ه‍.ش. ۱۳۹۲ خرداد ۲۳, پنجشنبه

رأی به قالیباف؛ رأی به سیاست زدایی، پیشرفت و کار و تلاش و زندگی بهتر در ایران است.


این آخرین مطلبی است که راجع به معرفی محمد باقر قالیباف می نویسم. و با احترام به قانون تا روز اخذ رأی سکوت خواهم کرد.

1- اولین آرزویم این است که سعید جلیلی یک بازندۀ مطلق بشود. اما یادم هست که بگویم خطر جلیلی در کمین است هنوز و کم نشده. آرزوی دومم این است که محمد باقر قالیباف با آرای زیاد در مرحلۀ اول انتخابات پیروز شده و رییس جمهور ایران بشود. آرزوی سوم و نزدیک به واقعیتم هم این است که رقیب قالیباف در مرحلۀ دوم انتخابات دکتر حسن روحانی باشد. زیرا این درست است که به تشخیص مستند من - در دور دوم خواهم نوشت مفصل انشاءالله - محمد باقر قالیباف برتری تقریباً مطلقی دارد به حسن روحانی در همۀ زمینه های حقیقی و حقوقی؛ اما دکتر روحانی هم برتری نسبی دارد به سایر کاندیداهای باقی مانده.

2- طرفه اینکه من با حمایتم از دکتر قالیباف بر ضد منفعت شخصی خودم هم اقدام می کنم. زیرا در صورت رییس جمهور شدن حسن روحانی فضای ایران کماکان سیاسی خواهد ماند و  بروز و ظهور چالش ها و گسل های حاکمیت دوگانه خوراک لازم برای مخالفان و منتقدان فراهم خواهد نمود. تا مرتب بنویسند و قلم فرسایی کنند؛ و از بیکاری نجات پیدا کنند. و چه چیزی بهتر از این برای خارج نشینان دست بقلم که هم خودشان از معرکه دورند و هم سوژۀ لازم برای ادامۀ بازی روشنفکری دارند. تازه برای من فقط جنبۀ سرگرمی و آگاهی بخشی دارد و فرار از بیهودگی بازنشستگی، در حالیکه نان و آب نیمی از نخبگان فراری از وطن از راه اختلافات درون حاکمیت ایران تأمین می شود. اما اگر قالیباف رییس جمهور بشود چون بطور قطع ایران را سیاست زدایی خواهد کرد؛ سوژۀ چندانی هم نخواهد ماند برای دنیای مجازی و مانور و طنازی. در چنین حالتی تنها کارشناسان و محققان و اندیشمندان در این عرصه خواهند ماند برای نقد دانش محور سیاست های دولت ایران در زمینه های مختلف. و دلقکان بی هنر و بی شمار این عرصه (ترحات نویسی در سیاست اختلاف) کرکرۀ همۀ سیرک ها را پائین خواهند کشید.

3- دوست نکته سنجی به موضوع ظریفی اشاره کرده بود در مقایسه و اینهمانی کردن هواداری امروز من از قالیباف و هواداری دیروز فرهاد جعفری از احمدی نژاد. مطلبی را هم دیدم جایی که به شباهت های قالیباف با احمدی نژاد پرداخته بود. البته نویسندۀ آن مطلب به نکاتی اشاره کرده بود که بغیر از یکی دو مورد رطب و یابس بود. اما به اصلی ترین همسانی قالیباف با احمدی نژاد اشاره نکرده بود. پس اعتراف می کنم که هم تشخیص آن دوست درست است در مورد مقایسۀ من و فرهاد جعفری. و هم فصل مشترک مهمی است در شباهت قالیاف و احمدی نژاد. هم آن شباهت حمایت من و جعفری و هم این شباهت بدون تردید قالیباف و احمدی نژاد بهمان کلیدواژۀ اصلی گفتمان فرهاد جعفری مربوط است با عنوان "فرزند جمهور مردم".

4- بلی عزیزان هم قالیباف و هم احمدی نژاد جفتشان "فرزند جمهور مردم" هستند. و همینطور دقیق است که من هم از قالیباف به این دلیل هم حمایت می کنم که او ناوابسته به الیگارشی روحانیان حاکم و از جمهور مردم است. همانطور که جعفری از احمدی نژاد این تصویر و انتظار را داشت. خط فارق من و جعفری در اینجاست که این دو فرزند مردم و ناوابسته به الیگارشی از دو جنس کاملاً متفاوت و در برخی زمینه ها متضاد هستند.

الف- احمدی نژاد فرزند جمهور مردم خرافاتی و متوهم به افسانه های دینی و تاریخی مثل ظهور و انسان کامل بود و است. بنابراین احمدی نژاد خودش در نقش پیامبران، سیاستش در قالب الهام و اوهام و رسالتش در شعار نجات نوع انسان و جهان در هر زمان عمل می کرد.

ب- اما قالیباف فرزند جمهور مردمی است که ضمن پایبندی به سنت های با ارزش "مذهبی و ایرانی درهم تنیده" شناخت خوبی هم از دنیای معاصر دارند و اغلب وجوه مدرنیته را که ارزش های ذاتی دارد قبول دارند. او دانش محور، تخصص ستا، معتقد به مشاوره در تصمیم سازی و برنامه و باورمند به قاطعیت و سختگیری و انضباط در حوزۀ تصمیم و اجرا است. او کمترین اعتقادی به اتوپیای محلی و منطقه ای هم ندارد تا چه رسد به مدینه فاضلۀ جهانی مثل احمدی نژاد. خصوصیت دیگر و برجستۀ قالیباف شعاع پرواز واقع گرا و هارمونیک با شرایط اوست. به این معنا که بدلیل ساختار قدرت در ایران او معتقد است که باید از تحریک نالازم در حوزۀ توده های سنتی و مراجع فکری آنان که روحانیان هستند که بسرعت منجر به سیاست زده شدن فضای عمومی و نامرتبط با سیاست می شود بشدت پرهیز کرد. تا حوزه های غیر سیاسی قفل نشود و انرژی ها هدر نرود. ضمن اینکه او بشدت ضد تحجر است و با هرگونه بازگشت به عقب مخالف است.

5- اما این فرزند جمهور مردم بودن چه امتیازاتی دارد نسبت به عضوی از الیگارشی بودن:

الف- ریاست جمهور عضوی از الیگارشی نوعی دور باطل و بازگشت به مناسبات ناموفق تجربه شده است. در حالیکه با فرزند مردم ما با چشم اندازی رو به تغییر داریم و به جلو حرکت می کنیم و خواهیم کرد.

ب- فرزند مردم بودن به این معناست که رییس جمهور شریک در الیگارشی ایجاد کننده و بهره مند نیست و رشدش را مدیون لیاقت های ذاتی یا اکتسابی خودش است. لذا بدهکار نظم حاکم نیست و می تواند از موضع طلبکاری هم حرکت کند. بویژه اگر چالشی بین دو بخش ایدئولوگ و الیگارشی با رییس جمهور فرزند مردم بوجود بیاید؛ رییس جمهور مردمی راحت تر می تواند در مقابل الیگارشی و بنفع مردم قرار بگیرد. در حالیکه رییس جمهور عضو الیگارشی ناچار از سازش های پنهان و زیر زمینی کردن سیاست است. زیرا با الیگارشی اشتراک منافع بنیادیو ساختاری و پیشینی دارد.

