ه‍.ش. ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۲, پنجشنبه

خاتمی در تعقیب شریعتمداری. هاشمی در محظور فائزه هم!




1- هم سید محمد خاتمی و هم هاشمی رفسنجانی امروز نیز دیدارها و صحبت هایی در مورد انتخابات و مسائل روز داشته اند. اما تشخیصم این است که حرف های محمد خاتمی در دیدار با حقوقدانان بیشتر جنبۀ واکنشی داشته است تا کنشی. به این معنا که چون امروز خبری به نقل از سایت انتخاب بصدر اخبار روز صعود کرده بود در رابطه با قطعیت نیامدن و نامزد نشدن خاتمی، رییس جمهور اصلاحات این ملاقات را برای تکذیب خبر قطعی شدن نیامدنش برگزار کرده است. زیرا که اگر می خواست طی اطلاعیه و بیانیۀ رسمی خبر انتخاب را تکذیب کند چنین برداشت می شد که آمدنش قطعی شده است. لذا طبق عرف چنین صحنه هایی در سیاست ایران شکل تکذیب "نیامدن" را طوری انتخاب کرده است که مفهوم تأیید "آمدن" نداشته باشد.

2- خاتمی در این دیدار حرف های کمی واضحتر و مستقیمی هم زده است به آیت الله خامنه ای بویژه در دوجا: اول آنجائیکه گفته است:
به هر حال برای برون رفت از مشکل باید هم رویکردها و هم کارکردها عوض شود.
در این جملۀ کوتاه خاتمی از دو واژۀ "رویکرد" و "کارکرد" استفاده می کند و منظورش از رویکرد استراتژی خامنه ای و منظورش از کارکرد عملکرد دولت احمدی نژاد است. یا بعبارت دیگر او با ادبیات نمادین مجددا واژه پردازی می کند تا هم خامنه ای و هم احمدی نژاد را توأمان مقصر اوضاع کشور بنمایاند. او در ادامۀ همین جمله می گوید:
 نشانه اش هم می تواند جلوگیری از یکه تازی خشونتگران دورغ پرداز باشد.
او در اینجا هم مستقیماً به خامنه ای اشاره دارد و با توضیحات بعدی مشخص می کند که منظورش حسین شریعتمداری و سرمقالۀ اخیر کیهان است. او گله می کند که حتی با وجودی که شکایت هم کرده کسی رسیدگی نمی کند. البته خاتمی قبل از این فراز از گفته اش مجدداً از در آشتی و مصالحه بر آمده و خامنه ای را از اوضاع حاکم تلطیف می کند. او بعد از برشمردن خصوصیات گفتمان  معروف به گفتمان مصباح و پایداری اضافه می کند:
در دوران ما تفکری درست مقابل این [تفکر دین آزاد اندیش] قرار گرفته که بسیاری از مشکلات جامعه ما ناشی از این است. نمی خواهم بگویم کسانیکه مسوولیت اصلی را دارند چنین می اندیشند، ولی این فکر در جامعه غالب است و امکانات را به دست می گیرد یا می خواهد بگیرد و از مصونیت آهنین برخوردار است.

3- اگر خاتمی با این ترفند هنوز "آمدن - نیامدن"ش را روی میز هیجان نگه داشته در سمت دیگر هاشمی هم سیاست یکی به نعل و یکی به میخش را تداوم داده و به دیدارکنندگانش گفته است برای آمدن و نامزدی ملاحظاتی دارد. هرچند بازهم از حسن روحانی  نقل شده است که هاشمی بضرس قاطع نامزذ نخواهد شد و شق دومی در کار نیست. حسن روحانی در این بین به این لیل مهم است که نامزدیش با صلاحدید و توصیۀ هاشمی سرانجام گرفته است و سخت است که هاشمی قولش بدوستش را نادیده بگیرد.

