ه‍.ش. ۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۶, پنجشنبه

کیش شخصیت اکبر گنجی حتی در تعویض شنل عالیجناب سرخ پوش به سبزپوش!


1- از سه نفر تخریب چی ها و مخالفان هاشمی رفسنجانی در دهۀ 70 خورشیدی آقایان سعید حجاریان با روزنامه اش و اکبر گنجی با مقاله هایش و عباس عبدی با چپ گرایی ارتدکسش؛ سعید حجاریان مثال یک لیبرال صادق از کرده اش پشیمان شده است و خیلی با حرارت سیاست نمی ورزد و در عداد اندیشه ورزان به صف است امروز خوشبختانه. عباس عبدی در محاق یکی به نعل و یکی به میخ فعلاً روزگار می گذراند تا نه مخالفت کرده باشد علنی و نه موافقت کرده باشد ششدانگ اما از کینۀ شتری چپش هم کوتاه نیامده باشد. اما اکبر گنجی تمام قد به دفاع از هاشمی رفسنجانی وارد میدان شده است. او در آخرین مقاله ای که در سایت رادیو زمانه منتشر کرده است با ارجاعات جابجا لینک کرده از نوشته های شخص خودش - برعکس فهرست مطول پاورقی های مألوفش - و در آنجا توصیه کرده است که باید از هاشمی پشتیبانی کرد زیرا اینک تنها راه مسالمت آمیز گذار ایران از دوران جنگ افروز خامنه ای به سکینه و طمأنینه جز در با هاشمی متصور نیست.

2- تا اینجای کار دست شما درد نکند هر چند که ارجاعات شان به فقط نوشته های خودشان و تکرار جملۀ همانطور که من گفته ام کمی تا قسمتی از کیش شخصیت شان  را نمایش می دهد اما عیبی هم ندارد اگر نهایتش دلسوزی برای جامعه و ایران باشد که انشاءالله هست. مشکل اصلی مقالۀ خوب اکبر گنجی اما آنجایی بروز می کند که ایشان تیتر "هاشمی؛ از عالیجناب سرخ پوش تا عالیجناب سبز پوش" را انتخاب می کند برای نوشته اش. او با انتخاب این تیتر می گوید که هرآنچه من گفته ام و نوشته ام و لقب داده ام در گذشته عین واقعیت و حقیقت بوده است و اگر امروز می بینید که عالی جناب سرخ پوش بدلایل گوناگون از جمله حذف شدگی و رقابت با خامنه ای و انتقام و از این قبیل از پلیدی سرخ پوشی قتل های زنجیره ای به سبز پوشی هدایت جامعۀ مدنی رسیده است دلیل و علتش جز این نیست که همۀ آدم ها - از جمله سیاستمداران و روشنفکران - دچار تغییرات فکری و رفتار و گفتاری می شوند و هاشمی نیز از این امر مستثنی نیست.

3- واقعیت اما این است که اکبر گنجی بعد از تعطیلی هفته نامۀ خوبش نگاه نو و در پروسۀ فعالیت های سیاسی و روشنگری اش دچار اشتباهات وحشتناکی شده است که جز با یک نقد بی رحمانه از خود و موضع گیری های متنوع و متضاد گذشته اش نه می تواند و نه باید انتظار اثر گذاری حرف های امروزش را داشته باشد در الیت موزع جامعه. تنها اثر این قبیل جهش های ایدئولوژیک از سوی او آب به آسیاب جبهۀ خامنه ای ریختن است که مستند بگویند و بنویسند اکبر گنجی متهم کنندۀ هاشمی به داشتن نقش در قتل های زنجیره ای اینک یار گرمابه و گلستان او شده در تبلیغ برای تغییر حکومت اسلامی. تغییر البته در همگان اتفاق می افتد جز اکبر گنجی که همیشه حق مطلق است! اما اگر عالی جناب سرخپوش مجرم در قتل های روشنفکران بوده محال ممکن است تغییرش چنان باشد که بتوان او را به سبز شدن قبایش هم بالا کشید. تاریخ هم چنین تغییری در قاتلان سراغ ندارد جز افسانۀ مذهبی شیعیان در مورد حربن ریاحی که او هم اگر جزء پاکان نبوده باشد بدلیل عضویت در جبهۀ یزید حداکثر عالیجناب خاکستری بیش نبوده است.

