ه‍.ش. ۱۳۹۲ فروردین ۲۵, یکشنبه

آیا احمدی نژاد می تواند سوار بر مشایی از روی نعش خامنه ای عبور کند! امیدواریم.

محمود احمدی نژاد رئیس جمهور و اسفندیار رحیم مشایی در همایش حماسه حضور



1- از محمود احمدی نژاد دو فقره رفتار و گفتار صادر شده در دیروز و امروز که تیتر یک اخبار رسانه ها را تأمین کرده است. رفتار دیروزش که با گفتارهای مکملی هم همراه بوده عبارت است از تبادل پرچم با اسفندیار رحیم مشایی به نشانۀ جابجایی فرمانده دولت عدالت ِ"احمدی - مشایی" با فرمانده دولت مهر ِ"مشایی - احمدی". - تعبیر دوگانۀ دولت عدالت و مهر از خود مشایی است که گفته است در 8 سال ریاست احمدی نژاد موضوع عدالت به اندازۀ لازم در سطح جهان مطرح شد و در دولت آینده باید موضوع مهر جهانی شود (نقل به مضمون) - و گفتار امروز احمدی نژاد که نیش و کنایه و متلک هایی بوده است که بداخل و خارج گفته است در جمع مدیران صنعت. و با گفتن سنگ اندازان پیش پای دولت عددی نیستند و فرق س و ص را نمی دانند از حربۀ مؤثر "اگر می خواهی برنده باشی با قوت و تحقیر کننده حمله کن" استفاده کرده تا رقبا را کماکان منفعل نگاه دارد. او لازم دیده که بازهم تکرار کند که تا اختیار همه چیز دست من است کارها بروفق مراد است و درست مثل هسته ای و هدفمندی؛ اما بمحض ورود دیگران به موضوع مشکلات هم از در و دیوار می بارد و ...

2- من اما قصدی برای رمزگشایی از بیانات "گه هربار"ِ امروز احمدی نژاد را ندارم زیرا که رمزی ندارد و مثل همیشه مزخرف گفته حتی اگر بپذیریم که در مورد بی سوادی روحانیت و بازرس پورمحمدی حرف دقیقی زده باشد. زیرا خودش همین دیروز میزبان یک مردیکۀ الدنگی از مزخرفترین کشور - ازابتدای تاریخ جهان تاکنون - بوده است بنام بروندی که تازه همین مردک رییس فلاکت زدگان - همۀ ملت چند ده هزارنفری کشورش - مثل خود احمدی نژاد از راه تقلب رییس شده و رقیب او هم مثل رقبای احمدی نژاد  در پنهان بسر می برد. و تردیدی نیست که این تحفه های سیاست خارجی دیگر دست آورد مبارک و مستقیم احمدی نژاد است و ربطی به هیچکس - حتی خامنه ای - ندارد و فرافکنی های ِ"نمی گذارند" حنای بی رنگی است.

2- پس می ماند تبادل پرچم دیروز و خوشحالی بسیار زیاد من که در آن تبادل پرچم امام و مأموم و مرید و مراد و عشوه و کرشمه و راز و نیاز و ... نکات خوبی نهفته است که امیدواریم احمدی نژاد این آخرین مأموریتش را درست انجام بدهد و بخاطر مشایی زلالش کوتاه نیاید:

الف- در سمنان برای همه کس معلوم شد که نامزد قطعی احمدی نژاد برای جایگزینی خودش اسفندیار رحیم مشایی است و نه هیچکس دیگر. و اگر احمدی نژاد نتواند مشایی را مطرح کند از ضعف و باختش است و نه از اراده و تصمیمش.

ب- احمدی نژاد دیروز هم سنگ تمام گذاشت برای مشایی و نه تنها در همۀ تصاویر کرد توی چشمان وحشتزدۀ اصولگرایان و مهمتر اینکه پرچم ملی نماد ملت - دولت ایران را واگذار کرد به رحیم مشایی. تبادل پرچم بیشتر نشانه ای از جنگ هم است.

