ه‍.ش. ۱۳۹۱ بهمن ۲۰, جمعه

خواهشم از سپاه: خامنه ای را عوض کنید تا هم شما برخوردار بمانید و هم ایران ویران نشود.


1- سخنرانی رجز خوان آیت الله خامنه ای برای پرسنل بزور جمع آوری شدۀ نیروی هوایی ارتش در حسینیۀ ایزوله از مردم واقعی کوچه و خیابان بدون اینکه بتواند بر افتضاح "پایان کامل اتوریته اش در جریان افتضاح مجلس" موضع بگیرد و وعده به آینده (بخوان قیامت) داده است نشان می دهد که خامنه ای به آخر خط رسیده است و سقوط او حتمی است. اینک فقط چانه زنی بر سر چگونگی سقوط است.

الف- گروهی از اکثریت عاقل - از جمله من - معتقدند که اگر خامنه ای قدرت را واگذارد در مقام ولی فقیه و با فقیهی بروزتر مثل هاشمی جابجا شود؛ بهترین اتفاق مورد آرزوی ایرانیان نخبه و واقع گرا حادث خواهد شد در اوضاع کنونی و جشن ملی برپا خواهد شد. این گروه باور دارند که طبق تجربۀ تاریخی و شواهد و مستندات خودمان در انقلاب بهمن 57 هیچ حرکت رادیکال و انقلابی باعث ارتقاء جامعه نشده و در مقابل هزینه های جانی و مالی و عقب ماندگی بیشتری را نیز تحمیل خواهد کرد. مضافاً به اینکه اگر در کشور شورشی اتفاق بیفتد - بدلیل فروپاشی اجتماعی پیشینی اتفاق افتاده در پنهان جامعه در سال های اخیر - حتی انقلابی به انسجام و یکدلی انقلاب اسلامی نتیجه اش نمی تواند باشد. بلکه اگر قدرت سخت رهبری خامنه ای هم مثل قدرت نرمش از دست برود ایران با انتقام کشی و جنگ داخلی و هرج و مرج و تجزیه روبرو خواهد شد.

ب- گروه دومی اما دچار یک پارادوکس ذاتی هستند و ضمن اینکه هوادار فروپاشی اجتماعی از راه شورش های مدنی هستند و تشویق می کنند تا حکومت مرکزی کنترل خود بر اوضاع را از دست داده و عقب نشینی کرده و مضمحل شود در عین حال شعار عدم خشونت می دهند و معتقدند که در چنین حالتی باید دولتی موقت زمام امور را در دست گرفته و با برگزاری رفراندوم ها و انتخابات آزاد و ... هم نوع حکومت و هم قوانین اساسی حکومت آینده را تدوین و مستقر کنند. اینان تجاهل العارف می کنند که نمی خواهند اعتراف کنند که هنگام شورش و اعتراض های مدنی در حد شکستن اتوریتۀ سرکوبگر رژیم مستقر و از لحظۀ احساس شکست رژیم دیگر کنترل شورش و بلوا دست هیچ گروه دومی هم نخواهد بود و هرج و مرج و انتقام و خشونت حرف نهایی شورشگران خواهد بود. مضافاً به اینکه جامعۀ ایرانی هیچگونه ساختارهای مدنی و هرم های حزبی و رهبری های شاخص را هم ندارد. 

