ه‍.ش. ۱۳۹۱ آبان ۲, سه‌شنبه

فارغ از مخالفتم با خامنه ای؛ کار احمدی نژاد نمک ناشناسی بود!

The Geographer


1- خواننده ای بسیار دوست و قدیمی کامنتی بی انتشار برایم فرستاده که مطالب تحلیل ریشه ها را ول کن و بچسب به تحلیل های کوتاه لحظه به لحظه از وقایعی که بسرعت و پی در پی اتفاق می افتد و از هیجان مُردَم. خب متأسفم اما من امروز هیجان زده که نیستم از نامۀ تند احمدی نژاد به لاریجانی بلکه متأسف هم هستم.

اصل اول: در بین گله های انسانی چه گروه دزدان باشند یا سیاستمداران و قاتلان و قاچاقچیان و خیرین مدرسه ساز و الاماشاءالله اصلی پذیرفته شده است آن هم معرفت درون گروهی است. یعنی بدترین آدم ها در مجرمانه ترین جنایت ها و دزدی ها هم که با مشارکت هم انجام می دهند یا داده اند غش و تقلب و نامردی در داخل گروهشان را تاب نمی آورند. و اتفاقاً بسیار شدیدتر از گروه های انسانی که کار مثبت انجام می دهند عکس العمل نشان می دهند. این در همۀ انسان های کرۀ زمین مشترک است و جاری و بویژه در فرهنگ شرق که ایرانی ها به آن می گویند لوطی گری.

اصل دوم: عملیات انتحاری یکی از پرآسیب ترین و غیرقابل مهار ترین نوع عملیات جنگی است. زیرا که در این عملیات انسان ها از جانشان که بهترین و عزیزترین و بالاترین موجودی شان است گذشته اند. لذا وقتی کسی چیزی برای باختن ندارد مقابله با او هم دشوارترین کار می شود. اما - این اما مهم است - همین عملیات انتحاری رعب آور و غیر قابل مهار هیچگاه و هیچگاه باعث پیروزی برای گروهی که این عملیات را سازماندهی می کنند نمی شود. بعبارت دیگر هر چقدر هم رعب آور و وحشتناک باشد مثل انفجار برج های دوقلو در امریکا؛ فقط می تواند عدم تعادلی لحظه ای تولید کند و نه بیشتر.

2- نامۀ تند احمدی نژاد به آملی لاریجانی و به بهانۀ نامۀ خیلی محرمانۀ او در مورد موضوع بازدید از زندان هر دو ایراد اصول بالا را دارد و مردود و بی ثمر و نا لوطی گری است. زیرا این نامه در ظاهر لاریجانی کوچک را مخاطب دارد ولی معلوم است که رو به خامنه ایست. چون اگر هم همۀ ایرادات احمدی نژاد به قوۀ قضائیه عین حقیقت باشد؛ که است؛ باز هم این سؤالات بر می گردد به خامنه ای که "این افتضاح در حوزۀ نفوذ مطلق او" - بدلیل نصب لاریجانی و دیگر رؤسای قضا - اتفاق افتاده است و احمدی نژاد مدعی است.

3- من با رهبری خامنه ای مخالفم چون استراتژی او را مخرب می دانم و غیرقابل قبول. لذا می روم توی شکمش تا جایی که "قرمساق" خطابش می کنم و هم خودم و هم خوانندگانم چندشمان می شود از این همه نفرتی که چنین کلماتی تولید می کند. ولی من مخالفم و مرد و مردانه حرفم را می زنم اگر دشنام هم باشد. اما احمدی نژاد 7/5 سال بطور مستقیم در داخل این استراتژی کار کرده و آن را تأیید کرده و به مهمترین بخش مخربش در سیاست خارجی دشمنکام سرویس های بی نظیری داده است با مصاحبه و سخنرانی هایش در نیویورک و سازمان ملل و غیره.

4- خامنه ای کم هزینه نداده برای احمدی نژاد بخاطر آن تک جملۀ احمقانه اش در نماز جمعۀ معروف 29 خرداد 88. مبنی بر اینکه نظرم به نظر رییس جمهور نزدیک تر است. و از آن ببعد هم هر ادایی در آورده تاب آورده و حمایتش را قطع نکرده است حتی با ایستادن مستقیم در مقابل خودش در جریان مانور 11 روزه. و چه می گویم حتی با شوراندن همۀ دوستان روحانی و اصولگرای سابقش علیه خویش. او خامنه ای همین پریروز بود که در سفر خراسان شمالی دو پالس حمایتگر قوی فرستاد مجدد برای احمدی نژاد. یکی وقتی حجاب بی حجابان را تأیید کرد و دو دیگر وقتی که گفت بهترین کار این است که دولت همت خودش را بگذارد روی طرح های نیمه تمام در سال آخر. چه کسی است که نداند این ایده تحت عنوان "طرح ماندگار" مال رییس دولت است و پسر معنوی.

5- پس کار احمدی نژاد یک بی معرفتی مطلق بود و است در برابر خامنه ای. که گفتم رفقا و شرکای راهزن هم چنین شیوه ای را غیر انسانی می دانند. تا چه رسد که تعرض به رییس دزدها باشد و طراح الاف اولوف بقیۀ اعضای باند سرقت و جنایت. هنوز هم کسی به فردوست و قره باغی رحمت نمی فرستد هنگام نام بردن. چه شاهی باشد یا ولایتی. زیرا آنان به ولینعمت شان (شاه) خیانت کردند و این نالوطی گری قابل بخشش نیست در فرهنگ انسانی و ایرانی.

6- درست است که نامۀ احمدی نزاد عملیات انتحاری است اما بغیر از برد عدم تعادل مقطعی جز خودش کس دیگری را جزغاله نخواهد کرد. البته بدیهی است که چون همۀ جزغاله های سیاسی در ایران - از قائم مقام گرفته تا امیرکبیر و مصدق و خاتمی - قهرمانان شکست خوردۀ ملت هستند که علت قهرمانی شان فقط شکست شان است؛ احمدی نژاد هم بخواهد قهرمان شود. اما اگر حاصل بی معرفتی قهرمانی باشد هم نمی ارزد و توجیه پذیر نیست. هرچند که احمدی نژاد با سوزاندن خودش و در رفتن از معرکه "بی پولی و تحریم وگرانی" هم قهرمان نخواهد شد زیرا او عقبه ای در  جامعۀ فرزانگان ندارد. طرفه اینکه نخبگان جامعه و مخالفان صد در صد خامنه ای و جمهوری اسلامی او را به احمدی نژاد ترجیح می دهند در صورت ناچار از انتخاب.

7- من اینجوریم. - شما هم اینجوری هستید. تمام انسان ها اینجوری هستند. سیرک هم جای یکرنگی و معرفت است. و همۀ دلقک ها هم اینجوری هستند مثل همۀ انسان هایی که دلقک نیستند - و فقط به جنگ جوانمردانه معتقدم و هدف وسیله را توجیه نمی کند. هر چند که احمدی نژاد هدف مقدسی هم ندارد از اینکار. چون او بهمان دلیل منفور بودن در بین نخبگان؛ نه می تواند و نه پذیرفته می شود در نقش ناجی ایران. کمی بعد تحلیلی سیاسی تر و مشخص تر هم خواهم نوشت. این حسم بود. یا...هو

۹ نظر:

آقای مدرنیته گفت...

سلام

دلقک حس ننویس بابا . تحلیل بنویس . حس شخصیه . سیرک یه جای عمومیه

خوابم میاد و منتظر "کمی بعد" هستم

ناشناس گفت...

در سیاست چیزی به اسم معرفت نداریم. مگر هاشمی و خامنه ای دوستی 50 ساله نداشتند و نان و نمک هم را نخورده بودند؟ البته اگر منظورتان باند بازی و رفیق بازی و طایفه گری است آری! احمدی نژاد اینجوری نیست. او از همان ابتدا خود را مدیون مردم می دانست.

ناشناس گفت...

بسیار ضعیف و سطحی نوشته بودید به چند دلیل:
1- سیاست مرام نمی شناسد که شما در آن دنبال مرام هستید(نگاه کنید به سیاست امریکا و غرب در برابر خودمان که نان و نمک این سرزمین را کم نخورده اند ولی آنچه مهم بوده منافع بوده)

2- احمدی نژاد زیرک تر از آن چیزی است که شما فکر میکنید خود را در یک عملیات انتحاری جزغاله کند از هزار و یک دلیل تنها به یک دلیل عینی و نه تحلیلی و توهمی اشاره میکنم: این روزها این جمله را در ایران از گوشه و کنار زیاد میشنوم: "از این مردک متنفر بودم اما داره ازش خوشم میاد"

3- سومین دلیل را که شما بشدت از آن غافل ماندید را در قالب یک سوال میگویم: شما از کجا مطمئنید که احمدی نژاد دوست خامنه ای بوده که حالا توقع مرام و لوطی گری دارید؟

4- میخواهم به شما بگویم از قضا احمدی نژاد با مرام ترین سیاستمداری است که تا کنون (من) دیده ام، نگاه کنید به خاتمی با مرام و اخلاق با 20+20 میلیون رای نقد و حقیقی تا حساب کار دستتان بیاید
یا هو ...

ناشناس گفت...

خداوکیلی خیلی کوته بینانه و توهمانه نوشته بودی من خودم به احمدی نژاد رای نداده بودم اما همین شجاعت و منطق و صیرت پاک و فساد ناپذیریشون دل من نوعی را به خودشون وابسته کرده.
اون اوایل که بیشتر فحش بهش می دادم الان جدا از اون افکار مسموم در زمین و زمان دنبال گفته ها و نظریاتشم. و تاسف می خورم چرا یه روز زودتر اونو نشناختم.
و این هم فراموش نکن طیقات پایین جامعه
اونو خیلی دوست دارند برخلاف شما که فکر می کنید عقبه ای نداردو تا حالا فکر کرده بودی چرا موسوی شکست خورد کمی بیشتر فکر کن و بجای انشا نوشتن عین صف اولی ها به کوتاه نویسی و کد دهی بیندیش.
مردم خودشون بهتر از تو بلدند تفسیر کنند در ضمن بابا آب داد.
س خ

کورد فرزند دیاکو گفت...

دلقی جون!
خوووبی ، خیلی وقت بود باهات گپ نزده بودم.
آخییییی،داری احساسی میشی ها کم کم ، نکنه عاشق شدی!
اخه کجای سیاست مرام توش حکم میکنه؟اون هم کجا!؟تو ایران!
در ایران امروز ، خصوصا تو پایتخت، چیزی به اسم مرام وجود نداره حتی تو اجتماع چه برسد به حکومت.در ایران قدیم هم که نمیدونم مرام،فقط یه افسانه بوده یا فیلم فارسی! ضمن اینکه داشتم داشتم مهم نیست، دارم دارم رو بچسپ.
من هم با جناب ناشناس دقیقه2:23 موافقم،
{این روزها این جمله را در ایران از گوشه و کنار زیاد میشنوم: "از این مردک متنفر بودم اما داره ازش خوشم میاد"}
ضمن اینکه اگه احمدی جون همین روال رو ادامه بده و پوزه ی علی رو به زمین بماله من هم طرفدارش خواهم شد.
خدا رو چه دیدی شاید احمدی آخر عمری ریاستش ، فیلم دیک

امير گفت...

نمي دونم اين از خصوصيات دلقك هاست كه چون زير ماسك صحبت مي كنند و شناسنامه هويتي ندارند مي تونند هر روز به يك سو بوند و يا اينكه نمي خواهند فهميده شوند حرفهاي واضح متناقض مي زنند.
من هم مثل اكثر خوانندگان شما بزركترين مشكل و دشمن ايران را خامنه اي به عنوان عامل اجراي دستورات روسيه در ايران مي دانم ، القا صفت بي معرفت در اين كارزار به احمدي نژادي كه به هر علت از طرف شما به عنوان تحليلگر عجيب است
يكي از علت ها مي تونه اين باشه كه او فهميده خامنه اي كه نزديكترين دوستش رفسنجاني رو با بي معرفتي حذف كرد در حذف او ذره اي ترديد به خود راه نمي ده.
به هر حال در حال حاضر بهترين دوست مردم با توجه به منطق بدترين دشمن بدترين دشمن من بهترين دوست من است احمدي نژاد است و بي معرفت كسيه كه به مردمش پشت كنه چون مامور اجراي سياست يك كشور خارجيه .

Dalghak.Irani گفت...

عزیزانم.
احمدی نژاد سر اختلاس بزرگ بدجوری گذاشته اند توی کاسه اش و دارد خودش را بدر و دیوار می زند از همان موقع که مهم باشد مثل سابق. خب فکر کن اصولگرایان اصلاً استفاده شان را کرده اند و دارند تفش می کنند بیرون روداری کند لهش می کنند. شوخی تان گرفته. او زمانی که در قدرت بود و مشایی هم آزاد بود من گفتم بلکه این دوتا نقشه ای دارند برای مصادرۀ حکومت - با اینکه منطق حکم می کرد که جنس این دو از حنس سیاست مدن نیست - بعد هم تقشان در آمد دیدیم نقشه شان فقط پولشویی بود و تقسیم برای خرید رأی همین. سر چشمه را که امیر خسروی و خاوری بود گرفتند ماجرای احمدی نژاد و برو بیایش هم تمام شد. حالا این تلاش های "من آنم که رستم بود پهلوان" زور بردن مثبت ندارد ولی زور کمک به تخریب و زنده نگه داشتن دعوا دارد. دارم بهش می گویم که ما را از فیض وجودش در حکومت محروم نکند. همین. او از نظر اصولگرایان یک تمام شده است و فقط خامنه ایست که ضامن نفس کشیدن اوست. جنس این فرقه خیلی بیشتر از جنس خود آخوند ها توی ذوق می زند در سیاست مدرن. بنابراین از این ها آلترناتیو در نمی آید. چون مدرن ها قبولشان ندارند. آن صوتی هم که شنیدی "ازش متنفر بودم داره ازش خوشم می آید" هم یک جملۀ بازهم سلبی است. چون اول گوینده می گوید از این مموتی یا ان آقا نفرت داشتم ولی حالا اگر بشرط تداوم - تاکجا- نفرتم ازش کم می شود. دوستان هوادار احمدی نژاد هم اخیراً هوادار او نشده اند و هواخواه فابریک او هستند. - مثل سرورم برزو از هلند که قدیمی ترین یار عزیز وبلاگی من هم است - من یک سال و نیم در اینجا تلاش کردم که لااقل یکی از خوانندگان را متقاعد کنم که می شود به احمدی نژاد مثبت دل بست. فقط بحرمت سن و سال و قلم و نون ونمک وبلاگی بود که تحملم کردند تا از خر شیطان پیاده شوم. آن وقث تو می گویی با یک نامه نوشتن و بدون معلوم شدن نتیجه توی خیابان های تهران آمبولانس ها هستند که کشته مرده های احمدی نژاد جدید! را جمع می کنند. مگر من از پشت کوه آمده ام. من منکر هواداری تاکی و کجای طبقات محروم از احمدی نژاد نیستم اما در سیاست این هواداران کیفی وکم و سازمان دار است که عمل می کند و نه هوادارن کمّی و توده و فله ای. یا...هو

ناشناس گفت...

دلقک جان او تک جمله آقای خامنه مربوط است به مراسم 14 خرداد پیش از انتخابات نه نماز جمعه 29 خرداد پس از انتخابات

Dalghak.Irani گفت...

این هم یک اظهار نظر از معدل روظنفکران داخل کشور دکتر زیبا کلام بنقل از کیهان:

زيباكلام دو هفته پيش گفته بود: من به عنوان يك اصلاح طلب اين واقعيت را مي بينم كه يك فرد سياسي منصب دار مواضعي مترقي اتخاذ مي كند. ممكن است آقاي احمدي نژاد در سخنراني بعدي اش به قوه قضائيه بگويد پرونده كوي دانشگاه كه آن طور به خاك و خون كشيده شد به كجا رسيد؟ و يا پرونده كهريزك چه شد؟ اگر احمدي نژاد چنين حرفهايي بزند من علي القاعده بايد از او حمايت كنم. اما مشكل من اين است كه اين حرف را كسي مي زند كه عامل كهريزك را به عنوان رئيس سازمان تامين اجتماعي منصوب كرده است. به همين دليل است كه من فكر مي كنم موضع گيري هاي جديد احمدي نژاد ما و اصلاح طلبان را دچار نوعي پارادوكس مي كند. اگر او با همين روند پيش بيايد ما تا كجا مي توانيم بگوييم احمدي نژاد به اين حرفها اعتقادي ندارد و فقط چون با اصولگرايان درافتاده است چنين حرفهايي مي زند؟ من همچنان احمدي نژاد را يكي از بزرگترين موانع دموكراسي در ايران مي دانم. من حتي اگر ناطق نوري در انتخابات كانديدا شود از ناطق حمايت مي كنم و همچنان به احمدي نژاد بي اعتماد هستم.

افزوده: ناشناس اگر آن جمله مال قبل از انتخابات بود که انقلاب می شد. همان 29 خرداد درست است. یا...هو