پ- الیگارشی بدلیل اینکه ذاتش بافتی بشدت محافظه کار دارد معمولاً به حلقۀ یاران همکار خود بشدت وابسته است و ردۀ اول مدیران خود را مگر در هنگام مرگ تعویض نمی کند. و به جوانان و نسل مدیران توانا و پرتحرک میدان بازی رده های تصمیم گیر و مؤثر را نمی دهد. در حالیکه رییس جمهور از متن مردم قادر است برعکس عملکرده و حلقه های مدیریت را گسترش و با نیروهای کارآمد و دارای ریسک پذیری خوب - لازمۀ قطعی پیشرفت - کار کند و آنان را جایگزین نسل مدیران فرتوت کند.

ت- تفاوت ها که اغلب آن ها بسود مدیر مردمی است چنان زیاد است که شمردنش در پست وبلاگ مقدور نیست. من فقط مشت نمونۀ خروار دادم که شما ادامه بدهید. در این مقایسه - البته همه چیز نسبی است و هیچ امری از امور انسان مطلق نیست - بدون نام بردن از نامزدهای رقیب فعلی قصدم این بود که بگویم یک قانون کلی و عام است و ارتباطی به مصداق ها ندارد. فقط زمانی یک مدیر عضو الیگارشی به مدیر عضو مردم ارجح است که اولاً برتری غیر قابل چشم پوشی ثابت شدۀ کمّی و میدانی نسبت به رقیب داشته باشد و ثانیاً خود مدیر عضو الیگارشی شخصیت و توان و میل اصلاح الیگارشی را هم داشته باشد. در حالیکه در مقایسۀ مصداقی فعلی بین روحانی و قالیباف نه تنها روحانی برتری و مزیت محسوسی نسبت به قالیباف ندارد بلکه در اغلب حوزه ها یک بازنده هم است. کلام نهایی تذکر این نکته است که اگر احمدی نژاد بعنوان مدیر از متن مردم توفیقی کسب نکرد - داوری اش الان قطعی نیست - اصل ارجحیت مدیر مردمی به مدیر الیگارشی را منتفی نمی کند. و عدم توفیق احمدی نژاد اگر در داوری منصفانه ثابت بشود فقط یک حادثۀ اتفاقی و نادر بوده است که عوامل زیادی در شکل گیری آن نقش داشته است. یا...هو 

۴۱ نظر:

دوره گرد گفت...

آرزوی اولت را یقین بدان که محقق میشود به سبب ضرورت چرخش سیاسی در سطح کلان و تو دهنی زدن به تندرو ها برای باز شدن فضای مصالحه...
در خصوص قالیباف اما به نظرم امید چندانی نداشته باش... موج عظمیمی به راه افتاده در حمایت از روحانی و تحریمی ها را دارد یک به یک می کشاند پای صندوق و اینها همه به ضرر قالیباف است و اتفاقا اگر به دور دوم گشیده شود باز هم شانس روحانی بیشتر از حال می شود...
اما در خصوص قالیباف یک نکته ی کلیدی نوشتی که بسیار دقیق بود و لب کلام من در این همه کامنت و آن اینکه قالیباف سیاست را از کشور میزداید و این بد است... در این ممکلکت اگر مردم پایشان از سیاست بریده شود - حال با روش های مسالمت آمیز یا خشن فرقی نمی کند - فشار بر حاکمان کمتر میشود و دولت های نفتی بدون فشار مردم به استبداد می انجامد... همین فشار است که تا به حال هم حداقل فضای تنفس را باز نگه داشته... در حالی که از دید قالیباف ها او و مردم همه تدارکاتچی هایی هستیم که باید در جهت سیاست های کلا کمار کنیم و فضولی نکنیم در آنها..
به هر حال قالیباف هم ببرد ما از یک جهاتی خوشحال خواهیم بود اما به نظرم پیروزی روحانی در نبود تقلب و مهندسی تقریبا یقینی است...

ناشناس گفت...

دلقک جان فکر کنم تمام پستهایی که در دفاع از قالیباف نوشتی رو خوندم.

قبول دارم که در شرایط ایده آل (مثلا قبل از 88) قالیباف از هر فرد دیگه ای که در
جمهوری اسلامی شانس رئیس جمهور شدن داشت، بهتر بود برای ریاست جمهوری.

اما مسئله این انتخابات چیز دیگه ایست. مسئله این انتخابات تعیین رئیس جمهور نیست.
یه بدهی تو سال 88 بوجود اومده که باید صاف شه.

روحانی تنها فردی است که منکر تقلب در انتخابات 88 نشده (البته صراحتا هم نفگته که تقلب شده) و شجاعت به
خرج داده و با افتخار (از لج امثال جلیلی) اسم موسوی رو ذکر کرده.

اینکه قالیباف نتونسته موقعیت سمبلیکی که روحانی برای خودش ایجاد کرده رو ایجاد کنه، بر میگرده به ضعف درکش
از شرایط سیاسی امروز... به ناتوانیش در درک مومنت سیاسی که توش قرار داریم.

Dalghak.Irani گفت...

دوره گرد کامنتت نکتۀ خطرناکی دارد برای دیگرانی که مثل شما ارتباط سیاست و سیاست زدگی را متوجه نیستند. اما واقعاً خسته شدم از این همه تقلا. پس فقط می گویم که قالیباف قرار نیست سیاست را تعطیل کند. او می خواهد حوزه های زیست مردم را سیاست زدایی کند. و اتفاقاً دقیقاً زمانی سیاست زنده و مهم می شود که از ورزش تا بقالی را از سیاست جدا کند. یا...هو

ناشناس گفت...

جناب تیمسار
این قالیباف پاکدست شما هم که تو زرد درآمد و پته اش ر ااحمدی نژاد ریخت بیرون . یم قلم ایشان مدیر عامل 80-90 تا شرکت است ( صوری) که معلوم هم نیست چه کار می کنند !!!!البته مدارک هم مستند و دقیق است ( سایت روزنامه رسمی ) بس است این مسخره بازی پاکدستی . البته قالیباف از جنس همین جمهور مردم است با همه مشخصه های انسان ایرانی ، دغل ، دزد ، دروغگو ، خیانتکار، خنگ و کم حافظه. مشکلی تاریخی که حتی کوروش هم هنگام مرگ از خدا خواست مردم ایران را از آن برهاند ( دروغ )

ناشناس گفت...

تمام چیزی که در مورد فرزند جمهور مردم از نوع قالیبافش میگی در حالت کلی و تئوریک در بست قبول میکنیم اما مساله ی ما اینکه اون واقعا فرزند جمهور مردم نیست، اختلاف ما با تو هم دقیقا از همین جا شروع میشه، همه ی تحلیلای تو خوب و مفیده چون بنیان فکری درست و مدرنی پشتشه اما همشون از یه مشکل شناختی و مصداقی رنج میبره تو در مورد مصداق اون سوژه ی ذهنی ات که قالیباف باشه اشتباه میکنی برای این حرفمم دلیل دارم به عنوان مثال تو پست قبلی و فعلی نوشتی اون فرزند جمهوره و حامی و پشتیبان الیگارشیک نداره،
ولیش ...آخه چه پشتیبانی از سپاه تا دندون مسلح گردن کلفت تر دومیش... مراجع تقلید سومیش ... خبرگان رهبری که مهدوی کنی رییسشون امروز صداش درومده که چرا ائتلاف نمیکنین چهارمیش ...این آقا خواهر زاده ی زن خامنه ایه یعنی خامنه ای شوهر خالشه یعنی اینایی که گفتم هیچ کدومشون جزء الیگارشی نیستن؟
دیگه از اینا تاپ تر و بهتر کی داره؟
فکرکن الان مردم منظورم مردم تحولخواهه نرن رای بدن روحانی میشه بازنده ی مطلق چون تو اون قسمتایی از الیگارشی که تعیین کننده نهایی هستن مثل سپاه و رهبر هیچ جایی نداره که هیچ دشمن خونی هم داره. من نمیخوام بگم روحانی بده یا خوبه یا جزء الیگارشی بوده یا هست