2- بنظر می رسد که اینک همان زمانی است که سپاه پاسداران می تواند نقش خودش را ایفا بکند و جامعه را به راه حل اول برساند. زیرا سپاه نخ تسبیح پیوستگی سازمانی و عاطفی و پیشینگی مربوط به زمان جنگ را داراست که می تواند همان ارتباط مسجدی اول انقلاب را در سطحی تأثیر گذارتر از سال 57 را هم بین تمام بخش های جامعه برقرار کرده و اقدام هماهنگی را سامان بدهد. بعبارت دقیق تر کلیۀ شئونات اجرایی و تقنینی و قضایی و بخش حصوصی و ... کشور در حال حاضر در اختیار کسانی است که هر کدام در سطحی از سپاهی موظف گرفته تا وابستگان مقطعی در سال های جنگ و حتی بسیجیان خدمت کردۀ دیروز یا در خدمت امروز سپاه؛ به سپاه پاسداران ارتباط دور و نزدیک دارند. بهمین خاطر هم است که تقریباً هرکسی که در ایران امروز فعال مؤثر است سپاهی نامیده می شود از سوی مخالفان قدیمی رژیم. زیرا اکثریت غالب مردم سال های دهۀ 40 و 50 خورشیدی بخاطر شرکت در جنگ و بیشتر جوانان متولد دهه های 60 و 70 در قالب بسیج و سرباز با سپاه پاسداران ارتباط کم و بیشی داشته اند. بعبارت دقیق تر اگر قرار باشد که تغییری در رهبری کشور بوجود بیاید سپاه تنها سازمانی است که هم توان تغییر و هم ابزار اقناع و توجیه چنین تغییری را دارد. از سوی دوم اما سپاه قادر به کودتا و در دست گرفتن قدرت کامل توسط نظامیان و فرماندهان خودش نیست. به این دلیل بدیهی که هماهنگ شدن در کودتا کار مشکل و با شهرت خیانت به دین و روحانیت است و ثانیاً کودتا لاجرم با خشونت همراه است و اگر خود کودتا کنندگان سازمان منضبط حداکثری خشن نداشته باشند نمی توانند جامعۀ بسیار عصبی و اتمیزه و انقلابی ایران امروز را به اطاعت وادارند. و سپاه با اینکه یک سازمان نظامی است ولی انضباط نظامی کافی ندارد.

3- اما تغییر رهبری برای سپاه بسیار هم ساده و هم مفید است. زیرا:

الف- شکل این کار قانونی است و ساز و کار آن از طریق مجلس خبرگان پیش بینی شده است.

ب- اجرای آن راحت است چون سپاه علاوه بر کنترل کافی به همۀ حوزه های مهم کشور - در بالا گفته شد - نفوذ غیر قابل تردیدی نیز در روحانیت عموماً و روحانیت سیاسی خصوصاً دارد. و می تواند با لابی گری و توضیح زیان های فروپاشی ناشی از شورش یا جنگ داخلی و خارجی روحانیان تصمیم ساز را به قبولاندن طرح تغییر آیت الله خامنه ای متقاعد سازند.

پ- سوم اما که مهمترین فاکتور هم است و توصیۀ من به سپاه است این است که سپاه باید برای این تغییر انگیزه داشته باشد و سرمایه گذاری و تلاش کند. زیرا همانطور که گفتم سپاه و اعضای دور و نزدیک آن در 20 سال گذشته از برخورداری های مادی و معنوی بسیاری سهم برده اند و هرگونه تغییری جز تغییر خامنه ای در حال حاضر - چه جنگ باشد یا فروپاشی داخلی و تحلیل این است که لاجرم اتفاق خواهد افتاد - منافع سپاهیان و همۀ این برخورداری ها را نیز تهدید به نابودی خواهد کرد. به این معنا که اگر تغییر رادیکال از بیرون و بدون بازیگردانی سپاه اتفاق بیفتد علاوه بر تحمیل مستقیم هزینۀ خشونت ها و جنگ ها به سپاه منافع رانت و غیر رانت بدست آوردۀ آنان در مدت 20 سال گذشته را نیز تهدید به بازخواست و مصادره و محاکمه - در بهترین حالت - خواهد نمود در فردای شکست و فروپاشی. در حالیکه با تغییر آرام خامنه ای ممکن است دایرۀ رانت ها و یکه تازی های بیشتر و جدید تنگ یا حتی بسته شود اما این حسن را دارد که دست آوردهای مشروع و نامشروع سپاهیان تا کنون را تهدید نخواهد کرد. و سپاه کماکان می تواند بازیگر شماره یک - اینبار قانونی و با تکیه بر برخورداری های سابق و نفوذ کرده در همۀ شئون کشور -  باقی بماند.

