ه‍.ش. ۱۳۹۱ آبان ۹, سه‌شنبه

خطاب به رفیقدوست نامرد: نامردی به زندۀ فاضل بس نبود می خواهی جنازه اش را هم بی آبرو کنی؛ نامرد!

The Death of Cleopatra by Juan Luna1881.jpg

The Death of Cleopatra


1- محسن رفیقدوست در وبسایت شخصی اش نوشته است:
هفده سال پیش زمانی که تخلف مالی یکی از نزدیکان خویش و ارتکاب جرم در نظام بانکی توسط وی برایم آشکار گردید؛ با آنکه هیچ گونه ارتباط حقوقی با من نداشت، پیشگام بر بازگرداندن بیت‌المال شدم تا آنجا که برای بازگرداندن «فاضل خداداد» متهم اصلی آن پرونده به ایران [بر اساس اعتمادی که به من بود] چنان عمل کردم که یکی از مسئولین یادآور شد «اقدامی که تو کردی توسط نهادهای قانونی ذیربط بدین شکل نمی‌توانست انجام شود».
2- کل مطلب نوشته شدۀ سردار رفیقدوست هم کوتاه است. ولی من بهمان "بر اساس اعتمادی که به من بود" داخل کروشه کار دارم. و نمی خواهم پروندۀ ناپاک و سراسر رانت سیاسی و نظامی و اقتصادی و مقامی رفیقدوست را که  مشحون از زد و بند و خیانت و چپاول و اتلاف سرمایه های ملی و نظامی و انسانی و... است را واکاوی کنم.

3- منظور شرم آور و تصریح نشدۀ جملۀ داخل کروشه؛ عبارت از اعتمادی است که مرحوم فاضل خداداد به محسن رفیقدوست داشت و کرده بود. و بنا به "امان"ی و اطمینانی که رفیقدوست به فاضل داده بود با پای خودش از خارج برگشت و به مسلخ دادگاه انقلاب فرستاده شد و اعدام شد. البته همۀ دیگر ادعاهای رفیقدوست در مورد دخیل نبودن در اختلاس مزبور چرند و غیر مستند است و همۀ آن اختلاس سال 74 بطور مستقیم و یا بواسطۀ برادر دزد و لاتش (مرتضی رفیقدوست) به حاج محسن عضو مؤتلفه (سیاسی) و سرتیپ از مهد تا لحد سپاه (نظامی) ارتباط تنگاتنگ داشت. و اسناد دادگاه این اختلاس گویای واقعیت است. شاهد مثال اینکه اگر ایشان دخیل نبود پس چه خصوصیتی با فاضل خداداد داشت که چنان رفیقش باشد که او امان او را تضمین زندگی اش بداند. و اصلاً برادر رفیقدوست داخل آدم نبود که بانک صادرات به او یک ریال هم اعتبار بدهد. بگذریم و برگردم به آن سوء استفاده از اعتماد خداداد به قول و تعهد و مردانگی محسن رفیقدوست.

4- پیران دیده اند و جوانان شنیده اند و امروز هم در دنیای مدرن مرسوم است که بسیاری از قول و قرارها و بده بستان ها و امانت سپردن های مادی و معنوی و زن و دختر و ناموس و معاملات حتی کلان فقط به تعهد شفاهی دو طرف انجام می شد و می شود. بدون اینکه سند و امضاء و تعهد کتبی و قرارداد و از این قبیل در کار باشد. بویژه اینکه این "مرد سرش برود بهتر است که قولش برود" در جامعۀ ایران قبل از انقلاب  و علی الخصوص در بین اقشار متدین؛ و مهمتر از آن در بین صنوف خاصی از مشاغل بسیار متداول و هویت بخش بود. و عدول از آن قبحی بالاتر از بی ناموسی داشت. 

5- این را بدین جهت می گویم که محسن رفیقدوست هم بالغ شده در قبل از انقلاب بود و هم مسلمان متشرعی بود و هم خانواده ای اصالتاً "بارفروش" و "میدونی" داشت. که صنف بارفروشان امثال طیب حاج رضایی که در غائلۀ خرداد 42 اعدام شد جزو بارزترین سمبل های لوطی گری و پهلوانی و عیاری و مردانگی بودند و هنوز هم داعیه اش را دارند. و به این خاطر بود که مرحوم فاضل خداداد به امان محسن رفیقدوست اعتماد کرد و جان باخت. و امروز البته بلطف جمهوری اسلامی، ایران تنها کشوری در جهان است که هیچکس به چشم خودش هم اعتماد ندارد.

6- از چند روز پیش که این افتخار به نامردی توسط رفیقدوست اعلام شده و کسی هم پاسخی نداده؛ خیلی اذیت می شدم که یکی باید مهار بزند به این پلشتی انسانی. چه؛ رسم زمانه اگر بر آدم فروشی و نه حتی رفیق فروشی بچرخد و باعث افتخار هم باشد چه روزگار "گُهی" می شود این زمانه. و شوربختانه در جمهوری نکبت اسلامی روزگار ایرانیان شده است بدتر از هر زمان ومکان تاریخی. و آیا محسن رفیقدوست با دروغ و فریب فاضل را به ایران برگرداند که با کشتنش هیجان جامعه را بخواباند برای در بردن خودش یا برادرش. داوری نمی کنم. ولی روند گذشته تا امروز علایمی مشخص از پستی آدم های مدعی دارد. و در هر حالتی محسن رفیقدوست یک "نامرد" است! یا...هو

افزوده: مطلب بالا را درست یک سال پیش نوشتم با تیتر (با هر معیار و قضاوتی سردار محسن رفیقدوست یک "نامرد" است!) هنگامی که محسن رفیقدوست پس از سالها آخور بستن خویش به بنیادی بنام نور که انحصار واردات دارویی کشور یکی از سرشاخه های فعالیت بنیاد آقا محسن است بوی کباب شنیده بود و قحطی و رانت و دلار چند نرخی - در همین روزهای پارسال - و داشت از تاریکی به صحنه بازمی گشت. این روزها که دوباره رفیقدوست اختلاف رانت 2000 تومان در هر دلار را دیده و سرعت باز گشتش را زیاد کرده است؛ و از جمله ناچار شده به آن نامردی که اشاره کرده ام پاسخ بدهد در مورد مرحوم فاضل خداداد. رفیقدوست گفته است:

خبرگزارى ایسنا به نقل از هفته‌نامه «تجارت فردا» نوشت که محسن رفیق‌دوست گفته است: اگر می‌گفتند برای چه فاضل خداداد را اعدام کردند، بهتر بود. من به او امان داده بودم که به ایران آمد؛ به همین دلیل رفتم پیش آقای محسنی‌ اژه‌ای و به وی گفتم که در زمان پیغمبر یک سرباز را امان داده بود، پیغمبر گفت شخص را آزاد کنند. من که از مسوولان نظام هستم و به وی امان داده‌ام و آوردمش، می‌توانست نیاید؛ البته او را هم با تهدید آوردم و راحت نیامد.
وزیر اسبق سپاه ادامه داد: خب به هر حال، آقای اژه‌ای بعد پرونده را گذاشت جلوی من. نمی‌توانم برای شما – مخصوصا که خانم هستید- بگویم که در آن پرونده چه خواندم. اگر من هم قاضی بودم، فاضل را به اعدام محکوم می‌کردم. نه به خاطر… این بخش را ضبط نکنید تا برای خودتان بگویم …
او دروغ می گوید مثل ... و حالا برای تبرئۀ خودش و خلاصی از دوزخ روانش که از نامردی اش در مورد خداداد مثل سایه دنبالش می کند همیشه؛ بی شرمانه از جنازۀ پوسیدۀ فاضل هم نردبان می سازد برای تبرئۀ خودش تا رفیقش را که به نامردی بکشتن داده بی ناموس و هرزۀ جنسی و خائن هم معرفی کند. این دیگر اوج دنائت موجود دوپاست که حتی به استخوان های پوسیدۀ قربانی اش هم رحم نکند بعد از 17 سال. این موجود هیولا همان اسوه ایست که جمهوری اسلامی وعدۀ ساختنش را داده بود! یا...هو 

۴ نظر:

ناشناس گفت...

دلقک عزیز، لطفا کامنت قبلی من را به دلایل امنیتی نمایش نده

Dalghak.Irani گفت...

من متوجه کامنت قبلی شما نیستم. کدام کامنت.

ناشناس گفت...

"دلقک" عزیز درود،
آیا از یک چنین موجود فرومایه ای انتظار دیگری داشته اید؟
در اشاره به سوابق درخشان دزدی، کلاهبرداری، آدم فروشی، خیانت، ..... این حاج آقا رفیق دوست، یک نکته را از قلم انداختید؛ آن هم "جنایت" است.
همین یکی دو سال پیش مصاحبه ای داشت و در آن با افتخار از کشتن یک انسان (قبل از انقلاب) با "دیلم"، به فخرفروشی پرداخته بود. طبق گفته خودش؛ شنیده بودند که آن فرد با "ساواک" ارتباط دارد و تصمیم میگیرد که او را بکشد و شبی دیروقت، در خیابان "شهباز"(۱۷ شهریور) با استفاده از خلوتی و تاریکی شب، از پشت سر با میله ای آهنین بر سر آن بنده خدا میکوبد و پیکرش را به جوی خیابان می اندازد و فردای آنروز خبر یافتن جسدی ناشناس را با لذت در روزنامه ها میخواند.(نقل به مضمون)
با یک جستجوی کوچک در اینترنت براحتی میتوان آن مصاحبه تکان دهنده که چیزی نیست جز اعترافات بی شرمانه قاتلی رذل به جنایتی وحشیانه، را یافت!
پیروز باشید

ناشناس گفت...


http://aftabnews.ir/vdciq5az5t1azw2.cbct.html

یکی از منابع مصاحبه "رفیق دوست" درباره کشتن یک نفر به عنوان مامور ساواک در قبل از انقلاب