حالا جدای این مساله که میگی قالیباف جزء الیگارشی نیست و از نظر من خیلی خوشبینانه و با اغماض داری بش نگا میکنی مساله ی دیگه اینه که تو در مورد روحیات و کاراییشم برای حل مشکلات بزرگ ایران دچار خطای شناختی یا بهتر بگم بی مبالاتی و زودباوری شدی من کاری به لجن پراکنی شرق و بقیه ندارم اما مدیریتش واقعا جای نقد داره و چون تا حالا این اتفاق بصورت جدی و کارشناسی تو رسانه ها نیافتاده و فقط ظاهر دیده شده مردم فقط سطح کارو میبینیم بنابراین جای تردید داره و من هنوز دلیل این اعتمادت به قالیبافو تا این حد مطلق نفهمیدم
اصلا تا حالا یه برنامه ی تلویزیونی یا رادیویی در مورد نقد کارای قالیباف سراغ داری که به ما هم آدرس بدی؟ من که تو ایران هستم ندیدم و نشنیدم
تا حالا یک نقد کارشناسانه از یه معمار یا شهر ساز یا جامعه شناس یا جغرافیدانی که بی طرف باشه سراغ داری که کارای اونو منصفانه و با مستندات کامل نقد کرده باشه و معرفی کنی ما هم بخونیم و البته منظورم از یک نقد اون تعدادیه که روایی و اعتبار قضاوت مارو تامین کنه.
اگه به چنین نقد و نظراتی دسترسی نداری به نظر من حق نداری تا این حد از کارهای عمران و شهر سازیش دفاع کنی.
حق داری بگی معصومه پاکه شجاعه ایثارگره چون اینا شخصیه و به حس آدما بر میگرده اما جایی که به حوزه تخصصی و فنی بر میگرده و با حقوق دیگران سر و کار داره باید در جریان یک نقد منصفانه این قضیه اثبات شده باشه وگرنه این تایید بیشتر جنبه ی عوامانه و ظاهر بینانه پیدا میکنه.

جدای قابلیتای فنی و اجرایی که نه ما از درستیش خبر داریم نه از منابع مالیش و نه از سازمانش روحیه قدرت طلبی و رفتار پوپولیستیش حداقل برای من ثابت شده بدون اینکه بخوام تحت تاثیر تخریب رقباش باشم

مصداق کامل فرزند جمهور مردم فقط و فقط یک نفر بود اونم عارف بود که رای من بود و متاسفانه رفت منم دیگه هیچ کس و لایق رای خودم نمیدونم و قالیباف هم مطلقا با تعریفی که میکنی متناسب نمیبینم و تمام اینایی که هستن فرسنگها فرسنگ با تعریف فرزند جمهور مردم فاصله دارن و این ظلم در حق این مفهومه که ما مصداقشو احمدی نژاد یا حتی قالیباف بدونیم
پر حرفی شد ببخشید

ناشناس گفت...

masholak



محسن رضایی .. با ایالت شدن اذربایجان علاقه مردم ان به ایران بیشتر میشود

Dalghak.Irani گفت...

ناشناس محترم.
اگر توده های مردم اعم از تحصیلکرده و کم سواد هم مثل شما فکر بکنند خیلی پس مهم نیست هرچه سرشان بیاید چون خودخواسته را تدبیر نیست. مرد حسابی - زن هم مرد است - یک ملتی چهار سال سرنوشتنشون را با یک روکم کنی تاخت می زنند. خود دانید.
در ضمن قالیباف پایگاه رأیش را خوب می شناسد و دقیق هم رفتار کرده. زیرا او مثل هیچکس دیگر نیست که قول بدهد و عمل نکند. او می گوید قولم را ضبط کن در سر رسید بیا اسنطاقم کن. پس اگر او می خواست شما را با یکبار گفتن میرحسین جذب کند باید فردا خشتکش را هم می گذاشت گرو نزد جوانانی که آزادی می خواهند از دختر بازی تا کاباره سازی و فحش و فضیحت مطبوعاتی. لذا اولاً چنین قولی بدهد قادر نبود وفا کند و این در مرام او نیست و اگر قول می داد و می خواست عمل کند باید بجای رسیدن بزندگی مردم فقط مواظب سگ گردانی جوانان جردن بود. تازه شما راضی نمی شدید. این صورت خشن استدلال کامنت شما بود چه عضوی از زعفرانیه باشی یا جوانی از کوره پزخانه! با پوزش از حوصلۀ آدم سر می رود. یا...هو

ناشناس گفت...

رفتار پوپولیستی صرفا سیاسی نیست که مثلا نمونه اش یه یا حسین میر حسین باشه ...همین که پولی رو که باید صرف زیر ساخت شهرو توسعه ی پایدار کنی بیای صرف بزک کردن شهر کنی که بیشتر دیده بشی اینم یه نوع فریبه حالا من با میر حسین غش میکنم تو با برج میلاد و اینجا دیگه واقعا فرقی نداره چه عضوی از زعفرانیه باشی یا جوانی از کوره پزخانه! با پوزش!

ناشناس گفت...

امشب یعنی 22 خرداد من هم به میان مردم در پارک وی رفتم و هم به هفت تیر.
به جرات میگم که بطور تقریبی از هر صد نفر مردمی که تو خیابونا تبلیغ کاندیداها رو میکردن 90 نفر برای روحانی 5 نفر برای قالیباف، 3 نفر برای جلیلی و دو نفر برای رضایی بود
خدایی برای غرضی و ولایتی اصلا کسی رو ندیدم تبلیغ کنه
اینو صادقانه فارغ از این که من یا شما به چه کسی رای میدیم دارم میگم

ناشناس گفت...

من صورت استدلالم اصلا خشن نبود. نفهمیدم چی شد که جوش آوردی! بردن اسم میرحسین هم قابل مقایسه
با اون مواردی که گفتی نیست. اسم میرحسین اسم یه آدم نیست. یه اسم که گره خرده به غرور یه بخش بزرگی از
جامعه که جریحه دار شده. این غرور (که برای درکش لازمه به سطح سمبلیک حوزه
سیاسی توجه کنیم) اگه ترمیم نشه، قالیباف هرچی بیل بزنه اتفاقی که باید بیفته نمیفته.

ناشناس گفت...

چیزی که من امروز رفتم بیرون مطمئن شدم ازش اینه که روحانی حتی رای های قالیبافو تو تهران درسته قورت داده وای به حال قالیباف تو شهرای دیگه که خیلی نمیشناسنش، روحانی با نامردی اینکارو کرد قالیباف به معصومیت و پاکی خودش باخت از اون اصلاخ طلبای اصل چی دیدم که از این قلابیاش بخوایم ببینیم

راسپوتین گفت...

