ه‍.ش. ۱۳۹۱ آذر ۲۰, دوشنبه

سکوت اپوزیسیون اصلاح طلب در برابر نوار"شکار مهدی" نیک آهنگ: عرق شرم یا داغ ننگ!

Abraham Lincoln 


1- روز یکشنبه رفتم سراغ پایگاه رسمی کارتون های نیک آهنگ در روز آنلاین تا واکنش این سایت مادر و معتبر قدیمی را نسبت به عمل یکی از اعضای اصلی و قدیمی تحریریه اش (نیک آهنگ کوثر) را مشاهده کنم. خبری نبود. و نه تنها خبری نبود بلکه نیک آهنگ هم سرو مر گنده نشسته بود در ستون همیشگی اش و بجای کارتون روز "شکار مهدی" همان کارتون روز چهارشنبه 15 آذرش را نمایش می داد بنام شکار پهپاد. کمی تعجب کردم اما بروی خودم نیاوردم و فکر کردم که یکشنبه تعطیل بوده و بزرگان گرداننده و تصمیم گیرنده در دسترس نبوده اند و خواسته اند با احتیاط بیشتری و با گرفتن یک مصاحبۀ توضیح دهنده از همکارشان تاجای ممکن از حدس و گمان و تحلیل و تفسیر به رأی پرهیز کنند. و گفتم چه خوب. و با اشتیاق و خوش بین منتظر روز دوشنبه ماندم.

2- امروز اما وقتی صفحۀ اول روز نت را گشودم دیگر دستگیرم شد که موضوع نیک آهنگ جزو مسایل بسیار حساس و امنیتی و بشدت ترسناک است. زیرا روز آنلاین حتی یک کلمه هم با آهنگ ننوشته بود تا چه رسد به نیک آهنگ. نا امید و خشمگین داشتم برمی گشتم که چشمم خورد به عکس مسعود بهنود و نوشته اش با عنوان "گذری بر انقلاب و اثرش". با خودم گفتم که عجله کرده ام در قضاوتم و بهنود بعنوان یکی از دو سه نفر اصلی منسوب به صاحبان سایت - در کنار هوشنگ اسدی و خانم امیری - موضع گیری کرده است و همانطور که رسم احتیاط و ادبش است خواسته در یک قصۀ نیمه تاریخ نیمه تخیلش موضوع نیک آهنگ را اتود بزند فعلاً تا مشخص شدن برنده و بازنده. با اشتیاق مقاله را تا آخر خواندم اما تنها چیزی که پیدا نکردم اشاره ای به تلویح تا ایهام و کنایه و استعاره و ... بود بموضوع روز نیک آهنگ. راستش ابداً متوجه هم نشدم که بهنود این مقالۀ بدون کمترین زمینۀ مرتبط بهیچ مناسبت و خبر و ... را برای چه نوشته است در این روز. بعد که بررسی روزنامه های صبح بهنود در بی بی سی را دیدم متوجه شدم که حتی مسعود بهنود در نقل موضوع از روزنامۀ قانون داخل کشور هم نام نیک اهنگ را سانسور کرده و از نام بردن او - برخلاف خبر و مصاحبۀ زیبا کلام در قانون - پرهیز کرده است.

3- واقعیت این است که کمی ترسیدم و تقریباً مطمئن شدم که موضوع نوار یک پروژۀ اطلاعاتی جمهوری اسلامی بوده و پرداختن به آن جز هزینه های خیلی درشت نفعی برای پردازنده اش ندارد. اما بازهم قانع نشدم و برای راستی آزمایی به چند سایت معتبر و اصلاح طلب دیگر هم سر زدم. نخیر هیچ خبری نبود: نه از گویا نیوز خبری بود و نه از کلمه و نه از جرس و نه راه سبز امید و نه حتی حرفی از خرده پاهایی مثل ما ف.م.سخن که نویسندۀ ثابت و اصلی سرمقاله های خودنویس از مبداء تأسیس اش بود و است. لذا با همان دستان لرزان و خیال پوسیده آمدم بنویسم که "این سکوت طبیعی نیست و یا از شرم است و یا باید بحساب ننگ گذاشت". بدلایل زیر:

الف- خبر انتشار نوار نیک آهنگ علیه خانوادۀ هاشمی (گیرم که به بهانۀ مهدی هاشمی) داغ ترین خبر چند روز گذشته بوده است و تمام عناصر خبرداغ و پرمخاطب را شامل بوده و هیچ روزنامه نگار حرفه ای چنین خبری را از دست نمی دهد. تا جائیکه حتی کیهان و رجانیوز و فارس از جنبۀ منفی و روزنامۀ قانون - در داخل کشور! - از موضع مستقل نتوانسته اند از کنار آن بگذرند.

