ه‍.ش. ۱۳۹۲ خرداد ۶, دوشنبه

رهبر در جمع نظامیان: بغیر از قالیباف به همه اطمینان دارم. البته جلیلی اصلح است.

Manfred on the Jungfrau 

 


1- آیت الله خامنه ای به دانشگاه امام حسین مرکز تربیت نیروی سپاه رفته و در آنجا راجع به انتخابات صحبت کرده است. گذشته از حرف های همیشه کلیشه اش که خواندن و شنیدنش هم بسیار نا امید کننده و نگران کننده است؛ در مورد معیارهای رییس جمهور محبوبش هم کدهای تازه تری را داده است. کد مثبتش همانطور که قبلاً هم حدس زده شده است مربوط به سعید جلیلی است و واژۀ "مقاومت و ایستادگی در برابر دشمن و حفظ عزت نظام." این پاراگراف از حرف هایش جز به نام سعید جلیلی ختم نمی شود:
ایشان، مردم را به دقت و تأمل در اظهارات و مواضع کاندیداهای محترم فراخواندند و تأکید کردند: مردم باید کسی را ترجیح دهند که زمینه ساز عزت برای آینده انقلاب و کشور باشد و توانایی حل مشکلات و ایستادگی قدرتمندانه در مقابل جبهه معاندان و الگو کردن جمهوری اسلامی در چشم مستضعفان جهان را داشته باشد.
2- بنظرم اما مهم تر از جهت گیری ایجابی ایشان در نشان کردن جلیلی؛ سوگیری سلبی ایشان است در ارتباط با محمد باقر قالیباف. آنجائیکه می گوید:
 ایشان تأکید کردند: مردم درخصوص نحوه تبلیغات داوطلبان و همچنین نحوه هزینه ها و ریخت و پاش ها قضاوت خواهند کرد و کسانی که برای تبلیغات انتخابات، از بیت المال یا پول مشتَبه به حرامِ برخی افراد دیگر استفاده کنند، نخواهند توانست اطمینان مردم را به سوی خود جلب کنند.
3- پرواضح است که در بحث مربوط به هزینه های انتخاباتی استفاده از بیت المال منتفی است. زیرا که دولت کاندیدای مشخص ندارد و باقی نامزدها هم دستیابی کلانی به بیت المال ندارند. اتفاقاً اگر با درصد احتمال کم هم بتوان کاندیدایی را مرتبط با بیت المال دانست مهمترینش قالیباف است بدلیل شهردار تهران بودن. هرچند که جلیلی بعلت دبیر شورای امنیت ملی بودن و حرف و حدیث های جدید حمایت احتمالی دولت از او و نهایتاً ولایتی که ممکن است با وصل به ارگان های در دست اصولگرایان سنتی هم بتوانند از چنین امکاناتی استفاده کنند و منظور اصلی آقا نبودند. اما دم خروس حرف جدید خامنه ای به این بخش از هشدارش بر می گردد در پاراگراف ذکر شده که می گوید: "یا پول مشتَبه به حرامِ برخی افراد دیگر استفاده کنند". 

اما ماجرا چیست و این حرف خامنه ای از کجا سرچشمه می گیرد و چرا قالیباف را نشانه دارد:

4- خلاصۀ موضوع این است که تبلیغات مدرن و پرحجم قالیباف در انتخابات سال 84 حرف و حدیث های زیادی تولید کرد و ثقل تخریب او از سوی نیروهای تندرو و متحجر به مقولۀ "از کجا آورده ای" متمرکز شد. و مشخصاً اتهام زدند که قالیباف از بودجه های زمان فرماندهی در نیروی انتظامی سوء استفاده کرده است برای تبلیغات گِران خود. اما کند و کاو و جستجوی مخالفان قالیباف در 8 سال گذشته برای ثابت کردن سوء استفادۀ او از بیت المال بجایی نرسید و اخیراً خود قالیباف توضیح داد که منابع مالی تبلیغات سال 84 اش توسط برخی از دوستان و دوستداران و علاقه مندانش تأمین شده و مشخصاً به دوستی اشاره کرد که ملکش را فروخته و 600 میلیون تومان هزینۀ انتخاباتی او کرده است.

