ه‍.ش. ۱۳۹۱ دی ۲۲, جمعه

چرا فضای سیاسی ایران یکباره قفل شده است؟ آیا احمدی نژاد کلید این قفل را به مجلس خواهد برد!

Sir William Blackstone


1- هنگامی که در آخر تابستان 89 خامنه ای بقم مسافرت کرد و معلوم شد که بخش عمده ای از پایگاه سیاسی خودش در بین اقشار مختلف حوزۀ قم را بخاطر حمایت از احمدی نژاد از دست داده است جناح راست سنتی بسرکردگی حوزۀ علمیۀ قم و جامعۀ روحانیت مبارز تهران که آنان نیز از عملکرد احمدی نژاد در بازی ندادن آنان در دولت - بویژه دهم - بسیار ناراضی و شاکی بودند بسیار امیدوار شدند که خامنه ای با گرفتن بازخورد مسافرت بقم از احمدی نژاد دور شده و به رفقا و پایگاه اصلی خود در جناح راست الیگارشی برگردد. ابتدا چنین بنظر رسید که گمانه زنی جناح راست درست بوده و خامنه ای در حال بازگشت به پیرمردان همپالکی اش در جناح راست سنتی است که اوج آن را باید در تعویض رییس مجلس خبرگان و نشاندن مهدوی کنی رییس جامعۀ روحانیت مبارز در رأس آن دانست.

2- این امیدواری و خوش خوشان راست های سنتی ادامه داشت که آن ماجرای مهم و غیر منتظرۀ  وزیر اطلاعات و بست نشینی11 روزۀ احمدی نژاد اتفاق افتاد در ابتدای سال 90 ؛ و جناح راست را به قطعیت رساند که دیگر به پایان مزاحمت های احمدی نژاد رسیده است، و بزودی است که خواهد توانست با جایگزین کردن احمدی نژاد با عنصری از داخل و وفادار به جناح راست سنتی زمام امور را بدست گرفته و حالا که از شر اصلاح طلبان خلاص شده از اسب چموش و ناسازگار احمدی نژاد هم پیاده شده و خر سواری بدون خطر و با اطمینانش را به همۀ مناصب انتخابی حکومتی گسترش خواهد داد. لذا تصمیم گرفتند ضمن دمیدن هرچه پرزورتر در عدم تبعیت احمدی نژاد از ولایت خامنه ای از سویی و تلاش پی گیر برای گیرانداختن احمدی نژاد در شاخه های مدیریتی از جانب دیگر کار او را یکسره کند.

3- لذا هنگامی که جناح راست و از طریق یکی از برجسته ترین اطلاعاتی های خود در مرداد 90 پروژۀ اختلاس سه هزار میلیاردی را رسانه ای کرد شکی نداشت که این هم آخرین میخ تابوت دولت احمدی نژاد خواهد بود و هم مستمسک قابل اعتنایی به خامنه ای خواهد داد که بتواند از عهد نمازجمعه اش در هم پیمانی با احمدی نژاد بسلامت عبور کرده و با بزرگ نمایی بزرگترین فساد مالی رخ داده در جمهوری اسلامی احمدی نژاد را عهد شکن و نا کارآمد معرفی و از شر رفاقت او خلاص شود. اما راست سنتی بازهم اشتباه کرده بود. زیرا خامنه ای نه تنها با لگد پرانی پسر محبوبش بسمت خودش کنار آمد بلکه در موضوع اختلاس عظیم هم خواستار عدم بزرگنمایی و کش دادن شد. 

4- اینگونه شد که در آخر تابستان 90 جناح راست سنتی چه در بدنه و چه در رأس دچار یک سرگردانی و حیرت شده و بکمای سیاسی رفتند. اغلب سایت ها و نشریات و  وبلاگ هایشان یا نیمه تعطیل شد و یا از طرح مسایل سیاسی پرهیز کرده و بنوشتن خاطره و حوادث و مسایل بی اهمیت اکتفا کردند؛ تا فرصت پیدا کنند با رصد کردن اوضاع بتوانند برنده را تشخیص و بازی جدید را شروع کنند. این حیرانی و سرگردانی راست های سنتی بعلاوۀ عدۀ قابل توجهی از بدنۀ حزب اللهی که با مخالفت رادیکال و شتاب زده با احمدی نژاد در جریان خانه نشینی - البته با نیت حمایت از خامنه ای - بازگشت به احمدی نژاد را ناممکن کرده بودند برای خودشان، تمام پائیز 90 ادامه یافت. تا اینکه در جریان اولین دستکاری دولت در بالابردن نرخ ارز در شروع زمستان 90؛ جناح راست به این نتیجه رسید که خامنه ای با گره کور زدن خودش با احمدی نژاد نیاز به یک شوک دارد تا اگر می خواهد برگردد به اردوی آنان و اگر نه تاوان حمایت از احمدی نژاد ضد روحانیت را تحمل کند.