ساعت به ساعت که میگذره، دو موج متفاوت در حال درنوردیدن تهران است
موج اول دعوت به کمپین رای دهندگان به روحانی و موج دوم باوری مبنی بر "گرگی در لباس میش" بودن حسن فریدون (ملقب به روحانی)
آن گونه که شواهد و قراین هویدا مینماید، ظاهرا موج دوم به تدریج در حال بلغیدن موج اول است
اگر دستبردی بر آرای قالیباف نبرند (که با توجه به تک چهره های شاخص پشتیبان وی، دور می نماید) یقیناً وی در دور دوم حاضر خواهد بود و از میان روحانی، رضایی و جلیلی نیز تنها یک نفر شانس حضور در دوم را خواهد یافت (که با توجه به شواهد حال حاضر، احتمالا روحانی خواهد بود)
اما در دور دوم، قالیباف (بر طبق افکارسنجی های انجام شده) شدیداً جاذب آرای هواداران کاندیداتورهای حذف شده خواهد بود و موازنه قوا را به سوی خویش به شدت برهم خواهد زد مگر آنکه احتمال خیزش موج دومی را از سوی اکثریت خاموش به نفع روحانی مفروض بداریم
که با توجه به حذف جلیلی در دور اول رقابت (در صورت وقوع) بعید است مردم تفاوت بنیادینی بین عقرب حراره قالیباف و مار غاشیه روحانی قائل شوند (صرفاً به لحاظ عقیدتی و اعمال آمال توسعه سیاسی) تا خویش را ملزم به ایجاد آن موج کذایی ننمایند
پی نوشت یکم:
در صورت پیروزی نهایی قالیباف امیدوارم وی کینه پروپاگاندای سیاه اصلاح طلبان در راستای لجن مال کردن ناجوانمردانه و به دو ر از اخلاق خویش را در این ایام بر دل نگرفته باشد و همچنان به همکاری متقابل با نیروهای شاخص ایشان (همچون همکاری های متعدد و متکثر وی در سمت شهردار با ایشان) ادامه دهد
پی نوشت دوم:
آقای دلقک ایرانی، در پست قبلی یکی از مخاطبان این تارنوشت (ظاهراً دارای کرسی استادی دانشگاه) کامنت دلنشینی مندرج نمود که با مروری که بر سایر کامتهای آن پست کذایی داشتم، شاهد توصیه یکی از خوانندگان مبنی بر در ج آن کامنت به گونه یک "پست مستقل و مجزا" بودم که متاسفانه تا به این لحظه بدان جامه عمل نپوشانده اید
من نیز در همین راستا و از همین تریبون، یک بار دیگر قویاً توصیه می نمایم که آن کامنت مندرجه را که از نظر من، به تنهایی دارای برد و درندگی دماقی چندین و چند برابری نسبت به کلهم نوشتارهای اخیر شما در راستای حمایت از محمدباقر قالیباف می باشد به صورت ارسالی مستقل و بدون حذف و اضافه منتشر نمایید
پی نوشت سوم:
آخرین دیدگاه من در این تارنوشت و پایان افتعال ابدی

Dalghak.Irani گفت...

استدلال شما خشن که نبود بلکه لطیف و نوعی شوخ هم القاء می کرد و بسیار دلپذیر بود خارج از متن خشن واقعیت سیاسی که بهرحال کمی جدی و عبوس و خشن هست. عرض من فارغ از رأی به چه کسی بود. نوع استدلال "تصفیه حساب و روکم کنی را گفتم که استدلال منطقی نیست برای تصمیم سیاسی. همین. جوش نیاوردم می خواستم بگویم که تصفیه حساب را اگر واقعا تنها فاکتور رأی قرار بدهیم ضرر می کنیم. یا...هو

ناشناس گفت...

مگه نمیدونی ناشناس ، لحن استاد شلاقیه!

ناشناس گفت...

خواب های شیرین و بی تعبیر
کابوس های مکرر عشق
عشق های بی تکرار

روزهای پر حسرت دشت
دشت های بی نهایت شب
عاقبت، راه بن بست رو به فرار

یک وجب ستاره
یک دریا ناز
پشت کوه امید خم ز خمار

خون درون رگم نمی جوشد
مست مستم اگر چه خانه خراب
یک پیاله نور
یک سبد لبخند
که کند خانه ام ز گل سرشار

عمو دلار

سه چرخه گفت...

دلقک عزیز از شما تشکر میکنم به عنوان یک خواننده که
باز به روال گذشته دور و دوست داشتنی خودتان، با منطقِ خوب و آینده نگر این بار به دفاع از قالیباف برخواستید و دست از
مصداق های جزیی و دعواهای بی سرانجام با "شرق" و غیره برداشتید، این دعواها خوب و روشنگر بود به شرطی که اکثر خوانندگان شما در وهله اول موافق برداشت شما از قالیباف میبودند (در هر صورت ما همه ایرانی هستیم!!!).

باور کنید تأثیر این نوشته آخر شما در دفاع از قالیباف از تمام نوشته های تاکنون شما در حمایت از او به نظرم بیشتر بود. ولی خب حتی به فرض صحت تمام پیش بینی های شما در مورد قالیباف که زیاد هم نامتجانس با گذشته او نیست، متأسفانه ما ایرانی ها پیروزی های مقطعی رو بر دندون روی جگر گذاشتن و اینکه بنیادی تر مسئله رو حل کنیم ترجیح میدیم، و اصولا به کسی که بخواد بنیادی و ریشه ای به مسائل بپردازه انگ بی تخصصی واینکه مانند دیکر اطبا عمل نمیکند پس بی سواد است میزنیم.

ناشناس گفت...

دلقك جان، لينك جالبى در مورد روحانى از زاويه ديگر جهت آچمز كردن اصلاح طلبان.
ارادتمند ، افشين فديم

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2013/june/13/article/-ad02357f3f.html

سینا گفت...

خصوصیاتی که شما از قالیباف بیان میکنید در بسیاری از اصلاح طلبان وجود دارد از نظر مدیریت و صداقت و پاکدستی بسیاری از بدنه اصلاحطلبان بالاتر از قالیباف نباشند پایین تر هم نیستند .مگر قالیباف در تهران چه شق القمری کرده که شما فکر میکنی با آمدنش چرخ مملکت به سرعت به حرکت در بیاد.همین سال گذشته تعداد روزهای هوای پاک در تهران به اندازه انگشتان دست بود.درثانی ما اگر توسعه اقتصادی میخواستیم بدون آزادی بیان چرا انقلاب کردیم چرا این همه جنگ و بدبختی را تحمل کردیم ما در مسیری هستیم که میخواهیم توسعه اقتصادی را همراه با توسعه جامعه مدنی داشته باشیم چرا دنبال یک رضاشاه قلابی میگردین که یک بار تجربه کردیم

ناشناس گفت...

دلقک جان عکسی‌ که گذاشتی برادر قالیباف شهید حسن قا لیبا فه.

ناشناس گفت...

بله. همونجور که نوشتيد همه اين مزخرفات رو امثال فرهاد جعفری 4 سال يش و 8 سال پيش در مورد احمدی نژاد می‌گفتند که مخالف اليگارشی روحانيته و اومده تا جلوی استبداد خامنه‌ای بايسته. ولی در عمل چی شد؟ مقابل خامنه‌ای ايستاد ولی فقط به خاطر باند تبه‌کار و فاسد خودش. برای کشور و مردم چيکار کرد؟ تورم و بيکاری و فساد مالی-اداری رو به اوج رسوند. ايران رو منفورترين کشور دنيا کرد (بر اساس نظرسنجی‌های معتبر) تحريم‌ها مملکتو فلج کرد و خطر قحطی و جنگ بيخ گوشمونه. آره قاليباف و احمدی نژاد مشترکات زياد دارند. مهمترينشون داشتن يه باند فاسد غير قابل اعتماده. به کابينه‌ای که ستاد قاليباف معرفی کرده نگاه کنيد. 21 نفر از فرماندهان گردن کلفت سپاه و نيروی انتظامی. واقعاً شما متوجه نيستيد يا می‌خوايين خودمونو برای هميشه بدبخت کنيم؟

Dalghak.Irani گفت...