4- اما گذشته از همه چیز هاشمی یک گرفتاری بزرگ و سمج داخل خانواده و خصوصی هم دارد و آن مخالفت صریح همسر و فرزندانش - محسن و فاطمه کمتر عفت خانم و فائزه و مهدی بیشتر - با نامزدیش است؛ الا بدو شرط: اول اینکه مطمئن باشد در صورت آمدن انتخاب می شود، و مهمتر اینکه بعد از انتخاب شدن از ترجیع بند مهوع "مقام معظم رهبری فرمودند" دست برمی دارد. بعبارت دیگر همسر و فرزندان هاشمی اصرار دارند که هاشمی در صورتی رییس جمهور بشود که یارای مقابله با استراتژی شکست خوردۀ خامنه ای را داشته باشد و خودش را هزینۀ آفتابه خرج لحیم نکند. زیرا که آنان احساس قوی تحقیر شدگی حیثیتی از سوی خامنه ای را دارند.

5- می ماند این خبر امیدوار کننده به هواداران آمدن "یا خاتمی یا هاشمی" که زمان بنفع آمدن یکی از این دو در حال سپری شدن است و هر روز که می گذرد آقایان بیشتر تحت فشار اخلاقی پا در هوا نگه داشتن دعوت کنندگان و هواداران فرهیخته شان قرار می گیرند. زیرا که اگر قرار نهایی شان برای نیامدن است نباید چنین با احساسات و امید های بدنۀ اصلاح طلبی بازی می کردند و تغییر خواهان را از اینجا مانده از آنجا رانده می کردند. و اینک دیگر هر ساعتی که می گذرد و هنوز آقایان به تصمیم نمی رسند این فشار اخلاقی با تصاعد هندسی فزونی می گیرد.

6- و کلام نگفته دو تا خبر بسیار بسیار تراژیک (اوج کمدی) هم روی صحنۀ سیرک خامنه ای بود امروز که از بس فاجعه و تلخ است نمی گویم تا از خنده اشکهایتان سرازیر نشود. شاید پستی دیگر و شاید در کامنت دانی. یا...هو

سخنان خاتمی را از اینجا و حرف های هاشمی را از اینجا نقل کرده ام.

۹ نظر:

ناشناس گفت...

خاتمی اگر صد تا چاقو بسازد یکیش دسته ندارد. دل او سراسر تردید است . یک تصمیم قاطع نمی تواند بگیرد. زمانی این جوری و زمانی آن جوری! ببین به چه کسی دلخوشند برخی ها ؟!

ناشناس گفت...

اگر هاشمي نياد دلقك جان بعد بچه هاش چطوري مي خوان ايران زندگي كنن
مگه بچه هاي خان و أرباب ها و درباريا تونستن إز پس به قول شما قوي تحقير شده بر بيان إز لحاظ عاطفي

ناشناس گفت...

دلقك جان اين دو خبر اوج كمدى رو هم پست كن يه خورده شاد شيم.دلمون براى اشك از زور خنده تنگ شده ، براى همين مياييم سيرك.
ارادتمند. افشين

دیمیتری گفت...

آقایان خاتمی و هاشمی منتظر چراغ سبز خامنه ای هستند که اگر وارد انتخابات شدند داستان تقلب تکرار نشود. البته خاتمی یک گام عقب تر است و از رد صلاحیت هراس دارد. صد البته خامنه ای هم هیچ وقت چنین چراغ سبزی را نشان نخواهد داد و خودش را به نشنیدن زده است.پس بهتر که خاتمی نیاید چرا که از همین حالا از ترس توپ و تشر شریعتمداری ماست را کیسه کرده و معلوم نیست در صورت برنده شدن چگونه می خواهد با جماعت قلچماق اقتدارگرا کار کند. در مورد خبر بازداشت هفت ساعته محمود هم منتظر تحلیل دلقک هستیم.

سید حسین گفت...

دلقک جان به دلایل بند پنجم، صحبت های از سر استیصال امروز مصلحی را هم اضافه کن.

ناشناس گفت...

سلام و ارادت

به قول معروف این نیز بگذرد، ۳۰ سال پیش کراوات پیرانمان را قیچی میکردند و زلف دخترانمان را، حالا قیچی به همهٔ اموراتمان میزنند، آنقدر بعید میدانم این اصلاح را که گویی هیچ راه فراری نیست، شاید به عمر من و تو قد ندهد و شاید به عمرِ دخترانمان هم، که باهم مستانه روی ایوان خانه مان بنشینیم آزاد، شاد، رها، با صفا، بی‌ غم، شاید اینجا نه، شاید جای دیگر، وقت دیگر، شاید عمری دیگر، جهانی‌ دیگر، ما تمام شدیم، همه تمام شدند، این نسل پر افسوس، این نسل پر حسرت، این نسل پر ‌ای کاش، این نسل سوخته، دلم برای خودم، برای تو، برای دخترانمان، برای همه می‌سوزد.