ب- اگر علت سکوت دامن نزدن به جو علیه هاشمی ها بوده باشد هم مردود است چون عملاً این نوار منتشر شده و اثرات مخربش را بر روی پروندۀ مهدی هاشمی گذاشته است.

پ- مخلص کلام اینکه هیچ گزارۀ فنی و هنری و مطبوعاتی و حرفه ای سکوت مستولی را توضیح نمی دهد. مگر اینکه:

پ1- از ترس مأموران پیدا و پنهان اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی باشد.

پ2- از موضع آنتی هاشمی بخش اطلاعاتی اصلاح طلبان مذهبی - همان که در سال های 76 و 77 هاشمی را سکۀ یک پول کرد - نشأت گرفته باشد.

پ3- بنا به هماهنگی و درخواست خود خانوادۀ هاشمی این سکوت رعایت شده باشد.

پ4- نیک آهنگ کوثر آدم مقتدر و چنان ترسناکی باشد که از بیم جان و مال و آبرو این سکوت تحمیل شده باشد.

4- من اما همۀ این مواردی را که خودم نوشتم قبول ندارم زیرا اگر هم هر کدام از آن ها درست باشد نمی تواند در آن واحد چنین مطلق فضای بی در و پیکر مجازی را به سکوت واداشته باشد. بویژه روز آنلاین را که اگر صلاح اندیش خانوادۀ هاشمی بود اینک حداقل دختر کوچک رفسنجانی (فائزه) در زندان نبود. تازه اگر هم کسی از بزرگان چنین صلاح اندیشی داشته بود حداقل برای ابلاغ بما هیجانی ها یک مطلبی می نوشت و نصیحت می کرد. لذا منتظر می مانیم تا ببینیم چه عامل یا عواملی باعث این سکوت شرم آور یا داغ ننگ اپوزیسیون سیاسی شده است.

5- من اما با همۀ وحشتی که دارم این مطلب را نوشتم تا بگویم که اگر این خط پررنگ شود که حتی بوذری و شکایتش از مهدی هم توسط نیک آهنگ کلید خورده است و بوذری هم خودش قربانی "شکار مهدی" شده است و امروز متضرر و بازنده و بازی خورده و در مظان صدها عنوان پلشت قرارگرفته؛ زیاد جا نخورید. زیرا که اگر آن هیجان روز اول وبلاگ ها و فعالان اجتماعی طبیعی بود این سکوت مرگبار روز بعد سایت های معتبر و فعالان سیاسی و بزرگان حوزۀ قلم کاملاً مصنوعی و ترسناک است. یا...هو

۵ نظر:

علی39 گفت...

سلام
من معتقدم با توجه به زندگی نباتی اصلاح طلبان و سرکوب جریان جنبش سبز در آستانه انتخابات بعدی در صورت وقوع اختلاف بیشتر و در گیری بین هاشمی و خامنه ای شانس جریان سوم بیشتر میشود(که میتواند همان جریان موسوم به انحرافی باشد)چرا که هاشمی مهره چینی اساسی کرده و در صورت اینکه خامنه ای اجازه بازی ندهد فضا برای اشخاص جدید باز میشود. در مورد نیک آهنگ هم ایشان البته خیلی اثر گذار نیست ولی در فضای مجازی ضربات سختی به جنبش سبز و هاشمی زده و دلیلش میتواند علاوه بر خصومت رییس و مرئوسی به نوعی پیچیده و اطلاعاتی باشد.کار خطرناکی کرده و ممکن است برای خودش و هاشمی و آینده ایران گروگان در دستان ولی فقیه خیلی گران تمام شود

ناشناس گفت...