5- مرجع ضمیر  "پول مشتبه به حرام" در حرف های امروز آیت الله خامنه ای بهمین شفاف سازی قالیباف برمی گردد و خامنه ای کد می دهد که نامزدان استفاده کننده از پول مشتبه به حرام دیگران - در گذشته - و استفاده کننده در حال حاضر نمی توانند (بخوان نباید بتوانند) مورد اقبال واقع و انتخاب شوند. طرفه اینکه صرف موضوع تبلیغات هم در حال حاضر جز به محمد باقر قالیباف به هیچکدام از 7 کندیدای دیگر دلالت ندارد. زیرا اصولاً بغیر از قالیباف کسی نه انتخابات را جدی می داند و گرفته و نه رأی مردم را فیصله بخش نهایی. 7 کاندیدای دیگر که تا امروز - 15 روز مانده به روز رأی گیری - هنوز از اتاق های دربسته شان در تهران جایی نرفته اند و تبلیغ پرحجمی نکرده اند که بخواهد با کدام پولش مطرح باشد.

6- آیت الله خامنه ای یک واژۀ معاند هم داشته در حرف هایش و گفته که نامزدی را که معاندان هم تبلیغ می کنند انتخاب نکنید و متأسفم برای قالیباف اگر وبلاگ چسکی من هم جزو صدای معاند دسته بندی شود و هواداری من از قالیباف باعث دردسر بیشتر او بشود. همانطور که صادق زیبا کلام می گوید که اطرافیان قالیباف به او گفته اند بهترین کار او در مورد قالیباف حرف نزدنش در بارۀ اوست. ضمناً اگر علاقه مندید بدانید که زیبا کلام در مصاحبه با انتخاب پست قبلی من را با جزییات تحلیلی بیشتری تأیید کرده است. (اینجا

7- اما ضمن پوزش از سردار باید بگویم که اولاً نمی شود حرف نزد و ثانیاً توپخانۀ تخریب ایشان از سوی حزب الله تیفوسی - مصباح هم بازگشت - چنان پرحجم آغاز شده و ادامه خواهد یافت که نیازی به رفرنس دادن به من و زیبا کلام و ... نباشد. و او باید خدا را شاکر باشد که اولاً با رد صلاحیت هاشمی هواداران مدرنش یکپارچه برگشتند و همچنین او از تیغۀ دوم قیچی تخریب چپ های سابق و اصلی ترین مسئول رساندن ایران به فلاکت امروز (عناصر اصلی مجاهدین انقلاب اسلامی و تنی چند از تندروان مشارکتی و تسخیر گران سفارت امریکا) رهیده و بسیار بعید است که آنان حال و حوصله داشته باشند یکبار دیگر برای افشاگری های از نوع سایت کلمه در پخش صحبت های خصوصی او در جمع بسیج؛ بسیجی مجدد بکنند. یا...هو

توصیح تیتر: آیت الله خامنه ای چنین می اندیشد که بغیر از قالیباف کسی حریف سازماندهی بنفع جلیلی نخواهد بود مگر با احتمال خیلی ضعیف ولایتی. لذا تلویحاً همه را از گردونه خارج می داند و در نهایت هم اگر روحانی شانس کمی داشته باشد او را کاملاً   قابل مدیریت تر از قالیباف می داند به صدها دلیل.

۱۴ نظر:

ناشناس گفت...

تکنوکرات:ر اصطلاح به حکومت تکنیک اطلاق شده است که در آن نظام سیاسی، اقتصادی و اجتماعی باید بوسیلهٔ صاحبان فن اداره شود. به دیگر سخن فن‌سالاری به مفهوم هواداری از رهبری ارباب فن است که بر ماشینیسم و دانش فنی و مهارت‌های فناورانه تکیه دارد و همان‌ها یعنی مهندسان، دانشمندان و تکنوکرات‌ها باید فعالیت‌های اقتصادی و سیاسی را رهبری کنند.

دلقک عزیز اگر نگاهی کوتاه به مدیران شهرداری بکنید متوجه میشوید که قالیباف تکنوکرات نیست وگرنه دوستان زمان جنگ شاید اربابان فن جنگ بودند اما در زمینه مدیریت شهری ...؟

به نظرم سمپاتی شما با قالیباف بیشتر به خاطر نظامی بودن اوست و احساسات بر منطق شما غلبه کرده است..
این لینک زیر را باز هم ببینید شاید ...
http://www.youtube.com/watch?v=xq5AKD9ZGK0


علیش

Unknown گفت...

