ه‍.ش. ۱۳۹۱ مهر ۲۹, شنبه

گفتگو در خانۀ یک حزب اللهی نازنین. با تشکر از او. بخش اول.


Christina's World


با این پست تا سه پست متوالی را اختصاص داده ام به کامنت هایی که در وبلاگ آهستان زیر مطلب امید حسینی راجع به معصوم و غیر معصوم گذاشته ام و بحثی است بین من و دو نفر از بچه مسلمان های مطلقاً شایسته بنام های مجازی پسر شجاع و صابر که البته بیشتر با صابر بده بستان کرده ام. اگر همۀ کامنت های دوستان را هم می آوردم مطلب خیلی طولانی تر می شد و حوصله نمی کردید - الان هم است - لذا بغیر از یک کامنت از صابر که در بخش دوم آورده ام بقیۀ کامنت ها نوشتۀ خودم است و طوری قابل استفاده است که تقریباً کامنت های نیاورده را هم پوشش می دهد. حوصله کنید و بخوانید ضرر نمی کنید. بویژه که نه از قلم تحلیلگرم که از قلم جادوگرم استفاده کرده ام برای نوشتن!

1- سلام.
اما به دوستان زیادی هستم که یک ترجیع بند را گرفته اند و هر حرفی را با سؤال از آن پاسخ می دهند و منتظرند که ابتدا یارو (من) با نام مجازی و هویت مجازی و جنسیت مجازی و شخصیت مجازی و … قبول کنم که “آیا تو ولایت فقیه را قبول داری یانه” پایه ای ترین سؤال و مفتاح مشکلات است و اگر پاسخ آن روشن نشود هرگونه بحث و فحص و انتقادی راه بجایی نمی برد.
ولایت فقیه یک نوعی از حکومت است و ولی فقیه شکلی از حاکم. طبیعی است که همه ابناء بشر حکومت و حاکم را قبول دارند. حالا نام این حاکم ولی فقیه باشد یا پادشاه یا رییس جمهور یا نخست وزیر یا امیر یا … اهمیتی ندارد و اگر اهمیتی پیدا می کند فقط بخاطر برون داد عینی یک حاکم نسبت به حاکم دیگر است. نهایت آرزوی بشر هم زندگی خوب و سعادتمند و متلذذ در این دنیاست. بعبارت دیگر همۀ مردمان روی کرۀ زمین دنبال حداکثری کردن لذت های خود از منابع محدود در دسترس شان است. حاکم هر کشوری هم هر اسمی که داشته باشد فرقی نمی کند باید در تولید و توزیع این لذایذ مورد غریزه و فطرت و خواست مردمان تحت حکومتش تلاش کرده و آن را عملی کند. بقیه اش دیگر داستان است و آن هنگامی شروع می شود که حاکم کشور نه تنها در حداکثری کردن بهره مندی مردمان خودش از منابع لذت محدود در دسترس مشترک با دیگر مردم و دیگر کشورها و اقلیم ها نمی کوشد بلکه با اتخاذ سیاست ها و راهبردهای ضد این منافع و لذایذ نعل وارونه هم می زند. در اینجاست که من (یارو) رو در روی حاکم با هر اسمی هم قرار می گیرم و می گویم توضیح بده که تو چرا چنین تصمیمی گرفته ای که در آمد سرانۀ من با انباری از نفت و گاز طلا در زیر پاهایم نصف ترکیه و یا یک سوم کرۀ جنوبی و … هم نیست. و کمتر است. نام حاکم چه فرقی می کند که اینهمه گیر می دهید که تکلیف مرا قبل از شنیدن حرفم یکسره کنید. حکومت باید و حاکم باید کارآمد باشد. کارآمدی هم یک عنصر مادی و کمی است چون باید قابل اندازه گیری باشد. همۀ حرف و حدیث بعد از ناکارآمدی حکومت و حاکم است که پیش می آید و الا من اگر نیازهای معقول و در مقایسه با همپالکی های خودم در سرزمین های مشابه – ونه ناف فرنگ و یا بهشت عدن – را تأمین شده توسط حاکم با هر اسمی هم ببینم اصلاً وارد بازی پرسش وپاسخ اینجا نمی شوم که تو هی مرتب چماق بکوبی بسرم که ولی فقیه را قبول داری یانه. یا شما خیلی بیکار و مفرحید که بجای استفاده از لذت های زندگی در دسترس تان می آیید سراغ بقول خودتان “پوز زنی” – ان هم مجازی – یا واقعاً گمان می کنید که طرف (من) اینقدر الاغم که نمی دانم که شما هم مثل من یا بیشتر از من جسمید و شهوتید و کبرید و ریایید و نفاقید و … طبیعی هم است چون در واقعیت خشن جوامع انسان خودخواه و برتری جو و رقیب زندگی می کنید و ناچارید که خودتان را و زندگی تان را هم صیانت کنید و هم جلو ببرید. داستان سرهم می کنید که ما دنبال عدالتیم و آن دنیا و آخرت و انسان نباید خودخواه باشد و … این قبیل مزخرفات سکه یک غاز. بشر اگر از طرف خالق خود خودخواه و رقابت جو آفریده نشده بود دنیا بوجود نمی امد و تغییری نمی کرد. چون در جامعۀ بدون رقیب وبدون خودخواهی انگیزه ای برای کشف و اختراع و ابتکار و پیشرفت وجود نداشت. بهمین خاطر هم است که ما شیعه ها به حضرت مهدی می گوییم امام آخر الزمان. یعنی ایشان که تشریف بیاورندو عدالت را مستقر و رقابت را تعطیل کنند دنیا هم به روز قیامت خواهد رسید و از بین خواهد رفت. من نوکر هر حاکمی هستم که یک لبخند کمرنگ بزندگی امروز ایران برگرداند. نامش ولی فقیه باشد یا پادشاه یا رییس جمهور برایم فرقی نمی کند. شما اول درد من توده را حل کن که داعیۀ قدرت نداریم تا ما برویم دنبال آخور خودمان آنوقت شما روشنفکران بمانید برای بحث بر سر اینکه قدرت دست کدامتان باشد. آره ما ولی فقیه را قبول داریم. اگر از فردا وضع کشور درست و لبخند بلب ایرانی برمی گردد. و الا بدیهی است که ولی فقیه که سهل است خدا را هم قبول نداریم. چون برخلاف قولش بما عمل کرده و ما را فریب داده با فرستادن در سرزمینی بنام ایران. یا…هو

