ه‍.ش. ۱۳۹۲ فروردین ۲۸, چهارشنبه

هاشمی رفسنجانی پیروز می شود اگر: شمشیرش را از رو ببندد همیشه. مثل این بار!




1- همۀ اصرار من هم برای نامزدی هاشمی رفسنجانی - و فقط شخص ایشان و نه هیچکس دیگر- در انتخابات ریاست جمهوری بدین دلیل بود که هاشمی رفسنجانی تنها سیاستمدار موجود در جمهوری اسلامی است که توان بالقوۀ عبور از خامنه ای را دارد. به این معنا که هاشمی بدلیل سابقۀ انقلابی و داشتن پایگاه در بین روحانیت سنتی و اعتبار مدیریتی و بویژه روسفید در آمدنش از وقایع 3 ساله و بالاخره محبوبیت کارآمدش در بین تکنوکرات ها و تحصیلکرده های دانشگاهی؛ می تواند بدون توافق استراتژیک با خامنه ای وارد انتخابات شده و پس از پیروزی و با استفاده از پتانسیلی که گفتم خامنه ای را وادار به عقب نشینی کرده و نقشش را به پادشاه بدون سلطنت فروکاسته و در عین حال با گسترش جامعۀ مدنی و تقویت آن از بازگشت مناسبات قبلی جلو بگیرد. این سناریو باید می توانست در عرض یک دورۀ ده ساله به تجدید نظر مثبت در قانون اساسی بیانجامد و ... بگذریم چون هاشمی قصد نامزدی ندارد و کل سناریو منتفی است.

2- حالا بنظر می رسد که هاشمی راه دومی را انتخاب کرده است که  راه کم خطرتر است برای خودش و نیازی هم برای صرف انرژی اضافه ندارد مثل چالش های نفسگیر رییس جمهور و رهبر. چه در صورت ورود به عرصۀ نامزدی و بدون جلب نظر موافق خامنه ای اولاً باید نگران اقدامات متکی به قدرت سخت افزار خامنه ای بود و ثانیاً در صورتیکه چه با دخالت خامنه ای و یا بطور طبیعی رأی نمی آورد و پیروز نمی شد باید برای همیشه و با خفت صحنۀ سیاست را ترک می گفت. البته ترک کردن صحنه در سن ایشان عیبی نیست که واجب هم است در همه جای دنیا؛ ولی رفتن با شکست با آن همه سابقه و پروپاگاندای جایگاهی او در جمهوری اسلامی صورت خوشی نداشت.

3- جمهوری اسلامی که بطور ذاتی دچار نوعی بی ثباتی است که در دوره هایی تشدید یا تخفیف هم می شود؛ اینک در یکی از بی ثبات ترین دوره های تاریخ خودش است. و صحنۀ سیاسی ایران از هر موقعی در سی سال گذشته سردرگم تر و پرهرج و مرج تر است. تا جائیکه حتی توان فکر کردن عادی را هم از همه گرفته است. در چنین فضای بشدت سیالی نیروهای سیاسی و بدنۀ میدانی آن ها در حال بازتعریف خود و اشغال جایگاه های جدیدی هستند. بعبارت دیگر حالا نه حزب اللهی همان حزب اللهی سابق است و انسجام سازمانی دارد ، نه اصلاح طلب و اصولگرا با تعریف سابق شناخته می شود و نه حتی ضدانقلاب تعریف مشخصی دارد. و بهمین خاطر هم است که تعریف خامنه ای و هاشمی هم با تعریف دو یا حتی سه سال پیش آنان متفاوت است. یعنی نه خامنه ای آن نایب امام یا امامی است که حزب اللهی ها مریدش بودند و نه هاشمی آن "شیطان اکبر"ی مانده که خامنه ای معرفی اش می کرد در خلوت به حواریون.