آقا شما چقدر به این پاسدار تعصب دارید. من نمی‌فهمم هدف شما تحلیل است یا تبلیغ!

آینده گفت...

دلقک عزیز سلام
کلی مطلب به ذهنم رسیده بود برای نظرم درباره ی قالی باف که بنویسم اما امشب برنامه ی روحانی را دیدم، باید اعتراف کنم هرگز تصور نمیکردم چنین شخصیت و کلامی داشته باشد، فارغ از احساسات، بسیار محکم جسورانه و منطقی صحبت کرد با هیچ کس هم تعارف نکرد، مطلبی که میخواستم بنویسم خلاصتا در مورد برتری نسبی قالیباف بود بر خلاف اینکه شخصیت او را به این پاکی که شما می گویید نه خود یافته یا حس کرده ام و نه از هیچ کس خصوصا آنها که با مجموعه ی او در گیر بوده اند شنیدم کما اینکه به قول یکی از دوستان میو میو ی او برای رهبری هم نشان از بی نشان های نا خوشایندی دارد... بگذریم
به نظرم با حرفهای امشب روحانی می توان به پیروزی جناح هاشمی امیدوارتر بود.
دوست دارم شما هم بشنوید و ببینید و نظر خود را بنویسید.
از اینجا:
http://www.yjc.ir/fa/news/4401399/%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA-%D8%AA%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1-%D9%88-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D9%85%D9%86%D8%AF-%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%86%D9%82%D8

ناشناس گفت...

این که شما از نامزد مورد علاقه ی خود در وبلاگتان دفاع می کنید و برایش تبلیغ، حق شماست. اما فکر می کنم واقعیت های جامعه ی ایران این روزها با تحلیل های شما هماهنگ نیست. جامعه ای به شدت سرخورده، از هم گسیخته، بی تفاوت و از همه مهمتر جامعه ای که بالاتر از سیاهی را دیده و به فردای بهتری نه می اندیشد و نه تمایل چندانی دارد. از همه گونه نیروی سیاسی چپ و راست و افراطی و میانه رو و خوش تیپ و بد تیپ و پاسدار و سیویل و مدنی و غیر مدنی و مدرن و سنتی و کلی از این لغت ها هم تو این سی و چهار سال دیده و هیچ طرفی هم نبسته. فکر می کنم تلاش برای گنجاندن غذای خوب در ظرف آلوده هیچ گاه و در هیچ حالت منطقی ای جواب نمی ده. فرض کنید این چکمه پوش مورد علاقه ی شما خیلی مدیر خوب و لایق و یا نسبت به دیگران بهتر، با ظرف آلوده ی متعفنی که قراره توش ریخته بشه چی کار باید کرد؟ و آیا جز اتلاف زمان و سرخوردگی های بیشتر و انهدام بیشتر منابع انسانی و مالی این خاک نتیجه ی دیگری هم قابل تصوره؟ من این طور فکر نمی کنم. البته امید چیز خوبیه

ارد گفت...

چناب تیمسار
احتمالا این رفتار خامنه ای هم در راستای پروژۀ "جلیلی هراسی"است چون اجرای کامل این بروزه احتیاج به قطب روبرو دارد.


ضمنا لینک زیر منتهی میشود به مطلبی از شما که زیباکلام در فیسبوکش منتشر کرده

https://www.facebook.com/notes/sadegh-zibakalam/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%DB%80-%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%81%DA%A9%D8%B1%DB%8C-%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B4-%D8%A8%D9%87-%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%82%D9%84-%D8%A7%D8%B2/10151482667483288

Dalghak.Irani گفت...

با تشکر از همۀ دوستان و توصیه ها و لینک هایی که می فرستند و من اغلب این لینک ها را تعقیب هم کرده یا می کنم.
راجع به آن گریۀ قالیباف می توان توضیح داد که چه بسا گریه اش برای دگم خامنه ای بوده تا تمرد هاشمی زیرا آنجایی بغض می کند که می گوید به آقای هاشمی گفتم آیا شما باید از آقا تبعیت کنید یا آقا از شما و گریه اش می گیرد نه بمنظور مظلومیت و حقانیت آقا که بخاطر عقلانیت گمشدۀ آقا! می دانم کمی سخت است چنین برداشتی اما من پیشنهاد می کنم هر نگاه و داوری را در کانتکست "اگر می خواهی بوطن خدمت کنی باید اول از آقا مجوز ورود داشته باشی" بخوانیم. و دیگر اینکه اگر این موضع طبق خوانش شما اصالت دارد دیگر این هجوم تخریبی حزب الله علیه قالیباف چه توجیهی دارد.