2-  صابر خودت را خسته نکن من پاسخگو نیستم. پاسخ تو در سرنوشت ۷۰ سالۀ شوروی سابق تاریخ مدون شده است. تازه او مثل ما یالقوز و بی کس و کار هم نبود. ویک بلوک نوکر داشت از امریکای لاتین و اروپا و افریقا و آسیا تا قاره ای بنام چین. دین او هم مربوط به هزار و چهار صد سال پیش نبود بلکه دینش مربوط به قرن ۱۸ میلادی بود و آرمان شهرش هم در آیندل تاریخ فریب می داد. ما که آرمان شهرمان هم مدینۀ ۱۴۰۰ سال پیش است و می خواهیم چگونه مردم را افسار بزنیم توی این همه راه عقب عقبکی – می دانی که عقب عقب رفتن خیلی مشکل تر از جلو جلو رفتن است – تو این داستان ها را برای من سر هم نکن بگو توی سی و سه سال کدام شاخص مادی و معنوی در ایران را رشد داده ایم. از حجاب بگیر تا مساجد خالی و از شیشه بگیر تا هروئین عالی و از اقتصاد بگو تا فرهنگ های زیر زمینی و … البته می دانم که می گویی بیداری اسلامی. در ضمن کسی پاسخ مرا با رتبۀ ۱۶ علمی – بنقل از منابع غربی – و اقتصاد ۱۷ جهان ندهد. منظور من نه نانو تکنولوژی بلکه فقط “نان”ش است. و از انرژی هسته ای فقط “هسته”اش. هرکس خواست با آمار منکوبم کند صادقانه بگوید چند در صد و چند وسیلۀ عمده از تجهیزات و تولیدات مورد استفاده در خانه و محل کارش تولید ایران و ساخت داخل هستند. و الا آن علوم عبوس (اتمی و پزشکی و فضایی) را بهتر و بیشتر و بارتبۀ بالاتر استالین داشت و برژنف. تا آنجا که اولین فضانورد را هم روسها فرستادند نه امریکایی ها. و حالا این کجا و آن کجا. گفتم بیکاره های شورش کرده بر ضد منافع خود و خانواده های محروم حالا می آیند که باز آمارهای مهوع دستمالی شده در هر تریبون و مجلسی هم را تکرار می کنند و فشار خون خودشان هم بالا می رود چون بمحض فرستادن کامنت مجبورند از یک وسیلۀ سامسونگ استفاده کنند. شاید هم کامپیوترشان همان سامسونگ کرۀ جنوبی باشد. یا …هو

