ه‍.ش. ۱۳۹۲ فروردین ۱۴, چهارشنبه

اگر چاره ای جز آمدن هاشمی و یا خاتمی نباشد؛ هاشمی برتری دارد به خاتمی!

Chula by Juan Luna.jpg

Chula series


1- موضوع نامزدی هاشمی یا خاتمی - در حالیکه هنوز هم هیچکدام تصمیمی برای نامزدی نگرفته اند و گارد آیت الله خامنه ای در مورد هر دو آقایان کاملاً بسته و مکروه است - مورد بحث جدی این روزهای محافل سیاسی و مدنی و خانوادگی ایرانیان گرفتار و نگران است. لذا تصمیم گرفتم بنویسم که چرا من اصرار به نامزدی هاشمی دارم و از نامزدی خاتمی نه خوشحال می شوم و نه حمایت می کنم.

2- این در حالی است که هنوز هم امید خویش را از بهم ریختن اوضاع در آخرین روزهای سه ماه آینده و روفته شدن هردو معضل امروز ایران (خامنه ای - احمدی نژاد) با هم نبریده ام. اما اگر فرض را بر این بگذاریم که خامنه ای کماکان رهبری کشور را در دست داشته باشد تنها آدم مناسب برای ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی است. حتی معتقدم که قالی باف هم رییس جمهور مفید تر از محمد خاتمی می تواند شد در بودن خامنه ای.

3- رییس جمهور آینده باید این ویژگی ها را داشته باشد:

الف- باید بتواند خامنه ای تضعیف شده را عقب براند و سیاست های کلی نظام را در راستای منافع ملی تصحیح کند.

ب- باید بتواند توده های جوان و هیجان زده و دموکراسی خواه و آرمانگرا را نیز کنترل کرده و از زیاده خواهی آنان جلو بگیرد.

پ- باید بتواند روحانیون ارشد الیگارشی اعم از مراجع و امامان جمعه و مدرسین حوزه های معتبر دینی را یا همراه و موافق خودش بکند و یا حداقل از مخالفت با خود برحذر دارد.

ت- باید بتواند همۀ دانه درشت های جناح های اصولگرا و اصلاح طلب را به همکاری با خود ترغیب نماید. بعبارت دیگر نباید اشخاص مهمی در دو طرف گارد مخالف تا سرحد دشمنی با او داشته باشند.

ث- اهل مشورت و کار جمعی باشد اما خصوصیت گادفادری را هم همزمان داشته باشد و چنان پروزن نباشد که همه او را به نام کوچک و مثل پسرخاله شان صدا بزنند و با او رفتار بکنند.

ج- در جامعۀ مدنی و بویژه دانشگاهی و طبقات مدرن توقع و هیجان "آخ جون دیگه وقت بی بند وباری و حال کردن است" ایجاد نکند.

چ- کاریزمای سیاسی و عملگرایی داشته باشد و نه کاریزمای شخصی و فرهنگی و روشنفکری از سویی و زیر بلیط هیچ جبهه و حزب و جناحی تعریف نشده و وامدار اخلاقی و رفاقتی نباشد از جانب دیگر.

ح- پاسخگو باشد اما اهل چانه زدن های روشنفکری و تئوری بازی نباشد و هر بچه و بزرگسالی متوقع نباشد که باید رییس جمهور خندان و صلح کل با همه باشد.

خ- و در یک کلام صبغه اش به دموکراسی و توسعۀ سیاسی شناخته نباشد و باعث ایجاد توقع ساختار شکنی نشود و زیر دست کسی هم نباشد. بعبارت دیگر از همان روز اول انتخاب جامعۀ مدرن و بویژه جوانان را تحریک خودکار نکند.

