو . شریعتی و سروش و .... لذا هنگامی که خسته از کار جنگ و جدل های روزانه دستمزد کمی هیجان خودشان را خرج کردند و رسیدند منزل و پایی دراز کردند. مقاومت شان تمام می شود و شروع می کنند دور از چشم من دشمن به آهستگی اندیشه کردن به آنچه که کرده اند و آنچه که شنیده اند و اینجاست که زرورق های ایدئولوژی شان ترک می خورد و فردای آنروز فقط 999 نفر مانده اند از هزار نفر که می آیند بجنگ من. خب ناچاریم چامعه را بهمین کندی بسازیم بسوی رهایی از ایدئولوژی از هر نوعش و ارجحیت دادن فکر مستقل انسان با توجه به زمان و مکان و نوع و موضوع گرفتاری هایمان. و رأی قالیباف و روحانی خیلی مهم نیست. یا...هو

ناشناس گفت...

شما که هدفت باز کردن زر ورقه چرا به نقش معلمی خودت ادامه نمیدی و اخیرا به سبک فاشیست ها از قالیباف دفاع کردی و اصلا از این مصلحی که از شخصیت خودت ساختی و ازش میگی خبری نیست به طوری که خواننده جرات ندارن دست به زر ورق شهردار بزنه و گرنه یا از طرف شما فاشیست نامیده میشه یا حتی اگه لینک میزاره نویسنده ی اون لینک فاشیسته اینجوری که نمیشه باید خودمونم یه کم تو عمل نشون بدیم که چی میخوایم تبلیغ کنیم اینکه فقط لینک مخالفو اینجا بزاریم بعدم با یه جواب تو کامنت بعدی تحقیرش کنیم که نشد دموکراسی و ضد فاشیسم این که شما تا این حد قالیبافو بی نقص و معصوم معرفی میکنی خودش بزرگترین دلیله که شما اگه از اونا بدتر نباشی بهتر نیستی تو سایتتم که میبینی همه بهت توهین میکنن به خاطر همینه که نمیذاری کسی دست به شهردار بزنه یعنی همون بسته ی زرورق که ایندفه خودت ساختیش و میخوای بزور جا بندازی تو ذهن خواننده اما نمیشه چون کسی اینجا فاشیست نیست

ناشناس گفت...

یا شیخ درود .
نگارنده شما را مزدور و مزد بگیر قالی باف نمی داند و می داند ( چون وبلاگ شما را دو سالی ست که می خواند )که این ها را که داری می نویسی اگر از سر دل سوزی نباشد حداقل مانند همان شرق نویسان روشنفکر نما برای خودت دارای آرایی سیاسی هستی همان طور که هر انسانی به ذات سیاسی ست .پس این ها را که دارم می نویسم ، می نویسم چون خودم نیز یک انسانم که مشی سیاسی دارد .
یا شیخ . یک باری به گمانم کامنت دادم که اگر مردم به سمت بیت رهبری راه بیفتند و خواهان آن باشند که آقای خامنه ای رهبری را رها کند و زندانیان سیاسی را آزاد کند و ..... ( خواسته هایی در این راستاو حدود )اگر ایشان باز بیاید و افتخار کند که مردم را با چوب در کف خیابان ها می زده است حکمش چیست ؟ مردمی را که خواستار برپایی یک دمکراسی توسط همان رهبران در حصرشان هستند .
من از مدیریت او در شهرداری تهران و صداقتی که از وی نام می برید اطلاعاتی ندارم و نمی توانم نه تایید کنم و نه تکذیب اما مدیریت او در نیروی انتظامی که بهبودی و رشد خوبی داشت و به نوعی مردم با دیدن پلیس احساس آرامش می کردند را قبول دارم و بران مهر تایید می زنم اما همه پرسشم که در آن درمانده ام ما بین روحانی و قالی باف ( با ذکر این نکته که من رای نمی دهم تنها برای شناختن بیشتر است که می پرسم )که روحانی افتخار زدن را ندارد و اگر هم دستی دارد ( که می تواند داشته باشد اما کسی سراغی ندارد) اما قالی باف این زدن را افتخار می داند در حالی که من بیزارم از لباس شخصی ها و بسیجی نماهایی که در دست و پای همین مرد می پلکند .
می بخشی که کمی طولانی و پیچ در پیچ شد با آرزوی روزهای خوب برای ایران و ایرانیان . ممنون .