1- عکس را خودم هم شک داشتم. اما گفتم اگر هم برادر شهیدش بود چه بهتر. یک ادای دینی هم به خانوادۀ عزیزش می کنم.

آخرین کامنت بی سواد هم یک سبز بسیار بسیار میانه رو و بخشنده در بالاترین گذاشته و من هم جوابش را گپی می کنم اینجا:

آن لیست دروغ بود و است و بشدت تکذیب شد. من نوشته ام چرا یک فرزند مردم بر یک الیگار ارجحیت مطلق دارد و اشتباه خرافی بودن احمدی نژاد ارتباطی به اصل رییس جمهور باید از متن مردم باشد ندارد. من به احترام اصلاح طلبان از اظهار نظر منفی نسبت به آقای روحانی ممنوع وجدانی شده ام و تنها وجوه مشارکت و منفعت جزو الیگارشی روحانیت بودنش را تذکر داده ام و الا ده ها مورد از این اتهامات دروغ و پلشتی که فاشیسم سبز به دیگران می زند به انتخاب آنان بیشتر وارد است. یا...هو

ناشناس گفت...

پشوتن
تيمسار عزيز
1-در فرزند مردم بودن قاليبافي كه مورد حمايت اليگارشي روحانيت و دستگاههاي امنيتي متحداليگارشي روحانيت هستند ترديد جدي وجود دارد.
2-اصولا مشكل امروز ما تقابل اليگارشي با ضد اليگارشي نيست.تقابل گفتمان حافظ وضع موجود و گفتمان مخالف وضع موجود است.امثال روحاني و قاليباف(البته با درجه اي پايين تر از كسي مثل جليلي)نمادهاي مخالفين و موافقين وضع موجود هستند.شاخصه هاي مخالفت با وضع موجود هم جزو اليگارشي بودن يا نبودن نيست.بلكه مسائل مهمي چون پرونده هسته اي،حضور نظاميان در سياست و اقتصاد(كه بي شك و شبهه با عنايت به تجارب مديريت قاليباف در شهرداري با رئيس جنهور شدنش اين حضور گسترده تر خواهد شد)و نيز سطح ذوب شدگي در نظام ضد توسعه ولايت فقيه است كه كسي چون روحاني با حمايت بخش عمده اي از نيروهاي تحول خواه اصلاح طلب و ميانه نشان داده كه به مراتب مستقل تر از قاليباف خواهد بود.

ماهور گفت...

از همه این دعواها بگذریم یه چیزی برای من عجیبه که دلم می خواد نظر و تحلیل شما رو بدونم. اگرم ارزش یه پست داشت که خوشحال می شیم.

به نظر میاد احمدی نژاد داره سعی می کنه رای روحانی رو بالا نشون بده. یه خبری به سرعت از روی سایت شبکه ایران حذف شد. اولین نتیجه رو ببینید که می گه رای روحانی به 43% رسیده:
https://www.google.com/webhp?sourceid=chrome-instant&ion=1&ie=UTF-8#q=%D9%86%D8%B8%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%AC%DB%8C+site:inn.ir&newwindow=1&source=lnt&tbs=qdr:d&sa=X&ei=-H-5UcvqIajpiAffmIGoDQ&ved=0CBgQpwUoAg&bav=on.2,or.r_cp.r_qf.&bvm=bv.47883778,d.aGc&fp=fe74fcf380319308&ion=1&biw=1120&bih=497

سوای این، تو سایت شبکه یه مصاحبه ای با زیباکلام گذاشته شده که با وجود این که در متن زیباکلام با اما و اگر این حرف رو می زنه، اما تیتر خورده در دور اول کار تمام است.

من نمی دونم اون نظرسنجی واقعیته یا نه، اما اگر واقعی باشه نقلش در شبکه ایران کار عجیبیه. اگر هم الکی باشه که دیگه هیچ... چیه هدف از اون خبر؟ که حذف هم شده

ماهور گفت...

اینجا هم نتیجه همون نظرسنجی اومده:

http://www.ghatreh.com/news/nn14443202/%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85-%D9%86%D8%B8%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%AC%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C

Dalghak.Irani گفت...

تنها نظر سنجی نیمه معتبر ولی علمی و مستقل را فعلاً دکتر قاضیان انجام می دهد که آن هم در بهترین حالت با حداقل 15 الی 20 درصد خطا انجام می شود زیرا تلفنی است. بقیۀنظر سنجی های منابع غیر دولتی کمترین ارزشی ندارد. نظر سنجی های منابع رسمی دولت هم با اعمال نظر سیاسی منتشر می شود اگر بشود. در اینکه رأی روحانی بطور جهشی بالارفت شکی نیست. اما مقدارش محل تردید است و اگر اصولگرایان اطمینان از تهدید روحانی در دور اول داشتند حتماً بنا بدستور هم شده اجماع می کردند. و علت اصلی عدم اجماع اصولگرایان این است که انتخابات بدور دوم خواهد رفت و آرایش نیروها در دور دوم الان هم همان خواهد شد که اگر اجماع بکنند. لذا اجماع نکرده اند که اولاً کنف نشوند و ثانیاً کنار رفتن هر کدام لزوماً باعث انتقال رأی نمی شد چون هواداران آنان متفاوتند. تازه باعث دلخوری و نارضایتی هواداران هم می شد وخیلی ضررهای دیگر داشت. در حالیکه در دور دوم چون حذف شدن اجباری است و نه اختیاری لذا سازمان رأی اصولگرایان کامل منتقل می شود به پشت نامزد باقی مانده و ناراحتی ها و ریزش های مترتب بر اجماع را هم با خود ندارد. روحانی بدلایل مختلف همان قدر که هیجانی بالا رفته می تواند و محتمل حتمی است که با همان سرعت هم هیجان بخوابد و او در دور دوم شانسی نخواهد داشت. مطبوعات موسسه ایران هم مثل خود احمدی نژاد گیجند و کارهایی که می کنند نه سازمان دهی شده است و نه هدفی را تعقیب می کند. همینجوری یک شیطنت تصادفی می کنند یک روز بنام حسن تمام می شود فردایش بنفع حسین. یا...هو

ناشناس گفت...

ع مسيح
سلام
من اينجا تازه وارد هستم. فكر ميكنم حق داري از طبقه ات دفاع كني ولي كار قاليباف تمام شد با صحبت ديروز ايت الله هاشمي:
١. در نظر سنجي ها اقاي روحاني جلو هستند( مثل سال ٧٦ كه در نماز
جمعه گفت اراء جابجا نخواهد شد و مردم ترغيب شدند جهت شركت
٢. حمايت از ولايتي بعد از روحاني( در ميان محافظه كار نيز طرفداراني دارد ايت الله كه بين ولايتي و قاليباف شك داشتند و بديهي است كه بطرف ولايتي بروند)
راستي مبناي فهم نظرات چيست؟ همين تعاريف و تحليلهايي كه به دفاع از قاليباف نوشتي من هم براي روحاني نوشتم !

Dalghak.Irani گفت...

سلام ع مسیح. مسیح ع دیده بودم تو هم حالا چپکی آن هستی مبارک است. من چون بزرگتر و فهمیده تر از تو هستم بنابراین دوست نداشتم کُری با تو را شروع کنم اما چاره ای نیست و خودت شروع کردی.

اصولاً مقایسۀ یک آقا با یک آخوند قیاس مع الفارق است. اما اگر سردار تخفیف بدهند و بمن اجازه بدهندک که یک جوان خط مقدمی را با یک پیر پشت جبهه ای مقایسه کنم عرض می کنم که:

دکتر قالیباف همیشه روی دایره و صحنه بوده در اتاق شیشه ای و تماشای مردم چه در جنگ و چه در پلیس و چه در شهرداری و با آن همه خدمت های سنگین و متفاوت. حتی یک نقطۀ خاکستری هم بر دامن کتش نیست. و چون 8 سال است که نامزد بالقوۀ ریاست جمهوذری هم بوده مخالفان و دشمنانش همۀ سوراخ سنبه ها را گشته اند و حتی نیم خط شک و تردید هم در معصومیتش پیدا نکرده اند.

در حالیکه دکتر روحانی همیشه رانت خورده و جزو الیگارشی بوده و همۀ مشاغلش امنیتی بوده و پنهان از دید مردم و تازه یک هفته است در مظان داوری مردم آمده و چند تا سؤال گنده تولید کرده. راجع به مرگ پسرش از نظر خانوادگی. راجع به مدرک خودش از جنبۀ هم اعتبارش و هم زمان تحصیلش و هم چگونگی اخذش.

فعلاً جواب این ها را بده تا بقیه را بگویم.
البته می دانم که شما هم مثل من بی گناهی و داری دنبال وطنت می گردی و آزادی. اما سفارش می کنم که جو گیر نشوی مثل برادران سبز و بنفشت و پدر سالار متفرعن را بر سرباز جانفدای میهنت تبلیغ ار جحیت نکنی. اگر هم دست خاله را نگاه می کنی و مثل خاله غربیله می کنی. دیگر پیش قاضی معلق بازی نکنی. یا...هو

ناشناس گفت...

ع مسيح
عزيز دل
علت عصبانيتت را نفهميدم . فقط اشاره اي كردم به اينكه راي رفيقت شكسته شد. علتش هم ساده است دو دوزه بازي در سياست ممكن است صباحي كارگشا باشد اما هميشگي نيست.
١. ببين عملكرد قاليباف در شهرداري تهران كه اين همه شده مبناي نميتواند نسخه مطلقي براي كل ايران باشد . موفقيت در شهرداري تهران و أداره كردن اين شهر اگر همكاري نظاميان و بالاخص سپاه نباشد ، إمكان پذير نيست ، اين مديريت را مثل چماق بر سر ما نزن.
٢. مسائل خصوصي هر كس به خودش ربط دارد ، شما اگر توانستي به جز چند مسئله خصوصي كه عنوان كرده اي راجع به روحاني نكته ديگري بگو كه حداقل ما هم بهره ببريم. مرگ پسرش، مدركش و اليگارشي ، بحثهاي خاله زنكي است پيرمرد!
٣. راستش سرزدن به وبلاگت صرفا براي حمايتي بود كه از هاشمي داشتي و گريه همزمانمان پس از ثبت نام او. اكنون ميبينم ذره اي از خود خواهي و خشونت در رگهاي همه مان است جز ان مرد بزرگ ٧٩ ساله
٣. من حتي اشاره اي به نامه سرداران سپاه نميكنم كه قرار بود سر ببرند و بدرند و دوست عزيزت هم يكي از امضا كنندگان ان بوده است.
٤. احترام ميگذارم به هر كسي كه از منافع طبقه اش دفاع كند بر تو هم حرجي نيست سردار، تيمسار، عزيز ، طبيعي است. اجازه بده من هم از زبان طبقه خودم صحبت كنم.
٥. اين اصطلاحات كل كل و ديگران را نادان فرض كردن در شان دانايي نيست، عزيز تو كه به قول خودت سنت از من بيشتر است سعي كن بر دانش من بيافزايي. اخه من چرا بايد فكر كنم براي كسي پيام ميگذارم كه با أدبيات چاله ميدوني ميخواد خودش را در مقابل ترسش بيمه كنه
به هر حال به اميد پيروزي اعتدال و عقلانيت

ناشناس گفت...

سلام سردار

نمیدانم چرا ذهنیت شرقی ما همیشه بدنبال یک سوپرمن می گردد برای حل مشکلات جامه.
سوپر من های ما قهرمانانی هستند که با یک بغل پر شعار درموردآمال و آرزوهای مردم پا به صحنه سیاست میگذارند و با پرونده ای قطور از اختلاص و جنایت و حق کشی از صحنه بیرون می روند.
در خلوص نیت سوپرمن ها در روز ورود هیچ شک و شبه ای نیست ولی چند صباحی که با عروس قدرت هم بستر میشوند یک دل نه صد دل عاشقش میشوندو دین و دنیای خود را فدایش میکنند.آرمانها و اهداف روزبروز فراموش میشوند و هدف غایی سوپرمن ها میشودادامه هرچه طولانی تر خودشان درکنار معشوقشان.
یه تاریخ که خوب نگاه کنیم یک نگاه کنیم براحتی یک دوجینشان را پیدا میکنیم.رضاخان سرهنگ قذافی مبارک ...این آخریشان احمدی نژاد سوپرمن فقرا. ببین چه بر سر این مردم آوردند. همانهایی که قرار بود پول برق را مجانی کنند و پول نفت را بر سر سفره مردم بیاورند.
تا کی میخواهیم از این سوپرمن به آن سوپرمن دل ببندیم؟
من اگر به روحانی رای میدهم نه بخاطر شخص اوست که چه بسا اگر از سوی اصولگراها کاندید می شد مطمعنا به او رای نمی دادم.
این را وجدانا باید قبول کنیم که درحال حاضر بیش از 80درصد فرهیختگان و متخصصین ایران طرفدار جریان اصلاح طلبان هستند.بزرگترین چالش اصولگرایان در هشت سال گدشته قحط الرجال وزیر و شخصیتهای سیاسی بوده.(رکورد جهانی عزل و نصب وزیر- کردانیسم و...).
(اجرای مناظره ها در تلویزیون یکی ازمحاسنی که داشت این بود که مردم متوجه عمق بیسوادی آقای جلیلی شدند.این بابا برای اینکه قلمبه گویی بکند چنان پرت وپلا میگوید که خودش هم نمیفهمد چه گفت چه رسد به مخاتب.
دلم به حال مذاکره کننده ها ومترجمین 1+5 سوخت. چه عذابی کشیدند در این چند سال.همین که تا بحال به ما حمله نکردن جای شکرش باقیست.)

اداره حکومت یک کار تیمی است ودر یک چنین مقطع خطیری یک تیم مجرب لازم است.
از نظر من قالیباف یک سوپرمن تمام عیار است.ولی من فکر میکنم بعد از انتخابات اگر آقای قالیباف پیروز انتخابات شوداتوبوس اتوبوس آدم از شهرداری منتقل خواهد شد به میدان پاستور.
رییس دایره موتوری شهرداری ناحیه 8 تهران را میکنند رییس کمیته المپیک معاونت بازیافت منطقه 9 را میکنند وزیر صنایع و...
جناب قالیباف با کدام نیرو ها میخواهد دولت را اداره کند؟آدمهای اصولگرایان که اگر میتوانستند که وضع و حال کشور امروز این نبود.شما مذاکره کننده مذاکرات اتمی را بگیر برو خود حدیث مفصل بخوان.
اصلاح طلبان هم که با توجه به اینکه آقای قالیباف زیر علم اصولگرایان سینه میزده فکر نمی کنم حاظر باشند آب در آسیاب ایشان بریزند.
دوباره روز از نو روزی از نو کلاسهای آموزش وزارت و دیپلمات پروری و...

باید دعا کنیم که هر چه میشود بشود ولی جلیلی را رییس جمهور نکنند.
چون در اینصورت ایران که هیچ هرچه زودتر کره زمین راباید ترک کنبم و بفکر سیاره دیگری باشیم.
یا حق

Dalghak.Irani گفت...

از شروع ع.مسیح یا مسیح.ع می خواستم بشما بگویم که کامنتم را در کانتکست طنز هم بخوانی و شیرین. مطلقاً عصبانی نشدم و چون نیت خوانی کرده بودی و مرا بخاطر دفاع از طبقه ام معرفی کرده بودی گفتم که بگویم سردار معصوم است و این حداقل برتریش به همه است. ضمن اینکه من فقط از ایران دفاع می کنم و نه از لباس و نه شخص و نه آخوند ونه نظامی و نه هیچ چیز دیگر. ممکن است در تشخیصم اشتباه بکنم ولی علاقه ام به آدم ها نیست و به روش ها و منش ها و چقدر می تواند به وطنم کمک کند است. سیاستمداران زندگی خصوصی ندارند آدم ناموفق در ادارۀ خانه اش چطور می تواند کشور اداره کند در حالیکه خود تو ادارۀ تهران را کافی نمی دانی برای ادارۀ کشور. تازه اگر کسی مدرکش قلابی باشد و یا با پول خریده باشد و یا مال کس دیگری باشد و هزار امای دیگر که دیگر واویلاست. من نمی گویم رفیقمان اینجوری است ولی گارد بستۀ تو تحت حریم شخصی آدم را غلغلک می دهد. نامه تاریخ مصرف گذشته و مربوط به 15 سال پیش را قالیباف هم نوشته و هم امضا کرده. حالا هم که معلوم شده آن تند روی های زمان خاتمی غلط بوده و زیر سر مجاهدین انقلاب اسلامی از داخل دولت. و همۀ این ها چه ربطی دارد به هاشمی رفسنجانی. یا...هو

Dalghak.Irani گفت...

رنگ و بوی نوشته ات را دوست داشتم. اما قبل از ادامه بگویم که من سردار نیستم. من دلقکم که برخی دوستانم تیمسار صدایم می کنند به طنز. اما سردار مطلقاً. چون سردار یک مفهوم واقعی و واجد حداکثر ارزش مادی و معنوی است در حالیکه تیمسار مثل اغلب مفاهیم و کلمات دیگر واجد هویت و استقلال و ارزشی نیستند و قابل تبدیل به همند مثل دلقک با تیمسار یا مدیر با آخوند یا حاکم با فقیه و از این قبیل.

من روحانی را قبول ندارم چون آخوند است.

دوست ندارم چون دغل است.

می ترسم چون متفرعن است.

اطمیان ندارم چون یک الیگار کهنه کار است.

اعتماد ندارم چون پنهان کار بوده و من از کارنامه اش خبر ندارم.

همۀ این ها را و خیلی چیزهای دیگر را بعکس کن و دلایلم برای دوست داشتن قالیباف را بدان. بعلاوۀ اینکه قالیباف چشمانش رنگی است. و من عاشق رنگم.

در مورد تیم و فرهیخته و پشتیبان که کمی هم شیطنت کرده ای در دربان فلان ادارۀ حمل و نقل شهرداری و این از تو فرهیخته بعید بود. می گویم که قالیباف شهرداری را خوب مدیریت کرده و کمی هم احتیاط کرده حتماً که انگ نخورد و بسوزد مثل احتیاط در کار کردن با مدیران آلوده به اصلاح طلبان نمونه هایش بسیار مثل دنیا مالی. ثانیاً قالیباف احمدی نژاد نیست و از 1 تا 1000 مدیران کارگزار و اصلاح طلب را دعوت بکار کند با کله شیرجه می روند. تازه احمدی نژاد هم همین بود خودش نمی خواست والا همین ترکان و ان شافعی و ... برای کار در رده های دوم سوم هم حاضر بودند.

در ضمن راجع به آن 80 درصدت. سیاسیون گله ی را قبول ندارم چون مسبب وضع موجودند و مالی نیستد. اما فرهیختگان فله ای را ناچار می دانم که مجبور باشند به لنگه کفش بودن تصادفی روحانی دل ببندند در بیابان و چه بساخودشان هم خبر ندارند از این تبلیغات سیاسی با نام هایشان مثل داریوش مهرجویی.

و اخر سر اینکه سوپر من که هیچ چی اگر پدرسالار رستم دستان هم که باشد بستر مناسب نداشته باشد هر روز باید کشاکش این ها را تماشا کنیم تا کار برای ملت. یا مثل من معتقدید که از خامنه ای شکست خورده ایم و فعلاً باید برویم با او کار کنیم. یا هم که معتقدید حسن فریدون توانایی شکستن ... غول را دارد. . من می گویم ندارد. اگر شما هم مدعی هستید که بدون تحریک خامنه ای باید کار کنیم در این صورت دیگر یک مدیر امنیتی الیگار و پیر چرا. می رویم بسراغ یک مدیر اجرایی موفق جوان بنام قالیباف. یا...هو

ناشناس گفت...

ع مسيح
عزيز مسخره ترين چيزي كه ميشه گفت اينه كه سياست مدار زندگي خصوصي نداره. به هر حال خوش باشي . إنصافا خوب از صنفت دفاع ميكني.

ناشناس گفت...

سردار جان

مگر شما تا همین دوهفته پیش نمی گفتی اگر هاشمی نیاید نامرد است و به سرداری میماند که فرا خان جنگ میدهد و خودش از میدان جنگ فرار میکند؟
حال هاشمی آمده و پشت روحانی ایستاده مثل مرد هم آمده کل آبروی سیاسی اش را هم پای اینکار گذاشته.حالا فکر نمی کنی اگر ما میدان را خالی کنیم و او را تنها بگذاریم و بگیم چون چشمهای سرهنگ سبز است به او رای میدهیم نا مردیم؟
آیا فکر می کنی شناخت شما از روحانی بیشتر از هاشمی و خاتمی است؟
یا روحانی و هاشمی به 30 میلیون رای دنده رکب میزندو رنگ عوض میکند؟ برای چه برای اینکه مردم را گول بزنند و به آقا خوش خدمتی کنند؟ اگر اینطور بود این چهار سال چرا خودشان را علاف کردندو موسوی و کروبی را در حبس؟
شما میفرمایید سیاست زدایی از زندگی روزمره. آخه مگه میشه در مملکتی زندگی کنی که روی گنج نشسته باشی اونوقت هفت میلیون کودک محروم از تحصیل تو خیابوناش ول باشند. کشورتو جزو منفور ترین کشورهای دنیا کرده باشند هر سه ماه قیمت کالا ها دوبل بشه شب بخوابی صبح یه تحریم جدید به تحریمها اضافه بشه هزارتافوج ناو و ناوشکن از ده کشور بزرگ دنیا هر روز برات چنگ و دندون نشون بدن و خط قرمز بکشن اونوقت زندگیت سیاسی هم نباشه؟
هدف من از شرکت در انتخابات به چالش کشیدن نظام است نه آرامش بخشیدن به آن.
البته برای مردمم آرامش میخواهم ولی از نظر من این دو تا با هم اگر در تضاد نباشند ارتباط مستقیم ندارند.این آقایان برای بدست آوردن آرامش برای خودشان (دسترسی به توان هسته ای)زندگی مردم را به چالش گشیده اند و نخواهند گذاشت آرامش یه زندگی مردم بازگردد مگراینکه نظام خود را در چالش ببینند.