عمو دلار

آینده گفت...

سلام به دلقک عزیز و خوانندگان
مدتی است که درباره قیام این و نشستن آن یکی و بالعکس در این جا و آنجا صحبت میشود غافل از اینکه مساله هاشمی و خاتمی و مشایی نیست، آنچه در حال رخ دادن است چانه بر سر تغییر روش حکومت در بین "نظامیان" است. چند دستگی از همان ابتدا قدرت گرفتن نظامیان وجود داشته اما در دوره احمدی نژاد به اوج رسیده و به دو دسته ی مشخص تقسیم شده:
1- طرفداران روش فعلی که ایدوئولوژیک، استکبار ستیز، ضد اسرائیل و صهیونیسم و نیز تمامیت خواه است.
2- طرفداران تغیر روش به سوی جامعه ای آزاد تر و تعامل بهتر با قدرتهای بزرگ و در عین حال مانند دسته ی اول خواهان قدرت و ثروت.
دسته ی اول مردم را توده ای میبیند که در یک مرز جغرافیایی زندگی می کند و او این حق را برای خود قائل است که به جای او و برای او تصمیم بگیرد، نگرشی که به نظریه ولایت مطلق فقیه نزدیک است. از نظر آنها این توده مانند خمیری قابل شکل دادن است و ابزاری است برای حفظ قدرت و منزلتشان.و مردم هرگز به عنوان یک موجود دارای کرامتهای انسانی شناخته نمیشوند.
رفتارهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و ... که خصوصا بعد از رهبری خامنه ای به شدت یکدست و حالتی دستوری و اجباری گرفته است ناشی از قدرت گرفتن همین تفکر (در دسته ی اول) است.
اما دسته ی دوم که کمی واقع بین تر و متواضع تر است و به اندازه ی دسته ی اول روی ایدئولوژی و مکتب متعصب نیست و برآیند و نتیجه را در نظر دارد به این معنی که می توان هم مردم را خشنودتر کرد و هم قدرت را به طور کامل در دست داشت و همه چیز را بر سر تعصب و لجبازی فدا نکرد.
اینکه تصور کنیم خامنه ای برای نمایندگان این دو دسته (که اغلب هم سن و سالها و همبازی های خامنه ای هستند ) قدرت و تقدسی دارد کاملا اشتباه است. در حال حاضر خامنه ای فقط وسیله ای برای نمایش(دروغین) یکپارچگی نظام است که این دو دسته با توافق همدیگر او را نگه داشته اند که البته به دلیل برتری نسبی دسته ی اول و نیز نزدیکی فکری، خامنه ای بیشتر سخنگوی دسته ی اول است.
دولت نهم و دهم هم به دلیل پشتیبانی مالی و سیاسی بیشتر از از دسته ی دوم، نخست شکاف بین دو دسته را به شدت عمیق تر کرد و دوم قدرتی همسنگ با دسته ی اول ایجاد کرد. در واقع احمدی نژاد سخنگوی دسته ی دوم است.
آنچه که امروز از تعدد نامزدها و ناز کرشمه های این و آن میبینیم، چیزی جز نمایش دروغین انتخابات نیست برای شکل دادن به همان توده ای که از آن نام بردم . تمام کسانی که امروز "احساس خطر می کنند" تنها برای نظامی که به آن معتقدند و وجود آنها به آن گره خورده "آبرو داری" می کنند. حکایت هاشمی و خاتمی هم برای ما "پادشاهی یک چشمی تو شهر کورها" شده که البته بنده تا همین حد هم به تاثیر گذاری و لیاقتشان در تغییر وضعیت اعتقاد ندارم. آنها مانند مهره هایی هستند که خواسته یا نا خواسته و از روی اجبار برای همان دو دسته نظامیان نفش آفرینی می کنند.
بنابراین با توجه به شرایط ،افرادی مثل هاشمی یا خاتمی(عملاً) در محاسبات قدرت و سیاست به حساب نمی آیند که کسی ازآمدن یا نیامدنشان بترسد و بلرزد.
من امیدوارم دسته ی دوم برنده ی انتخابات باشد چون تنها قدم کوچک در راه بهبود شرایط است. حال میخواهد هاشمی رئیس دولتش باشد یا "ننه جون" کروبی!

ناشناس گفت...

سلام دلقك عزيز
خيلي ساده انگاره است تصور اين كه اقايان هاشمي وخاتمي تحت فشار اخلاقي قرار بگيرند ! انهم در سيستمي كه رشد و پيشرفت در ان لازمه اش بي اخلاقي و بي وجدانيست
اين دعوتها هم با هماهنگي صورت مي پذيرد ، همانطور كه خامنه اي احمق ، جواب اين دعوتها را از زبان شريعتمداري و مصلحي و امثالهم مي دهد
بايد ببينيم دست اخر كدام طرف پرروتر است .
وقاحت و بي شرمي مهمترين خصيصه حكومت مردان جمهوري اسلامي ميباشد
در انتخابات پيش رو بايد ببينيم كه نظر سپاه به نظر كداميك از اقايان نزديك تر است ظاهرا، وقتي كه خامنه اي احمق به هاشمي مي گويد كه : سپاه با هر كسي كار نمي كند !
از طرفي وقتي هاشمي نميتواند ثروت خود را حفظ كند و رييس برايش انتخاب كند ( دانشگاه ازاد ) ، چه توقعي بايد از ايشان داشت !
تكليف خاتمي و اصلاح طلبان كه از اول معلوم بود ( در بي عرضگي و بي صداقتي )
به قول شادروان علي حاتمي : اوضاع ايران را خراب مي بينم.
پاينده باشيد

Dalghak.Irani گفت...

ببخشید افشین عزیز قولم را فراموش کردم از بس که تکراری است اوضاع و جواب شما هم به تأخیر افتاد. آن دو طنز سیاه یکی راجع بروز خلیج فارس بود که دفتر خامنه ای برای اینکه حساسیت آقا را نشان بدهد خبری را اعلام کرده بود که خامنه ای معلوم نیست کی دو تا کتاب اطلس تاریخ اسلام از امیر کویت می گیرد که خلیج فارس را خلیج عربی نوشته بوده. خامنه ای می گوید یکی را خودم برداشتم ویکی را هم دادم به کتابخانۀ ریاست جمهوری. بعد می گوید که کتاب خوبی است و در همۀ دنیای اسلام ازش استفاده می کنند اما ما اگر هم بخواهیم استفاده کنیم در هنگام ترجمه همۀ خلیح عربی ها را خلیج فارس می کنیم. چون علاوه بر حساسیت ملی حالا خلیج فارس برای ما جنبۀ سیاسی و اعتقادی هم پیدا کرده است. در حالی که او بالاترین مقام سیاسی ایران است و هدیۀ مجعول را نه تنها نباید فبول می کرد بلکه باید نسبت به اقدام کویت واکنش تند و حقوقی نشان می داد و سر و صدا می کرد. تا گریه ات بند نیامده دومی را هم بگویم که واعظ زاده نامی که عنوانی دارد بنام رییس کرسی الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی قرار است بعنوان برجسته ترین اندیشمند حوزۀ نظریه پردازی با ریاست و هدایت فکری سایر اندیشمندان ایرانی تئوری استالین خامنه ای را بعد از 34 سال شروع بتوریزه کردن و ایجاد "فیل هوا کردن" بکند. این آدم عقب ماندۀ ذهنی رفته خودش را نامزد ریاست جمهوری کرده تا نشان بدهد که مهمترین آدم علمی و نظریه پرداز کشور یک منگل تمام عیار است. خیلی وقت ندارم که این تهوعات را بهم بزنم و عمق فاجعه بیشتر رو بشود. واقعاً دیواری پیدا می شود که تحمل کلۀ دیوانگی این سرزمین نفرین شده ما را تاب بیاورد. یا...هو