ه‍.ش. ۱۳۹۱ اسفند ۱۲, شنبه

علی اکبر صالحی وزیر خارجه یک فرصت طلب نابغه!




1- سازش با محیط اعم از محیط جغرافیایی یا اجتماعی یا سیاسی و غیره یکی از اولین یادگرفته های حیوانی - انسانی تنازع بقا در حیوانات و ارتقاء لذت و زندگی در انسان هاست. بعبارت دیگر همۀ انسان ها بدرجاتی کم یا زیاد و برای بدست آوردن حداقلی از مطلوبات زیستی مثل ثروت و منزلت و قدرت خودشان را با شرایط جامعه ای که در آن می زیند تطبیق و همراه می کنند. اما فقط برخی از انسان های ژنی و نابغه هستند که می توانند این صفت "آفتاب پرست"ی را به حداکثر ممکن محقق کنند. علی اکبر صالحی یکی از برجسته ترین - بهتر بود می نوشتم تنها برجسته ترین - انسان های از این نوع است.

2- روزی که احمدی نژاد در پی آن برکناری شوکه کننده و حداکثر تحقیر منوچهر متکی را از وزارت امور خارجه بیرون انداخت و صالحی را جایگزینش کرد من اولین نفری بودم که این تغییر را بفال نیک گرفتم و از آن استقبال کردم (اینجا). منظق خوشحالی ام هم دقیق و درست بود زیرا صالحی هم متخصص و هم صاحب بالاترین پست مدیریت موضوع هسته ای بود در کارنامه اش و هم چه از نظر شکلی و رفتار و گفتار و چه از جنبۀ محتوایی و کار کردن با دولت خاتمی در سمت نمایندۀ ایران در آزانس بین المللی هسته ای آدمی قابل پذیرش بحساب می آمد بویژه برای موفقیت در مهمترین معضل سیاست خارجی ایران در مورد انرژی هسته ای. ضمن اینکه ایشان مورد وثوق رهبر جمهوری اسلامی هم بود و آیت الله خامنه ای چند بار مستقیم و غیر مستقیم صلاحیت های صالحی را تأیید کرده بود.

3- امروز که از آن انتخاب بیشتر از سه سال می گذرد وقتی مصاحبۀ اخیرش با تلویزیون ایران را خواندم و این تیتر "وزیر امور خارجه ایران: پیشنهاد اخیر آمریکا برای مذاکره، با گذشته فرق می کند" را هم بر تارک وب سایت بی بی سی دیدم. شکی برایم باقی نماند که ما نه با یک انسان معمولی و دیپلمات جمهوری اسلامی و وزیر خارجۀ حکومت دینی طرف هستیم بلکه ما با یک نابغۀ تمام عیار روبرو هستیم که باید با معرفی او به جوانان وطن به آنان یادآوری کنیم که "چگونه می شود در جمهوری اسلامی محبوب همه بود و زندگی خوب و سرخوشی داشت." این را از این جهت هم برترین الگو انتخاب کرده ام که جناب صالحی در رأس سیاسی ترین و پر مناقشه ترین و چالش برانگیز ترین - داخلی  و خارجی - وزارت خانۀ جمهوری اسلامی قرار دارد و دیگر مهمتر از این پست فقط رهبری و رییس جمهوری است.

4- نمی خواهم با نوشتن حتی درشت ترین بی خاصیتی های دکتر صالحی در طول سه سال مسئولیتش حوصلۀ شما را سر ببرم چون خارج از شمارش و یاد آوری است. لذا ان را بشما خوانندگان واگذار می کنم که با دید بسیار مثبت و جدی هم اگر موضع گیری خاصی و فعالیت ویژه ای از این انسان نابغه سراغ دارید در طول وزیر خارجه بودنش؛ در کامنت ها بنویسید و یک عیدی "دفاع از یک لیبرالیست - ایدئولوژیک - ملی - دینی - فاشیست - انارشیست - اصلاح طلب - اصولگرا - و ... " را از آن خود کنید. دکتر صالحی محبوب همه است بدون اینکه حتی یک مخالف یا بدخواه داشته باشد اعم از داخلی و خارجی. اگر هم روزی بدلیل ناشناخته بودن و پستش در ریاست انرژی اتمی ایران مغضوب و مورد تحریم غرب قرار گرفته بود بلافاصله که به صحنه ای بزرگتر (امور خارجه) آمد و عیار نبوغش را بمنصۀ ظهور گذاشت غرب هم استغفار کرد و ایشان را از لیست حذف کرد.