دلقك جان، اين اقا بزرگ شده جمهورى اسلاميست و مانند همه همپالگى هايش نون به نرخ روز ميخورد. سوال اينجاست كه كار ايشون با كل اعوان و انصار جمهورى اسلامى چه فرقى دارد از پرونده سازى و نوار وفيلم و عكس جمع كردن براى باج گيرى نمونه تبليغاتى اين روش در بگم بگم اوس محمود در مناظره هاى تلوزيونى ديديم. تمام صغرى كبرى هم كه ايشون در سايتشون چيده كه ثابت كند كه به عنوان شاهد يا مطلع اين نوارها رو در اختيار وكيل و دادگاه قرار داده چرند است. در كانادا اگر حتى پليس بدون حكم قاضى براى يك قاتل شنود يا حتى فيلمبردارى مخفى كار بگذارد قابل ارائه به دادگاه به علت نقض قانون نميباشد. پس ادعاى نيك اهنگ كاملا مورد سوال قرار ميگيرد. از انجايى كه خودش هم به ضبط و انتشار اين نوار اعتراف كرده اين موضوع زمينه قانوني براى مهدى هاشمى فراهم ميكند تا از نيك اهنگ شكايت كند خصوصا اگر اين نوارها مورد استفاده رژيم قرار بگيرد و موجب خسارت مالى يا جانى بشود، از نظر قوانين كانادا ميتوان نيك اهنگ را به عنوان شريك جرم متهم كرد. حالا اگر نظريه مرتبط بودن او با رژيم درست باشد پروسه طولانى و پر هزينه دادگاه در كانادا رو به راحتى و به خرج ملت ايران و پول نفت طى خواهد كرد و اگر اين نظريه درست نباشد مجبور خواهد بود كه اين هزينه رو از جيب مبارك بپردازه تا از اين خود شيرينيها نكنه. اما در مورد كاريكاتورهاى نيك اهنگ، به نظر من جدا از سليقه سياسى او و موضوعات انتخابى اش او هميشه حتى از زمانى كه در ايران كار ميكرد به عنوان يك هنرمند سبكى منحصر به فرد و استادانه ارائه ميكند. حيف است كه هنر او به عنوان يك كاريكاتوريست به دليل مشى سياسى اش مورد قضاوت قرار بگيرد.
همين. دوستدار تو افشين.

ناشناس گفت...

http://kayhannews.ir/910921/2.htm#other210

دلقک جان معلوم است به هدف زدی که کیهان هم از تو یاد کرده است.

ناشناس گفت...

خیلی ها در این مللکت شکار شدند و خانواده هاشمی خودشان مدتها شکارچی بودند.

علی گفت...

سلام! داشتم به نوشتن کامنت برای این پست فکر می‌کردم که پست جدید را هم ــ درباره اینکه پستی افشاگرانه درباره عکس‌های نالان نوشتید، عکس‌ها را خندان گذاشتند،ــ خواندم.
اصل حرف من در کامنت هم مین بود. اول گله کرده بودید که چرا واکنش جدی به رفتار خلاق آداب روزنامه‌نگاری «نیک‌اهنگ» صورت نگرفت، که من می‌خواستم بگویم برعکس اتفاقا واکنش‌ها خیلی به موقع و برجسته و خوب بود ولی خوب در کنار آن چند سایت سبز هم سکوت داشتند. از من فقیر که بگذریم، چند نویسنده با کارنامه معتبر و از دوستان نیکان کار او را مذمت کردند از جمله مهدی جامی در وبلاگ خود سیبستان که «راه دیگر» هم همان را منتشر کرد.
در همان شماره یادداشت کوتاهی من نوشتم که بدون اشاره به نام هیچ‌کس کل رفتار اتفاق افتاده که سوزاننده اعتماد بود را در ستایش اعتماد مورد اشاره و توجه قرار می‌داد.
آرش بهممنی نویسنده روز انلاین در وبلاگ خود در دوپست مجزی گاف‌های نیک را برشمرد و البته همه اینها در مقابل نوشته ارزشمند شما کم مایه می‌نمود.
اما اعتراض شما باعث شد تا روز هم ستون ثابت نیکان را تطیل کند اگرچه خیلی دیر ولی خوب جای شکر از آنها و سپاس از شما.
و یک چیزی که خیلی مهم است اینکه شما مطمئنا از منظر عِده در ردیف سایتهای معروف شده روز و کلمه و جرس و خودنویس و اینها شاید نباشید. اما از منظر عَده خیلی از نویسندگان و سیاست مدارن آن سایت‌ها به دست امثال شما نگاه می‌کنند. یقینا اگر شما و بروبچ شبکه‌های اجتماعی قضیه را به سکوت برگزار می کردند شاید اصلا قضیه به فراموش هم سپرده می شد. پس منتظر نمایند همیشه پیش قراول باشید یاهو...