در مورد روحانی من نظر منفی ندارم و قبلاً گفته ام که اقدامات مثبت او در فرماندهی پدافند هوایی در ابتدای جنگ را از نزدیک دیده ام. منتهی برای چرخش من از قالیباف به روحانی ابتدا باید روحانی به کفی از رأی برسد که پیروزیش محتمل باشد و ثانیاً مرا متقاعد کند که شخصیتش به اندازۀ ادعایش محکم است و می خواهد و می تواند ادعاهای حرفی اش را نیز بعمل نزدیک کند. زیرا تنها نفری که بجای گاهنامه کارنامه دارد فعلاً فقط قالیباف است و دیگران از جمله روحانی به نیروهای بازنشسته و فرسودۀ سه دهۀ اول انقلاب متکی هستند. عرض کرده ام و اگر نکرده ام الان می گویم که در غیر حضور هاشمی قطعاً تحرک شخصی و ابتکارات فردی و دینامیک بودن رییس جمهور یکی از شاخصه های مهم است. در حالیکه هنوز زود است که روحانی از راه تلویزیون این حس را در من به ثبوت برساند. با این همه به ایشان هم خسته نباشید می گویم و امید وارم که اگر تصمیم جدی برای جلوگیری از تخریب ایران توسط خامنه ای و حواری اراذل و اوباشش دارد موفق بشود و آن روز قطعاً منهم می توانم در اردوگاه او باشم. بزودی. یا...هو

سه چرخه گفت...

خدمت تمام دوستان و خودم میخوام یک چیز رو یادآوری کنم، تمام مشکلات ما از کبر و غرور بی جا و بی اندازه آقای رهبر سرچشمه میگیره، و به نظرم رهبر شأن خودش رو خیلی بالاتر از این حرف ها میدونه که بخواد قبول کنه ادا در بیاره که طرفدار کی هست تا مردم به دیگران رای بدن. این هست که به نظرم خطر جلیلی خیلی جدی هست. امیدواریم که خود خامنه ای هم تصمیمم نهایی رو در مورد جلیلی نگرفته باشه، و به قول خودش ندونه رای مردم به کدوم سمت میره، اما اینکه رفته و در مدرسه نظامی صحبت کرده به نظر یک خط و نشون حداقل برای نیروهای سپاهی و خودی بوده که گوشی دستشون بیاد از کی حمایت کنند، و یا حداقل از کی حمایت نکنند(مثل سردار سلیمانی).

و چه شاهکاری انجام داد روحانی امشب، چه نگاه عاقل اندر سفیهی داشت به مجری، امیدواریم که قالیباف تو این دور از روحانی کم نیاره در جلب حمایت طبقه معتدل زندگی خواه از دو جناه سیاسیون و مردم. خوشحالم که روحانی جو ماست تبلیغات رو شکوند و در این 2 هفته خیلی از حرف های در سینه مونده بیان خواهند شد(حداقل نصیبی که میشه از این انتخابات برد). در هر صورت امید داشته باشیم که رهبر و اون تیم خطرناک 84 و 88 دوباره هوس تقلب به سر نداشته باشند که نتیجش معلومه چیه، و به نظرم آخرین اشتباه مرگبار آقایون هم خواهد بود اگر جلیلی رو با تقلب در برابر قالیباف-که تازه باید در برابر روحانی و شاید عارفِ که تا به حال خنثی بوده خودشو به اثبات برسونه- به ریاست برسونند(این از قانون سومین جهش ملخک پبروی میکنه :-)).

آینده گفت...

صد البته که با یک برنامه ی تلویزیونی آن هم تبلیغاتی چیزی از کارایی روحانی قطعی نمی شود اما در کل امیدی در نا امیدی ما بود و اینکه همین اُردنگی های کوچک روحانی به این مجری های بد شکل و یکه تاز و بی سواد و نان به نرخ روز خور چقدر برای ما خوشایند می نمایداز بس که تایید و تعارف و دورغ شنیدیم در این صدا و سیمای میلی و این که تا توانست ملیجک آقا را قهوه ای کرد با آن لبخند مرموزانه و مدام. و یادم می آید از محمد خاتمی که ما را خون به جگر می کرد و آخر هم لام تا کام هیچ نمی گفت.