4- می دانم هر آنچه را که گفتم خود سپاهی ها و فرماندهان ارشد بالفعل و بالقوه اش هم می دانند و در سطوح گوناگون دارند بحث می کنند که چه می توانند بکنند. اما منظورم از این توصیه و خواهش این بود که نباید زیاد دست بدست کنند و براه های رادیکال (یا ماندن با خامنه ای برای حداکثر سوء استفادۀ اعضای فاسد خود و یا رفتن بسوی براندازی ازراه های کودتا و مواردی از این دست) حرکت کنند. بهترین و صالح ترین و مفید ترین و ممکن ترین راه نزدیک برای سپاه همان تقویت جریان نرم تغییر قانونی رهبری خامنه ای و جایگزین یک روحانی عرفی تر و بروز اندیش تر - ترجیح اصلی هاشمی رفسنجانی - بجای رهبر فعلی است. امیدوارم که سخنم را سپاه جدی بگیرد و توصیه ام را هر چه زودتر عملی کند و الا با تحریم های جدید اعمال شده و اتمام حجت خامنه ای به هاشمی که "من یک دیپلمات نیستم و یک انقلابی ام" جای کمترین تردیدی باقی نمی ماند که نه او از لجبازی و توهم دست برخواهد داشت و نه امریکا و غرب - بقول درست خامنه ای - شکست سیاست راهبردی خود در خاورمیانه را خواهند پذیرفت و کوتاه خواهند آمد. و نتیجۀ این موضوع تا شکست دادن خامنه ای از سوی غرب - بدیهی است چون غرب ابزار لازم را دارد - نابودی ملت در گرسنگی و بی دارویی و فساد و تباهی خواهد بود. یا...هو

۱۹ نظر:

NAR SIS گفت...

خط تاریخ و مسیر تاریخ تا بوده همین بوده :)))
نیازی به توصیه نیست
نظامی جماعت اومده حافظ منافع روحانیت باشه ، خودش رو کشیده بالا و قدرت رو به دست گرفته
ولی بحثی که هست ، خیلی وقتا برای حفظ مشروعیت ظاهری هنوز نیازه به نام خلیفه سکه ضرب بشه و خطبه به نامش خونده بشه

سامان گفت...

یکی از بهترین پست هایت بود. و اگر اجازه بدهید اضافه کنم که ارتش هم دل خوشی از سپاه ندارد و قسمتی از بدنه ی وزارت اطلاعات هم با دولتی همراه است که دارد زیر پای رهبر را خالی می کند. نکته ای که هست به نظر من چنین تصمیمی نمی تواند جمعی صورت بگیرد چون تاریخ نشان داده حرکت های این چنینی که بیشتر به نوعی کودتا شبیه است تا انقلاب در صورت گستردگی بیش از حد شکست می خورد. شاید یک جمع کوچک مثلا سه تا چهارنفره از سران اصلی سپاه بتوانند در یک اقدام هماهنگ دفعتا عمل کنند و خامنه ای را از کار برکنار کنند. چنین چیزی در گذشته مثلا در شوروی چندین بار اتفاق افتاده است.

کهکشان عرفان گفت...

خیلی از مقاله شما خوشم آمد. راستش را بخواهید وقتی شنیدم باز لجبازی کرده است خیلی تعجب کردم چون زمزمه مذاکره با آمریکا حتی در نزدیکترین یارانش هم شنیده می شود ولی آقا هنوز روی قوز است و می ترسم کار دست خودش و مردم ایران بدهد. چنین حاکمان دیوانه ای در تاریخ ایران کم نبودند که عاقبت سرداران مجبور شدند سرشان را قطع کنند تا دست از تصمیمات خود بردارند مثال نادر شاه افشار. از سوی دیگر بسیاری از این سپاهیان نیز انسان های بسیار شریفی بوده و هستند که خود خون دلها از این تصمیمات خامنه ای دارند ولی چه می توانند بکنند؟حقیقتش را بخواهی الان قدرت در ایران ریخته است و فقط یک نفر می خواهد جمعش کند . اگر سپاه کودتا کنند مسلما این امر پشتیبانی مردم را نیز در صورت مقاومت کودتاگران خواهد یافت.برخلاف تصور شما بر این باور نیستم که با بروز کودتا در سپاه کشور بهم خواهد ریخت بلکه برعکس بخاطر خصلت نظامی بودن سپاه می تواند نظم خوبی را بر کشور حکمفرما کند.