از دوستانی که در مورد رای دادن یا ندادن هنور مردد هستند خواهشمندم حتما این لینک را بخوانند.

http://googlbomb.blogspot.ca/
یاحق

Dalghak.Irani گفت...

دوست محترم.
شما باز مرا سردار خطاب کردی که توضیح دادم نیستم و توجه نکردی.
بعد هم شما نه تمام مطالبی را که می نویسم تعقیب می کنی و نه خودت دانش پیشینی داری به فرق سیاست زدگی با سیاست. لذا دچار تناقض هستی. چون اگر بفکر آن 7 میلیون باشی و بهبود شرایط زندگی و آرامش مردم اولین شرطش این است که سیاست را از سیاست بازی و سیاست زدگی نجات بدهیم و این همان کاری است که قالیباف قولش را می دهد و توانش را دارد. سیاست در ایران با چالش حل نشدنی است زیرا هم دورۀ خاتمی موفق نبود و هم دولت احمدی نژاد در این زمینه. حالا باید با هماهنگی قدرتمندانه در پشتیبان داشتن در قدرت بالفعل و هم بدست آوردن دل خامنه ای از دو سویه مشکل سیاست در ایران را اصلاح کنیم. تا ضمن آزاد شدن حوزه های غیر سیاسی زیست مردم از سیاست بازی سیاست را نجات بدهیم و امور را به ریل درست برگردانیم.
آن جملاتی هم که از من نقل کرده ای راجع به مرد و نامرد برای هاشمی یادم نمی آید گفته باشم. فقط تأیید می کنم که از امدن هاشمی - با تأکید همیشه به فقط خود هاشمی و نه کس دیگر بنمایندگی از او - استقبال کرده و خوشحال شده ام و الان که رفته دیگر تعهدی به تعقیب یا حمایتش ندارم.
در مورد شناخت من از روحانی هم عرض می کنم که من نه تنها از روحانی بیشتر از هاشمی و خاتمی شناخت ندارم بلکه در شناخت سیاست بالفعل در ایران هم بگرد پای آنان نمی رسم. اما اختلاف من و آقایان در هدفی است که برای خودمان تعریف می کنیم. آنان به حداقل ها فکر می کنند و بازگشت طلایی به دورۀ دهۀ 70. اما من نمی خواهم بدهۀ شکست خوردۀ 70 - هرچند موفق تر از دولت احمدی نژاد - برگردم. من می خواهم با قالیباف فراتر از دولت های سیاسی بروم و هدفم یک دولت کار و توسعه است که باعث می شود خواه ناخواه سیاست ها هم اصلاح شود چون بدون اصلاح سیاست های خارجی کارآمدی مورد تعهد قالیباف نمی تواند اتفاق بیفتد.
بقیۀ مسایل طنز هم مثل رنگ چشم و قد رعنا و عمامۀ بزرگ نمک کار و حس شخصی است نسبت به نامزد ها. روحانی حس اعتمادم را بر نمی انگیزد و با توجه به چسبندگی او به حوزۀ استراتژیک در سی و چند سال گذشته نمی توانم با دست او برای حداقل ها بازی کنم. من رؤیای فراتر دارم با قالیباف جوان.
در ضمن من خودم را مجتهد می دانم و نه مقلد یک ضمن دیگر اینکه هر چه باشد دوستان شما برای خودشان هم بازی می کنند حتی اگر شده برای سرگرمی. اما من کمترین نفعی در بازی ندارم و هدفم مردم است. یا...هو

ناشناس گفت...

دلقک جان

اگر شما را سردار خطاب کردم از سر لطف و احترام بودنه بی احترامی ولی اگر دلقک بودن را بیشتر دوست دارید هرطور که شما دوست دارید.
این مطلب را از سایت خودتان کپی پیست کردم:


چ- اینک اما که لشکرها آراسته شده و جنگ با شدت تمام از سوی خامنه ای آغاز شده است خاتمی به این بهانه که کشت و کشتار می شود و هاشمی با این دستاویز که من می خواستم خامنه ای را تهدید کنم که هجوم را متوقف کند و لی نکرد پشت نیروهای خودی را خالی کرده و به قرارگاه های خویش برگشته اند. در حالیکه دیگر کار از کار گذشته و گشتاپوی خامنه ای کل سامانۀ مؤثر و فدائیان راه خاتمی و هاشمی را شناسایی کرده و تا نفر آخر تعقیب خواهد کرد و مجازات. و آن بهانۀ پرهیز از کشت و کشتاری که علت فرار فرماندهان (خاتمی و هاشمی) از میدان نبرد عنوان شده محقق نخواهد شد.

این هم لینکش:

http://dalghakirani.blogspot.fr/2013/05/blog-post_8.html

اگر به خوانندگانتان هم همانطور خط میدهید که به هاشمی و خاتمی دادید باید خیلی زود منتظر دور برگردان بعدی شما باشند.

کلا هم خیلی زود آمپر میچسبونید.
ولی در مجموع خیلی باحالی

شب انتخابات اومدیم سیرک روحیه مون عوض بشه با دوستان گپی بزنیم صفا کنیم

ضد حال نزن

یا حق

Dalghak.Irani گفت...

دوست عزیز
دعوا که نداریم. شما از مرد و نامرد صحبت کرده بودی من هم نه بضرس قاطع بلکه با احتمال قوی گفتم که یادم نیست چنین تعابیری را بکار برده باشم و الان هم در مطلب لینک شده از وبلاگ من کلمات مزبور نیست. یا...هو

ناشناس گفت...

یکی از ویژگی های دلقک ملون بودن و توجیه کردن و خود برتر بینیه خیلی جدی نگیر بزار خوش باشه ما هم از مزخرفاتش بخندیم تا جشن شنبه

mamal گفت...

دو باره از سر کار و خلاصه. فقط اگه به هدفت رسیدی مثل فرهاد جعفری عکس هیس گفتن اون بچه را روی وبلاگت نگذار که از تمام اتفاقات ۸۸ اون عکس وبلاگ جعفری هنوز حالمو بشدت بد می کنه

آرش گفت...

دوست خبرنگاری هم اینچنین نوشته بود:

https://www.facebook.com/notes/soleiman-mohammadi/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D9%81-%D8%B1%D8%A3%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%AF/10151743979881018

ناشناس گفت...

جای تأسف فراوان دارد که قالیباف موفق شده است بسیاری را درباره‌ی ماهیت خودش فریب دهد. قالیباف نه "فرزند جمهور مردم" که فرزند مزدور سپاه است.

ناشناس گفت...

http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/archive/2013/june/13/article/-e19550ec9b.html