ه‍.ش. ۱۳۹۲ اردیبهشت ۸, یکشنبه

همایش موفق پاریس: آفرین به شورای ملی ایران؛ آفرین به رضا پهلوی.

The Ambassadors

1- بارها و بارها تأکید کرده ام که علت تامۀ همۀ مشکلات 30 سالۀ جهان در ارتباط با اسلام سیاسی؛ وجود جمهوری اسلامی در ایران است و بس. لذا اصرار داشته ام که بگویم چرا اگر ایران آزاد نشود دنیا نابود می شود. و در مطالب مرتبط توضیح داده ام که سردمداری شیعه - بعنوان یکی از اقلیت های مذاهب دین اسلام - بر دایر مدار بودن و رهبری جهان اسلام بر اعراب اکثریت سنی با محوریت مذهبی عربستان (زادگاه و خاستگاه پیامبر اسلام) بسیار گران آمده و باعث گردیده که یک "جنگ هویت" تمام عیار شکل بگیرد و اعراب سنی برای بازپس گیری هویت تاریخی خود از عجم شیعۀ ایرانی که عبارت باشد از محوریت جهان اسلام متمرکز بشوند. و تا روزی که ایران ادعای رهبری جهان اسلام را وانگذارد این جنگ هویت بین مذاهب شیعه و سنی هر روز شدید تر از روز پیش جلو خواهد رفت و منطقه و جهان را به آشوب و ترور و رادیکالیسم دچار خواهد کرد. نگاه کنید به اظهار نگرانی جدی سیاستمداران و اندیشمندان اروپایی از جوانانی که به سوریه می روند و در بازگشت به کشورهای خودشان در اروپا رادیکال تر و بنیاد گرا تر از قبل به تروریسم روی می آورند.

2- کشور ما ایران در حال حاضر با دو جنگ محتمل در آیندۀ نزدیک و نزدیک تر رودرروست.  جنگ نزدیک همان حملۀ مستقیم غرب است در رابطه با موضوع هسته ای؛ ولی جنگ نزدیک تر عبارت است از سرایت جنگ های مذهبی - هویتی به ایران. حتماً در خبرها دنبال می کنید که جنگ هویتی در حال حاضر از سوریه به عراق سرایت کرده است و دور نیست که شاهد جنگ های داخلی رسمی در عراق هم باشیم. این زنگ خطر که نهایتاًهدفی جز ایران ندارد جز با دست شستن خامنه ای از جنون عظمت خواهی متوهم و نشدنی خویش در جا انداختن تبلیغاتی ام القرای اسلام بودن ایران قابل درمان و جلوگیری نیست.

3- سایر تحولات منطقه نیز اعم از اوضاع سوریه و تشکیل گروه های جهادی سنی در لبنان برای مقابله با حزب الله گرفته تا توافق اخیر اردوغان و اوجالان بر سر منازعات کردهای ترکیه همه نشان از آن دارد که بازیگران بین المللی از سویی و بازیگران منطقه ای (شامل عربستان و قطر و ترکیه) از جانب دیگر در حال آزاد سازی همۀ پتانسیل های رادیکال جوامع خود بسمت ایران هستند. به این معنا که کردهای ترکیه پس از آتش بس با دولت مرکزی و عقب نشینی به داخل عراق آمادگی عملیاتی بیشتری خواهند داشت در کمک به گروه های تجزیه طلب کردستان ایران.

4- در چنین آرایش صحنۀ خطرناکی است که غرب دست های خون آلود گروه های جنگ طلب ایرانی مستقر در خارج از کشور را خواهد گرفت و از آنان بعنوان هم برپا کنندگان و اداره کنندگان جنگ های داخلی و هم آلترناتیو سیاسی جایگزین جمهوری اسلامی خامنه ای استفاده خواهد کرد. توضیح واضحات خواهد بود اگر بگویم که مجاهدین خلق هم در چنین سناریویی است که امتیازات اخیر را گرفته اند.

5- این همه را جویده جویده گفتم که برسم به اهمیت کار شورای ملی ایران و تلاش هایی که مشخصاً رضا پهلوی در حال تعقیب سمج و مبارک آن هاست. پرواضح است که غرب بدلایل متعدد و از جمله همان احساس خطر زیاد از گسترش بازهم بیشتر تروریسم اسلامی بداخل مرزهای جغرافیایی خویش رژیم آیت الله خامنه ای با استراتژی فعلی را تحمل نخواهد کرد. لذا مصمم است که یا با مذاکره و تحریم جمهوری شرعی خامنه ای را به رژیمی عرفی تر متحول کند یا با تسری دادن جنگ های هویتی اعم از قومی و مذهبی و زبانی به داخل ایران و یا در نهایت با جنگ تحمیل شده از خارج به پایان این استراتژی برساند. و در هرکدام از این سناریوها نیازمند آلترناتیو جایگزین در ایران است.