نقش قالی باف را هم می توان با توجه به همین پست شما(رهبر در جمع نظامیان: بغیر از قالیباف به همه اطمینان دارم. البته جلیلی اصلح است.) و سناریوی "جلیلی هراسی" توضیح داد. به این شکل که کاری کنند که مردم از "لولوی جلیلی" به "لی لی قالیباف" پناه ببرند. با این فرض که قالیباف عملا گزینه ی خامنه ای باشد.
به عبارت دیگر این باقرکُشی از جنس همان سعید نوازی است. و از همین جاست که هجوم تخریبی حزب الله علیه قالیباف توجیه می پذیرد.
در مورد "اجازه خدمت به شرط خاکساری آقا" هم موافقم و می توانم قالیباف را در این زمینه تا حدودی درک کنم هر جند برداشت عجیب و غریب شما را هم نمیپذیرم، گو اینکه این رفتار چاپلوسانه قبل از آنکه به اجازت و اشارت مقام عظما مرتبط باشد- به این شکل و شمایل و غلظتی که قالی باف نمایاند- بیشتر به عدم ثبات در شخصیت و منش و دریوزگی مرتبط است تا کسب رخصت.
و اجازه میخواهم یک تجربه ی شخصی از خودم بگویم(که البته از دیگران هم شنیده ام) در رابطه با مردمان خطه ی خراسان، به ویژه مشهدی ها(با تاکید بر اینکه قصد بی احترامی به آن مردمان را ندارم و تنها تجربه ی شخصی خودم را باز گو می کنم و اینکه به قول معروف هر جایی خوب و بد دارد). تا این لحظه که این مطلب را می نویسم برای حتی یک بار خاطره ای خوش از همکاری با این مردمان نداشته ام، چه به عنوان کار فرما، چه پیمانکار، چه همکار چه همکلاسی و چه استاد. در تمام این تجارب با انسانهایی دو رو، خود خواه، به شدت نامرد و بی محبت، خائن و منفعت طلب روبرو بوده ام بطوری که امروز در کارهای گروهی شرط اول همکاری ام عدم وجود حتی یک خراسانی در گروه همکاران است.
و جالب اینجاست که بر خلاف اینکه اصولا مردمان، به فرهنگ و متانت خود می نازند و آنرا مایه افتخار معرفی می کنند اگر با یک مشهدی(از نوع خالصش) بنیشی ادعای لات بازی و چاقو کشی را مایه ی سر افرازی اشان میبینی، کما اینکه دیدیم قالیباف هم در آن سخنرانی از "چوب و موتور هزارش" چه گردنی افراشت. و توجه داشته باشید خود خامنه ای هم در فضای مشهد بزرگ شده و رشد یافته است و این خصلت عمده ی شهرهای مذهبی و مهاجر پذیری چون مشهد و حوالی آن است.
با همه اینها اینکه قالیباف نسبتا مدیر موفقی بوده شکی نیست.این که می گویم نسبتا به این دلیل است که به هر حال نیمچه تحصیل کردگانی چون من که چشم و گوشمان کمی باز تر است و برای مقاله و کنفرانس چند شهر این طرف و آنطرف دنیا هم دیده ایم میدانیم و می فهمیم که آنچه در تهران اتفاق افتاده شق القمر نبوده اما متاسفانه یا خوشبختانه چون اشل ما احمدی نژاد و مدیران کج سلیقه و پلشت این سی و چهار سال است فعلا گل سر سبدمان قالی باف است که حرفی هم در آن نیست اما من شخصا قالی باف را به خاطر روحیه و منشی که صحبتش رفت و اینکه میبینم دوستان دیگری هم جسته و گریخته از فسادی که در سیستمش هست می گویند و خود من هم خیلی پیشتر چیزهای شنیده بودم اما قطعا نمی توانم تایید یا رد کنم، او را برای وزارت بیشتر می پسندم تا ریاست جمهوری، وزارت خانه ای مثل اقتصاد و دارایی و یا رفاه و تامین اجتماعی.

در ضمن گفته بودید به صد دلیل روحانی قابل کنترل تر از قالی باف است، حالا صد دلیل که شوخی است اما واقعا به کدام دلایل؟ (اگر حوصله دارید)

شهروند گفت...