5- انتخابات مجلس نهم هم شد میدان این آوردگاه و جناح راست به دو گروه متحد و پایداری تقسیم و مبارزه را آغاز کردند. در پایان زمستان که جناح راست سنتی (جبهۀ متحد) مخالف احمدی نژاد و گله گزار از خامنه ای در حمایت کماکان از احمدی نژاد در مقابل تندروان هتاک جبهۀ پایداری که موافق خامنه ای و گله گزار از احمدی نژاد بودند برندۀ نسبی شدند اوج بره کشان جناح سنتی راست شد و اینان بلافاصله با نوع گفتارها و رفتارهای کنایه آمیز در مقابل خامنه ای خواستند به او یادآوری کنند که این گاهی به میخ و گاهی به نعل را رها کند و بیاید به خاستگاه خودش در جناح راست سنتی؛ و الا منتظر حرکات ایذایی آنان باشد در برابر رهبریش. تشکیل بلافاصلۀ فراکسیونی تحت نام رهروان ولایت و رساندن لاریجانی به ریاست مجلس نهم نقطۀ بی ابهام این "ارسال پیام" به خامنه ای از سوی جناح متحد روحانیان سنتی بود.

6- ابتدا چنین بنظر می رسید که راست های سنتی موفق شده اند و بزودی خامنه ای را به نقطه ای خواهند کشاند که دست از پسر بشوید و بگذارد امور بکام راست سنتی بشود. اما خامنه ای عقب نشینی نکرد و پشتیبانی خودش از احمدی نژاد را - حالا دیگر بیمارگونه و غیرقابل توجیه هم - ادامه داد و با سخنرانی معروف به "خائن نامیدن کسانی که می خواهند جو کشور را نا آرام کنند" خواست که جلو سؤال دوم مجلس از احمدی نژاد را بگیرد. اما مجلس حاضر به تمکین نشد و سؤال از احمدی نژاد را از دستور کار خارج نکرد. اینجا بود که خامنه ای تهاجم خودش را ادامه داد و این بار در علنی ترین حکم حکومتی اش تا کنون و در جمع هواداران بسیجی اش مستقیماً به مجلس دستور داد که سؤال از احمدی نژاد را پس بگیرند.

7- بخشی مهمی از بزرگان جناح راست سنتی که قبل از این هم درافتادن با خامنه ای را غیرممکن تشخیص داده بودند و با چراغ خاموش در حال مراجعت مجدد به خامنه ای بودند مصمم تر شدند و جوانتر های مجلس نشین شان را هم وادار کردند که این رویارویی منجر به باخت را ادامه ندهند؛ و با تمکین به رأی و حکم خامنه ای آیندۀ خودشان را نجات بدهند. اینان امیدوار بودند و هستند که با بازگشت به آغوش خامنه ای او حداقل بهای مساوی با احمدی نژاد به آنان بدهد و از قدرتش برای یکه تازی فقط احمدی نژاد کمتر استفاده کند.

8- بعد از این تاریخ بود که جناح راست سنتی مجدداً دچار حیرت و سرگردانی شد و در خجالت از این حقارت علنی نتوانست بسرعت راه رفته را بر گردد ضمن اینکه مطمئن نبود که حالا خامنه ای احیا شده حاضر است آنان را مجدداً بپذیرد یا نه. لذا مدت بیش از یکماه است که مجدداً راست سنتی بکما رفته و بیشتر از شعر و گل و بلبل حرف می زند تا سیاست.

9- خوشبختانه و به ابتکار احمدی نژاد روز قیامت بزودی فرارسید و احمدی نژاد خواستار سخنرانی برای نمایندگان مجلس شد. نمایندگان با این شیرینی که شکار با پای خود به صیدگاه خواهد آمد از این درخواست - دستور - احمدی نژاد استقبال کردند و آماده شدند که با اغتنام فرصت از وجود احمدی نژاد در مجلس حداقل وقتی مساوی با حرف های رییس جمهور را نیز به نمایندگان بدهند و جلسۀ حضور احمدی نژاد در مجلس را از مونولوگ احمدی نژاد به دیالوگ او با نمایندگان تبدیل کنند.

10- حالا اما با اعلام احمدی نژاد که او فقط برای سخنرانی یکطرفه به مجلس خواهد رفت و وقتی برای شنیدن حرف نمایندگان ندارد موضوع به چالش جدیدی ارتقاء یافته است و باید منتظر تشکیل یا عدم تشکیل این جلسه و با چه کیفیتی بمانیم تا مشخص شود که آیا خامنه ای این بار هم خواهد توانست پسرش را حاکم و برنده بکند یا نه! البته این نمایش جدید که هنوز شروع و پایانش مشخص نیست آخرین شعبدۀ مبارک احمدی نژاد نخواهد بود و بنظر می رسد که احمدی نژاد یا تا جایی که خامنه ای را وادار به رودررویی با خودش بکند پیش خواهد رفت و یا خامنه ای را وادار خواهد کرد که ادامۀ قدرت اجرایی را در قبیلۀ حودش (احمدی نژاد) تضمین کند. یا...هو

هیچ نظری موجود نیست: