ه‍.ش. ۱۳۹۱ مهر ۱۳, پنجشنبه

وقتی مداح دربار منصور ارضی هم از سقوط خامنه ای گزارش می دهد. + اعتصاب!

File:The master, painting by Kristoffer Zetterstrand.jpg

  The master

برده و ارباب در یک قاب!


امروز حرف زیبایی شنیده ام از منصور ارضی - ارزی هم بخوانید مجازید - که کلید راه گشای ایران است و بارها مژده اش را داده ام. و آن کلید این است که پشتوانۀ هواداران تیفوسی خامنه ای دچار فروپاشی و ریزش مدام بشود. همین یک جملۀ ارضی به همۀ سخنرانی و مصاحبۀ دیروز احمدی نژاد می ارزد و به باور من هزاران برابر هم بیشتر. چون پشت کردن مؤمنانی که ارضی می شناسد به خامنه ای؛ یعنی پایان تاریخ یا خامنه ای و اگر بیشتر حماقت کند و مقاومت کند پایان تاریخ جمهوری اسلامی خواهد شد. ارضی در جمع لباسفروشان باب همایون قدیم گفته است:

"... مسئله اینه که جامعه مریض شده. همه پشت کردند به رهبری در صورتی که دیگران دارند جنایت می کنند. چون شنیدم دارم براتون درد دل می کنم. از زبان مومنین شنیدم که به آقا حرف نامربوط می زنند؛ مومنین!!" (اینجا)


و البته بسیار حرف های دیگر هم گفته که من زیاد جدی نمی گیرم. متن این اعتراف مداح دربار خامنه ای را در این حرف سخنگوی کاخ سفید پرمعنا می خوانم که گفته است: "مردم ایران رهبران شان را مسئول وضع آشفتۀ فعلی می دانند." و می دانید که غربی ها اهل امار و ریاضیات و نظر سنجی هستند و کتره ای دروغ نمی سازند.


پی نوشت جمعه: نامۀ سعید تاجیک به خامنه ای هم نشانۀ دیگری از فروپاشی هواداران مذهبی خامنه ایست. اگر مایل بودید نوشته ام (اینجا) و حرف های عسگراولادی ازاین دست است (اینجا)


اعتصاب خیلی مفید ولی شورش خیابانی خیلی مضر است!

1- دیروز اخبار ضد و نقیض و گاه بسیار متضادی از ایران مخابره شده است؛ حاکی از اعتصاب بازار و شورش های نقطه ای در حد فاصل صرافی های فردوسی و سکه فروشان سبزه میدان. آنچه که از بین این همه خبر می توان به یقین رسید این است که اعتصابی با میانگین 80-60 در صد فراگیری - در برخی صنف ها زیاد تر مثل نوشت افزار و پوشاک فروشان و در برخی دیگر پائین تر مثل فرش فروشان - در بازار تهران اتفاق افتاده است. و در همین حال تظاهراتی نقطه ای و کم جمعیت هم که منجر به برخی شعارها و خشونت ها و آتش زدن زباله ها شده و با برخورد نیروهای امنیتی مواجه شده است. بنظرم می رسد که هرچقدر اعتصاب بازار با دست آویز و انگیزه های اقتصادی می تواند در این مقطع مهم و تأثیر گذار باشد؛ شورش های بوقوع پیوسته بسیار نگران کننده و بازدارنده است. زیرا اعتصاب یک اقدام سلبی و بدون خشونت و بدون میدان است که می تواند بعنوان یک حرکت مدنی قابل سازماندهی و کنترل حد اکثری؛ نفع کثیر و بدون خسارت داشته باشد. در حالیکه هرگونه شورش خیابانی که عملی ایجابی است به هزار و یک دلیل بازی در زمین رژیم و بضرر قطعی حرکت آزادی خواهانۀ مردم است. آن هزار و یک دلیل زیانبار بودن شورش را اساتید فن و دانش بارها گفته اند - به تحلیل های حسین قاضیان عزیز زیاد اعتماد کنید - لذا من فقط چند عامل مهم از آن هزار و یک دلیل را برجسته می کنم:

1- فقدان مطلق آزادی های مدنی در ایران فعلی هر گونه سازماندهی سیاسی را مطلقاً غیر ممکن کرده و هر نوع شورش و تظاهراتی بدون حداقل سازماندهی قابل کنترل و جهت دهی؛ بلافاصله به شورشی کور و مخرب و خشن تبدیل می شود. طبیعی است که در چنین بلوایی فقط نیروی سرکوب رژیم برنده می شود و لاغیر.

2- توده های محروم و میدانی هرنوع شورش با انتظار نتیجۀ تبدیل به تظاهرات سراسری؛ به دلایل متعدد ذهنی و عینی- از جمله متأثر از پول هایی که احمدی نژاد در 7 سال گذشته بین محرومان توزیع کرده است - کارد به استخوان رسیده نشده اند و نیستند. بنابراین بعید نه بلکه محال است که توده ها در چنین موقعیت روز ایران آمادگی پیوستن به اعتراضات و شورش های خیابانی را داشته باشند.

3- طبقۀ متوسط شهری نیز علاوه بر علل عام بدلایل خاص زیر نیز حاضر به مشارکت در شورش ها و تظاهرات خیابانی نخواهند شد:

الف- آنان بدلیل تعقل چیره بر احساس شان خیلی حاضر به هزینه دادن های جانی و مالی - بویژه با تصمیم ابتدا بساکن - نیستند.

ب- سرخوردگی ناشی از تظاهرات جنبش سبز هنوز بشدت زخم های روحی تازه دارد و به این زودی دوباره از این سوراخ گزیده نمی شوند.

پ- هم بستر و هم پیشتاز این طبقه که دانشجویان بالفعل دانشگاه ها هستند هم بشدت فرسوده اند و هم بشدت تحت کنترل و دچار نوعی اختگی سیاسی از سوی رژیم قرار دارند و شده اند.

ج- گفتمان روز غالب دنیا اولاً و مشاهدات میدانی خشونت های سوریه و لیبی و یمن و بحرین و ... ثانیاً و تعهد روشنفکران مرجع داخلی به گریز قطعی از خشونت با مرجع ذهنی انقلاب 57 این طبقه را گریزان از آزمایش و خطای "همینجوری" خیابانی کرده است.

4- نداشتن رهبری گروهی یا فردی و عدم داشتن استراتژی و تاکتیک مشخص با مطالبات و شعارهای معین که خودش ناشی از بند یک همین نوشته است. دادن شعار کلی مرگ بر دیکتاتور و از این دست - که انسجام آن هم قابل کنترل نیست - نمی تواند نقطۀ کانونی و منسجم کنندۀ تظاهرات را تأمین مفید کند.

5- و مهمتر اینکه این حکومت انقلابی آنارشیک با تظاهرات خیابانی قابل سرنگون کردن نیست. و هر نوع حرکاتی از این دست بلافاصله به امنیتی و پلیسی کردن بیشتر - و موجه هم - فضای جامعه می انجامد و می شود مصداق "از قضا سرکنگبین صفرا فزود".

6- شورش های کور نقطه ای روز چهارشنبه راهبرد گروه های مسلح معارض جمهوری اسلامی مثل مجاهدین خلق و تجزیه طلبان قومی و زبانی و امثال آن است که از اعتراض برخی جوانان احساساتی یا معدودی بجان زده از بجان آمادگی از دست جمهوری اسلامی استفاده می کنند و سوار موج اولیه می شوند. لذا این قبیل حرکات بلافاصله از کمترین پشتوانۀ بهبود خواهی تهی و ناظر به کسب قدرت و سایر مؤلفه های بازی های سیاسی "غلبه بر حریف با هر دسیسه ای" می شود. و قطعاً محتمل است که حکومت گیرافتاده در عملکرد ویرانگر خامنه ای و رو به فروپاشی نیز خودش یکی از آتش بیاران معرکه های اینچنینی بوده و است و باشد. یا...هو

۶ نظر:

تبریزی گفت...

سلام بر دلقک عزیز
مهم ترین بخش مطلب شما همانا نداشتن رهبر ویا نداشتن مسیری برای آینده است برخلاف دیگران(اپوزیسیون خارج از کشور)که دلقکی بیش نیستند ولی خود را عقل کل میدانند شما در حالی که اسمتان را دلقک گذاشتید مطالب جدی بدون گرفتن بلیط ویا کمک های مردمی ادامه میدهید به مانند عبید الله زاکانی .پس بگردیم دنبال چوپانمان که فکر نمیکنم خارج از کشور زندگی کند.

Dalghak.Irani گفت...

مرسی تبریزی عزیز. وقتی از من تعریف می کنید خیلی خوشم می آید و سریع می آیم و جواب می دهم. اما این دلیل نمی شود که پرسپولیس را با تراختور عوض کنم هرچند هر چهار رنگشان سرخ است: عشق و خون و تراختور و پرسپولیس. بدون حق تقدم. یا...هو

ناشناس گفت...

دلقک عزیز
من در پست قبلی متوجه نشدم خمینی مقوایی یعنی چی یا کیه؟ اگه ممکنه 1 توضیحی بدین ممنون میشم

ناشناس گفت...

مطمئن بودم از اتفاقات دیروز استقبال نمی کنی! دلقک جان جسارت منو ببخش به عنوان یک دوست خیلی کوچیک اینو بهت میگم فکر اینکه هاشمی و دار و دسته ش دوباره بر این کشور حاکم بشن رو از سرت بیرون کن باور کن این اتفاق نخواهد افتاد

iranebikaran گفت...

بسیار مطلب کاملی بود
اما به عنوان یک کارمند باید خدمتتان عرض کنم که اعتصاب هم نمیتوانیم بکنیم
بخدا اطرافیان من یک مشت تهی مغز هستند
دارند رنج میکشند ولی حاضر به اعتصاب هم نیستند
با نظر تبریزی هم موافقم

Dalghak.Irani گفت...

سلام.
به اول ناشناس. این پست با آن تصویر مربوط به پارسال بود که عیناً منتقل کرده بودم و فقط متن کوتاهی از سخنان ارضی و سحنگوی کاح سفید را اضافه نوشته بودم در مقدمه. در مورد خمینی مقوایی هم در متن اصلی توضیح داده ام که خامنه ای می خواهد با بازسازی خاطرۀ خمینی مشروعیت خودش را با او گره بزند در نزد عوام. و البته موفق نیست. موضوع را باید با زمینل دهنی انموقع بخوانی تا خوب جا بیفتد. یا...هو

2 به ناشناس دوم.

گفته ام که عدالت کلمه ای کهنه و سنتی و مسخره و بازدارنده و توجیه گر و آرزو پرور است و کاشکی اصلاً زاده نمی شد که باعث اینقدر حرمان و یأس و تنبلی و بده در راه خدا بشود و فقرا هم مثل ثروتمندان بروند دنبال تولید و ابتکار و صنعت و تجارت و دانش و فن اوری و مرتب چشم شان بدست دیگران نباشد. اما نگفته ام که انصاف هم نباشد بقول فیلسوف "جان راولز" در تئوری آشنایش "عدالت بمثابه انصاف".
من با جسارت شما مشکلی ندارم که خیلی هم نوش است. حتی با انصاف شما هم کنار می ایم. اما با این حجم بی رحمی که شما داری نه!
من کلی زحمت می کشم و فکر می کنم و وقت می گذارم و ... تا تکه پاره هایی جمع می کنم و بعنوان مثلاً تحلیل می نویسم اینجا. بعد اگر شما پیدا بشوی و بیایی بگویی که فکر هاشمی و دارودسته اش را از سرت بیرون کن خیلی بمن برمی خورد. چون همۀ رشتۀ بزحمت مرا شما پنبه نشان می دهی بدون اینکه نیشتری بزنی نخ کشی بکنی و یکی از ده ها دلیل مرا با دلیل متقابل رد بکنی و ... فقط مثل وصل شدگان به امام زمان فقط نتیجۀ کار که "ناکامی قطعی هاشمی و دار و دسته اش در این کشور است" را آوار کنی بر سرم و خودت را هم دوست کوچک من بدانی و بخواهی هم که این کشف غیبیت را دربست بپذیرم قبول کن که بی رحمی مطلق است. دو تا دلیل می آوردی و چند تا اماره نشان می دادی و می گفتی: من و رفیقم که جزو طبقه بندی طبقۀ متوسط تو هستیم اصلاً هم خصوصیات برشمردۀ تو را نداریم و همین دیروز با عوامل سفاک رژیم جنگیدیم و تا پیروزی نهایی هم روی ما حساب کنید در میدان توپخانه!" تا من هم هوادار شما می شدم و می گفتم رفقای سیرک:

مژده مژده: جوانی برومند با خون سرخ ایرانی مجهز به انواع دانش و بینش و شجاعت و فطانت و فراست و سیاست اعلام کرده است که به فرمول جادویی "چگونه از صفر به صد برسیم" دسترسی پیدا کرده است و من در همین جا اعلام می کنم که دیگر لازم نیست به اعداد قبل از 100 اعتنایی بکنیم. حتی اگر آن عدد 90 باشد و در آستانۀ صد. کافی است بدنبال چراغ جادوی این جوان برومند راه بیفتیم و صد میهن مان را در آغوش بگیریم بدون اعتنا به نود. پایان". لذا عزیزم رابطۀ من با هاشمی و رضا پهلوی و مسعود رجوی و محمود احمدی نژاد و هر خر و الاغ سیاستمدار دیگری از نوع خرسواری است و نه عاشق و معشوقی. پس ارزو می کنم که رؤیای جوانیت صادق باشد و هم تو و هم من پیرمرد بزودی شاهد وطنی ایده آل تو باشیم. من مخالفتی که ندارم بلکه دست با کفایت شما را هم می بوسم. فقط این را بدان که کابوس در پیری خیلی شکننده و عذاب آوراست. تا جوانی با کابوس های واقعی با خیال رؤیا کنار نیا. یا...هو