ناشناس گفت...

یا شیخ درود .
کامنت ها را خواندم .
من از طرف تمام احمق هایی که به شما توهین می کنند عذر خواهی می کنم .

ناشناس گفت...

سلام. تمام استدلالات شما برای رضایی هم قابل استفاده است. راستی چرا؟

ناشناس گفت...

masholak
ممکنه امشب در میان اصولگرایان تعغیراتی به نفع محسن رضایی صورت گیرد

آینده گفت...

کورش آسوده بخواب که فاشیسم در حال نابودی است!

قالیباف امشب کناره گیری می کند!!!

به توصیه آقای حسین شریعت مداری که امروز در روزنامه کیهان منتشر شد و در پاسخ به درخواست جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، جامعه روحانیت مبارز، جبهه پیروان امام و رهبری، حزب موتلفه اسلامی و سایر دلسوزان اصول گرایی رسما کناره گیری خود را به نفع کاندیدای ائتلاف پیشرفت (( جناب آقای دکتر علی اکبر ولایتی)) اعلام خواهد کرد. شنیده ها حاکی از آن است، کلیه وزارت – خانه های اجرایی به همراه پست معاونت اولی در اختیار آقای قالیباف قرار خواهد گرفت. شایان ذکر است، حضرت آیت الله مهدوی کنی شب گذشته مراتب نارضایتی خود را از آقایان قالیباف و ولایتی اعلام کرده بودند. به این ترتیب اعضای ائتلاف سه نفره که در بیانیه ی خود عهد کرده بودند که از ما سه نفر، یک نفر در صحنه خواهد ماند، به عهد خود وفا کردند.

دارکوب رند گفت...

لطفن نگاهی هم به این نوشته بندازین و در صورت امکان به خواننده‌های وبلاگ لینکش رو بدین تا اونا هم مطالعه کنن. من هر روز نوشته‌های شما و وبلاگ‌های دیگه و تحلیل‌ها رو می‌خونم تا تردیدی که بین قالیباف و روحانی دارم رو از بین ببرم و در مورد یکی از این دو به قطعیت برسم. به نظرم این نوشته که تجربه‌ی یکی از مدیران اصلاح‌طلب شهرداری از همکاری با قالیباف و تیمش بوده هم باید در کنار مطالبی که شما می‌نویسین خونده بشه.
http://mokhaalef.wordpress.com/2013/06/11/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%8A%D8%A8%D8%A7%D9%81-%D9%85%D8%AF%D9%8A%D8%B1/

حسین گفت...

با سلام
لطفا درباره اطلاعات موجود در این لینک نظر خود را بفرمایید :
http://www.radiozamaneh.com/75337#.UbhXQ9jp6UX

ناشناس گفت...

دلقك عزيز،
حقا كه لب كلام مطالبى را كه توى اين يكى دو ساعت اخير در رابطه با مقاله اخيرت ذهن من رو مشغول كرده بود تا چه جورى بنويسم در كامنت آخرت به بهترين نحو گفتى. مطلب فراتر از انتخابات و قاليباف و روحانى است، مشكل همين جو دور باطل مملكت ماست كه در هر نسلى دگماتيسم يا به قول شما فاشيسم جديد فكرى زاييده مى شود و آن هم به خاطر سياست بازى بى پايان حكام و مخالفان در تمام دوران تاريخ مدرن ايران است،
اگر موفق شوى حتى يك بسته فكرى را در مغز اين دوستان بگشايى بايد بگويم كه رسالت بزرگى انجام دادى چرا كه تنها راه باز شدن اين بسته فكرى آن هم نه در همه مرور زمان ر تجربه و پير شدن است ، آن هم ديگر خيلى دير است. بد ترين مدل اخير فاشيسم هم كه در ايران نسج گرفته مدل سبز آن است كه با نا حق ريخته شدن خون جوانان عزيز همچون نداها و سهرابها متاسفانه دست اويز راديكاليزه كردن اين حركت به صورت ناخودآگاه ميان جوانان و خود آگاه توسط جريانهاى اصلاح طلب شده و من را به ياد راديكاليزه شدن بسيج بعد از جنگ مى اندازد كه ؛ ما خون داديم براى شما مردم پس تا ابد به ما بدهكاريد. و كما بيش همين برخورد حق بجانابه را در عناصر متعصب سبز كه تعدادشان كم هم نيست مى بينيم . اكثر اين گروه هم در پشت روحانى جبهه گرفته اند كه اين ترسناك است، چون در صورت برد روحانى فاشيست هاى گروه رقيب بيكار نخواهند نشست و دور باطل ادامه خواهد داشت.