6- مشکل بزرگ غرب این است که بغیر از گروه های مسلح تجزیه طلب از سویی و مجاهدین خلق ایران در جانب دیگر - در بهترین و مبالغه آمیزترین تفسیر از این گروه های کوچک و بدون پایگاه گسترده در داخل کشور - نیروی سیاسی منسجم و قابل اعتنایی که بتواند با تکیه بر آن ها نقشه هایش را طراحی و پیش ببرد ندارد. اینک اما بنظر می رسد که با شکل گیری شورای ملی ایران ما بتوانیم در آینده ای نه چندان دور سازمانی با حداقل انسجام لازم بوجود بیاوریم. 

7- خواهش می کنم خلط مبحث نشود منظور من این نیست که شورای ملی ایرانیان نهادی سیاسی صرف و با هدف گفته شده تشکیل شده است. بلکه من به جنبۀ سیاسی و کمی بلندمدت تر - نتیجۀ لاجرم - شورای مزبور نگاه کردم. و اتفاقاً موفقیت شورای ملی ایران - قبلاً هم گفته ام - بخاطر مدنی و غیرسیاسی بودن آن بوده تا اینجا. شاهد مثال اینکه هیچ نام "گُنده نام"ی از اشخاص حقیقی و حقوقی سیاسی و فسیل اپوزیسیون شناخته شده در خارج جزو آن نیستند و نشده اند. و علت تامۀ موفقیت این شورا هم همین است. شورایی جوان و بدون مرزبندی های ایدئولوژیک و سیاسی که توانسته بعد از سی سال جمعیتی پویا با تعداد زیاد - 300 نفر حاضر در همایش و همین تعداد فعال از راه مجازی - را در محیطی بدون تنش و بدون بحث های اعصاب خرد کن و پوچ گرد هم بیاورد و راه نویی را شروع و وعده بدهد. 

8- آن خوشحالی نسبی غرب را هم می توان در اینجا جستجو کرد که بی بی سی یکی از سنگین وزن ترین مفسران و تحلیلگران مسائل ایران خودش (جمشید برزگر) را در قالب خبرنگار مأمور پوشش این همایش کرده است که تا آنجایی که من می دانم در نوع خود و با این اهمیت برای نخستین بار است. و تأکید مجدد این نکته که خوشحالی غرب را فقط در سویۀ منفی استعماری آن جستجو نکنید بلکه غرب ناچار است قبل از دزدیدن منار (رژیم خامنه ای) فکر چاهش را هم کرده باشد و الا بی ثباتی ناشی از بی حکومتی بالاتر از دُز بی ثباتی مورد نیاز غرب - برای تخلیۀ روانی معتقدان به تئوری توطئه نوشتم - است. یا...هو

۲۱ نظر:

مسلم گفت...

به نظر این حقیر بهتره كه شورای ملی از همین الان شكل حكومت آینده ایران رو در قالب فدرالیسم پایه ریزی كنه و به همین منظور بهتره با نمایندگان تمامی گروههای قومی و مذهبی ارتباط برقرار كنه. چون محال ممكنه كه در آینده ایران قومیت ها به حكومت متمركز تن بدهند

Saeed گفت...

. درود به شما .چه عجب کمی این سانسور آهاهانه را گذاشتی کنار .درود به وطن دوستی شما ..

ناشناس گفت...

اینجا جای بازی با ایده آل ها نیست, جای بازی با قدرت است. کاچی بهتر از هیچی است. اگر چه نظام سلطنتی پهلوی با ایده ال های ما فاصله بسیار دارد (اگر چه رضا درصدد تکوین آن است) ولی هزار بار بر حکومت آخوند ارجحیت دارد.خیلی تفاوت دارد که فردی مثل محمد رضا شاه رهبر باشد یا خامنه ای.در بد بینانه ترین حالت هم از حالت فعلی بسیار بهتر است.

ناشناس گفت...

در زمان پدر مرحومشان ,وقتی بچه ای کلاس اول راهنمایی بودم در مدرسه به ما تغذیه رایگان می دادند. و نمی خواستند هیچ بچه ای صبحونه نخورده بیاد مدرسه! یعنی شاه این مملکت حتی بفکر صبحونه من در مدرسه هم بود. اینرا گفتم که بدانی از دیدی مثبت به ایشان نگاه می کنم.سلطنت طلب نیستم ولی سلطنت را بخشی طبیعی از تاریخ طبیعی مدیریت سیاسی بشر می دانم. ولی حالا اوضاع عوض شده اینترنت آمده و آگاهی سیاسی مردم بالا رفته است. می دان که آقای رضا پهلوی مردی دکرات منش است و او را دوست می دارم و این که گفتم فقط برای بهبود رتیه ایشان و اینده کشورم بود.بنظرم می اید ایشان به هوادارانشان و هم چنین رسانه های جمعی خطاب کنند که بخاطر جلوگیری از سوی برداشت از اطلاق لفظ شاهزاده خود داری کنند . رضا شاه برای ایران امنیت آورد< محمد رضا شاه برای ایران ثروت و رفاه آورد و اگر رضا پهلوی برای ایران دمکراسی بیاورد خدمات این خاندان تکمیل می شود.آنگاه مردم رضا را نه بخاطر خدمات پدر و پدر بزرگش بلکه بخاطر شاهکاری که خود او زده است بلند آوازه خواهند کرد. از طرفی ما زیاد هم تند نباید برویم این مردم عوام چون از نظر عملکرد سیاسی توسعه نیافته هستند و دنبال مدیریت فردی هستند یعنی هنوز "نیاز به شاه دارند! خوب است که رضا پیشقدم توسعه سیاسی ایران از سیستم مدیریت فردی به اجتماعی باشد. البته اینکار زمان زیادی می خواهد