ناشناس گفت...

حالا که صحبت از رفتن خامنه ای شد یاد حرف چند سال پیش مشایی افتادم.
روایت است که یکی از امامات جمعه یه اسفندیار رحیم مشایی میگوید:"چرا اینقدر خود را برای انتخابات آتی اماده میکنی؟ تا وقتی جنتی در شورای نگهبان و خامنه ای در راس است تو را تایید صلاحیت نمیکنند." مشایی پوزخند زنان میگوید:"در آن زمان نه خامنه ای هست و نه مشایی". در نظر اول این سخن همچون بسیاری دیگر، برگرفته از مالیخولیا و ارتباط با جن و رمال و دعانویس است. اما شاید در پس پرده برنامه ای جامع و دقیق برای پایین کشیدن مقام عظمی و جابه جایی قدرت به نفع خودشان باشد.
اگر قرار باشد راجع به متاعی به این گرانبهایی صحبت کنیم، باید حرکات تمام مدعیان و شیفتگانش را رصد کنیم.
زیاده جسارت است. یا حق

Dalghak.Irani گفت...

من هم نظامی بودم و هم تحلیل سیاسی می کنم. لذا به هر دو حوزه اشراف کافی دارم. کودتا نه در داخل خود سپاه به تصمیم و اطاعت می رسد و کودتاگران بلافاصله با ضد کودتای خود سپاه مواجه می شوند. و نه سپاه اگر هم به تصمیم برسد! می تواند کودتا را اجرا کند چون سپاه هنوز هم یک سازمان کلاسیک نظامی نیست و بزرگان سپاه هر کدام دارای قرائت های مختلف هستند و رده های پائین تر هم مطیع "بله قربان" ارتشی نیستند.
در ضمن به سامان می گویم که بدیهی است توصیۀ من به افراد شاخص و تعیین کننده و با نفوذ دیروز و امروز سپاه است و نه برگزاری میتینگ هماهنگی برای برکناری رهبر در استادیوم آزادی! یا...هو

Dalghak.Irani گفت...

این مقدمه را هم دوست داشتم در این پست بنویسم. اما مطلب طولانی و از حوصلۀ خواننده خارج می شد لذا ترجیح می دهم اینجا بنویسم:
من ستواندوم بودم و فرمانده هنرجویان همافری نیروی هوایی. همافران در ان موقع بیشتر از افسران همطراز سنواتی حقوق می گرفتند. بنابراین افسران یک نوع حسادت پنهان و آشکار به کسانی که می خواستند همافر بشوند داشتند. لذا با توجه به ریخت مضحک و دفرمۀ هر تازه سربازی در هنگام پوشیدن لباس نظامی؛ بویژه هنرجویان جدیدالاستخدام را مسخره می کردند و می گفتند ریختش را نگاه کن تازه فردا پس فردا می خواهد از من هم بیشتر حقوق بگیرد. من در اینجور مواقع مدافع سرسخت همافران بودم و به افسران همکار ایراد می گرفتم که رفتار شما شرط انصاف نیست زیرا یک حکومتی بهر دلیل تصمیم به استخدام این جوانان با شرایط خاص گرفته و با انتشار آگهی استخدام در روزنامه های کشور انان را دعوت بکار کرده که چه بسا اگر این امتیازات نبود اینان نمی امدند استخدام شوند. بنابراین ایراد شما می تواند به تصمیم حکومت وارد یا ناوارد باشد ولی کمترین ارتباطی با هنرجویان استخدام شده برای همافری ندارد و نباید به شخصیت انان تعرض کنید. در مورد سپاه هم نظر کاملاً مشابهی داشتم و دارم و کمترین عقده و اختلاف نظری با اشخاص سپاهی نه داشتم و نه دارم و هنگامی که با چند نفر از اینان یک دورۀ مشترک می دیدم در ارتش و زمان جنگ روابط بسیار سالم و محترمی با انان داشتم برعکس اغلب ارتشی ها که معلول را جای علت سرزنش می کردند و می کنند. خواستم بگویم که من از همان بدو جوانی آدمی متمرکز بر اخلاق انسان مدرن بودم و از عصبیت های قبیله ای بشدت بیزار و الان هم حرفم با سپاه یک در خواست و درد دل محترمانه و از روی صداقت تمام است. یا...هو

ناشناس گفت...

