ه‍.ش. ۱۳۹۱ دی ۲۳, شنبه

دو قطبی پدران و پسران: پدران با خامنه ای؛ پسران با هاشمی!

Cleopatra Testing Poisons on Condemned Prisoners

Cleopatra Testing Poisons


1- پست قبلی را که نوشتم بنظر اینطور القاء می کرد که خامنه ای مجدداً در حال صعود و بازیافت قدرت یکه تاز خودش است و نیروهای تغییرخواه در موقعیت نازلتری قرار گرفته اند. اما مطلقاً اینطور نیست و منظور من هم چنین نتیجه گیری نبود. لذا با اینکه طرح هاشمی در مقابل خامنه ای مشتریان و علاقه مندان زیادی ندارد در خارج از ایران؛ ناچارم با توجه به واقعیت امید واقعاً موجود کماکان از این دو قطبی (خامنه ای - هاشمی) بنویسم و امیدهای تغییرخواهان را در این دوقطبی جستجو و معرفی کنم.

2- نکته ای که گفتم در مورد قفل کردگی صحنۀ سیاست داخلی و بازگشت محتاط و چراغ خاموش جناح راست سنتی به جبهۀ خامنه ای علاوه بر اینکه بنوع تعامل خامنه ای در روزهای آینده با آنان در رابطه با اختلافات عمیق شان با احمدی نژاد بستگی دارد؛ حاوی یک تغییر بسیار مهم و بنیادی هم است. به این معنا که اگر قبل از شکرآب شدن میانۀ جناح راست با خامنه ای بر سر احمدی نژاد ترکیبی از جنس اعتقاد مذهبی و منافع سیاسی علت این رابطه بود در بازگشت جدید - اگر بتواند اتفاق بیفتد - این مراجعت به خامنه ای جنسی خالص از سیاست و منافع سیاسی دارد و خواهد داشت. بعبارت  دقیق تر اگر قبل از این بسیاری از اصولگرایان راست مشروعیت دیکتاتوری خامنه ای رابیشتر برخاسته از مشروعیت مذهبی او می فهمیدند و قبول داشتند اینک دیگر دیکتاتوری او در حمایت یک لنگه پا از احمدی نژاد را سیاسی محض ارزیابی می کنند. در توضیحی بازهم روشن تر تا قبل از این خامنه ای شارح فقه بود و اگر "یک کلام" رفتار می کرد نه خواست شخص او که خواست فقه شیعه بود. در حالیکه اکنون جنبۀ شرعی ولایت فقیه را در دیکتاتوری خامنه ای در پشتیبانی از احمدی نژاد دخیل نمی دانند و خامنه ای را چون سلطانی دیکتاتور نگاه می کنند که چون توانایی و جسارت عبور از او را ندارند و منافع سیاسی شان هم اجازه نمی دهد بنابراین به دیکتاتوری او تمکین می کنند.

3- لذا چون بنظر من مشروعیت مذهبی خامنه ای خطرناکتر از زور سیاسی او هست در دیکتاتوری یکه سالار فعلی؛ این تغییر فاز از هواداران "مذهبی - سیاسی" دیروز خامنه ای به "منفعت سیاسی تنها"ی امروز بسیار مهم است و نشانۀ بارزی از "سقوط مذهبی منجر به سقوط سیاسی" آیت الله خامنه ای شده و خواهد شد. زیرا در حکومت دینی بازگشت هوادارن سیاسی از یک دیکتاتور خیلی راحت تر اتفاق می افتد تا بازگشت همین هواداران وقتی که جنبۀ ایمانی و اعتقادی هم داشته باشد. اما تمایل دارم این پست را با یک نشانۀ خوب از سراشیب خامنه ای در بین روحانیت ادامه بدهم و نهایتاً به پسران پدرانی که از خامنه ای به هاشمی تغییر موضع می دهند بعنوان یکی از بزرگترین ترس های منجر به تمرکز شدید برای کوبیدن هاشمی از همۀ تریبون ها یاد بکنم.

4- اما انتقاد صریح را از آخوندی بنام نقویان مستند می کنم که گویا تا همین اواخر جزو منبر روندگان بیت خامنه ای هم بوده است. او بعد از اینکه از دولت انتقاد کرد و رشوه خواری مستند در وزارت نفت را در اندازه های میلیارد تومانی برملا کرد و مورد نکوهش و حمله قرار گرفت و حتی معاون فرهنگی دانشگاهی را که این صحبت را در آنجا کرده بود از کار برکنار کردند همانطور که استاندار سابق خراسان رضوی را هم بعلت روبوسی با نقویان کنار  گذاشته بودند؛ اینبار در یزد سخنرانی کرده است و با احتیاط ولی صریح تر از همیشه و همه کس از خامنه ای انتقاد کرده است که بوظیفه اش در تذکر و اخطار به احمدی نژاد عمل نکرده است و نمی کند. او گفته است:
 ...اما وقتی می بینیم عده ای دارند به خودکامگی دچار می شوند و به خاطر سکوت بعضی از کسانیکه سخنشان و تشرشان می تواندجلوی آدم های خود رای و خود کامه ای که خیالات و اوهام آنها را گرفته در جای خود بنشاند و دوباره برگردند به مسیری که این ملت برای آن هدف و آن مسیرایستاده و خواهد ایستاد. اگر این تشرها نباشد آنچنان که نبی اکرم فرمود که اگر بدعت ها در جامعه ظاهر شود کج روی ها و زیاده روی ها نمایان شود،... (اینجا)
در این گزاره حرف از تشر کسی که حرفش می تواند اثر داشته باشد قبل از همه خامنه ای را نشان می دهد. زیرا بغیر از او نه کسی حق تشر زورمند متکی بقدرت سیاسی دارد و نه پند کسی در احمدی نژاد اثر.