ناشناس گفت...

سلام دلقك عزيز
احتمال خيلي زياد از فردا بايد شاهد كلي فحش و چرت و پرت به اين حركت و تشكيل شوراي ملي باشيم
نبش قبر گذشته و بيان ايرادات فراواني كه به محمد رضا پهلوي وارد مي باشد و به حق هم هست ، دردي از هزار درد امروز ما را درمان نخواهد كرد
پشتيباني و حمايت از اين حركت باعث مقبوليت و مشروعيت سياسي ان نزد جهانيان خواهد شد
پاينده باشيد

Dalghak.Irani گفت...

خیلی ممنون از نظرات صائب و واقع بین تان. ضمن اینکه من سخنگوی رضا پهلوی -که خودش هم افتخارش سخنگویی شورای ملی است - نیستم. و حتی عضو شورای ملی هم نیستم. اما با این حال نظرم را در مورد دو مطلبی که مطرح شده می نویسم. اول اینکه رضا پهلوی گفته که با ایده و هواداران فدرالیسم نه تنها مشکلی ندارد که با آنان تماس دارد و کار خواهد کرد.
در مورد شاهزاده گفتن به ایشان هم نظر خودش این است که نه به گفتن و نه به نگفتن شاهزاده اصراری ندارد و توصیه ای نخواهد کرد. بنظر من هم موضعش کاملاً درست و منطبق بر منافع ملی است زیرا همانقدر که شمای نوعی از منع شاهزاده بودنش استقبال می کنید هواداران بسیاری هم دارد که ایشان را جز در کسوت شاهزادگی دوست ندارند. ضمن اینکه این بودن لقب غیر رسمی - از نظر خودش - شاهزاده در ابتدای نام او یکی از ممیزه های ایشان است برای ترجیح او به سایر روشنفکران و سیاستمداران اپوزیسیون و چه بسا اگر او شاهزاده نبود اینک خاصیتی هم نداشت برای جلب و جذب ایرانیان. یا...هو

ناشناس گفت...

دستتان درد نکند و،
نوشانوش!...

این مقاله منطقی و پربار شما، همچنین به صورت جانبی به من نوعی که بعضی وقت ها دچار افکار ظن‌آلود (بخوانید توهمات!...) در رابطه با مواضع جناب عالی نسبت به آقای رفسنجانی می‌شویم، نشان داد که در هر آن جناب تیمسار خوب ما یار آنی است که بیشترین پتانسیل را برای بهبودی اوضاع وطن و جلوگیری از فاجعه‌های احتمالی نشان می‌دهد. حالا هرکه آن می‌خواهد باشد، باشد.

البته چنان موضعی را باید از یک سرباز راستین و حرفه‌ای هر کشوری انتظار داشت.

مرسی!

https://balatarin.com/permlink/2013/4/28/3305346

ناشناس گفت...

حقیقتش را بخواهید ما ایرانیان از نظر رفتار اجتماعی دارای کاستی های زیادی هستیم و بیشتر فرد گرا هستیم تا اجتماع گرا. لذا برای چنین جامعه ای سیستم های مدیریت تک محوری یا به تعبیر ساده شاه گرایی دارای جذابیت بیشتری است . برای همین هم مدام در حال خلق شاه و فرد گرایی و ساختن قهرمانی برای آزادی خودیم.هر دفعه به شکلی . روزی خمینی روزی خاتمی!. این خوب نیست ولی چه می شود کرد دست ما کوتاه و خرما بر نخیل!راه درازی در پیش است ولی باید طی شود . مردم ایران باید راه و رسم سلوک سیاسی اجتماعی را یاد بگیرند چون این تنها راه رسیدن به دموکراسی پایدار است. اگر اکنون دست به دامان شاهزاده شده اند چون راه دیگری ندارند. از این ستون تا آن ستون فرج است. شاید پای ستون شاهزاده فرصتی یافت و رخصتی.

Dalghak.Irani گفت...