4- بسیاری خصوصیات دیگر هم ماند که خود شما بهتر از من می توانید آن ها را احصا کنید. می خواهم بگویم که شهرت جا افتادۀ رییس جمهور بعدی در جامعه بسیار زیاد مهم است و ملت با شناخت این معروفیت و ویژگی؛ خودشان را و خواسته هایشان را تنظیم می کنند. همۀ این خصوصیاتی که گفتم در هاشمی جمع است در حالیکه در خاتمی بر عکسش است. هاشمی هرچقدر هم از دموکراسی حرف بزند کسی او را لیبرال نمی شناسد در حالیکه خاتمی در پیشانی نوشت سیاسی اش یک روشنفکر لیبرال دانشگاهی است و کسی آخوندی او را جدی نمی گیرد. در حالیکه هاشمی خودش را حلق آویز هم بکند اول آخوند است و بعد از آن خصوصیات دیگرش می آید. با آمدن خاتمی جامعه مجدداً از پاشنه در می آید و دچار افراط می شود مثل سال های اول اصلاحات. توقع از خاتمی حداکثری است و تازه آخرش هم کسی راضی نخواهد شد. در حالیکه اصلاح هاشمی بطئی اما مورد رضایت خواهد بود. بازهم تأکید می کنم توقع جامعه بر مبنای شهرت سیاسی گذشتۀ این دو تنظیم خواهد شد. در مورد خاتمی با فوران و پرخاش و زودباش. اما در مورد هاشمی با "هرچه از دوست رسد نیکوست". و این بسیار مهم است برای بازگرداندن جامعه به آرامش.

5- حرف هایم جویده جویده شد و آخر شبی و تلگرافی پس با یک طنز تمام می کنم ارجحیت هاشمی نسبت به خاتمی را. اگر از همۀ من من های جناح چپ بگذریم که می خواهند خاتمی را مصادره کنند و به او خط بدهند هم بگذریم حداقل من از دو کس نمی توانم یاد نکنم که بودنشان در جبهۀ خاتمی به اندازۀ همۀ خرابکاری ها مخرب است. نازلترش همین حمید رضا جلایی پور است که چهل دلیل تراشیده برای آمدن خاتمی و جامعه شناس خوبی نیست و یکی از کسانی که موسوی را هم با ترفند رأی آوری حمایت کرد و همه طوری شدند - حتی پسرش - بغیر از خود او. و دوم آخوند موسوی خوئینی ها که ایران اگر اینجاست و شاخص فلاکتش به 50 درصد رسیده جز به چپ روی و فتوای اشغال سفارت امریکا به دست و صلاحدید و تصمیم او نبوده است و بسیار آدم خطرناکی است و رییس خاتمی در مجمع روحانیان مبارز فعلی. 

6- حرف آخر اینکه بهترین نوع آرایش اجرایی کشور در بودن خامنه ای نکبت؛ ریاست جمهوری هاشمی است با معاون اولی قالی باف تا چهار سال، و بعد جایگزین شدن قالی باف بجای هاشمی. البته انشاء الله که دعوای پدر و پسر به ختم هردو بیانجامد و وقایع در مسیر بهتری پیش برود. یا...هو

۲۰ نظر:

ناشناس گفت...

یعنی شما واقعا فکر می کنید که هاشمی تصوری و کوچکترین علاقه ای به چیزی به اسم منافع ملی ایران داره؟ یا حتی خاتمی؟ اگر چنین فکری می کنید می شه یکی دو نمونه بفرمایید که ما هم روشن بشیم؟

ناشناس گفت...

ج- در جامعۀ مدنی و بویژه دانشگاهی و طبقات مدرن توقع و هیجان "آخ جون دیگه وقت بی بند وباری و حال کردن است" ایجاد نکند.
یک کمی بیش از همیشه تهوع آور نوشتی، نه؟

منوچهر گفت...

زنده باد تابستان

ناشناس گفت...

محمدرضا چهل دلیل تراشیده

امید25 گفت...

سلام
من به شخصه اگر گوگوش هم بیاید دیگر در انتخابات این نظام شتر گاو پلنگ شرکت نمیکنم اما هر کسی حتی محمود را به خاتمی ترجیح میدهم خاتمی مثل افیون است که جامعه را به رخوت میبرد.
اما به نظرم شما اول هاشمی را انتخاب کردی بعد یک سری خصوصیات ردیف کردید در قالب او. نه اینکه دلیل و برهان بیاورید و بعد ما به این نتیجه برسیم که پس هاشمی همانچیزیست که به دنبالش هستیم

Dalghak.Irani گفت...

ناشناس دوم سلام.
درست می فرمائید بی دقتی کرده ام و بند ج مثل همۀ بند جیم ها تهوع آور شده و منظورم نبود و فقط می خواستم تذکر به نوجوانان و جوانان پر انرژی و زندگی دوست و خسته از دخالت حکومت و غیر سیاسی و ... را پررنگ کنم که زده ام به شانه خاکی و وحشتناک شده در جمله ای ناقص و کلی. مرسی از تذکرتان اما تعویضش "شیرینی اشتباه من و تذکر شما" را از بین می برد و به این خاطر است که تصحیح نمی کنم. یا...هو

Dalghak.Irani گفت...

ارش عزیز.
نه من نیاز جامعه را نگاه کردم و به هاشمی ختم شد و الا تبلیغ کردن برای خاتمی خیلی راحت تر از - حداقل - هاشمی است. و من بخاطر نام هاشمی چندین بار بایکوت شده ام و همین دو پست اخیر بیشتر از امتیاز مثبت ؛ امتیاز منفی و بد وبیراه گرفته اند. هاشمی البته با توجه به همۀ شرایط توانایی کار کردن را دارد بشرطی که بخواهد و اراده اش را هم داشته باشد و الا لعنت خدا و شیطان به او اگر بخواهد محلل خامنه ای بشود و فقط ماله بکشد به خرابکاری های 24 سالی خامنه ای. یا...هو

ناشناس گفت...

درس بزرگ انتخاباتی:
"دو گدا در خیابانی نزدیک واتیکان کنار هم نشسته بودند. یکی صلیب گذاشته بود و دیگری الله... مردم زیادی که از آنجا رد می شدند، به هر دو نگاه می کردند و فقط در کلاه اونی که پشت صلیب نشسته بود پول می انداختند.
کشیشی از آنجا می گذشت، مدتی ایستاد و دید که مردم فقط به گدایی که صلیب دارد پول می دهند و هیچ کس به گدای پشت الله چیزی نمی دهد. رفت جلو و گفت: رفیق بیچاره من، متوجه نیستی؟ اینجا مرکز مذهب کاتولیک است.
پس مردم به تو که الله گذاشتی پول نمی دهند، به خصوص که درست نشستی کنار یه گدای دیگری که صلیب دارد. در واقع از روی لجبازی هم که باشد مردم به اون یکی پول میدهند نه تو.
گدای پشت الله بعد از شنیدن حرفهای کشیش رو کرد به گدای پشت صلیب و گفت: هی "اسدالله" نگاه کن کی اومده به برادران "عسگر‌اولادی" بازاریابی یاد
بده؟

* مراقب باشید به لجبازی با یکی، سکه تان را در کلاه دیگری نیاندازید"

ناشناس گفت...

به نظر من دلقك درست ميگه، سر همه اين جماعت توى يك اخوره و همگى ريگى به كفش دارند ، اما همانطور كه قبلا هم كامنت گذاشته بودم، در حال حاضر بايد عقبتر بايستيم و به صحنه بزرگتر سيرك نگاه كنيم و نتيجه را ببينيم و نه بازى مهره هاى انتخابات را. هاشمى كه خودش يكى از گنده لاتهاى جمهورى اسلاميست تنها كسى است كه ميتواند بدون قمه كشى و خونريزى داخل خودشان جلو دار رهبر ابله باشد وگرنه راهى كه فعلا رهبر رفته و خواهد رفت جز جنگ و تجزيه ايران سرانجامى ندارد. الان وقت حسابرسى شخصى و دق دلى خالى كردن نيست ، هر خرى كه توانائى جلوگيرى از اين سرانجام ناگوار براى ايران را دارد و در اين شرايط اگر خود شيطان هم است قدمش روى چشم.

دوستدار دلقك، افشين

منوچهر گفت...

با افشین موافقم، ماهیت احساسی بیشتر نظرات به منافع کوتاه مدت و هیجانی نظر دارد غافل از اینکه با در نظر گرفتن قانون نخست نیوتن - ماکیاول که بیان می دارد هر عملی را عکس العملی است قوی تر از آن و در خلاف جهت آن. در نتیجه خود مردم متحمل فشارهای بیشتر از جانب حکام خواهند شد. متاسفانه صدای منافع طولانی مدت ده سال بعد به گوش روشنفکران و دانشجویان جهان سومی میرسد که تازه به یاد هیجانات سرکوب شده می افتند.

ناشناس گفت...

سلام دلقك عزيز
خامنه اي چندين سال تلاش كرده است تا حاكميت را يكدست كند و در اين راه خيلي مسايل را به جان خريده است ، مثل هـشت سال سنگ اندازي پيش پاي خاتمي و اصلاحات ، تقلب در انتخابات مجلس و رياست جمهـوري ، سركوب مردم و جوانان ، سركوب دانشجويان ، رد صلاحيت هـاي گسترده در اين ده سال اخير مخصوصا و موارد بيشمار ديگري كه همه در راستاي برقرار كردن ديكتاتوريه امروز مي باشد كه شاهد ان هـستيم
لذا خامنه اي اجازه پيروزي در انتخابات به هـاشمي و خاتمي را نخواهـد داد
خامنه اي از ديد ما تضعيف شده و ناتوان از كنترل اوضاع مي باشد
ولي از ديد خودش اگر اين پيچ خطرناك كه هـمانا كنار زدن دار و دسته احمدي نژاد را پشت سر بگذارد و انتخاباتي ارام داشته باشد ، باز هـم اوست تنهـا بازيگر عرصه سياست و يك گام به جلوست براي خامنه اي
در ضمن سپاه هـم به قراردادهـاي بدون مناقصه و بدون رقيب عادت كرده در اين هـشت سال و مانع حضور اغيار خواهد شد
پاينده باشيد

ناشناس گفت...

این کامنت مخصوص خودته ولی علی الحساب یه جاکش حواله ات میکنم. قبل از آلماتی 2 بهت میگم که پیش خودت نگی: نفهمید و نذاشتم کسی هم بفهمه! من همون کسی ام که پست خر داغ میکنندت رو بخاطرش منتشر کردی ولی بعد از چند روز و در واقع بعد از فهمیدن اینکه خر نیست کبابه کامنتم رو بی سر و صدا پاک کردی! مثل روز روشنه که از جایی یا کسی جیره مواجیب میگیری نگو نه تا چیز دیگه ای حوالت نکردم. اما آلماتی! اگه فردا بنا به گفتت خر داغ میکردن من جاکشی رو با کمال میل ازت پس میگیرم و به دوش میکشم ولی اگه عوضش داغ خر به ما تحت ما رفت اونوقت باید منتظر حواله های بعدی باشی!
عمو دلار ...

Dalghak.Irani گفت...

سلام. من معمولاً کامنتی را حذف نمی کنم مگر اینکه توهین به اشخاص حقیقی غیر از خودم باشد اولاً و تهمت و افترایی به شخص ثالثی که امکان دفاع ندارد در اینجا ثانیاً و کلماتی آزاردهنده برای سایرین داشته باشد ثالثاً باشد؛ و بجرأت می گویم که کامنت های حذف کرده ام تا کنون کمتر از نیم درصد کامنت های دریافتی بوده است حداکثر.
لذا ضمن عذرخواهی از خوانندگان و تماشاگران سیرک و خود شما که گفته ای این کامنت مخصوص خودم است؛ کامنتت را منتشر کردم تا خواهش کنم که با آرامش بهتری منظورت را توضیح بدهی. چون از گفته ات متوجه نشدم که چه مشکلی داری با من. ضمن اینکه قطعاً من پست مربوط به بابک زنجانی و خرداغ کنی را در واکنش به هیچ کامنتی ننوشته ام. زیرا روال وبلاگم این است که اگر بخواهم راجع به کامنت و حرفی از خوانندگان مطلب بنویسم یا عین کامنت طرف را در ابتدای نوشته می آورم و یا اصل سخن خواننده را نقل قول کرده و مشخص می کنم. آلماتی 2 و قبل از آن می گویم و تا پنهان نکنی و نگی کسی نفهمید کاملاً گنگ است برایم و نمی توانم ارتباط آن را با مزدوری خودم - مورد ادعای شما - بفهمم. یا...هو