4- لذا بنظرم می رسد که اعلان برائت هاشمی از استراتژی مخرب خامنه ای و بویژه حملۀ مؤثر و بسیار تند ایشان به سپاه پاسداران - برای اولین بار در این سطح و با این صراحت اتفاق افتاده است - اقدام خوبی بوده و با جلو رفتن در دوماه آینده نیروهای اجتماعی مؤثری را به اردوی هاشمی خواهد ترغیب و اضافه کرد. البته مشروط بر اینکه هاشمی نیز دست به تحرک سیاسی بزند و از قهر و ناز و بی حوصلگی و مظلوم نمایی پرهیز کند. زیرا با اینکه ذائقۀ ملت ایران دوست داشتن قهرمانان  شکست خورده ولی مظلوم است. اما ترکیب هاشمی رفسنجانی بدلیل کم داشتن عنصر فقرمادی و بدبختی در کودکی و در یوزگی در طلبگی؛ توانایی صعود به مظلوم نمایی تأثیر گذار را ندارد مثل مثلاً آیت الله خامنه ای! پس رفسنجانی محکوم است که اگر قصدی برای نجات خود دارد دست به یک اقدام ایجابی بزند بنفع وطن و این اقدام باید حتماً یک فعل باشد و نه یک انفعال. از زوایای دیگر خواهم نوشت بازهم. یا...هو

۸ نظر:

حسام گفت...

تو فکر میکنی مردم ایران فقط شمال شهریهای تهران هستند. هاشمی رای نخواهد آورد و خودش هم می داند و برای همین هم نخواهد آمد. این حرفهایی هم که میزند برای جلب نظر همان شمال شهریهاست.

ناشناس گفت...

اینکه هاشمی توپو انداخت تو زمین خامنه ای قابل پیش بینی بود اما اینگونه قمار کردنش یکم مایوس کنندس اینکه به صلاح نیست فکر نمی کنی با توجه به عدم پشتبانی مردم تیرش به سنگ بخوره؟ از وقتی این خبر اومد بیرون صدباری صفحتو رفرش کردم از اون تحلیل دلقمیات می خوایم این برا مزه بد نبود.....یا ...هو

ناشناس گفت...

حسام عزيز، بافت فعلى شمال شهر رو همين سپاهيان و آقا زاده ها و تازه به دوران رسيده هاى جمهورى اسلامى تشكيل داده اند ، البته به غير از يك سرى قديميها كه بعد از ٣٥ سال نسلشون تقريبأ رو به انقراضه، شما مثل اينكه هنوز در دوران انقلاب زندگى ميكنى و عقده همين برادران ٣٥ سال پيش رو تو دلت دارى كه كوخ نشين بودند و انقلاب كردن بر عليه كاخ نشينان براى ايجاد مدينه فاضله ، اما خودشان كاخ نشين شدند. كه كاخ شاه در مقابل كاخهاى اينان مايه خنده شده.
هاشمى هم كه مستقيما توپيده به همين سپاهيان شمال شهر نشين، در نتيجه منطق شما ضد نقيض است. اگر منظور شما شمال شهرى فكرى است، اكثر اينها يا خارج نشينند مثل دلقك ما و يا زندان يا بىخيال سياست. در نتيجه نميتونن راى بدهند. پس ميشينيم بيرون گود و از پنجره سيرك منتظر ميشيم ببينيم كدوم سگ هار تره و بقيه رو تكه تكه ميكنه. اين ميشه نتيجه انتخابات اينده جمهورى اسلامى. به خير بگذره.
مخلص دلقك. افشين.

ناشناس گفت...

اول سلام
نمیدونم چرا فکر میکنم که این پست شما یک جوابیه به مقاله مسعود بهنود است تحت عنوان "برخاستن به موقع از سر میز"
ولی میدونم که نظرم به نظر آقای بهنود نزدیکتر است.
بدرود

ناشناس گفت...

دلقك جان يكسالي هست كه تحليلهات را مي خونم. اولين باره كه نظر مي نويسم. خيلي از حرفهات آرزوي قلبي منه. ولي:
خيلي احساسي و سبك مشايي ( منظورم حالت وحي و الهامي) حرف ميزني!!!
بعضي وقتها حس مي كنم اول قلبت را مي ريزي بيرون. بعد، ميشيني براش تحليل عقلي منطقي مي تراشي!
دلخور نشي ها! اين نظر يك دوسته.
فكر كنم، ايشون روحاني را ساپورت كنه. ديداري با حسن روحاني داشتم. ايشون خيلي ديدگاههاش به مردم نزديكه. تا حالا ازش آنچنان خوشم نمي اومد. ولي اميدوارم عقلانيت بر مملكت حاكم بشه. ميگفت، اگه يكي بياد و بتونه ظرف 8 سال مملكت را به سال 84 برگردونه، من دستش كه هيچ، پاش را مي بوسم.
دير و شاد زي .....

ناشناس گفت...

Salam Dalghak Jan, lotfan in linke 2 ta comment ghabl (Custom squeez Page) ro paak kon, system e man be onvane "Attack Page" mishnasatesh.

ناشناس گفت...

سلام و ارادت دلقک جان

گفته بودم انتشار ندهی ولی دادی، نو پرابلم! من برای تو مینویسم میدونم چه قدر وقت میذاری پایه این مرام نامه اختیاری و سپاس بابت تایید نظرات، از خیلی پیشتر احساس قرابت دید و ایده داشتم نسبت به حضرت عالی، رونق هر دکانی به مشتری مداری کاسبش وابسته است ولی شما بنده نوازی میکنی ارباب ...

اکسلنت، پرفکت، اکسترا ارودینری!

رخصت بگیرم از ارباب قلم که زیاده جسارت میکنم در حریم و ملک معنویش، ویوا سیرک ویوا دلقک!

اسفندیار یار پنهان و خوابانده در نمک سید علی است برای خرداد مبادا یا مراد است برای مریدی چون محمود در مرداد موعود؟! خاتمی و اصلاحات، مصباح و پایداری دو روی یک سکه اند یا گاوند و گاوآهن؟! احمدی نژاد دست در دست سپاه دارد یا به قول فرهاد فرزند جمهور مردم است؟! هاشمی سرش به سنگ خورده یا چوب دو سر طلاست و اعتمادی به این روباه پیر نیست؟! تصمیم جنگ دارند یا صلح؟! انتخابات مهندسی میشود یا برگزار میگردد؟!!! به ظاهر سوالات متفاوت است ولی همگی از مفهوم و الگوی واحدی پیروی میکنند و آن سر نخی است برای آشکار شدن همه و نه بخشی از واقعیت پنهان سیاسی کاری های امروز، به این معنی که اگر پاسخ قاطع و روشنی برای هر کدام از پرسشهای از این قبیل پیدا شود آنگاه منتهای حقیقت آشکار خواهد شد لذا تمرکز بر موضوعی نه ظاهرا بلکه در واقع مهم و حیاتی و یافتن پاسخی شفاف برای آن، شاه کلید الباقی درهای بسته خواهد شد و پس آن، وی آر کاشف الاسرار!

عمو دلار

محمد گفت...

اول سلام خدمت عمو دلار : من هنوز به شما پیشنهاد می کنم دلارها رو مسکن کن و عنوان را به "عمو مسکن" تغییر بده . به نظر من خامنه ای به زودی بازی را واگذار می کند و قطع نامه را می پذیرد . خامنه ای بیشتر از این توان مقاومت ندارد در برابر فشار خارجی , داخلی , اقتصادی و صفوف پراکنده ی هوادارانش
اما در جواب حسام عزیر و دوست ناشناس
به نظر من جامعه ی ایران 3 دسته است . فقیر , متوسط و پولدار .
الف : طبقه ی ضعیف تنها به فردی خارج از الیگارشی رای می دهد که نتیجه اش می شود خاتمی و با همان معیار بعداً احمدی نژاد . این طبقه مثل گذشته نماز خوان و شهید پرور هم نیست و خاکستری هم نیست بر خلاف برخی تفسیر ها بلکه مخالف سرسخت خامنه ای است .
ب : طبقه ی متوسط کارمندان دولت و حکومت اند شامل شپاهیان . این طبقه شاید در ظاهر ریش بگذارد و تظاهرات شرکت کند ولی رای این طبقه معلوم نیست . در گذشته این گروه را سبد رای خامنه ای می دانستند ولی به نظر من امروز خاکستری ترین گروه همین گروه است . اگر تحریم ها آن ها را هم مخالف نکرده باشد . حتی اگر سپاهی باشند .
پ: گروه آخر روشن فکران و ثروتمندان هستند که همواره سبز بوده اند و هستند

خلاصه اینکه اگر خاتمی بیاید رای هر 3 گروه را می گیرد . منوط به اینکه در برابر رهبر موضع روشن و شفاف بگیرد . و در عوض رفسنجانی فقط و شاید در گروه سوم رای داشته باشد .
ممنون