ه‍.ش. ۱۳۹۱ اسفند ۱۱, جمعه

درسی بسیار مهم از مدرسۀ روشنفکری صادق زیبا کلام! در نامه اش به لاریجانی.




1- خیلی پز داده ام قبلاً که من در هنگام خدمت در ارتش - بویژه تا سال 59 که رده های مختلف فرماندهی پرسنل فرهنگی نیروی هوایی مثل هنرجویان همافری و دانشجویان خلبانی را داشته ام - خیلی محبوب بوده ام. و حالا فاش می کنم که یکی از دلایل محبوبیتم این بود که من در عین غرور خیلی زیاد شخصی که داشتم اما غرور و شأنم را در مقابل احقاق حق دیگری زیر پا می گذاشتم. به این معنا که اگر پرسنلی از زیر دستانم دچار مشکل اداری و غیره می شد برای گرفتن حق او و راه انداختن مشکل او از پی گیری سمج گرفته تا خواهش و تمنا از رده هایی که چه بلحاظ درجه و چه بسبب شأن سازمانی از من پایین تر بودند دریغ نمی کردم. تا جائیکه علاوه بر احقاق حقوق پرسنل زیر دست خودم بسیاری از پرسنل واحد های دیگر هم که از نظر سازمانی کمترین مسئولیتی در مورد آنان نداشتم بمن مراجعه می کردند تا نسبت به حل مشکل شان اقدام کنم و می کردم. این از تجربۀ خودم.

2- یکی از صفات برجستۀ صادق زیبا کلام - بسیاری عیب برجسته می دانند - این است که برای وجهۀ روشنفکری خودش که مربوط به جامعه و دیگران است کمترین شأنی بغیر از اصلاح جامعه و آگاهی رسانی قائل نیست. به این معنا که در هنگام انجام وظایف روشنفکری و روشنگری خودش را بدون قید و شرط در اختیار جامعه اش قرار می دهد. بدون اینکه از ایدئولوژی ضرغامی بپرسد به تلویزیون می رود و با هر کسی که روبرویش می نشیند بحث می کند. یا هر آدم درجه یک و دو و سه و ... که از او درخواست مناظره بکند اگر فرصت داشته باشد جواب مثبت می دهد و هر نشریه ای با هر هدفی از او نوشته و مصاحبه بخواهد می نویسد و می دهد. و برایش فرقی نمی کند که این تلویزیون ملی است یا میلی. یا این مناظره کننده دکتر بشیریه نازنین  و آیت الله فلانی نامدار است یا ترقی مؤتلفه و سلیمی نمین و ... در حالیکه بسیاری از روشنفکران و مدعیان روشنفکری در هنگام مواجهه با چنین دعوت ها یا حضورهایی شرط و شروط ها می گذارند و ادعای هم شأن و هم مقام می کنند.

3- این دو بند را گفتم تا این خبر را اعلام کنم که زیبا کلام پیرو مقاله ای که راجع به مه آفرید خسروی نوشت و باعث بحث و فحص های مبارک بسیاری شد؛ امروز نیز مستند بهمان مطالبی که در مقاله اش هم گفته است نامه ای نوشته به آملی لاریجانی و از او در خواست تجدید محاکمۀ امیر خسروی را کرده است (اینجا). منظورم از گفتن این مطلب ورود به اصل تقاضا نیست که خودش جای تحلیل و تجلیل بسیار دارد بعنوان حس مسئولیت روشنفکر عرصۀ عمومی. بلکه منظورم به نحوۀ پایان نامۀ زیبا کلام است که چنین نوشته: "جسارتم را به بزرگواری و سعۀ صدرتان عفو بفرمائید. و الامرو الیکم. ایام بکام باد. صادق زیبا کلام."

4- زیبا کلام در این جملۀ پایانی نه تنها ادبیات مدرن و  لیبرال خودش را کنار می گذارد و بزبان سنتی و فقهی جمله اش را می نویسد بلکه شأن خودش را هم می شکند و آملی لاریجانی را در مرتبه ای بسیار فرادست و مهمتر از خودش می نشاند و خودش را در جایگاه  جسور - صفت منفی در اینجا - و لاریجانی را بزرگوار و عفو کننده - صفت اغراقی مثبت - قرار می دهد. نه اینکه زیبا کلام شأنی ندارد یا شأن روشنفکری خودش را نمی شناسد. و نه اینکه زیبا کلام از ترقی و سلیمی نمین و ..  آملی لاریجانی شناخت ندارد و انتظار واکنش ها و حرف ها و اعمال و رفتار غیر ایدئولوژیک و سرگردان و بیهوده  را ندارد که چونان بی مهابا خودش را با هر خس و خاشکی هم در ترازو می گذارد. بلکه زیبا کلام شأن روشنفکریش را هم مرهون جامعه اش و هم در خدمت جامعه اش می داند و می شناسد. و از هزینه کردن این شأن در جهت کسب خیر عمومی نه تنها ابایی نمی کند و غمزه ای نمی آید بلکه خودش را در دل حادثه تعریف می کند و پیشتاز جامعه اش به هزار و یک زبان و حیله و کرنش هم شده حرف صحیح را بعرصۀ عمومی می آورد.

5- این موضوع یکی از بزرگترین مشکلات جامعۀ روشنفکری ایران از بدو تولد تا کنون بوده است و تا روزی که با درس گرفتن از رفتارهای زیبا کلام های نوعی اصلاح نشود نه گمانم که جامعۀ ما به فلاح و رستگاری برسد. اغلب مدعیان روشنفکری ما خودشان را مهمتر از جامعه شان می دانند. و در موقعیت مشابه زیبا کلام ابتدا دنبال اصل و نسب و شأن و مقام و سواد و دانش رقیب می گردند تا در ثانی و اگر رقیب بزعم انان درخور آنان بود مرحمت کنند و دو کلمه حرف بزنند یا مناظره و مباحثه بکنند و یا نامه بنویسند و از این قبیل. بعبارت دیگر اینان کمترین اصالتی برای مخاطب عام و خیر عمومی ندارند و گمان می کنند که مناظره با دیگری یک بازی برد و باخت است بین او و دیگری و نامه نوشتن به یک مقام حکومتی فقط هنگامی موضوعیت دارد که با واکنش مثبت وتأثیر در تصمیمات آن مقام مقارن و همراه باشد. در حالیکه کار روشنفکر روشنگری برای جامعه اش است در هر فرصت و موقعیتی که پیدا می کند. و در این راه هیچ ترمزی شخصی اعم از تشخص و تفرعن و برتری جویی و ... نباید مانع باشد. یا...هو

۱۲ نظر:

آینده گفت...

سلام به دلقک عزیز
کار جناب زیبا کلام حقیقتا در خور تقدیر و تفکر و عبرت است و صد البته که عمل شایسته شما نیز در توجه و معرفی این تحرکات نیکو و البته فراموش شده بسیار ارزشمند است.
سپاس سپاس ...
شاد و سربلند باشید

مانی گفت...

گر چه گفتار شما در بخش 5 کاملا درست است اما به نظر میرسد زیبا کلام روشنفکر طبقه بالادست است , او هرگز از ظلمی که به مردمان بی نام ونشان میرود شکایت نمیکند و به کسی نامه نمینویسد. او روشنفکرخواص است ودرحلقه بسته آنان نفس میکشد . روشنفکر عرصه عمومی نیست با مردم میانه ای نداردبهتر است اورا روشنفکر خصوصی بنامیم.

ناشناس گفت...

جناب دلقك
دوست دارم نظر شما رو راجع به اين تحليل بدونم :
http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2013/february/23/article/92-3.html

ناشناس گفت...

سلام
بی ربط است اما مهم! یکی از خوانندگان محترم در کامنتهای پست قبلی نوشته بود مردم وضعیت اقتصادی را از چشم احمدی می بینند و نه دیگران. البته حتما "شما" و بسیاری از دوستان این نظرسنجی ها را دیده اید اما توصیه میکنم صرفا برای اینکه در آینده غافلگیر نشوید کسانی که ندیده اند ببینند (حرفهایی که درباره اعتبار این نظرسنجی ها زده شده فقط بهانه تراشی است و گرنه خود آقایان بهتر می دانند که غرب جنایتکار کمتر از ما دروغ می گوید!)
http://mideast.foreignpolicy.com/posts/2012/10/25/irans_nuclear_resistance
http://www.gallup.com/poll/160358/iranians-feel-bite-sanctions-blame-not-own-leaders.aspx
و یک نظرسنجی قدیمی تر مربوط به دوره انتخابات که نکات جالبی دارد که حتی الان هم برای توجه به آنها دیر نیست:
http://articles.washingtonpost.com/2009-06-15/opinions/36800764_1_iranian-authorities-mir-hossein-mousavi-product-of-widespread-fraud

میثم گفت...

دلقک جان
در لندن نشسته ای و برای ما از روشنفکرها و روشنفکری حرف میزنی و انتظار داری ما بفهمیم؟
شاید شناخت درستی از شخصیت مخاطبانت نداری. ما نه از معنای روشنفکری چیزی میدانیم ته از هدف و رسالتشان. راجع به چیزی حرف میزنی که در 30 سال گذشته در ایران یا سخنی از آن نشده یا آنکه تخریب شده. به طبع ما هم به آن اهمیتی نمیدهیم . سندش هم موجود است . هیچ کس کامنتی نگذاشته.
در پست قبلی ناشناسی (من نبودم به خدا) درباره حرکات جدید احمدی نژاد در چراغ سبز نشان دادن به موسوی و جنبش سبز پرسیده بود. خوب پرسیده بود ومن هم میخواهم دراینباره یه پست سفارشی بنویسی .
و اینکه جواب سبزها در پاسخ به این حرکات چه می تواند باشد؟

ناشناس گفت...

zendeh wa payandeh bashi ke dastat ra rooye shayad bozorgtarin darde roshanfekriye irani gozashti. in dard az rishehe haman dardist ke nemigozarad ma ba hamdigeh benshinim wa sohbat konim bedoone ang-zadan be hamdigar. ba sepase farawan az timsare garami.

ناشناس گفت...

"اغلب مدعیان روشنفکری ما خودشان را مهمتر از جامعه شان می دانند."

جمله بسیار مهمی‌ بود اما من نمیتوانم کاملا با آن موافق باشم، از دید من روشنفکران ما خود را از جامعه برتر نمی‌دانند اما این نکته که گفتی‌ در موردشان صادق است که‌شان خود را برای برجسته کردن مطالبات خود و جامعه به زیر پا نمی‌گذارند. که خوب نتیجه‌اش میشود همینکه هست و خیری حاصل نمی‌شود. مثلا یادم است آن هنگام که احمدی‌نژاد خوب می تازید به این طرف و آن طرف و از حق پوشش میگفت (البته با زیرکی) هیچ فعال مدنی و روشنفکر عرصه اجتماعی از این سوراخ ایدئولوژیک ایجاد شده در حاکمیت استفاده نکرد چون او را هم‌شان خود نمی پنداشت، در صورتی‌ که مساله اصلی‌ مطالبات بود و نه چیز دیگر.

ناشناس گفت...

Regаrdless of whеther you havе a darκ sκin tοne or a really light 1, this product is going to be capable to assіst
you attain your puгpose and look exсellent in whаt will lоok lіke no time at all.


Look into my webpаge - Www.profumonaturale.it

مهران گفت...

درود بر صادق زیباکلام

ناشناس گفت...

سلام.من اخرش نفهمیدم چراعده ای از دوستان ازقمه کش وراهزن دفاع میکنند؟علی الخصوص که میدانیم اعدام اینها هم به حسب ضرورت وزهرچشم گیری بودوبااین وجود هزاران مطلب در نت در این باره نوشته شد .اما در باره این کارخانه دار تنها زیبا کلام چیزی نوشته.رانت را هم همه میدانیم که ثبت نام بچه در مدرسه پولکی هم اخرش یه تلفن یاپارتی میخواد.در هر حال من یکی با اشد مجازات برای زورگیرمخالفتی ندارم .واقعیت اینست که جامعه ما دیکتاتور منور میخواهد .دمکراسی برای نوددرصد مردم سم است سم...بااحترام لکلک.

ناشناس گفت...

دلقك عزيز،

واقعا كه او صادقى زيبا كلام لست، اين موضوعى كه گريبان اكثر روشنفكران ما را گرفته چيز تازه اى نيست و از زمان قاجار كه فرنگ رفتن وتحصيل در بلاد فرنگ باب شد اين فرهنگ از ما بهتران بودن روشنفكران هم آغاز شد و تا امروز ادامه دارد و مايه اميدواريست كه روشنفكرانى همچون زيبا كلام شروع به شكستن اين رسم كرده اند و چه خوب شما اين نكته را ياد آور شديد ، اين دست نوشتارها هميشه كمكى است به اصلاح كاستى ها . تنها نگرانم كه زيبا كلام هم به قهر حاكم گرفتار شود هر چند كه او را باكى نيست.

دوستدارت، افشين

ناشناس گفت...

مطلبتان را لینک نمدم در بیرنگی
http://www.birangi.com/Link/151066

دربارهٔ وبلاگ
خیام، نابغهٔ پرسشگر شرق
--------------------------------------------
رندی دیدم نشسته بر خنگ زمین
نه کفر و نه اسلام و نه دنیا و نه دین
نه حق نه حقیقت نه شریعت نه یقین
اندر دو جهان کرا بود زهره این
======================
این وبلاگ شخصی، غیر سیاسی و غیر مذهبی‌ است!
دربارهٔ خِرَد و اخلاق جهان‌شُمول‌ است.
------------------------------------------
اخلاق را معارفی و کاریست همگانی
اخلاق ز عقلانی و لازمی ز برای عقلانی
اخلاق فراتر ز آیینی و همه را وایستاری
اخلاق را جهانی و رایی ز برای زندگانی
------------------------------------
مراحل موفقيت يک خلاقيت يا نوآوری:

1- نخست مردم مسخره‌ميكنند.

2- بعد انتقادميكنند.

3- در نهايت ميپذيرند!
=====================

1- هوا 2- آب، 3- خوراک 4- پوشاک 5- سرپناه 6- عشق 7- دانش 8- عدالت 9- معنویت 10- آزادی... =»
10 لزوم RMU / RaMU

Reason and Morality Universal:
خرد/عقل و اخلاق جهان‌شمول
=======================
© استفاده از مطالب با ذکر نشانی و نام وبلاگ‌نویس مجازست.
http://mehre1.blogfa.com