ناشناس گفت...

به نظر من شما علاقه خاصی به اقای هاشمی دارید که در قضاوتت تاثیر گذاشته ولی در کل هیچ امیدی به هیچ کدام از این افراد حاضر در انتخابات وحتی خود انتخابات کمکی به این سرزمین سوخته نمیکنه و هر اتفاقی حتی جنگ بهتر از این حکومت خواهد بود

ف.ايراني گفت...

جناب ناشناس ششم اين درست هست كه رهبري در حال حاضر قدرتمندترين شخص ايران هست و ساختار فعلي نظام سلطاني هست اما به منبع قدرت بي‌نهايت كه رهبري متصل نيست كه بنا به ادعاي شماو همانندان شما از اين حيث هر كاري بخواد بكنه و آب از آب تكون نخوره!

مي‌شه شخصي مثل هاشمي رفسنجاني يا خاتمي رو با فشار از پايين قابل توجه وارد حوزه سياستگذاري‌هاي كلان كشور كرد و گرايشات جامعه رو به حاكميت منتقل و تحميل كرد و ساختار رو از سلطاني به خرد جمعي درون‌حاكميتي و بعد از اون پله پله به شركت دادن بخش خصوصي در تصميم‌گيري‌ها و نهايتاً دموكراتيزه كردن كل جامعه سوق داد. ترويج چنين ذهنيتي كه رهبري هر كاري بخواد مي‌تونه بكنه اشتباه و خطرناك هست.

ناشناس گفت...


کارکرد هاشمی با خود هاشمی متفاوت است
ما هنوز تخت تاثیر خود هاشمی هستیم
در حالیکه هاشمی در سالهای مختلف کارکرد های مختلف اصولگرا متحجر انقلابی
سرمایه داری و اصلاح طلبانه داشته
کارکرد هاشمی 92 کاکردی اصلاح طلبانه است بنطرم

ناشناس گفت...

یک اتفاق خوبی که افتاد اینه که دست از سر احمدی نژاد برداشتی و به علاقه مندی های خودت می پردازی و طبعا دنبال کنندگان خودت را داری.
هاشمی،خاتمی و... «بر و بکس انقلاب اسلامی» حوزه شناخت شماست.
فقط جان هر کسی که دوست داری دیگر طرف احمدی نژاد نرو.
چونچنانکه خودت بارهاگفتی کوچکترین دریافت و شناختی از او نمیتوانی داشته باشی و این میتواند مشکل شما باشد.

احمدی نژادی های اینجا هم این موضوع را فهمیده اند و تا به الان که 16 کامنت تایید کردی تنها احتمالا یک مورد مربوط به آنهاست.

ناشناس گفت...

سلام، بهت گفتم که مخصوص خودته ولی‌ منتشر کردی، پس اینم منتشر کن، حضرات اشتباه از سمت من بوده کامنت حذف نشده بود، همینجا از عمو دلقک عذر می‌خوام و جاکشی رو پس گرفته ولی‌ تا پس فردا به دوش نمی‌کشم تا پایان آلماتی.

عمو دلار

ناشناس گفت...

سلام دوست عزيز ( ف ايراني )
من ناشناس ششم هستم
من نوع نگاه خامنه اي به شرايط را به تصور خودم حدس زدم ولي اين دليل نيمشه كه به ان باور داشته باشم
شما از كدام فشار حرف ميزنيد !!!!! در هـشت سال رياست دولت خاتمي ، چه فشاري به خامنه اي وارد شد ؟ ايا حضور خاتمي در قدرت جلوي قدرت نمايي خامنه اي را گرفت ؟
در تمام ان سالهـا سركوب ، بازداشت غير قانوني ، شكنجه ، ترور ، قانون گريزي و مواردي كه همين حالا هـم جاري ميباشد ،بر قرار بود و هـست
ان روزي هـايي كه خاتمي بارهـا مي گفت به دنبال قهـرمان نباشيد ،
اين حرف در واقع متلكي بود به هـمه ما كه فكر مي كنيم با يك راي دادن مي توانيم چيزي را تغيير بدهـيم!!!!
راي دادن و نشستن در خانه چه فشاري به خامنه اي مي اورد؟
كانديداي مورد تاييد نظام و بيت رهـبري چه كاري براي مردم مي كند ؟
كجا ديديد كه چاقو دسته خودشو ببره ؟
در تمام سالهـاي اصلاحات چه جيزي به نفع مردم اصلاح شد؟
مردمي كه راحت ترين راه را هميشه انتخاب مي كنند به چه دستاوردي مي رسند ؟
قدرت خامنه اي با قدرت نمايي ما مردم در هم خواهد شكست نه با راي دادن به يكي از منتخبين شوراي نگهبان .
ما بي عمل و راحت طلب بوديم كه خامنه اي قدرتمند شد
در ميان كشمكش هـا و دعواهـاي اقايان در سالهاي اصلاحات ( به قول خودشان هر ٩ روز يك بحران ) ما مردم راي دهـنده براي ًدفاع از منتخب خود چه كرديم؟ منتخب ما براي اينكه جلوي خامنه اي را بگيرد ، چه كرد؟
بين مردم و منتخب مردم و خامنه اي ، تنها كسي كه اهـل عمل است ، خامنه ايست
اوست كه دولت اصلاحات را زمين گير كرد ، احمدي نژاد را به هـمه تحميل كرد ، وقتي كه هـاشمي با بركنار كردن كرباسچي مخالفت كرد ، وي را محاكمه كرد
قدرت خامنه اي حاصل تلاش و كوشش خود اوست
او مي داند كه چه مي خواهد و در اين راه پشتكار دارد ولي ما مردم مي دانيم كه چه مي خواهـيم ولي نشستيم تا يكي از منتخبين ايشان انرا براي ما مهـيا كند
همين بي عملي و راحت طلبي و منفعت طلبي شخصي ماست كه او را نيرومند كرده است ، تا جايي كه حتي هـاشمي و خاتمي هـم نشسته اند كه ايا اقا اجازه كانديد شدن را بهـشان مي دهد !!!!!
ما در راه حق خودمان سست و بي عمليم و خامنه اي در راه باطل خود ثابت قدم
دوست عزيز اميدوارم كه منظورم را خوب و كامل بيان كرده باشم
پاينده باشيد

ناشناس گفت...

"اگر..." داره.
براي تئورى شما يك اگر بزرگ وجود داره. "اگر هاشمى در مقابل خامنه اى وايسه". كه تمام سابقه هاشمى نشون ميده اولين و مهمترين اولويت هاشمى حفظ نظامه.
هر چقدر خامنه اى گربه صفته، هاشمى مثل سگ وفادار نظامه.
و اشتباه نكنيد كه اينبار سگه گربه رو نمى خوره.
با اومدن هاشمى هيچ اتفاق خاصى نميفته.
نظم خامنه اى در حال حاضر در حال فروپاشيه و اومدن هاشمى كمك ميكنه كه همه چيز به حالت پايدار در بياد.
من اگر جاى خامنه اى بودم ميرفتم منت كشى هاشمى كه جون هركى دوست دارى بيا كانديد شو، و اينجورى خودمو از شر مگسان دور شيرينى امثال قاليباف و بقيه نوچه اصولگراها راحت مى كردم