من از طرفداران همیشگی تحلیلهای شما هستم اما اینبار یک آرزو را نوشته بودی نه تحلیل. تیمسار عزیز. صدای تو به سپاهیان نمی رسد. صدای ما به جایی نمی رسد. اینها در فساد و پول و قدرت غوطه ورند و بر رنج مردم چشم بسته اند. اما ممنون که خواست قلبی همه ما را نوشته ای. ایران نباید فدای لجبازی احمقانه یک فرد شود.
دریغا که ایران ویران شود.

Dalghak.Irani گفت...

مرسی. من خواهشم هم از تحلیلم تبعیت می کند چه زمان و چرایش. اگر از تأثیر گذاری حرفم مطمئن بودم که الان شده بودم یکی از هزاران اپوزیسیون دانه درشت و بارم را بسته بودم. اما مثل شما نا امید نیستم زیرا که حرف اگر حساب باشد و صداقت چاشنی اش باشد و خطر هم در میان باشد و ... بالاخره راه خودش را باز می کند و به گوش و حس مخاطبش می رسد. و من اعتقاد دارم که ایران هیچ شباهتی به هیج جای دنیا ندارد در نوع حکومت و بافت سیاسی و روشهای کلاسیک برای جابجایی قدرت جواب لازم را نمی گیرد. و باید هنوز هم از پاکی احساسات انقلابیونی که بی انگیزه های منفعت محور شخصی انقلاب کردند و اینک ناراحت به کابوس تبدیل شدن رؤیایشان هستند استفاده کرد با تشویق و نترساندن و صداقت و حکم نکردن و ....

درست است که از انقلاب و چپ و انقلابیون خوشم نمی آید. اما یادمان نرود که انقلابی ها از حنبۀ نشانه های انسان شناختی خیلی آدم های نازنینی هستند بویژه در هنگام مبارزه. چون با احساس تر و با حس مسئولیت اجتماعی بالا هستند که خودشان را برای تغییر بخطر می اندازند. انصاف باید داشت. اگر هم بعداً دچار خیلی از مفاسد می شوند ناشی از دگم ماندن در رؤیایشان است و باید بهر شکل با انان حرف زد. و من چون شأنی ندارم با صلاحیت ترین هم هستم برای چانه زدن برای وطنم. یا...هو

م گفت...

استاد، چه کسانی در سپاه مخاطب شما هستند؟ خامنه ای را دست کم نگیرید که بسیار باهوش است.
فرماندهان ارشد و حتی چند رده پایین تر در سپاه چنان مرعوب خامنه ای هستند که در کشتن مردم ایران به دستور خامنه ای کمترین تردیدی نخواهند داشت.
اگر توصیۀ شما به افراد شاخص و تعیین کننده و با نفوذ دیروز و امروز سپاه است، باید بگویم همه یا سکته قلبی شدند، یا از پستهای مهم کنار گذاشته شده اند.
زیاده جسارت است
یا هو

سامان گفت...

سلام به دلقک عزیز! با خواندن جمله ی آخرت راجع به میتینگ داخل استادیوم آزادی حسابی خندیدم. می دانستم که شما هم چنین نطری ندارید. خواستم تاکید کنم همراهی انبوه بدنه ی سپاه با خامنه ای نباید موجب ترس و وحشت شود. همین که یک گروه اندک از گردانندگان اصلی سپاه اقدام کنند کافی است.
ارادت

Dalghak.Irani گفت...