پ- احمدی نژاد در سفر سمنان هیچ شخصیت دومی را بصورت یدک و جزیی هم مطرح نکرد در کنارخودش و مشاییش و فیلم ها و عکس ها- برعکس اینکه همۀ ما گمان می کردیم گزینه های یدکی هم خواهد داشت در کنار مشایی - البته بنظرم هم درست عمل کرد و هم بنفع تعمیق اختلافات است و عمل خواهد کرد. زیرا اگر احمدی نژاد شخص دومی را مطرح بکند در کنار مشایی به این معناست که او خودش هم از رد صلاحیت مشایی هم خبر دارد و هم قرار است تمکین کند. لذا نفر دوم را برای آن روز معرفی می کند. در حالیکه در حال حاضر هم خودش را مصمم و با اراده و سازش ناپذیر معرفی کرده در مورد نامزدی مشایی؛ و هم برای طرف مقابل پیغام ترسناک فرستاده که قصد کوتاه آمدن ندارد و رجز توخالی نخواند.

3- مسئله این است که با هر روز نزدیک شدن به انتخابات و برنامه های تبلیغاتی احمدی نژاد مثل همین تجمع 100 هزار نفری در استادیوم آزادی اصولگرایان و الیگارشی بیشتر و بیشتر به انتقاد مخفی و علنی از خامنه ای خواهند پرداخت. زیرا همه معتقدند که علت تامّۀ همۀ شلتاق های احمدی نژاد، عدم اجازۀ رهبر برای برخورد با اوست. و پرواضح است که هرچقدر بین رهبر و سایر اجزاء حکومت نقار بیشتری پدید بیاید همانقدر احتمال برهم خوردن یکبارۀ تعادل ساختگی و باسمه ای حکومت هم زیاد می شود و البته برای ما که تفریحات ناسالم هم کم داریم همین خود خوری و اضطراب و ترس آخوندها از دست احمدی نژاد کم کیف ندارد. یا...هو

۱۶ نظر:

ناشناس گفت...

دلقک جان پوکر بلدی؟ خاطرت باشد محمود از آن روز پنجه در صورت سید علی کشیدن آغاز کرد که امیر انتظام با واسطه پیغام داد که چه نشسته ای که فتوای مرگت را به شور نشسته اند، سر نخش جوان فکر پیر چهره و داستان بازدید از اوین و حاج صادق آملی و نامه نگاری ها و ... است، حالا محمود قمار میکند دستش یک دولو دل دارد یک آس خشت، که خال کمش اسفندیارش است و آسش وزارت کشورش، حالا دولو بگیرد نگیرد دارد ولی آس رد خور ندارد.
عمو دلار

ناشناس گفت...

دلقك عزيز،
از هرچه بگذريم، از اين نكته نميتوان گذشت كه معظم له هرگاه خواسته مخالفت خود را با كسى آشكار كند لحظه اى تعلل نكرده و از مستقيم ترين تريبونهايش همچون نماز جمعه و صدا و سيما بى رو در بايستى گفته.
سئوال اينجاست كه چرا در بيان اين موضع در قبال احمدى نژاد كوتاهى ميكند و حتى مخلصان خود را به آرامش و حفظ دوستى دعوت ميكند. آيا براى او سخت است كه در تريبون نماز جمعه بگويد من نظرم به رئيس جمهور نزديك بود ولى او به جريان انحرافى پيوسته و خود را از چشمه بى بديل ولايت جدا كرده؟ آيا اين اختلاف درون حكومتى امرى پوشيده بر جهانيان است كه بخواهند پوشيده بماند؟ آيا او ماهيتا فردى است كه با تفرقه و حذف دشمنان منحرف و فتنه گر مشكل دارد؟ اگر بله، پس چرا به نزديكان خود فرمان پنهانى ميدهد براى شاخ و شانه كشيدن و تخريب رئيس جمهور.
احتمال اول آنست كه احمدى نژاد به پشتوانه سرپرستى كوتاه مدت بر وزارت اطلاعات مستنداتى در اختيار دارد كه ميتواند پايه هاى مشروعيت نظام را سست نمايد.
 احتمال دوم آنكه احمدى نژاد به واسطه تقديم قراردادهاى كلان اقتصادى به سپاه داراى پشتوانه هايي است كه حاضرند دست به كودتا بزنند. اگرچه در ظاهر چند فرمانده و نماينده ولى فقيه همچنان در رسانه ها به احمدى نژاد مى تازند، سپاه بدنه يكپارچه اى ندارد كه بخواهند تماما مطيع فرماندهان تندرو خود باشند.
احتمال سوم اينكه از پايگاه مردمى احمدى نژاد هراس دارد. فراموش نكنيم كه يارانه هاى نقدى پايگاه خوبى در بخش فرودست جامعه براى وى به ارمغان آورده و خيل عظيمى از مردم معتقدند كه با رفتن احمدى نژاد ديگر از يارانه ها خبرى نخواهد بود.
احتمال چهارم اين است كه رهبر از كفن پوشانى كه احمدى نژاد بر اساس الگوى گروه فشار براى خود ساخته و با نفوذى كه در بالاترين درجات حتى در بيت رهبرى دارند از احتمال ترور شدن بيمناك است. زير در ملغمه بوجود آمده ديگر تشخيص خودى از ناخودى كار ساده اى نيست.
كدام احتمال صحيح است يا اينكه حقيقتى ديگر در بين است بزودى آشكار خواهد شد. آنچه مسلم است تمايل رهبر به ختم اين قائله با كمترين هزينه است. آتشى كه زير خاكستر است بزودى شعله ور ميگردد زيرا ديوار بلند بى اعتمادى بين پدر و پسر مانع از توافق آنها خواهد شد. نتيجه حذف يكى از آنها ( به احتمال زياد پسر) است با هزينه اى بسيار بالا. البته من معتقدم كه مردم هم در اين بين متحمل هزينه هاى بسيار زيادى خواهند شد. براى مثال تجزيه سپاه ممكن است ايران را به سوريه بدل كند.
امضا: دروغگو

ناشناس گفت...

دوست عزیز در صورت داشتن دعوتنامه بالاترین لطفا یکی به ادرس زیر ارسال کنید. با تشکر
avantgrade50@gmail.com

ناشناس گفت...

همه نظامهای دیکتاتوری یک سیکل تارخی دارند که "باید" طی بشوند. جمهوری اسلامی نیز از این قاعده استثنائ نیست. وقتی قاعده یک حکومت " مادر قهوه!" بودن است,(قهوه خوراکی!) هیچ دلیلی ندارد که مادر قهوه های دیگری هم پیدا شوند و قدرت را از آنان بربایند!این حکومت ترکیبی از دو قدرت است روحانیت و سپاه.سپاه بعنوان عامل اجرایی و بازوی مسلح روحانیت عمل می کند و بدون آن, روحانیت, هیچ قدرتی ندارد. دیر یا زود این بازوی مسلح که خود منشااصلی قدرت است بفکر خواهد افتاد که بجای نوکری, راه آقایی را در پیش بگیرد. این یک قدم رو به جلو برای ملت ایران خواهد بود چون معادله قدرت ساده خواهد شد.احمدی نژاد و مشایی یکی نمونه از این دست تلاش ها ارزیابی می شود.کوروسوا در فیلم یوجین بو , راه مبارزه با بدی و فساد را به ما نشان می دهد. آدم های خوب در دنیا کم شده اند و دنیا پر از اوباش و شارلاتان شده است . یوجین بو به ما می آموزد که در این کار تدبیر مهم تر از شمشیر است هر چند که در آخر شمشیر کار را تمام خواهد کرد.نمونه عینی اش در ایران دعوای احمدی نژاد و خامنه ای که آدم را به یاد جنگ دو دسته تبهکار در فیلم یوجین بو می اندازد. حال سامورایی ها (مردم) باید از آن تدبیر بسازند.

ناشناس گفت...

اگر خاتمی و مشایی هر دو در انتخابات شرکت کنند رای من صد در صد مشایی خواهد بود چون می دانم انتخاب خاتمی بجز بنام محمد و به کام محله نخواهد بود و امید تغییر و تحول در مشایی بیشتر است. اما اگر رفسنجانی پا به میدان بگذارد فکر می کنم بخاطر قدرت بالفعلی که دارد بر مشایی ارجحیت خواهد داشت.

ناشناس گفت...

من هنوز فكر ميكنم كه دو طرف دعوا همديگر رو به حد زيادى ضعيف و دون خواهند كرد شايد به اندازه ملت ايران كه در اين ٣٥ سال بى رمق شده اند توسط همين اوباش جمهورى اسلامى، به قول دوست بالايى شبيه فيلم يوجين بو . اما نگرانى اينجاست كه قبل از مردم كشورهاى خارجى قائله را به نفع خود پايان بدن و دوباره على ميمونه و حوضش.
سلامت باشيد. افشين

ناشناس گفت...

این تو بمیری از اون تو بمیریا نیست! بوی خون میاد...هر چند خرداد همیشه آبستن دختر بد کاره یا پسر ناخلفی بوده برای مام وطن!
عمو دلار

پسر حاجی گفت...

عموجان اینها را رها کن بچسب به همین هلو که کلاهمان پس معرکست هیچ راهه گریزی هم نیست حتی محمود و فقط مردم میمانند که حال ندارند

ببین مارا میخواهد به کجا ببرد این طاعون:
http://www.rajanews.com/detail.asp?id=153710
آقای لنکرانی! طبیعی است که هر گروه و جریان سیاسی در آستانه انتخابات با ارزیابی وضعیت موجود در کشور، اقدام به اتخاذ استراتژی و در واقع تهیه برنامه در زمینههای مختلف کرده .....

... برخی در ریشه یابی این وضعیت چالش برانگیز اقتصادی در باغ سبزهایی را نشان میدهند که پیش از این تجربه شده اند. در واقع نه تنها در کشور ما بلکه در بسیاری از نقاط جهان برخی گمان میبرند اگر از آرمانها دست برداریم و به جای آرمانگرا بودن، واقعگرا شویم میتوانیم مشکلات اقتصادی را در تعامل با نظام سلطه حل کنیم.

***در همین چارچوب برخی دیگر به دور از ادبیات تسلیم و پذیرش سلطه با ادبیاتی متفاوت در همان جهت برنامه هایی را ارائه میدهند، منتها عمده بحثشان این است که ما باید راه رفته دیگران را بپیماییم و با ترازیابی از آنچه که سایر نقاط دنیا برای پیشرفت اقتصادی خود و برون رفت از مشکلات خودشان انجام دادند، ما هم مشکلات خودمان را حل کنیم. در این راستا نمونه هایی از ترازیابی اقتصادی با ترکیه، مالزی و کشورهای مشابه ارائه میدهند و سعی میکنند یک مدل توسعه ای که به زعم خودشان بومی شده ترازیابی هاست ارائه دهند.
گروه دیگری هم هستند که اصولا چشم خود را بر فشارهای اقتصادی که بر اقشار فقیر و تهیدست جامعه وارد میشود، بسته اند و تنها نگاهشان به بحث رونق اقتصادی است. به همین دلیل راه حل هایی را برای ایجاد رونق های اقتصادی ارائه میدهند بدون آنکه نگاهی به مشکلات اقشار فرودست جامعه یا افزایش فاصله طبقاتی داشته باشند.
بالاخره جریانات دیگری نیز هستند که مشکلات اقتصادی فعلی را انکار میکنند یا تلاش میکنند از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنند.


بر این اساس جبهه پایداری دنبال چه نوع رویکردی است؛ در واقع میخواهم بدانم رویکرد شما آرمانی است یا بیشتر جنبه عملگرایی دارد؟

آنچه جبهه پایداری به آن اعتقاد دارد از مبانی دینی، سنن قرآنی، تعالیم امام(ره) و مقام معظم رهبری و علمای بزرگی چون مرحوم آیت الله خوشوقت و آیت الله مصباح یزدی نشات گرفته است.
***راهی که تفکر دینی به ما می آموزد این است که باید براساس آرمانگرایی خود با واقعیات روبه رو شویم. اگر با آرمانگرایی و تاکید بر اصول خود سراغ واقعیات برویم حتما راه حل مناسب آن را پیدا خواهیم کرد. این راه حل، دست نیافتنی نیست.

ناشناس گفت...

سلام , من فکر می کنم رهبر با دو مهره ظاهری که آقای لنکرانی و آقای قالیباف است ( با دو دستیار برای کنترل قالیباف یعنی حداد و ولایتی)وارد خواهد شد . مهره پنهان آن آقای مشائی است که با شعار های آزادیهای اجتماعی و روابط خوب با امریکا و غرب ( که خواست جوانان و مردم است)وارد خواهد شد . از دید من بعد از این خامنه ای پایه های مشروعیت نظام را که عبارت از خمینی , روحانیت و انقلاب است عوض خواهد کرد و با خواست های اجتماعی و ملی هماهنگ خواهد شد و این طوری از شر گذشته خلاص خواهد و تداوم حکمرانی خودش را با ارزش های جدید که خواست عمومی است تامین خواهد کرد.

ناشناس گفت...

من ۸ سال پیش به محمود رای دادم همهٔ دوستان و رفقای روشن فکرم به هاشمی و از همه متلک شنیدم که به این میمون رای نده! ولی‌ دلیل اون روزم برای انتخاب محمود عدم سابقهٔ حضور اون در بدنهٔ اصلی قدرت بود با این دلیل روشن که هاشمی اگه می‌خواست گهی بخوره تو ۸ سال صدارت مجلس و ۸ سال ریاست جمهوریش خورده بود! که از این ستون به اون ستون فرجه و این فرج با افزایش روز افزون فاصلهٔ بین لایه‌های درونی قدرت حاصل شد و این همون چیزی هست که امروز دلقک برای افزونی اون دعای بیشمار می‌کنه! و حالا به همون دلیل ۸ سال پیش اگه هاشمی و خاتمی و امثالهم امسال که هیچ ۱۰۰۰ سال دیگه هم کاندید بشن از رای من محرومند! چون اونا واسه گوه خوری به اندازهٔ کافی‌ وقت و فرصت و امکانات در اختیار داشتن!!!

عمو دلار

ناشناس گفت...

این لنکرانی با این قیافه گه بسیجی اش میخواد بشه رییس جمهور ایران آبرومونو تو دنیا ببره مردکه جاکش الدنگ. تو گه خوردی کاندیدا شدی حروم زاده. چی پیش خودت فکر کردی؟ اینجا ایرانه نه عربستان، مرتیکه آشغال ملخ خور. برو گمشو تو وطنت عربستان اونجا کاندیدا بشو واسه گه خوری. مقام مونث رهبری هم لابد دستور میده بسیجیان دیوث شمارنده آرا 63 درصد آرا رو برای لنکرانی مادرقهوه بخونن و بکننش رییس جمهور.

ناشناس گفت...

سایت اینترنتی آفتاب صبح امید برای دعوت از خاتمی راه افتاد. تنها راه نجات اصلاحات است و بس.

ناشناس گفت...

دلم برای اونایی که هنوز دل در گرو اصلاحات دارن میسوزه! حضرات ویک آپ پیلیز!

عمو دلار

ابوالفضل گفت...

تبریک به عمو دلقک بخاطر داشتن مخاطبانی چنین اکتیو و تحلیلگر!

ناشناس گفت...

دلقک جان امیدوارم در عصر منطق و در قرن 21 به جای حرف های مفت و بی اساس و بدون مدرک، با تحلیل درست از اوضاع جهان و همچنین ایران عزیزمان می توان در راستای روشنگری افکار عمومی قدم شایانی برداشت، نه با زدن حرف های عصر حجری (فحش و ناسزا)...

ناشناس گفت...

интернет казино golden games журнал, новые игровые автоматы.