5- مورد آخر اما مربوط است به فوت روحانی بنام مجتبی تهرانی که من نمی شناختم او را و هنگامی که مرد دیدم همه دارند او را در صف خودشان معرفی می کنند. تا جائیکه نه تنها همه در تسلیت گفتن بهمدیگر سبقت گرفتند بلکه خامنه ای شخصاً هم بر او نماز گزارد. خلاصه شهر چنان شلوغ شد که هاشمی نتوانست اعلامیه بدهد از لابلای ترافیک تسلیت و چند روز بعد از مراسم ختمش رفت منزلش و به زن و بچه اش تسلیت گفت. منظورم از این ذکر مصیبت اما این است که در آن جلسه ای که هاشمی رفته بود منزل مرحوم تهرانی پسر او می گوید که پدر مرحومم وقتی توی بیمارستان بود خیلی تمایل داشت و می گفت که بمحض خوب شدن حالم می خواهم بروم دیدن هاشمی رفسنجانی. این جمله و در این یکی دوسالۀ اخیر خیلی شنیده شده است از بازماندگان متوفیانی که اعقاب شان یکی از دغدغه های مرده شان را تمایل به هاشمی معرفی کرده اند. از اعقاب شهدای هسته ای - بغیر از احمدی روشن - بگیر تا پاسداران و سایر پیرمردان نسل اول انقلابی که بهر دلیل مرده اند. با دیدن این حرف پسر مجتبی تهرانی خنده ام از این گرفت که دور نیست که اگر خامنه ای هم قبل از هاشمی بمیرد مجتبی و سعید و مسعود سید علی هم بگویند که خامنه ای چقدر دوست داشت که بملاقات هاشمی بیاید و اجل مهلتش نداد. و گذشته از این طنز هم بگویم که دورۀ رنسانس اروپا هم کم نوه نتیجۀ کشیشان عامل و حاکم قرون وسطی کم ندارد در دوسیه اش و این گرایش نسل جوان خانواده های آخوندها به رفسنجانی قابل تحمل تر از همۀ روحانیت سنتی بفال نیک معرفی کنم در تغییرات بزودی.یا...هو

۶ نظر:

ناشناس گفت...

با اجازه تیمسار گرامی خواستم اینجا به خوانندگان سایت گفتمگفت بگویم که یک نظر انتقادی از احمدی نژاد درباره تورم کمرشکن و انحلال سازمان برنامه و بودجه نوشته بودم که متاسفانه آقای فرهاد جعفری از درج آن کامنت خودداری می‌کنند.

تبریزی گفت...

سلام بر دلقک عزیز
این انتخابات برای خامنه ای حکم مرگ یا زندگی را دارد ولی برای هاشمی که تقریبا در هر جناحی پایگاهی دارد چندان مهم نیست و با وجود فرزندانی که در زندان دارد ریسک نمیکند که باعث ناراحتی آنان شود دلقک جان همانطور که در متن قبلی نوشتی جبهه احمدی نژاد را در یاب که او به این سادگی و با وجود مهره های مارموزی همچون هاشمی ثمره ومشایی و...بازی شطرنجی که برای بقا با مردم ومجلس شروع کرده به احتمال زیاد خامنه ای را دور خواهد زد وجامعه لمپن ایران نیز به او دست دوستی خواهد داد احتمالا در مجلس هم در مورد دور دوم هدفمندی صحبت میکند واین که مجلس مانع است وما شکم مریض را در دور اول پاره کردیم ودر مرحله دوم باید بدوزیم وگرنه مریض هر چه خون دارد از دست میدهد واین بایک تیر دو یا سه نشان زدن از تاکتیک های همیشگی اوستا محمود است گرچه همه میدانند دروغ میگوید ولی مردم از چزیدن دیگران خوششان می اید .موفق باشید

ناشناس گفت...

ناشناس محترم معلومه که چاپ نمیکنه.چونکه تو از او بیشتر میفهمی.خیال کردی کم جرمیه ؟دوما" سیور سات اش رو از کجا فراهم کنه ؟ اما ناراحت نباش بعدا" به اسم خودش چاپش میکنه .بذاروقتش برسه . ا.ف.

ناشناس گفت...

شخصا یکی دو بار موارد سوء استفاده ات از گفتمگفت جعفری و خوانندگانش رو به ایشان از طریق کامنت منتقل کردم اما ایشان یک بار هم منتشر نکرد. کلاهت را بالاتر بگذار مرد!
به به!جانم! من عاشق این بوی سوختگی درجه 3ام. آقای جعفری علاوه بر نویسندگی در کار کباب کردن ماتحت الیگارشی هم تبحر خاصی دارند انگار!

Dalghak.Irani گفت...

نمی رسم به همۀ کامنت ها پاسخ بدهم و پوزش می خواهم. اما به کامنت های مربوط به دوستان و عزیزان دیگر مثل آقای جعفری مطلقاً پاسخی ندارم که بدهم زیرا فرهاد عزیز است و گزندی به کسی نمی رساند بهیچ عنوان. و از جمله به حقیر که ندیده ام متعرض من بشود. در ضمن من افتخار می کنم که بتوانم از دانسته های فرهاد جعفری استفاده بکنم ولی پیش نیامده و من اهل سوء استفاده هم نیستم. اگر مخاطب کامننت آخر من بودم. یا...هو

فضول گفت...

فکر کنم آن دو ناشناس بالا میخواهند مثلا برای فرهادخان تبلیغ کنند ونامش را سر زبانهابیاندازند برای انتخابات آینده,منتها تازه کارند و اینجور پته خودشان را روی آب میریزند