4- پسر شجاع نازنین سلام.
تعجب می کنم از حضرت عالی. حقیر که با اکابر قدیم مدت محدودی در دانشگاه “آهستان” تلمذ کردم لیسانس سیاست گرفتم. شما که مدت مدیدی است که ساکن کوی یاری و با لیسانس هم وارد شده ای چطور هنوز تجاهل العارف می کنید. سیاست یک پکیج است از خارجی تا داخلی. سیاست کلی و جزیی هم نداریم سیاست جزیی همان تاکتک استراتژی است که سیاست کلی نامیده می شود. این هردو باید هماهنگ و همسو باشند با هم و توسط یک نفر نهایی طراحی و تصمگیری شود. و همان شخص هم باید پاسخگوی سیاستی باشد که اتخاذ کرده و موفق یا ناموفق بوده است. این موضوع چنان بدیهی و کودک فهم است که نیازی به رمل و اسطرلاب و این در و آن در زدن ندارد. بعنوان مثال تحریم های بین المللی نتیجۀ نحوۀ تعامل با دنیاست و سیاست خارجی. تبعات آن که یکی بازار ارز امروز است هم اثری است که در سیاست داخلی می گذارد. حالا رییس جمهور احمدی نژاد که بیشترین قرابت را هم دارد با رهبری و مورد پشتیبانی هم است وقتی نتواند حتی اظهار نظر بکند در سیاست خارجی و بلافاصله به توپخانۀ کیهان بسته می شود چطور و چرا باید پاسخگوی عملی باشد که نتیجۀ تصمیم او نیست. و … بسیار حرف و حدیث مشابه که گفتنش هم زیره بکرمان بردن است و اظهر من الشمس. نه عزیزم اختیار و مسئولیت همزاد همدیگرند و از هم جدا شدنی نیستند. هر کس اختیار دارد خودش هم مسئول است و هرکس مسئول است باید اختیار هم داشته باشد. انتظار دارم که بهمان کامنت های یک خطی همیشه ات و سؤال پی گیرت که "تو با ولایت فقیه مشکل داری” ادامه بدهی زیر همۀ پست ها. و الا اینطور پاسخ ها بیشتر رسواگر است تا روشنگر. یا…هو

5- صابر نازنین سلام و صبح بخیر.از اینکه پاسخ مشروح و استقرایی نتوانستم به همۀ سؤالاتت بدهم عذرخواهی می کنم. زیرا که می دانستم که می دانی من و شما از دوجنس تفکر متفاوت حرف می زنیم. و آیا بدان پایبند هم هستیم یانه بماند. من که دنیوی هستم پایبندم چون رسوایی که پنهان کردن ندارد. اما تو که اخروی هستی معلوم نیست واقعاً باشی چون آخرت امری انتزاعی است نسبت به دنیا که موضوعی انضمامی است. نه اینکه منکر آخرت بشوم ولی قبول کن که مثل دنیا لمس کردنی نیست برای بشر. بنابراین خیلی خیلی خیلی سخت است که انسانی ادعا بکند که آخرت گرا است و واقعاً هم باشد. بنابراین پاسخ خودت به همۀ سوالاتت از قول من را در آخر کامنت دوتا مانده به آخرین کامنتت اینطور داده ای و درست است:
“مادامی که هدف شما سعادت در این دنیا باشد نتیجش همین میشود که می گویید تغییر طبیعی است. در هیچ جا نیامده سعادت اخروی در گرو سعادت دنیوی است! حالا من نمی دانم یا…هو این هو کیست؟!” (نقل قول از کامنت صابر)

اما فقط می ماند که بگویم آن "هو" کیست. آن هو خداوند سبحان بخشنده و مهربان است که من و تو را آفریده و ما را رهین منت خودش کرده که شکر نعمت بجا آوریم و کفر نورزیم. منتها من در اولین کامنتم در آهستان جدید طی مثالی از ۲۳ ساعت ماده و یک ساعت معنا خدای خودم را معرفی کرده ام. آن هو که خدای من است. بی نیاز مطلق. زیبای مطلق. بخشندۀ مطلق. مهربانی مطلق. و اسپانسری مجانی و بی منت است. همه جوره سرویس بمن می دهد کمترین انتظار و طلبی هم از من ندارد. چون من گدای اویم. چون او به من نیاز ندارد. چون او اگر از من درخواستی داشته باشد کسر شأن بی نیازی اش است. چون او ماده نیست و معامله گر که با من بده بستان این در مقابل آن بکند. او همه چیز من است. من هیچ چیز او نیستم. او مرا آفریده و دوستم داره و بمن توصیه ها می کند برای بهتر زندگی کردن و بیشتر لذت بردن از عمری که بمن داده. او مرا تهدید نمی کند. او مرا تنبیه نمی کند. او به من امر و نهی نمی کند. او عاشق من است. او بخودش غره است که مرا خلق کرده است. اینقدر زیبا. اینقدر باهوش. اینقدر عاقل. اینقدر قدر شناس و… خدایی او مشروط است بر بی نیازی او. او اگر یک اپسیلون خواسته داشته باشد از من دیگر خدا نیست چون بی نیاز نیست. من اما قدرشناسم و بخاطر لطف او و پشتیبانی مجانی او و برای سپاسگزاری از او و در جهت ابراز نیازمندیم به او و … او را عبادت می کنم. به او کرنش می کنم. امما اما اگر رویش را زیاد کند و بگوید چرا مرا عبادت نکردی و چرا اینجا را انجوری کردی و مرتب مثل بابایی که بخاطر ۲ ریال پول مسئولیت پدریش بچه اش را بصلابۀ تحقیر و توهین و طلبکاری و سرزنش و …می کشد رفتار کردن و جهنم و اتش و می دهم چوب توی ماتحتت بکنند و این مزخرفات را اگر تکرار کند دیگر نه آن خداست و نه من بندۀ او. شرط از روز اول ما هم همین بوده. او منت نگذارد و مرا تهدید نکند و از من طلبکار نباشد. من هم قدرشناس باشم و برای آرامش خودم و نگه داشتن خدا در خانه ام اورا نیایش و ستایش و عبادت کنم. درست است صابر جان من دنیوی هستم و سعادت دنیا را مقدم بر و مقدمه هم بر سعادت اخروی می دانم. و مطلقاً از خدای میرغضب متنفرم. زیرا خدا میر غضب نمی شود. خدا زیبایی و آرامش و صلح مطلق است. من خودم کشفش کردم و می دانم که آن خدایی که من کشفش کردم این شکلی بود. بابا آدمم که بدنیا نیامده بود و عقل هم در دنیا نبود و حیوانات ونباتات که بودند هنوز خدا هم نبود یعنی بود ولی کسی نبود کشفش کند الاغ که خدا شناس نمی شود. پس جد من آدم امد و خدا را معرفی کرد و خودش هم قول داد که خدا پشت و پناهتان است بدون تبعیض. چون او کمترین انتظاری برای خودش ندارد. اگر هم توصیه ای می کند برای آرامش و زندگی بهتر شما در دنیاست. گوش نکنید خودتان ضرر می کنید و همه اش مضطرب و نا آرامید. بقیۀ هر انچه غیر از این بخدا نسبت داده شده مربوط به کسانی است که می خواهند بنام خدا بر بندگان دیگر فرمانروایی کنند. خدا نور مطلق است. یا…هو

بخش دوم: (اینجا)
بخش سوم: (اینجا)
وبلاگ آهستان: (اینجا) همۀ کامنت ها.

هیچ نظری موجود نیست: