ه‍.ش. ۱۳۹۲ اردیبهشت ۲, دوشنبه

هاشمی و خاتمی نخواهند آمد. رییس جمهور بعدی خامنه ای قالیباف یا باقری لنکرانی خواهد بود!




1- برخلاف آنچه که هواداران تیفوسی خاتمی مدعی شده اند؛ من باور دارم که متن حرف های منتشر شده از خاتمی در دیدار با ایثارگران کامل و دقیق بوده است و اگر هم خاتمی حرف های بیشتری زده باشد بقیۀ صحبت هایش اهمیتی نداشته است. بغیر از صفاتی مثل صادقانه بودن، واقعیت بودن، نجیبانه بودن و غیر سیاسی بودن در مورد گفته های خاتمی؛ حرف های خاتمی را می توان هم بیانیۀ او در نیامدن دانست و هم آخرین اتمام حجت خوشبینانۀ او خطاب به آیت الله خامنه ای برای آمدن! به این معنا که خاتمی می گوید خامنه ای مخالف من است ولی من مخالف او نیستم چون او رهبر و ولی فقیه است و بعنوان نماد و همه کارۀ نظام جمهوری اسلامی قبولش دارم. لذا من نخواهم آمد چون نه قصد و نه شخصیت ستیزه جویی دارم و نه اعتقادی به  تقابل با استراتژی خامنه ای. او تأکید می کند که خامنه ای نخواهد گذاشت او کار کند و هزینه های آن متوجه جامعه خواهد شد بدون اینکه منفعتی متصور باشد. خاتمی اما در عین حال هنوز هم معجزه را غیرممکن نمی داند در دو هفتۀ باقی مانده تا انتخابات. لذا حرف هایش را طوری مطرح می کند که اگر خامنه ای تغییر عقیده داد و حاضر شد داوطلبانه از استراتژی بشدت ستیزه جویانه و دشمنکامانه اش دست بردارد و او را بحضور بپذیرد، در این صورت است که خاتمی تمایل به آمدن دارد. بعبارت دقیق تر خاتمی آمدن خودش را مشروط به ملاقات علنی و رسانه ای و حلال!با خامنه ای می داند که آن هم با ارادۀ خامنه ای امکان پذیر است. بنابراین آمدن خاتمی منتفی است؛ چون تغییر در نقشه های خامنه ای منتفی است.

2-  در ضلع هاشمی هم اوضاع بهتر از ضلع خاتمی نیست. اگر خاتمی پذیرش شرفیابی به حضور رهبر معظم انقلاب را نشانه ای می داند از تمایل او به تغییر و لذا حاضر است بدون چانه زدن های جدی و سمج و سیاسی با خامنه ای در ملاقات مرحمتی هم اعلان نامزدی کند و بیاید؛ هاشمی اما ملاقات فیزیکی را انجام داده و با خامنه ای بر سر تغییر استراتژی چانه زنی هم کرده  و چون خامنه ای حاضر به پذیرش کمترین تغییری نشده هاشمی از آمدن صرفنظر کرده است. زیرا او ضمن اینکه بشدت خواستار تغییرات استراتژیک است اما بخصلت نخبه گرایی و محرمانه کاری اولاً و ترس برای سقوط جمهوری اسلامی ثانیاً حاضر نیست از فشار توده ها و افکار عمومی برای عقب راندن خامنه ای استفاده کند بعد از پیروزی. لذا ترجیحش این است که با مذاکره و مباحثه در بین الیگارشی به تغییر نرم و آرام استراتژی رژیم دست بیابد و معلوم است که مخالفت خامنه ای و قدرت سخت افزار او چنین شانسی را به هاشمی ندهد و او نیز از آمدن منصرف شود و شده است.

3- در یک گفتاری دیگر در حقیقت خاتمی و هم هاشمی معتقدند که اشکال کشور در استراتژی خامنه ایست. لذا با بودن او در رهبری و اصرار بر استراتژی 24 ساله اش خیلی زیاد اهمیت ندارد که چه کسی رییس جمهور باشد و فقط کافیست که دیوانه ای متوهم مثل احمدی نژاد نباشد. در چنین حالتی است که آدم های ریزتر و غیر رقیب برای خامنه ای را مفیدتر هم می دانند. و درست هم است البته؛ زیرا خامنه ای ممکن است در ریاست جمهوری روحانی یا قالیباف و امثالهم گشایش حداقلی و قابل کنترلی در نقشه هایش را بپذیرد اما با وجود هاشمی و خاتمی حتی همین تغییر کوچک را هم اجازه ندهد. علت هم واضح است زیرا هر تغییری در ریاست جمهوری هاشمی یا خاتمی بنفع ایندو فهمیده و تبلیغ خواهد شد. در حالیکه همین تغییر در ریاست غیر این دو نفر (هاشمی و خاتمی) تصمیم رهبری و تبلیغ برای خامنه ای بروی آنتن خواهد رفت. و خامنه ای به چندین دلیل روانشناختی در گذشته اش - قبلاً گفته ام - اولاً و بدلیل روحیۀ دیکتاتوری اش ثانیاً و اندیشۀ ایدئولوژیکش ثالثاً هیچ آدمی را حتی در نزدیک قدرت خودش هم نمی تواند تحمل کند تا چه رسد به اینکه آن شخص خودش را همطراز او هم بنمایاند.

4- بااین حساب و همانطور که درپست آمدن لنکرانی در دوم آوریل (اینجا) گفته بودم اگر اتفاق خاصی نیفتد انتخابات 24 خرداد با چهار کاندیدای اصلی با نام های احتمال قریب به یقین قالی باف، لنکرانی، روحانی یا جهانگیری - اگر اصلاح طلبان نامزدش بکنند - و نمایندۀ احمدی نژاد با مشارکت متوسط برگزار خواهد شد و نتیجۀ آن نیز در دور اول با رفتن قالی باف و یکی از دو نفر لنکرانی و روحانی یا جهانگیری به دور دوم شکل خواهد گرفت. چنین می فهمم که مشایی - بهر دلیل - نامزد دولت نخواهد بود و اگر هم باشد نه او و نه نفر بعدی او موفقیتی کسب نخواهند کرد زیرا توده ها بطور حسی می فهمند که احمدی نژاد اگر دوشیدنی هم بود شیرش تمام شده و بدلش دیگر پستانی برای تغذیۀ آنان نه خواهد داشت و نه خواهد داد زیرا او همۀ ریخت و پاشش را با تأیید خامنه ای و سکوت مخالفانش در الیگارشی انجام داده است و به تنهایی کاری نمی توانست بکند.

5- چیزی که مهم است مورد لنکرانی است و بنظر من اگر همه به امید اینکه جبهۀ پایداری در انتخابات مجلس موفقیت لازم را کسب نکرد لنکرانی را از پیش باخته بحساب بیاورند اشتباه خواهد بود و دکتر نمایندۀ "خامنه ای - مصباح" علاوه بر حامیان پروپاقرص در قدرت بالفعل و در بین مجریان و ناظران انتخابات و سپاه و بسیج؛ خودش نیز ظرفیت ها و توانایی های بالقوه ای دارد برای مبارزه با نامزدهای موجود در صحنه. خلاصۀ پیش بینی ام هم این است که رییس جمهور یازدهم خامنه ای یکی از دونفر قالیباف یا باقری لنکرانی خواهند بود. چون بدرازا می کشد شمردن دلایل بازهم بیشتری برای این پیش بینی امید وارم که در کامنت ها به برخی وجوه این  پیش بینی - تو بگو نوستراداموسی ولی من تحلیل ماوقع و از ژرفای شناختم از روند سیاست در ایران می گویم - بیشتر ریز شوم و بگویم. یا...هو

۱۴ نظر:

ناشناس گفت...

آره والا گل گفتي

آرسین گفت...

دلفک جان سریع می نویسی اشتباه تایپی داری!
در تیتر قالیباف رو "قالباف" نوشته ای!
ضمن اینکه به نظر من استفاده از قالیباف صرفا ابزاری و برای بالا بردن رای گروه 2+1 است. که کسی نیست بجز ولایتی
شخص لنکرانی هم بنا به همان حس عمومی و پرستیز شخصی اش. خصوصا بعد از رنگکاری دکتر احمدی نژاد هیچ شانس رای آوری ندارد حتی اگر در زروق طلا بپیچندش!

گمگشته گفت...

سلام
با یک ماه تاخیر، سال نو شما مبارک سالی همراه با موفقیت و سلامتی برای شما به همراه خانواده آرزومندم.
شما به تحلیل ها و پیش بینی های (به قول برخی پیشگو یی های نستراداموسی ) قبلی خود برای اثبات مطالب جدید استفاده می کنید به همین دلیل بنده هم تصمیم گرفتم از همین روش استفاده کنم.
به نظرم و با توجه به صحبت های انجام شده شاید احتمال آمدن خاتمی صفر باشد اما بدون شک یکی از این دو نفر( هاشمی-خاتمی) خواهند آمد.

فدوی گفت...

با سلام خدمت دلقک عزیز
1-البته من هم با نظر شما در رابطه با کاندیدای دولت کاملا موافقم. او هر که باشد شانسی برای پیروزی در انتخابات نخواهد داشت مگر انکه برگ جدیدی رو کند و رقبا را از میدان بدر کند.
2-در رابطه با هاشمی و خاتمی هم درست میگویید. هاشمی از بازگشت به صحنه میترسد و خاتمی هم نمی خواهد بیاید ولی میخواهد نیامدنش را بگردن خامنه ای بیندازد و بگوید نگذاشتند بیایم.

3-اما در مورد قالیباف با شما موافق نیستم. او از خامنه ای رکب خورد و برای آنکه به خامنه ای نزدیک شود از سازمان رایش دور شد. بخصوص با آن سخنرانی 9 دی و اظهارات افراطیش راجع به جنبش سبز. جمع بستن خودش با آن دو پیرمرد منفور هم که مزید بر علت شد.
4- راجع به حسن روحانی اما باید بگویم او در بین اصولگراها رای چندانی ندارد و اصلاح طلب ها هم به کمتر از خاتمی و یا هاشمی پای صندوق نمی روند.
5-باقی کاندیداها هم یا به نفع خودشان کناره گیری میکنند یا ناامیدانه ادامه می دهند. بعضی از انها که اصلا به فرموده کاندید شده اند و از خود هیچ اختیاری ندارند .
پس اوضاع کماکان به نفع مقام عظمی پیش می رود و آن هلو که انشاء... در گلویش گیر کناد.

دکتر کبیر گفت...

تیمسارجان زدی به سیم آخر ها!!
حاضرم باهات شرط ببندم سر کاندیداتوری هاشمی و حتی ریاست جمهوریش.
اگه حاضری بسم الله.

مهدی گفت...

پیش بینی ات رو قبول دارم دلقک جان.
ولی خدا کنه باقری نشه. اون موقع که تو بهداشت بود که واقعا گند زده بود! بشه رییس دیگه تو کل مملکت.. یه چیزی شاید بدتر از احمدی..

محمد گفت...

1. حدس می زنم در آخرین لحظات تبم محمود از هلو حمایت کنند و کناره بگیرند . شاید به این دلیل است که پایداری هلو را به سعید جلیلی ترجیح داده اند .
2. هاشمی و خاتمی نمی آیند . در انتخابات کار دشواری در پیش دارند زیرا این بار فقط محمود بگم بگم نخواهد کرد بلکه تمام حکومت بلندگو به دست می گیرند برای صدمه زدن و حرف درست کردن . تازه اگر رئیس جمهور بشوند هم کاری نمی توانند از پیش ببرند .
1. هلو را رئیس جمهور بعدی می دانم .
2. میزان حضور هم در از انتحابات مجلس کمتر خواهد بود چون در انتخابات مجلس همواره مردم ده بالا و ده پایین با هم رقابت دارند و به همین بهانه رای می دهند اما در انتخابات رئیس جمهوری این مورد هم معنا ندارد . عده ای را پیامک قطع شدن یارانه پای صندوق می برند باقی هم که سبد رای خامنه ای اند و کارمندان دولت و ... آخرش 40% شرکت می کنند . تهران هم خیلی کمتر خواهد بود .

Dalghak.Irani گفت...

این چند نکته را هم فرموله یادآوری کنم.
1- قالی باف سیاستمدار و با هوش و با استاندارد است. پس نباید او را در دام افتاده بحساب بیاوریم به ضرس قاطع.
2- ائتلاف سه نفره اگر نتیجه اش طبیعی و قالیباف نباشد از هم می پاشد و قالی باف به چنین تحمیلی تن نمی دهد.
3- زیاد نباید در دنیای مجازی اسیر شویم بویژه در مورد سبزی خودمان و قدرت تحریم ورأی ندادن که خیلی اغراق می کنیم. مردم در داخل ایران خیلی توی محاسبات اینترنتی نیستند - حتی اگر دسترسی داشته باشند - و بیشتر از لاله های کاشته شده و شهر زیبای بهاری قالی باف لذت می برند و آن را می فهمند.
4- مردم حتی المقدور به روحانی دیگری بغیر از خاتمی و رفسنجانی - آن هم بدلیل سابقه و پروپاگاندای روشنفکران و مدرن ها - اقبال نشان نمی دهند.
5- لنکرانی در بعد از قالی باف علاوه بر داشتن همۀ سازمان رأی مهندسی شدۀ حزب اللهی ها و طرفداران خامنه ای در بین صنف پزشکی نیز جایگاه دارد و اینکه عملکردش در وزارت بهداشت هم رماننده و منفی نبوده است. یا...هو

فدوی گفت...

اضافه میکنم که:
من و شما بر خلاف این همه ادعا ، چندین قدم از خامنه ای عقبیم . و گرنه از همان اول می فهمیدیم که انتصاب لنکرانی بر وزارت بهداشت و برکناری او 4 سال پیش (در اغاز پایان محمود)همه و همه دست گرمی بود برای امروز و ریاست جمهوری. و چه جایی بهتر از وزارت بهداشت که همه دکتر و تحصیلکرده هستند و خود به خود اگر سیاست کاری به آنها نداشته باشد وزارتخانه شان را به نحو احسن اداره میکنند و از این جهت تفاوت اساسی دارد بر سایر وزارتخانه ها.
او بدستور وزیر شد و بدستور عزل شد و دوباره بدستور رییس جمهور میشود و چه خوب گفت محمود که "او مثل هلو است".

ناشناس گفت...

حرف هاي اخير ولايتي و اعتراف به شكست استراتژي هاي خارجي - البته با مقصر دانستن احمدي نژاد - خبر از تغيير استراتژي ها و اوردن سوپاپ اطميناني مثل خاتمي 76 ميده، با توجه به اينكه احتمال حمله به ايران هم داره بيشتر ميشه با انفجارهاي بوستون. خاتمي مسلما نخواهد بود، به احتمال زياد قاليباف خواهد شد از بين اينهايي كه هستند بدون در نظر گرفتن وجه ناشناش بودن. م. ب.

ناشناس گفت...

سلام دلقك عزيز
١- براي من جاي تعجب و شگفتي ست كه كساني كه در سال ٨٨ حكومت را متهم به دزدي اراي مردم و راي سازي براي احمدي نژاد مي كردند ( كاملا هـم درست بود البته ) حالا اين روزهـا صحبت از راي اور بودن اين و ان و عدم راي اور بودن فلان كس يا بهمان كس مي كنند
٢- حرف امروز مصباح يزدي تا حدودي برنامه حكومت را مشخص كرد و ان عبارت است از اينكه قرار نيست مثل انتخابات گذشته خامنه اي رو بازي كند و خود را جلو بندازد و هـر روز سخراني و توصيه كند ، بلكه احتمالا خطوط قرمز را براي مصباح و افراد بيت مشخص كرده است
٣- خطوط قرمزي شامل اينهـا مي شود ، تحت فشار گذاشتن هـاشمي و خاتمي و فرستادن سيگنالهـايي توسط وزارت اطلاعات به انهـا تا از خير كانديد شدن بگذرند و از طرف ديگر به دولتي هـا كه اگر اصرار به ماندن در قدرت را دارند با انهـا برخورد شديد مي شود و از طرفي هـم به انهـا اجازه پيروزي در انتخابات داده نخواهد شد ، و به هـمين مسكوت ماندن پرونده هاي دزديشان قناعت كنند
٤- به كثرت نامزدهـا توجه كنيد ،ظاهـرا براي خامنه اي مهم نيست كه كداميك از اينهـا رييس جمهـور شود ، براي او مهم است به كساني كه نمي خواهد با انها كار كند ، اصلا كانديد نشوند زحمت او را براي تقلب در انتخابات زياد نكنند ، در واقع مهندسي انتخابات اينبار قبل از انتخابات شروع شده است ، زيرا خامنه اي قصد و شايد توان اين را ندارد كه بار ديگر در شمارش ارا دست ببرد و دوباره قبل از تاييد شوراي نگهبان ، نامزدي را پيروز بنامد و در نماز جمعه باز هم مزخرفاتي را بيان كند .
٥- خامنه اي مدل خود را در انتخابات تغيير داده است براي اينكه مي ترسد از مردم ايران ، به خاطر فشار اقتصادي شديد مردم به حد انفجار رسيده اند ، در اطراف خامنه اي ديگر ان شلوغي و حمايت سابق وجود ندارد و نيروهـاي حكومت ديگرانسجام و باورمندي گذشته را ندارند ، خامنه اي نمي داند كه اگر يكي از بازنده هـا ، نتيجه انرا نپذيرند و بناي كار را بر مقابله بگذارند ، از انطرف اعتراضات چه چيزي بيرون مي ايد ، براي هـمين اساسا كانديداي راي اور نمي خواهند كه طرفداران وي دردسري برايشان درست كنند
٦- خامنه اي انتخاباتي ارام (حداقلي حتي) مي خواهد ، او سركوب مردم پس از انتخابات گذشته را حاصل تلاش و بد نامي خود مي داند و ديگر كساني را كه او را تنهـا گذاشتن و تاييد نكردند به حكومت راه نخواهد داد ، اين خلوتي اطرافش در زمان جانشين كردن مجتبي به جاي خودش ، خيلي به كارش مي ايد و به نفع سپاه هم هست كه بدون مزاحمت هـاي اخوندها ، و فقط هـماهـنگ با يك اخوند در بيت به چپاول مملكت مشغول باشند
٧- دزديهاي دار ودسته احمدي نژاد و عدم برخورد خامنه اي تا امروز ، خيلي ها را به طمع انداخته است كه بي توجه به اينكه نظر اقا به نظر چه كسي نزديكتر است ، خود را كانديد كنند و لفت و ليس حسابي براي خود به راه اندازند ، به كثرت ثبت نام در شوراهـا دقت كنيد ، مگر حكومت دزد ارا و متقلب نبود ! پس اينهـمه نامزد چه معنايي دارد؟!
٨- حرف فيروز ابادي هـم در جاي خود جالب بود امروز ، حكومت انتخابات حداكثري و پر شور نمي خواهد ، وقتي امار سازي مي كنند و تمام رسانه هـا را در اختيار دارد ، اعلام حضور مردم و رييس جمهـوري مردمي و بيعت با ولايت را جار خواهند زد
٩- كشور به طور كامل در دست سپاه است و خامنه اي هـم در اختيار سپاه و بلعكس . زمانيكه هاشمي مي گويد كه بدون هماهنگي با خامنه اي ، دولت توان مقابله با سپاه را ندارد ، پس چه فرقي دارد كه چه كسي بيايد ؟
پاينده باشيد

ناشناس گفت...

دلقك جان، از آنجايى كه حكومت فعلى پادشاهى خاندان خامنه اى وشركا است من هم فكر ميكنم كه خامنه اى در نظر دارد عنصرى مطيع را سر كار بياورد وبعد يا قصد دوستى با غرب را پيش بگيرد و كاسه كوزه ها رو سر قبيله احمدى نژاد بشكند و يا همچنان بر ايده ئولوژى آمريكا ستيزى پا فشارى كند و تلاش بر دست يابى هر چه سريعتر به بمب اتمى رو ادامه بده كه در اينصورت رييس جمهور جديد در مصدر قهرمان جنگ تحميلى دوم شرايط جنگى رو بايد كنترل كنه. بناير اين فرقى نميكنه كى رييس جمهور بشه چون سياست بعدى كشور از بيت رهبرى و شركا ميگذره و تنها زمان نشون خواهد داد كه كدام گزينه راهكار اتى مد نظر بيت است. خاتمى و هاشمى هم بسيار بعيده كه توان ورود به كارزار انتخاباتى رو داشته باشند. دولتى ها هم كه از حالا فانحه شون رو خوندن.
سلامت باشيد ، افشين

مهدی گفت...

البته به نظر من هنوز نباید هاشمی رو دست کم گرفت اون خیلی پدر سوخته تر از این حرفاست.
من یه علت اعلام نکردنش رو این میدونم که با دیرتر اومدن زمان برای تخریب کردنش کمتر بشه.

ناشناس گفت...

درباره نيامدن خاتمي، نظر خامنه اي خيلي موثره. چون ايشون در قبال پيام خاتمي براي شركت در انتخابات جواب داده به خاتمي بگيد كه بعد از رياست جمهوري نه حكم مجمع تشخيص را از من قبول كرد و نه فرهنگستان را. حالا مي خواهد رييس جمهور بشه و تنفيذ حكمش را من بهش بدهم!!!
نميشه!