4- اکبر گنجی باید یک روزی بگوید که در مورد هاشمی اشتباه کرده است و او از ابتدا هم از جنس خامنه ای و یاران مانده در تاریخ اکبر پونزی اکبر گنجی نبوده است چه در گذشته و چه حال! پیشنهادۀ مشخصم هم شروع از تیتر همین مقاله اش باشد و بی خیال تحریک خواننده و آهنگین بودن تیتر نوشته اش بشود و آن را به "هاشمی عالی جناب بود اما نه سرخ پوش؛ من اشتباه فهمیده بودم" تغییر بدهد. یا...هو

افزوده: این مطلب را نوشته بودم اما در انتشارش دو دل بودم از ظهر تا حالا. اما دیدم شریعتمداری استناد کرده به گنجی در کوبیدن هاشمی لاجرم منتشرش کردم. 

۶ نظر:

ناشناس گفت...

گنچی باید بگوید شاه کلید ؟کی بود؟ دسته کلید کی بود؟ ان عاشق گوشت اهو کی بود؟.....یادم است سالهای اول اصلاحات خاتمی زنگ میزند به رفسنجانی ومیپرسد این سعید اقای اسلامی یا امامی کی هست.پاسخ میدهد مواظبش باش حتا در توالت منزل من-منزل نه کاخ-دوربین کارگذاشته.خاتمی بی گدار به اب زد وشد انچه چشم فتنه راکور کردم نامید.کلا"خیلی از جنایتها در این مملکت زیر سر همین کاسه های داغتر از اش است .البته سوای اقاسعید.شمادقت کنید شونصد نفرکاندید شدند بعد ادم مثلا"عاقلی مثل قالیباف به ریس چمهور فعلی وعملکرد 8سال گذشته یا9ماه گذشته ایراد ندارد اما بهبیست سال پیش ایراد دارد.

ناشناس گفت...

دلقك عزيز، يكى از دوستان كه در كانادا جزو ميزبانان و گردانندگان اكبر گنجى در شهر بود و با وجود داشتن سن وسالى به گفته خودش در زمان جنبش سيز چند باتومى هم از دست برادران لباس شخصى خورده بود در نشستى به من گفت كه اصولا گنجى از عقده شديد خود درست گويى رنج ميبرد و شديدا در مقابل كوچكترين نظر مخالفى احساساتى وهيجان زده ميشود. اين را گفتم در تاييد نظر شما.
به نظر من هم انسانها در طول زمان تغيير ميكنند و بزرگترين تغيير در هاشمى پى بردن به اشتباهش در دكترين ولايت فقيه دست نشانده خودش و نصب خامنه اى شاعر روشنفكر به عنوان ولى فقيه و پايه گذارى ديكتاتورى فردى است، به نظر ميرسه كه شديدا در تلاش اصلاح اين اشتباه و جا گذاشتن نام نيك در تاريخ براى خودش با نجات ايران است.
بايد ديد. ارادتمند. افشين

nik گفت...

منظور از عالیجناب سرخپوش دولتمردی است که در ظاهر همه کاره است، و در مقابل آن‌ عالیجناب خاکستری، تصمیم گیرنده پشت پرده است، با استناد به کاردینال ریشلیو و تاریخ فرانسه. در کاربرد و معنی‌ لقب اشتباه می‌کنید، گنجی هم اصطلاح شاه کلید را داشت در مقاله‌های آن‌ زمانش به معنی‌ گرداننده اصلی‌

Dalghak.Irani گفت...

سلام خانم nik عزیز بعد از مدت ها. خیلی ممنون درست می فرمائید و من جزئیات مقاله های گنجی را خوب بخاطر ندارم اما اگر هم با مصداق های تاریخی اشاره کرده تان انطباق این همانی ندارد اما بیشتر به روح مطلب که دگم بودن گنجی در آرای هر زمان بسویی و عدم اعتراف به اشتباهش و رفتن به جبهۀ متنافر بعدی متمرکز بودم و جزئیات را مهم نمی دانستم. بهر حال ممنون که اطلاعات صحیحی دادید. یا...هو

TodayBoy گفت...

تندروی امثال گنجی ما را به اینجا کشاند. با شما موافقم. کاش اصلا گنجی مدتی سکوت کند.

ناشناس گفت...

ناشناس 1 . با سلام و احترام.
شخصا اين فرد را بسيار منزجر کننده ميدانم. با نام او هميشه نام دهنمکی (البته ورژن تحت ويندوز) به ذهنم مي رسد. نان به نرخ روز خورهايی که از پستوهای تحجر با رفتارهای تندو احمقانه خود خساراتی جبران ناپذير به جامعه و آبروی ايران وارد کردند ، تا جايی داخل آدم پيدا کنند و با ادای روشنفکر و فيلم ساز و غيره ، عقده از نياز ذاتيشان به مرکز توجه بودن بگشايند.باور دارم بيش از انکه مخاطب داشته باشند در تلاشند تا جلب توجهی کنند ، حال چه مثبت ، چه منفی! فارغ از تبعات آنچه می نويسند و انجام می دهند.