مطالبی که در قالب نامه سرگشاده نوشته می شود ده ها منظور دارد و میلیون ها مخاطب و هزاران حاشیه. یکی هم مخاطبی است که نامه بنام او نوشته شده است. لابی با روحانیت از بازنشستگان و پیرمردان بهتر بر می آید و فرماندهان بالفعل هم در یکجایی می برند اگر ریزش خامنه ای بیشتر از این ادامه یابد و عرضه اش برای کنترل اوضاع ترک بیشتری را نشان بدهد. و تازه تا نباشد چیزکی من هم نمی گویم چیزها. نگران نباشید تازه اگر مؤثر نبودیم همین جایی خواهیم بودکه هستیم. یا...هو

ناشناس گفت...

به نکته خوبی اشاره کردید که باید به آن این مطلب را اضافه کرد که تحریم می تواند دارای تلفات و رنجی به مراتب بیشتر از یک جنگ واقعی باشد و از این لحاظ به مردم ایران خوش نخواهد گذشتبرخی مواقه مردن از گلوله راحت تر است از مردن در گرسنگی. مضافا اینکه ممکن اسن ملت هر دو مجازات را با هم متجمل بشوند یعنی هم عوارض تحریم و در نهایت هم عوارض جنگ!!

دوست گفت...

گاهی از دستتان عصبانی میشوم و حرص میخورم وگاهی هم مثل الان به درک و هوشتان آفرین میگویم والان برایتان نه صدآفرین ویژه دارم به خاطر این :((درست است که از انقلاب و چپ و انقلابیون خوشم نمی آید. اما یادمان نرود که انقلابی ها از حنبۀ نشانه های انسان شناختی خیلی آدم های نازنینی هستند بویژه در هنگام مبارزه. چون با احساس تر و با حس مسئولیت اجتماعی بالا هستند که خودشان را برای تغییر بخطر می اندازند. انصاف باید داشت)) و توصیه میکنم به جوانانی که روزی هزاربار انقلابی های سابق را سرزنش و مسخره میکنند و توقع پوزش خواستن دارند این چمله را روزی چند بار بخوانند.

آرسین گفت...

دلقک جان
ابتدا از تحلیل بسیار کوتاه و پر مغز و موجزتان در مورد آینده در آخر پست تشکر می کنم که بسیار خلاصه حق مطلب رو ادا کردید و -متاسفانه- چشم انداز حقیقی بدبختی ایرانیان تا بی نهایت رو ترسیم کردید.
اما در مورد پیشنهادتان هم سایر دوستان پاسخ دادند و فقط جهت تاکید عرض میکنم که رسیدن به جای مطلوب نه تنها از این نسخه شما که از صدها راه دیگر اتفاق خواهد افتاد. اما کو گوش شنوا؟؟
متاسفانه این خوش بینی "در هر بدی چیز خوبی نهفته" شما خیلی وقتها نه تنها به کار نمیآید که خیلی بر اعصاب رژه هم می رود و از شخص دانایی مثل شما بعید است اصرار بر یک امر محال.
(خودتان بهتر می دانید چرا محال)

واقعا این نوشته هایتان را یک بدلیل نثر زیبا و دوم بدلیل عمده تحلیل های متین و حقیقیتان دوست دارم اما مخلوط رویا هنگامی که با روحیه آمرانه نظامی گریتان ترکیب می شود. چندان دلچسب نیست.(گرچه زیاد هم نیست)
همچنان مشتری سیرک خواهم ماند و چشم انتظار مطالب بهتر خواهم بود.

ناشناس گفت...

سلام دلقک جان سپاه از ابتدا دارای چنین مکانیزمی بصورت پنهان بود ولی پس از استعفی رحیم صفری خامنه ای برای خنثی کردن چنین طرح هایی در آینده سپاه را شقه شقه کردن و الان مثلا جعفری فقط در ظاهر فرمانده کل سپاه است و شما میدانید که حتی فرماد سپاه رسول اله تهران توسط خود خا انتخاب میشه

علی39 گفت...

فیلمش هست این پدر سوخته! ایشون دارند (گود گای بد گای ) بازی میکنند فعلا احمدی نژاد بچه خوبست و خامنه ای بچه بد.مثل خمینی اعتماد به نفس نداره که بگه جام زهر رو نوشیدم و در روزش خواهد گفت که آمریکا اینبار جام زهر را نوشید! . بنظرم آمریکا هم حاضر هست به ایشون امتیاز بدهد .من از حرف های خامنه ای برداشتم اینست که میگوید اینجوری نمیشه! نه اینکه مخالف باشه میگه الان وقتش نیست !خامنه ای اگر قبل انتخابات وا بدهدر انتخابات خواهد باخت لذا تا انتخابات همین جوری میره جلو ,نگرانی اصلی اش هم هاشمی است ولا غیر! چون اگر کوتاه بیاید هاشمی شروع میکنه طلبکار شدن که اگر احمدی نژاد را حمایت نمیکرد الان لازم نبود جلوی آمریکا کوتاه بیاییم/حدس میزنم بعد از انتخابات دولت جدید به مرور روابط را از این سردی در بیاورد.نظام هم به این مقدار تحریم راضیه و اگر وضع همینطور باقی بماند فعلا مشکلی نخواهد داشت.سه برابر شدن دلار اتفاق خیلی وحشتناکی برای آخوند ها نیست از اول انقلاب 500 برابر شده!سال دیگه خامنه ای در شرایط بهتری میتونه باشه البته اگر اصولا تا اون موقع ساقط نشود!

Unknown گفت...

اخه دلقک جان، سپاه بر اساس دیسپلین نظمی پی ریزی و استوار نشده که حالا قرار باشه چهارتا فرمانده ارشد بشینن و تصمیم بگیرن و اوضاع رو عوض کنن. فکر کردی ایران هم آمریکای جنوبیه؟ اگر تو این فضاهای نظامی نبودی تعجب نمی کردم ولی از تو بعیده. اگر چهارتا سردار به این نتیجه رسیده باشن مطمئنا بدنه سپاه اینجوری نیست یا لااقل به عشق کی حاضر می شن خودشون رو در مقابل رهبر قرار بدن؟ نمی دونم چی با خودت حساب کردی؟

Dalghak.Irani گفت...

عرض می کنم که متن را بدقت نخوانده ای. چون صحبت من با سپاه ترغیب به اقدام نظامی نیست بلکه از ان ها خاسته ام که با لابی با روحانیت ارشد هم تعویض خامنه ای را مطرح و هم قول حمایت بدهند تا انان هم اگر تصمیم گرفتند کاری کنند مطمئن از پشتیبانی عوامل مؤثر - سپاه مؤثر ترین است - باشند. من که خودم گفته ام کودتا و اقدام نظامی غیر ممکن است. یا...هو

ناشناس گفت...

((گروهی از اکثریت عاقل - از جمله من - معتقدند که اگر خامنه ای قدرت را واگذارد در مقام ولی فقیه و با فقیهی بروزتر مثل هاشمی جابجا شود؛ بهترین اتفاق مورد آرزوی ایرانیان نخبه و واقع گرا حادث خواهد شد در اوضاع کنونی و جشن ملی برپا خواهد شد))
چه چاپ کنی چه نکنی ولی مجبوری بخونی و همین برای من بسه دم خروس را که همین جا نشون دادی اما نگفتی این ایرانیان نخبه و واقع گرا چند نفرند ؟و کجا هستند ؟
و اگر واقعا واقع گرا هستند هیچ وقت فقط عکس های مردمی را که به استقبال امام خامنه ای در سفرهاش میرند را دیده اند ؟ آیا این اخبار که رفسنجانی گاهی و به ندرت
که دریک راهپیمایی مثل روز قدس ظاهر میشه شش لایه محافظ دورش هست یا اگه جایی برای سخنرانی میخواد بره از ترس اعتراض مردم کنسل میشه خونده اید ؟
امثال تو آرزو دارند که خا ندان رفسنجانی بشند مثل پادشاه عربستان اما یک چیز را یواشکی بهت بگم این آرزو را به گور میبرید و میبرند خودت را به زحمت نینداز .
این رهبر و امام خامنه ای تا ظهور "آقا " میمونه .
در ضمن من اتفاقی به سایت شما برخوردم دنبال چیز دیگه ای می گشتم