سلام دلقك عزيز
خدا رو شكر كه كشور ما هم داراي مطبوعات ازاد و رسانه هاي شنيداري و تصويري ازاد شد ، تا عملكرد و مديريت شهردار محترم تهران به نقد كشيده شود ، و همگان پي به شفافيت بودجه و درامد شهرداري ببرند ، و بتوانند از ريز هزينه كرد پروژه هاي شهرداري اگاه شوند ، و اگر اقاي احمدي نژاد ، فقط جهان را مديريت مي كرد ، جناب اقاي قاليباف كرات و سياره هاي ديگر را هم مديريت خواهند كرد .
پاينده باشيد

ناشناس گفت...

کمتر از یک ماه دیگر به تمام این تحلیل های خودمان خواهیم خندید! اکثر این تحلیل ها بر پایه رویا و خیال پروازی انجام شده است و هنمانگونه که می دانیم ارزو بر جوانان عیب نیست!

ناشناس گفت...

چند روز پس از رد صلاحیت هاشمی صورت گرفت:
حضور و سخنرانی علی خامنه‌ای در جمع نظامیان
۶ خرداد ۱۳۹۲

علی خامنه‌ای چند روز پس از رد صلاحیت اکبر هاشمی رفسنجانی توسط شورای نگهبان در جمع گروهی از فرماندهان سپاه حاضر شد و بی آنکه به این تصمیم جنجالی اشاره کند٬ مشخصات کلی نامزد مورد نظر خود را اعلام کرد.

آقای خامنه‌ای روز دوشنبه (ششم خرداد) با حضور در دانشگاه «امام حسین» وابسته به سپاه گفته است: «کسی که از بیت‌المال هزینه می‌کند و پول مشتبه به حرام بعضی‌ها را استفاده می‌کند، نمی‌تواند اطمینان مردم را جلب کند.»

وی افزوده که «مردم به اظهارات داوطلبان ریاست جمهوری نگاه کنند و ببیند چه کسی می‌تواند برای انقلاب و برای آینده و عزت ملی و باز کردن مشکلات و ایستادگی قدرتمندانه و عزت‌مندانه مقابل جبهه معاندان و الگو کردن جمهوری اسلامی در چشم مستضعفان عالم بهتر و بیشتر تلاش کند.»

رهبر جمهوری اسلامی اظهار کرده «آنچه در تبلیغات انتخاباتی اهمیت دارد این است که شعارها و مواضع عزت‌آفرین، صحیح، عاقلانه و حکیمانه نظام و انقلاب تثبیت شود.»

حضور رهبر جمهوری اسلامی در میان فرماندهان نظامی پس از حذف اکبر هاشمی رفسنجانی از صحنه انتخابات٬ می‌تواند پیام روشنی برای وی و هوادارانش داشته باشد.

علی خامنه‌ای سال‌هاست با تکیه بر توان نیروهای نظامی توانسته بسیاری از منتقدان و مخالفان خود را کنار زده و وفاداران خود را به قدرت برساند

ناشناس گفت...

راستی چرا فکر نکردید منظور روحانی و کمکهای مالی هاشمی و مجموعه تکنوکرات ها نبوده است؟ به نظرم هرف همچنان اصلاحات است همچون همیشه

Dalghak.Irani گفت...

درست می فرمائید من هم منتظر این کامنت بودم زیرا خودم هم ظن شما را داشتم در موقع نوشتن اما چون خودم قالیباف را می پسندم تا کنون؛ مخاطب بودن او را برگزیدم زیرا روحانی و قالیباف از یک نحلۀ فکری هستند و روحانی بدلیل مسن تر بودن و جزو الیگارشی بودن و روحانی بودن محافظه کار تر از قالیباف است و رفتار و عملکرد او بعد از انتخاب شدن بسیار بطئی و کاملاً قابل پیش بینی است در حالیکه قالیباف همۀ محاسن تفکر روحانی را دارد بعلاوۀ جوانی و مصمم بودن و جزو الیگارشی نبودن و فراتر از خود رفتن؛ و طلبکار بودن بجای بدهکار بودن را هم اضافه دارد بعلاوۀ کارنامۀ بروز. خب قبول دارم که بعضی مواقع کمی جانبدارانه هم مجبورم بنویسم بالاخره من هم جزو اپوزیسیون شمرده می شوم. مرسی از دقتتان و تذکر خوبتان. یا...هو

محمدمهدی گفت...

رای سفید دادن به که به قالیباف!