بايد ديد. ارادتمند . افشين قديم.

Dalghak.Irani گفت...

دوست عزیزی که تذکر خوبی دادند راجع به رعایت توصیه ام از جانب خودم عرض می کنم که:

1- چشم.

2- نثر و شیوه ام معمولاً شلاقی و یک کلام است. و قصام دیکتاتوری و شیوه های فاشیستی نیست.

3- بویژه در مورد قالیباف چون می دانستم زمینه اش در نزد خوانندگان من نمی تواند خوب باشد - البته نه به این بدی که بعداً در کامنت ها بروز کرد - قصدم وارد کردن حداکثر شوک برای حداکثر انتقاد سخت و بی رحمانه بود. البته تحریک خوب بود اما نقد نه. و من هنوز هم یک استدلال قابل توجه راجع به چرا قالیباف نه ندیده ام.

4-بعد که دیدم اینجوری است من هم رفتم بسمتی که ببینم دنیای متجدد ما چقدر تمیز تر از دنیای سنت ماست. یافته ام اما اصلاً خوشحال کننده نشد زیرا دیدم اگر متجددهای مدرن نشدۀ ایرانی فاشیست تر از سنتی های متحجر نباشند آزاده تر هم نیستند.

نتیجه اینکه حرف شما را گوش می کنم و توصیه ام بجوانان این است که گاهی خودشان را از بیرون هم تماشا کنند. یا...هو

ناشناس گفت...

خطر بیخ گوش اصولگرایان / روحانی 43 درصد!

ناشناس گفت...

ممنونم اما
شلاقی و یک کلام!!!
این دیگه چه صیغه ایه؟
شلاقشو از دیکتاتورا گرفتی یک کلامشو از فاشیستا؟
جالبه؟!

ناشناس گفت...

امیدمان را از دست نخواهیم داد ، آقا امروز اشارات زیادی کرده است که کشور به آرامش احتیاج دارد و بخاطر همین امروز نظر ایشان به نظر دکتر قالیباف نزدیک تر است ، دلیل دیگر نسبت فامیلی و خونی بین آقا و قالیباف عزیز است و دیگر اینکه بی انصافی نکن ، از دو هفته پیش اعلام شد که بسیج و سپاه بشکل تشکیلاتی از پایگاه جلیلی به اردوگاه قالیباف نقل مکان کنند . پس هموطن هان که ما اماممان را تنها نخواهیم گذاشت .

ناشناس گفت...

شما در جواب به یک ناشناس تو شماره 3 گفتید ... البته تحریک خوب بود اما نقد نه میشه دست از تحریک بردارید خودمونو خراب کردیم لطفا شما نقد کنید چون ما نه حوصله تحریک شمارو داریم نه وقتشو
به جای تمجید نقد کنید تا دیر نشده که دیگه شده فک کنم

آینده گفت...

خوشحالم که به تنهایی و در وسع توان ناتوانم لختشان کردم و مقابل آینه نشاندمشان تا با دیدن چهرۀ کریه خودشان آینه ها را بشکنند تا خودشان را از خودشان قایم کنند و از زشتی خویش شرمسار و عصبی تر باشند

روحانی 50 دصد ....
نبووووود!!

Dalghak.Irani گفت...