از بالاترین منتقل کرده ام مفید است:

abifar2 گفت:
کشور ما ایران در حال حاضر با دو جنگ محتمل در آیندۀ نزدیک و نزدیک تر رودرروست.....ولی جنگ نزدیک تر عبارت است از سرایت جنگ های مذهبی - هویتی به ایران. ....

این همه را جویده جویده گفتم که برسم به اهمیت کار شورای ملی ایران و تلاش هایی که مشخصاً رضا پهلوی در حال تعقیب سمج ...

کلا تیمسار جدیداً تحلیل هاش خیلی‌ از واقعیات به دور شده.

binam گفت:

جناب abifar2 محترم سلام.
پس معلوم شد که من و شما با هم مشکل بنیادی در نوع نگاه به گرفتاری های ایران داریم. شما یک عنصر سیاسی هستید در حالیکه من فقط یک سرباز سادۀ ایرانی هستم. لذا نقداً آن عذرخواهی مؤدبانه ام در مطلب مورد اختلاف قبلی را پس می گیرم و بعرض مبارک می رسانم:
1- منظورم از نزدیک و نزدیک تر زمان تاریخی است و نه زمان تقویمی.
2- من فقط و فقط به سالم ماندن و رشد فرزند برومندی بنام ایران بها می دهم و قابله ای که او را بدنیا می آورد دغدغۀ شماره یک من نیست.
3- قطعاً مطلب بعدی منتشر کرده ام که مربوط به هاشمی و خاتمی است را ببینید مجدداً دچار قبض و بسط تئوریک می شوید.
4- من فرزندانی در ایران دارم که بسیار مایلم هرچه سریعتر وطنی آرام تر و کمی راحت تر داشته باشند برای کار و زندگی.
5- اولویت اصلی من که تشخیص من هم است عبارت از حذف خامنه ای از تصمیمات استراتژیکی که 24 سال است پیشرفت ایران را متوقف و در حال حاضر بمرحلۀ تخریب کامل رسانده است.
6- جمهوری اسلامی تحت رهبری بلاتکلیف و انقلابی خامنه ای مثل جنازۀ نیم نفسی بنظر می رسد که هزارتا جان دارد و غلبه بر آن از یک سو و توسط یک گروه و نفر کارساز نیست و باید همه و همه از شاه! تا آخوند! را بیاری بطلبیم و در مرحلۀ اول از دست این اخوند بسیار متحجر و خونریز نجات پیدا کنیم.
و... یا...هو

ناشناس گفت...

سلام و درود
اندیشه ی فدرالیسم برای ایران بسیار خطرناک است و کمتر از تجزیه ی کشور عزیزمان نیست.
متاسفانه مد شده است حرف زدن از فدرالیسم. و وای به وقتی که چیزی مد بشود!
اگر به واقع همه ی ایرانیان یا کسانی که به اجحاف حقوق اقلیت ها باور دارند، به چیزی به اسم دموکراسی اعتقاد دارند، باید بداندد، صندوق رای و دموکراسی حل المسائل و حلال همه ی مشکلات است.
اما نوع حکومت فدرال نقشه ایست که بیگانگان برای تجزیه ی مودبانه ی ایران ما در نظر دارند و چرا؟
فدرالیزم بر دو نوع است و نه بیشتر:
1. جوامعی کوچک متشکل از تشکلات سیاسی مختلف دور هم جمع میشوند تا منافع کلی و کلان همه ی شان را با اتکا به زمین و جمعیت بیشتر تامین کنند. نمونه اش آلمان و یا ایالات متحده که بدوا کنفدرال بود و بعد فدرال شد. 13 ایالت در ابتدا برای مقابله با بریتانیای کبیر تن به چسبیدن به هم دادند و شدند آمریکا.
2.نوع دیگر فدرالیزم، فدرالیزم نژادی است که میتوان به فدرالیست های نژادی اروپای شرقی در دوران جنگ سرد اشاره کرد. آنها نیز بر مبنای نژاد به هم چسبیدند.

حالا کدام عقل سلیمی چیزی را که امتحان نشده و ناشناخته در علم سیاست روابط بین الملل، سیاست بین الملل و سیاست جهانی میباشد را میپذیرد؟