5- بنابراین فقط می ماند اینکه چند مورد از مهمترین دلایل ناشی از نبوغ این استاد دانشگاه شریف را بنویسم برای جوانان و راه زندگی در جمهوری اسلامی را نشان بدهم. تا جائیکه اگر همین امروز رژیم جمهوری اسلامی از کمترین تغییر تا کون فیکون و دچار براندازی شود؛ تنها یک نام و تنها اوست که مورد تعرض و بازخواست هیچ آلترناتیو اصلاح طلب یا براندازی واقع نخواهد شد:

الف- دکتر صالحی بدون استثناء همیشه آخرین نفری است که نسبت به وقایع پیش آمده در سیاست خارجی اظهار نظر می کند. و لذا همیشه هم اظهار نظرش شامل یک جمع بندی کلی از همۀ اظهار نظرهایی است که قبل از او و همۀ آدم های مرتبط یا بی ربط با سیاست خارجی کرده اند.

ب- مهمترین سلاح او لبخندش است که همه جا و همواره حاضر است و کسی بیاد ندارد که آقای صالحی را در ژستی جدی دیده باشد و خبری از آن قیافۀ همیشه بشاش و اطمینان آور و بی خیال و مهربان نباشد. فرقی هم نمی کند که مخاطب لبخند صالحی داخلی باشد یا خارجی، غربی باشد یا شرقی، در دیدار رسمی باشد یا دیداری شخصی، اصلاح طلب باشد یا اصولگرا یا برانداز و ... او هماره لبخندش را می پاشد بروی مخاطبش و ضامن "مخاطب کیست و در چه موقعیتی است" هم نیست.

پ- سلاح مهم دیگر دکتر صالحی تأیید همه است. یعنی برای او فرقی نمی کند که صاحب حرف که باشد و حرف چه باشد. او همانقدر وزیر خرجۀ بحرین را تأیید می کند که معاون رییس جمهور امریکا در بن را. و همانقدر با ویلیام هیگ بریتانیایی همدلی می کند که با دانشجویان اشغال کنندۀ سفارت خانۀ بریتانیا. یا همانقدر با بشار اسد صمیمی نشان می دهد که با معاذ الخطیب رهبر مخالفان اسد. خلاصه شما نخواهید یافت حرفی و رفتاری از صالحی که توی چشم کسی نگاه کرده باشد و بدون لبخند معروف گفته باشد من با این حرف و رفتار شما مخالفم. چه در داخل و چه در خارج. و چه با دوست و چه با دشمن!

6- حالا چرا صالحی یک نابغه است و نه یک فرصت طلب منفی. به این خاطر بدیهی است که او معتقد است "زندگی و لذت بردن از آن بسیار بسیار گران بهاتر از این است که کسی بخواهد خیالبافی کند و آرزوهای دست نیافتنی را برای خودش دغدغۀ مذهبی و ملی و از این مزخرفات کند". او نابغه است و بهتر از همۀ ایرانیان می داند که "مشکل جمهوری اسلامی خود جمهوری اسلامی" است. و تا هست باید زندگی کرد و لذت برد. این دیگر به او مربوط نمی شود که ما بدلیل آی کیوی پائین نمی توانیم مثل او در رأس قرار بگیریم و همۀ امکانات لذت مادی اعم از قدرت و ثروت و منزلت را بدست آوریم. نمی دانم با درود یا نفرین بر او. خودتان انتخاب کنید. یا...هو

۱۵ نظر:

ناشناس گفت...

بزرگترین حسن وی این است که انقلابی نیست.
دیپلمات است.
زنده باد بهار!

ناشناس گفت...

من واقعا این طرفداران احمدی نژاد را درک نمیکنم که هی میان و "زنده باد بهار" می نویسن. یعنی اینها از نظر احساسی به این #$%# دل بستن؟ یا از نظر عقلی و منطقی؟
بابا اخه از یه سوراخ چند بار گزیده میشید. از این یارو چه خیری دیدید توی این 8 سال؟ این انتربازی های دم انتخاباتش رو باور نکنید و یه وقت نرید رای بدید . اینا همش بازارگرمیه به جون همین دلقک قسم.
درضمن از آدم های نوکرصفت مثل صالحی هم خوشم نمیاد. آدم باید تکلیفش با خودش مشخص باشه. نمیشه راهنما به چپ بزنی به راست بپیچی. این صالحی انقدر گلابیه که هیچ کس آدم حسابش نمیکنه.

ناشناس گفت...