ناشناس بسیار عزیزی که لینک نوشتۀ نیما نامداری محترم را گذاشته بودید. خیلی از شما سپاسگزارم و استفاده کردم. نظراتی دارم نسبت به آن که انشاءالله در مرحلۀ دوم اگر قالیباف بود طی یاداشت جداگانه ای بررسی خواهم کرد. در ضمن اولین روایت معتبر دست اولی هم بود که یک روزنامه نگار نوشته بود. مرسی. یا...هو

آن دوست عزیزی هم که گفته منتظر نقد است منظورم را اشتباه گرفته. چون من منتظر نقدهای شما بودم من که نقد اساسی داشتم ایشان رادراین حد معرفی نمی کردم. یا...هو

ناشناس گفت...

سردارجان
مشکل امروز جامعه ما رادیکال چپ و راست نیست ( ببین به چه روزی افتادیم که روحانی شده رادیکال چپ ما) .
در اینکه در جامعه امروز ایران چیزی بنام حزب معنا ندارد که کسی شک ندارد. دقدقه امروز ما هم این نیست که حسن نامی یا باقر نامی رییس جمهور شود.
نگرانی بیشتر از این بابت است که وقتی کسی را با تقلب بر این مصدر مینشانند (مثل احمدی نژاد) قطعا وامدارشان خواهد بود و تا روز آخر باید مجری اوامرشان باشد و لیست 300 نفری اش را در جیبش نگه دارد و همچنان شیر نفت را در جیب آقایان باز نگه دارد.
اصولا چرا باید کسی را با تقلب رییس جمهور کنند؟
مشکل این است که در کشوری زندگی میکنیم که زمینش را سوراخ میکنی ثروت فواره میزند.آلمان سالی 1000میلیارد دلار صادرات میکند ولی 900میلیارد آن واردات مواد اولیه و قطعات و خدمات است و نهایت 100میلیارد طراز اضافه دارد که بیشتر آن هم به سرمایه گذاران و صاحبان صنایع و نهایتا شاید 50 میلیارد آن در جیب دولت باشد برای اداره کشور. تازه آنجا اگر صدراعظم با پول دولت سوار تاکسی شود و به مهمانی خصوصی برود جراید خشتکش را میکشند روی سرش.
با درآمد نفت هشت سال گذشته ایران میشد دو بار کشور آلمان را از اول ساخت ولی آقایان سنگ روی سنگ که نگذاشتند هیچ هرچه را هم قبلا ساخته شده بود شخم زدند صنعت نفت – صنعت خودرو- صنعت نساجی- کشاورزی به برکت مهرورزی و جنس چینی وتحریم و ارز .... همه چیز نابود شده.
مشکل این است که این پول باد آورده نفت خاطرخواه زیاد دارد و این خاطر خواه ها حاظر نیستند به این راحتی از این لوبت تناز دست بکشند .میخواهند تا میتوانند بخورند و به اطرافیان بخورانند وباقی اش را هم با خرید بمب و اس 300و باج به روسیه و چین و... صرف بقای نظام بکنند تا فرزندان و فرزندان فرزندانشان هم بتوانند از این مال مفت ثمنی ببرند.
اگر بدانید چه جماعت زالو صفتی ازغنی سازی و تحریم بازی و باند بازی و رانت بازی وصراف بازی .... یکشبه میلیاردر شده اند همچنان سود های میلیاردی میبرند دود از کله تان بلند خواهد شد .
نزدیک رفت پیرزنی کوژپشت و گفت این اشک دیده‌ی من و خون دل شماست
ما را به رخت و چوب شبانی فریفته است این گرگ سالهاست که با گله آشناست
آن پارسا که ده خرد و ملک، رهزن است آن پادشا که مال رعیت خورد گداست

این جماعت زالو صفت به این سادگی از اسب قدرت پیاده نمی شوند
سرهنگ شماهم سخت شیفته پست و مقام و سخت اهل سازش و رنگ عوض کردن.
تا پرتگاهی که موسوی گفته بود چند قدم دیگر باقی نمانده
برای مردم ایران دیگر فرصتی برای آزمون وخطا نیست
چند ماهی است که به بهانه انتخابات سرعت حوادث کند شده ولی بعد از انتخابات در سراشیبی تندتری خواهیم افتاد تند تر از پیش.
خدا به خیر کند
یاحق

آینده گفت...