کجای دنیا کشور یکپارچه ای را تکه تکه کرده اند تا فدرال بشود و با آن، منافع قوم های مختف را تامین کنند؟ ممنون میشوم اگر نمونه ای بیاورید.
آیا دموکراسی و صندوق رای برای تامین منافع همه ی ایرانیان کافی نیست؟
آیا جواب نه دادن به سوال بالا، چیزی جز باور نداشتن به دموکراسی است؟
..............
به باور من، هیچ قومیتی به طور پروگرام شده در ایران مورد جور و جفا نیست.این چه دروغیست که بی بی سی و عده ای هم به طور ناآگاهانه بر طبل آن میکوبند؟
آیا رهبر جمهوری اسلامی یک آذری نیست؟
آیا علی شمخانی یک عرب نبود؟
آیا نیکزاد کاندیدا و وزیر یک آذری نیست؟
آیا معاون اول احمدینژاد یک کرد نیست؟
آیا سختی های اقتصادی این روزها فقط مختصص کرد و عرب و آذریست؟
آیا میرحسین موسوی یک آذری نبود؟
آیا کروبی یک لر اهل لرستان نبود؟
چرا وقتی نمیدانیم فدرالیزم چیست، بیهوده به تبلیغ آن و بدون در نظر گرفتن تبعات آن میپردازیم؟
ایده ی ممالک محروسه در دوره ی قاجار هم بحثیست طولانی و اصلا در آن زمان چیزی به اسم دولت-ملت نوین در کار نبوده که عده ای فدرالیزم را از بن ایرانی میدانند. ایران همیشه یک پارچه بوده. به همین عراق شبه فدرال بغل دست خودمان نگاه کنید! ببینید که آیا میشود به این شبه فدرال نام یک کشور داد! کردها به نفع خودشان با آمریکایی ها زد و بند میکنند یا نه؟ منافع عراق را در نظر گرفته اند یا منافع قوم خویش را؟
دلم پر است...
چرا به ما یاد داده اند فرماندار یک شهر کرد نشین باید حتما کرد باشد؟
آیا شایسته سالاری مدعای یک چنین سخن سخیفی است؟
آیا در دموکراسی ها شایسته سالاری نیست؟
چه اشکالی دارد یک کرد اگر دانش کافی و شناخت لازم از تهران را دارد استاندار پایتخت باشد؟ و یک آذری با همان موئلفه ها فرماندار مریوان؟
در ایران هیچ برنامه ی مدونی برای نابودی هیچ قومی نیست.متاسفانه مناطق مرزی در کشورهای در حال توسعه همیشه تحت جور و جفا و کمبود امکاناتند. اما آیا برای مثال در شیراز من، آزادی و امنیت کامل دارم؟ یا اینجا برنج کیلویی هزار تومان است؟!
رضا پهلوی یا نمیداند-که با ادعایش بر داشتن لیسانس سیاست تعارض دارد- و یا تجاهل میکند، که فدرالیزم یعنی نابودی و تجزیه ی ایران. و خدا به خیر کند هر آنچه از دل این شورا برون خواهد آمد.

ناشناس گفت...

من در کردستان بوده ام. کردهای ایران شافعی هستند و نزدیکترین اهل تسنن به شیعیان. اذان را به طریق اهل سنت میگویند و کسی جلودارشان نیست. کسی به کردها برچسب "ترک کوهی" و یا فارسی کوهی نمیزند. همه ی استانها هم امروزه شبکه ی استانی دارند و فیلمها و برنامه هایی به زبان های محلی پخش میکنند.
اگر واقعا افرادی که خواستار فدرالیزم هستند، خود را سکولار و دموکرات جلوه میدهند... بحث مذهب در آینده ی ایران باید کمترین اهمیت را برایشان داشته باشد و تقلیل دادن دموکراسی و سکولاریزم به داشتن مسجدی در تهران برای اهل تسنن( خواسته ی به حق اهل تسنن)، نشان دادن روح قوم گرا که نه بلکه مذهب گرای آنان و دروغ دموکرات بودن و سکولار بودنشان است.
میدانم مشکلات هست، و البته "همه" در رنج و عذابیم، اما من یک دگر اندیشم و نه یک شبه روشنفکر! و نمیخواهم به دام وجیه المله بودن و پوپولیزم بیفتم.
خواهشا قبل از بیان نظرات خطرناک برای میهن عزیزمان، با مفاهیمی که به کار میبرید آشنا شوید!
مخاطب این نوشته نویسنده ی کامنتی است که توصیه ی حکومت فدرال کرده بود، اما دوست دارم دلقک هم نظرم را بداند و اگر صلاح دید در نوشته هایش توضیحی راجع به "خطرات فدرالیزم"برای ایران، ارئه دهد.اگرچه این خطر اولویت رسیدگی ندارد.
دوستت دارم
ناشناس
از همه جای ایران سرای من است
الی المهرج الایرانی

مسلم گفت...

فدرالیسم فی نفسه در زندگی روزمره هم هست. پسری كه به سن بلوغ رسید و ازدواج كرد، لزومی ندارد كه دیگر در خانه پدری بماند. می تواند زندگی مستقلی برای خود داشته باشد. درآمدش را خود به دست آورد و خودش خرج كند. خودش از خانواده اش دفاع كند و برای خانواده اش هم راحت تر است كه تصمیم گیری ها را خودشان انجام دهند. حالا این خانواده های كوچك می تواند یك فامیل بزرگ تشكیل دهد كه در مقابل حوادثی كه نیاز به كمك خارجی دارد، یا منافعی كه میانشان مشترك است با هم یك فدرالیسم را تشكیل دهند. حالا بگذریم كه قانون اساسی جمهوری اسلامی از بیخ و بن سعی در ریشه كن كردن قومیت ها و زبان های مادری و مذاهب دارد.

ادوارد البی دوم گفت...

لطفا نیم‌نگاهی هم به تصاویر انتخابی دلقک بیاندازید. قطعا می‌تواند بدون تصویر هم بنویسد.
کسی آن جمجمه را می‌بیند؟

ناشناس گفت...

سلام و درود
شما از بن مغلطه کرده اید!
اولا به قول شما "پسری كه به سن بلوغ رسید و ازدواج كرد". این یعنی استقلال کامل و حتما داشته و دیده اید کسانی که سر ناسازگاری با پدر و مادر دارند! حتی این از فدرالیزم هم به دور است!
ثانیا:به طور کلی تقلیل وضعیت یک political entity یعنی یک کشور، یه یک خانواده و عروس و داماد و مادرزن و مادرشوهر! از واقع گرایی سیاسی خیلی به دور است.و بدون بی احترامی به شما، اوج ساده انگاری.
من بد شناخته شده را به ناشناخته ی به قول شما خوب و به قول من "فاجعه" مرجح میدانم و نه...اصلا برایش تلاش میکنم!
ثالثا: قانون اساسی جمهوری اسلامی به هیچ وجه مورد بحث من نبود. با این حال قانون اساسی جمهوری اسلامی به هیچ وجه قوم گرا نبوده و نیست. اگر بحث شما مقوله ی مذهب است! باید عرض کنم که درست میفرمایید.منتها شما از آینده ی ایران سخن گفته اید. و با این فرض که ایران آینده سکولار است. نتیجتا میشود استنباط کرد دردی که شما از آن سخن میرانید، درد "تبعیض مذهبیست" که به نظر من اصلا جایی در فرض هیچیک از ما که "ایران سکولار" است ندارد.
من سوالاتی مطرح کردم و با شما سر عناد ندارم. فقط دوست دارم اگر به آینده ی ایران علاقه مند هستید یک سری کتاب و مقاله راجع به فدرالیزم مطالعه کنید.
دوباره میپرسم: آیا رحیمی معاون اول رئیس جمهور که خدا میداند چه اختلاس هایی که نکرده کرد است یا نه؟
-آیا منِ به قول خیلی ها فارس،دوست دار دلقک آذری نیستم؟(این از جنبه ی فردی موضوع!)
-آیا آیت الله خامنه ای آذری نیست؟
-آیا میرحسین موسوی که مورد اقبال جامعه ی ایران و به ویژه موتور محرک جامعه یعنی طبقه ی متوسط واقع شده آذری نبود؟
-اکبر اعلمی چه طور؟
-آیا قوم گرایی پیشرفت علی دایی و امثاله را سد کرد و میکند؟
-برای اهالی اصفهان بیشتر جک میسازند یا اهالی کردستان؟!
-اعظم ثروتمندان ایران(سرمایه دار که نداریم الحمدلله!) از اهالی تبریز و آذربایجانند و یا از اهالی یزد و شیراز؟
_زرتشتی ها که اقلیت قومی نیستند و ساکنان یزد،وضعشان از آذری های به قول فدرالیست ها"اقلیت قومی" بهتر است؟!
جان کلام فدرالیست ها این است:
تنها کشور غیر جعلی منطقه که ساخته ی ابرقدرتهای دیروز و امروز نیست را تکه تکه کنید! و بعد به هم بچسبانید!اینطوری ایران و منافعش حفظ خواهد شد!
شما اگر لطف کردید و مثالی به من نشان دادید از یک چنین ایده ی نابی و یک چنین کشوری، آنهم در هرجای تاریخ و در هر قاره ای، و حتی نمونه ای نامشابه با ایران، که کشور یکپارچه بوده را فدرال کرده باشند و به آزادی نسبتی، ثبات اقتصادی و یا رفع تبعیض ها ی اجتماعی، سیاسی، اقتصادی رسیده باشند، من همه ی نوشته های خودم را پس میگیرم و توبه میکنم که دیگر نه اینجا و نه جای دیگری ننویسم!
خوب است در این روزها مسئولانه سخن برانیم و کمی هم مطالعه کنیم
برای شما و همه ی دوستان در این روزهای تاریخ ساز کتاب مستطاب و کلاسیک لویاتان اثر توماس هابز رئالیست را توصیه میکنم!
الی المخاطب المهرج الایرانی!

مسلم گفت...

در جواب شما دوست گرامی سكولار بودن حكومت آینده ایران هیچ تضمینی برای احقاق حقوق اقلیت ها نیست كما اینكه الان در تركیه لائیك و سكولار می بینیم.
انتصاب اشخاصی از اقوام مختلف نشانه استفاده از پتانسیل های آن قوم نیست.نه خامنه ای نه رحیمی و نه هیچكدام از اینها كه برشمردین معیار مشاركت اقوام مختلف در فرآیند اداره كشور نیست. در ثانی خود همان اقوام از این نمایندگانشان تبری می جویند.
دموكراسی یعنی بازگشت به رأی اكثریت.پس اگه در ایران قراره دموكراسی برقرار بشه، باید همه پرسی برگزار كرد تا مردم هر قومی خود تكلیف خود رو مشخص كنن.
تمام قومیت ها چه در حكومت پهلوی ها و چه آخوندها ستم هایی كشیدن كه اعتمادشون رو به حكومت مركزی از دست دادن.شما می خوای منو با خواندن چند كتاب قانع كنید كه مركزیت یعنی اقتدار.اما من اقتدار می خوام چكار زمانی كه مركز سعی در زدودن هویت من داره.
همین آذری ها، كردها، یا بلوچ ها یا عرب ها نسبت به فارس ها احساس نزدیكی بیشتری دارن، یا نسبت به هم نوعشان چند قدم آنطرف مرز؟
حداقل حداقل دلجویی كه حكومت آینده ایران می تونه از این اقلیت ها بكنه اینه كه بذاره مسیر خودشون رو ازین پس خود انتخاب كنن و این یعنی دموكراسی و آزادی

ناشناس گفت...

کسی آن جمجمه را می‌بیند؟

برای دیدن بهتر آن جمجمه به اینجا تشریف ببرید:

http://www.youtube.com/watch?v=iWpjXyPL1rU

ناشناس گفت...

مسلم جان اجالتن کرسی شعر نگو و گوز و شقیقه را به زور مغلطه پیچ و مهره نکن، اگر منظور تو از فدرالیزم، ترکستان کردستان عربستان بلوچستان کردن به جای ایران است باید بگویم که ریدی برادر جان! ترک و کرد و بلوچ به خودی و خود چه دارد که امورات بگذراند جز مشتی گاو و گوسفند و یله که صبح به صبح میچرند و شب به شب زاد و ولد میکنند! باز قوم عرب دل خوش به طعم نفت و عطر گاز زیر پایشان، حق دارند الدورم بولدورم کنند ولی اگر جیره کرد و ترک و بلوچ و فارس و غیره را از سهم نفت و گاز عرب بگیرند چه دارند که با آن شب را سحر کنند! صنعت توریسم؟! اگر میگوزی فکر بوشم بکن و آروغ از سر سیری نزن! همه مان اجالتن محتاج نفت عرب های نازنینمان هستیم و باید منت پذیرشان هم باشیم که یک دهم کرد ها و ترک ها برای این سرزمین بازی در نیاوردند در حالی که بدترین شرایط زندگی و پایین ترین سطح رفاه متعلق به جنوبی ها و عرب هایمان است که هر وقت به جنوب سفر میکردم جز آه و حسرت و افسوس و چند فحش آب دار به باعثان و بانیان و کاهلانش چیز دیگری سوغات نمیاوردم چرا که من و امثال من سهم خود را الردی گرفته ایم از این مردمان نازنین!

الان که فکر میکنم میبینم اگر به جای اینکه عراق به خوزستان حمله میکرد ترکیه به تبریز حمله کرده بود شاید الان چند استان کمتر داشتیم نه؟!

حرف آخر، من این ویرانستان ( و ایران ستان ) را حتی با همین سید علی به ترکستان و کردستان و بلوچستان هزار دهستان آباد ولی تجزیه شده ترجیح میدهم.

دلقک جان منتشرش کن من فحش خورم ملسه!

عمو دلار

ناشناس گفت...

این فدرال بازیها تخم لق اجنبی است در دهان برخی بی ریشه بی هویت مهاجم مهاجر

ناشناس گفت...

حکومت مرکزی با حفظ احترام اقوام گزینه مطلوب تری است 2500 سال پیش هم این چنین بود نقش برجسته های تخت جمشید خودش گویاست. یعنی اینقدر ایرانی بی عرضه شده که نمتواند عدالت را در یک چهارم باقی مانده از امپراطوری بزرگ ایران باستان حفظ کند

ناشناس گفت...

سلام مجدد
آقا مسلم،
این چیزی که شما نوشته ای همان شد که من از به عنوان فاجعه نام بردم.
هموطن من،
1.شما باز هم مغلطه کرده اید؛و نوشته اید"انتصاب اشخاصی از اقوام مختلف نشانه استفاده از پتانسیل های آن قوم نیست."
بنده جایی ننوشتم که استفاده ی تمام از پتانسیل همه ی اقوام ایرانی شده است. منتها با همین نوشته ی به راه کج رفته ی شما، آیا از پتانسیل شیرازی و اصفهنانی و یزدی و کرمانی استفاده ی درست شده؟ خوب یا بد، به هرحال این افراد در سیستم حکومتی ایران فعالیت دارند و همین کافیست تا من به ضرس قاطع ادعا کنم که هیچ برنامه ی مدونی جهت نابودی و آزار هیچ قومی نیست.
2. شما یا قائل به واحد سیاسی ای به نام ایران هستید و یا که خیر؛ اگر هستید این عبارت شمابا جواب شما در تعارض است:
پس اگه در ایران قراره دموكراسی برقرار بشه، باید همه پرسی برگزار كرد تا مردم هر قومی خود تكلیف خود رو مشخص كنن
"هر قومی"؟! شما از فدرالیزم هم فراتر رفته اید. یک مرتبه بگویید میخواهید تجزیه اعلام بفرمایید! و یک صلوات هم نثار روح ونستون چرچیل کنید!
در هر تصمیمی برای آینده ی سیاسی ایران،تمامی افراد حائز رای مشارکت خواهند کرد و گویا معادل رفراندوم در زبان پارسی میشود"همه پرسی" و نه قوم پرسی! به دموکراسی که اعتقاد دارید؟به کرسی واحد سیاسی ای به نام ایران در سازمان ملل متحد چه طور؟
3.نوشته اید:همین آذری ها، كردها، یا بلوچ ها یا عرب ها نسبت به فارس ها احساس نزدیكی بیشتری دارن، یا نسبت به هم نوعشان چند قدم آنطرف مرز؟
کیلومترها دورتر از این عبارت میشود بوی "بی وطنی" و اندیشه های "قومی/محله گرایی" را شنید و حس کرد.
دموکراسی متعلق به کسانیست که دست از اندیشه های لوکالیستی خود شسته باشند و قومی نیندیشند.نکند دوست دارید حکومت های قومی خلق کنید؟
آیا اعراب ایرانی آنطور که شما نوشته اید برای صدام فرش قرمز پهن کردند؟
یا-یک مثال شخصی- دلقک آذری روزها از احساسش نسبت به الهام علی اف و دلتنگی هایش از باکو مینویسد؟!
میخواهید من و امثال من تن به تجزیه ی ایران بدهیم؟!
میخواهید در آینده:
حداقل حداقل دلجویی كه حكومت آینده ایران می تونه از این اقلیت ها بكنه اینه كه بذاره مسیر خودشون رو ازین پس خود انتخاب كنن و این یعنی دموكراسی و آزادی

دموکراسی و آزادی از هرآنچه نوشته اید به دور است. دموکراسی یا دمو کراسیا به صورت کلاسیک یعنی حکومت مردم بر مردم و این یعنی مردمان تمام یک "واحد سیاسی" و آزادی یعنی:من از آزادی! تو متضرر نشوم و تو از آزادی من.واقعیت این است که با تجزیه ی ایران من ضرر بزرگی میکنم!درآمدم کم می شود، امنیت ملی ام به خطر می افتد! عمق استراتژیک کشورم به باد فنا میرود(از دلقک بپرس عمق استراتژیک یعنی چه).ضریب نفوذم در منطقه کاهش میابد و هزار مصیبت دیگر.
مملکت ملک مشاع همه ی ایرانیان است. حتی نفت متعلق به عرب های خوزستان نیست.سوای از مالکیت فردی، همه چیز متعلق به همه است و البته
تاریخ نشان داده که هرموقع کشوری در سیاست داخلی با بن بست و مشکلات روبرو میشود، اندیشه های جدایی طلبی و دلارهای قومی از مغزهای پوک و جیب های همسایگان و بیگانگان به داخل آن کشور سرایت میکند.

مسلم گفت...

من روی مواضع خودم هستم. چون به نظرم تنها چیزی كه از اول تمدن آریایی تا الان تونسته این تنوع قومیتی رو زیر چتری به نام ایران گرد بیاره، همانا تا پیش از انقلاب زور شمشیر بوده و ملوك الطوایفی بودن و عشیرتی بودن و بعد انقلاب رعب و وحشت و خفقان.
من حرف از تجزیه ایران نمی زنم.به هرحال تاریخ همه اقوام مختلف باهم مشتركه به نام تاریخ ایران.
اما این حرفم قبول ندارم كه شما كه در شیراز یا اصفهان زندگی می كنی در كمال امن و آرامش باشی، اونی كه لب مرزه همیشه سپر بلا بوده و محروم از همه نعمتها.
هندونه كه نیست وسطش شیرینه و نزدیك پوست بی مزه.
حالا اگه میخواین ایران بعد آخوندها به سرنوشت عراق دچار نشه، قومیت ها و مذاهب رو به جان هم نندازین
بذارین در كنار هم زیر چتر واحدی به اسم جمهوری فدرال ایران گرد بیان و در پیشرفت و برخورداری سهمی داشته باشن.
در جواب اون دوستی كه فرمودن اقلیت ها جز گاو و گوسپند چیزی ندارن،صرفنطر از توهین آشكار شما به سرزمینت، هیچ كس كاسه گدایی دستش نگرفته،و مطمئن باشین كه شما محتاج اونایین نه اونا محتاج شما
ضمن عرض پوزش از جناب تیمسار و تمامی دوستان