واقعا از اینکه از یک آدم همیشه به نرخه روز خور خوشحال میشوید تعجب میکنم. من در دانشگاه شریف بودم وقتی صالحی ریس دانشگاه بود. او به شدت دانشجوها را سرکوب کرد و به بسیجیهای دانشگاه کاملا میدان داد. فقط١ یک حرفش را که آنروزها گفت نقل میکنم. دانشجوها به شرایط خوا بگاه و .. اعتراض داشتند گفت اگر شکمه انسان گرسنه باشد بهتر درس میخو اند!

ناشناس گفت...

از میزان زرنگی صالحی این را هم اضافه کنم که در تهران با ماشین جدید امریکایی (کادیلاک) تردد میکند و دل جوانان پراید سوار را آب میکند در شرایطی که سی سال است ورود و پلاک شدن ماشین امریکایی ممنوع است.

Dalghak.Irani گفت...

جناب زنده باد بهار. اشتباه لپی کرده اید. جناب صالحی تکنوکرات است و نه دیپلمات. اگر دیپلمات بود که بغدادش به این خرابی نبود. دوستان گفته اند که در ریاست شریف انقلابی هم بوده در زمان لازم. یا...هو

Dalghak.Irani گفت...

در ضمن دوستانی که دقت نکرده اند متوجه باشند که شناسای این نوشته "طنز سیاسی تلخ" است و نه مقالۀ تحلیلی جدی! یا...هو

sahebe sirk گفت...

nefrin be oo va dorood be to. dalghak ro ke google koni dovomish toyi. karet doroste

tu jomhoori eslami bala raftan iq mikhad?

ناشناس گفت...

با عرض سلام دلقک جان
بنده از طرفداران پر و پا قرص وبلاگ شما هستم و همیشه مطالعه می کنم فقط تنها چیزی که مطالب شما رو خسته کننده می کنه اینه که خیلی طول و دراز و با آب و تاب زیاد می نویسید و خیلی حاشیه صحبت می کنید تا مطلب اصلی رو بگید خواهش می کنم در صورت امکان حاشیه ها رو کمتر کنید و اصل رو بنویسید و از جملات سنگین هم کمتر استفاده کنید کمی امروزی تر باشید ممنونم

ناشناس گفت...

سلام دلقك جون ارادتمندم. يه موضوع بگم ربطي به اين مقاله شما نداره.خواسم باخبرت كنم كه اكبر خوش كوشك كه در قتلهاي زنجيره اي سياسي نقش اصلي را داشت در فيس بوك صفحه داره و پسرش با پسرم دوسته. من خودم ديدم از نزديك. راجع به فيس بوك ايشان اطلاع رساني كنيد و مطلبي بنويسد تا بحث روز شود. در ضمن ايشان هم اصلاح طلب هست و شايد با شما ديالوگ افتتاح كند مرسي

ناشناس گفت...

صفحه بنام اكبر خوش كوشك. فارسي تايپ كنيد. عكس شهيد كريمي را بجاي خودش گذاشته. موفق باشي

ناشناس گفت...

یک نکته که من لازم میدانم اشاره کنم ایشان در زمان ورود علی خامنه ای به سالن اجلاس کشورهای عدم تعهد در تهران در کمال تعجب همه، مخصوصا سران کشورهای اسلامی، تا کمر خم شد و دست علی خامنه ای را بوسید!. نه تنها من که بسیار دیگری از همکاران و میهمانان خارجی تا ساعتها مبهوت این حرکت ایشان بودیم!.

امید گفت...

ای خوگرفتگان به زمستان سرد و تاریک! زنده باد بهار!

TodayBoy گفت...

جناب تیمسار. وبلاگ شما برای ما جایی است برای خواندن تحلیلی خودمانی اما جدی از وقابع روز. گاهی اینور و آنور میزنی یا شوخی میکنی یا زیادی اغراق. بگذار آسوده باشیم. ما خواننده حرفه ای نیستیم. به تماشای سیرک آمده ایم و بس.

پسر حاجی گفت...

آمدم یَک کامنت آبدار حواله کنم به لندن که کامنت ششم بیخبالم کرد...
حالا دور همی یِک یادگاری حک کردم
هرچند حاجی میگوید برو ببین چه خبرست بفروشیم عایا؟ نمیداند من در سیرک رفت و امد میکنم نه کنگره ااولایات المتحدده! اولاً
دوماً تو بازاری هستی از من میپرسی؟ (خطاب به حاحی اصل کاری)

اعتدال گفت...

این قضیه که میگید با همه رابطه داره و رادیکال نیست، اتفاقا از حسنش هست. نمیدونم چرا به طنز گرفتید این کارش رو؟؟؟
اتفاقا به نظرم این نوع رفتار در بین مسئولان جمهوری اسلامی پدیده نادری هست که باید قدرش رو دونست...