بله با دلقک موافقم!
عریان و شرمگین است کسی است که موریانه ی فاشیست، گندچال دهانش را رها نمیکند، و فاخرانه می گوید: گلو را بایسته ی زیباترین نامهاست، اگر جنتلمنی و هوادارِ سردار، مبادا سگ و گربه در کامت به جان هم افتند!
همه را فاشیست میبیند، اینجا فاشیست، آنجا فاشیست، همه جا فاشیست ...
او زشت است و از زیبایی، زندان بان است از آزادی، شب است و از خورشید، متکبر است و از فروتنی، کور است از روشنایی، جاهل است و از دانایی، متناقض است و از منطق، متنفر است و از عشق ... سخن می گوید.

او کهنه سربازی است بر خاک افتاده و روبرویش سردار و گلادیاتوری که خود بر آورده. گلادیاتوری که مردمان دوستش دارند، اما اینجا کلوزیوم است و مردمی که بر سر گلادیاتور فریاد میزنند:
بکش، بکش، بکش ...
و فاشیست در خود میمیرد!

Dalghak.Irani گفت...

دارکوب رند
آن مطلب را یکی دیگر از دوستان لینک داده بود دید م و در همین صفحه نوشتم که اگر به مرحلۀ دوم کشید مفصل بنویسم اما چون شما فرمودی که الان جواب کلی ام را لازم داری. عرض میکنم بدون امکان ورود به شرح و جزئیات:

بحث ایشان همان تنها ایراد دیگران به قالیباف هم است در مورد مدیر پروژه بودن خوبش و تجربه و تسلط نداشتن در سیاست گذاری های کلان.

اگر از این موضوع صرفنظر کنیم که نویسنده اولاً در سالهایی دور کارمند یکی از مئیریت ها بوده است. ثانیاً یک فعال سیاسی باکارکرد حزبی هم بوده است که از نظر فکری در اردوی مخالف قالیباف بوده و ثالثاً در حال حاضر گویا - مطمتن نیستم - در خارج و جزیی از اپوزیسیون است. البته فاکتور های مهمیند و در ارزیابی چقدر بی طرفانه بودن گزارشش اثر قطعی دارد. باید بگویم که:

نویسنده مدیریت کلان قالیباف را در چه جامعه و با چه بافت سیاسی و فرهنگی ارزیابی می کند.

این ارزیابی مربوط به مشاهدۀ زمانی چقدر نزدیک به مدیریت حال اوست. این را به این جهت می گویم که قالیباف هم سامانه منظم اطلاع رسانی و تماس مستقیم شهروندان داشت و دارددرشهرداری برای گرفتاری های روزمره و نیاز های خرد وهم به هر اطلاعی توسط مطبوعات و غیره واکنش سریغی نشان می داد. و تهرانی ها ندیده ام که بگویند تماس گرفتیم و گفتیم اقدام نکرد. و ...

و نهایتاً اینکه مدیریت کلان او را با کدام یک از 8 نفر حاضر مقایسه می کند. زیرا ارزیابی مطلق و در خلع که بدرد ما نمی خورد. ما ازبین مدیران مشخص باید دست به انتخاب محدود و بهترین بزنیم. ضمن اینکه توانایی مدیریت کلان سال های اخیر قالیباف در حوزه هایی مثل زیبا سازی و مترو سازی و جمع آوری آب های سطحی و از این قبیل قابل مثال زدن است.
امیدوارم این مختصر کمک بکند بشما.

تکمله:
من در کامنتم راجع به نامۀ هنرمندان یک نکتۀ مهم یادم رفت و الان با دیدن نوشتۀ داریوش مهرجویی در شرق و حمایت از قالیباف یادم افتاد.
تهیۀ این قبیل نامه های جمعی و بویژه در بین ایرانیان داخل و خارج معمولاً اینطور است که چند نفر خودجوش یا بنا بدستور متنی را تهیه می کنند و با زنگ زدن به دیگران امضایشان را پای تومار می گذارند و اغالب چون هنرمندان و ارباب فرهنگ با هم آشنا و دوست هستند نام های همدیگر را بدون اطلاع هم درج می کنند از راه قیاس به نفس. لذا این قبیل تومارها جز خوراک تبلیغاتی زرد معمولاً ارزش استناد ندارند. یا...هو