ه‍.ش. ۱۳۹۱ مهر ۲۰, پنجشنبه

این خود روهای بالای 300 میلیون تومان را چه کسانی سوار می شوند! طرحی ساده فقط برای شخص آیت الله خامنه ای!

undefined

In The Loge


مقدمه: گفتم فارغ از هیاهوی بالاترینی یک مطلب بنویسم برای راستی آزمایی ساده برای همۀ هواداران و منتقدانی که آیت الله خامنه ای را ساده زیست و معنا گرا و پاکدست و بی تجمل و بی آلایش و خوشفکر - هرچند گرفتار شده در چنبرۀ برخی اطرافیان - و ... می دانند. و بویژه از مؤمنان با اولیت دانشگاهیان و دانشجویان تقاضا کنم که این درخواست ساده و مستند و سهل الوصول را به اطلاع آیت الله خامنه ای برسانند. این را از این جهت ضروری می دانم که آیت الله بی دانشی از علوم انسانی مورد غضب و نفرتش و در جمع دانشگاهیان و آموزش پرورشی های خراسان شمالی توصیه های انتزاعی بسیاری نموده اند برای تربیت فرزندان و نوباوگان و دانش آموزان و دانشجویان.

1- آیت الله خامنه ای که همۀ مفاهیم مدرن و مادی مثل خردورزی و خودباوری و... را به امرمعنوی مطلق قلب کرده است؛ می گوید از معلمان و استادان انتظار تربیت کودکان دوره های دبستانی به "خردورزی" و "خودباوری "ما می توانیم" را دارد. البته ایشان علاوه برذهنیت عام تفکر سنت دین فقهی بشدت از تربیت سختگیرانه، دیکتاتورانه و غیرمسئولانۀ پدر بد مرحوم شان اولاً و از فلاکت گداگونه - ونه فقر - دوران کودکی و نوجوانی خویش ثانیاً در رنج دایمی است. لذا همه چیز را علاوه بر تقلیل به مفید بودن آن طبق سنت قدیم به نحوۀ تربیت بسیار بسیار بسته و سختگیر شخص خودش هم - استثناء حتی در همان دورۀ سال های 20 تا 32 خورشیدی - فرو می کاهد. و از همین منظر هم است که مثلاً از دیدن رفتاری که با آرمیتا رضایی نژاد یا علی رضا احمدی روشن کودکان معصوم شهدای هسته ای می شود نه تنها ناراحت نمی شود. بلکه آن را آموزش خرد ورزی و خودباوری هم می فهمد. بحث مفصل است و جا و بضاعت علمی من بیش از این اشاره را اجازه نمی دهد. منظورم هم نوشتن در این مورد نیست و فقط می خواستم آدرس بدهم که چطور ذهن بسته به روی دانش جدید بشر نمی تواند از درک بدیهیات عاجز باشد و بداند که خرد ورزی و خودباوری جز در جامعه ای و افرادی که از جنبۀ مادی و رفاه پیشرفت کرده باشند تعلیق بمحال است. و از همین جا گریزی بزنم به پیشنهاد مشخص راستی آزمایی مورد پیشنهادم.

2- من از درون سیستم؛ اطلاعات نه تنها کافی که حتی لازم در حد مقدور را هم ندارم. لذا در هیچ کدام از مباحث فساد و دزدی و سوء استفاده های فردی و باندی و گروهی نه وارد می شوم و نه نفیاً یا اثباتاً آن ها را مورد استناد نوشتاری و تحلیل خویش قرار می دهم. و خیلی هم دلخوشی ندارم از زبان ها و قلم هایی که هر از چندگاهی و از جایگاه اسامی و افرادی ناشناس انواع ادعاها را بر ضد رقیب و رفیق و شریک دیروز و امروز خویش می کنند و نام پرطمطراق و تبلیغات هیجانی و بشدت ضربه زننده به اصالت مخالفان منطقی و مستند رژیم نام افشاگری - بقول حودشان - می دهند. زیرا که برخی از این افشاگری ها بجزییاتی از حوزه های مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی داخل رژیم متکی هستند که گاهی محتمل خود رییس جمهور و رهبر و مقامات درجه اول رژیم هم بسختی این مقدار اطلاعات نزدیک و از جلسات و روابط مختلف و متنوع سری دارند. لذا تحلیل های خودم را همواره متکی بر فلسفۀ سیاسی رژیم می نویسم و چون شناخت دقیقی از این نوع تفکر و فلسفۀ سیاسی - دقیقاً همان کاری که شریعتمداری از منظر مخالف من می کند - دارم لذا اغلب تحلیل هایم و حتی پیش بینی های کلی ام به حس جامعۀ امروز ایران نزدیک است و بواقعیت می پیوندد. حالا اگر هر آنچه در مورد رژیم تحت حاکمیت آیت الله خامنه ای را نادقیق و پروپاگاندا و دروغ های بدخواهان و دشمنان و فریب خوردگان بدانیم؛ می توانم پیشنهادی ساده بدهم برای شخص رهبر جمهوری اسلامی ایران. پیشنهادی که نه احتیاج به راه انداختن شورای عالی دارد و نه ادعای علت یابی دارد و نه ادعای مبارزه با فلان و بهمان دارد و نه هیچکدام از مؤلفه هایی که فقط در حوزه و تخصص دانش مدرن و مفهوم فراگیر مدرنیته است و یک تفکر سنتی - بویژه مبتنی بر فقه مجلسی - نه قادر است و نه لایق برای چنین علت یابی هایی.

3- حتی نمی گویم وارد حوزۀ ثروت های کلان در مجموع دارایی های یک شخص بشوید و قانون از کجا آورده ای - مسخره مثل همۀ قوانین جمهوری اسلامی از اساسی تا موضوعی - را اجرا کنید. بلکه پیشنهاد می کنم که دو نفر از معتمد ترین افراد زیرمجموعۀ خودش - انشاءالله که دارد - بعلاوۀ 5 نفر دانشجوی مورد وثوق مثلاً از جنبش عدالت خواه را مأمور کند تا با بخشنامه ای سری و ساده، لیست اسامی افرادی را که اتوموبیل های خارجی - وارداتی بالای یک مبلغ (مثلاً 300 میلیون تومان) - این مبلغ را طوری تعیین کند که محتمل شامل بیش از 3 تا 5 هزار خود رو و دارندگان آن ها نشود - را بخواهند. سپس افراد موجود در این لیست را مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار بدهند و بترتیب اولویت مشخص کنند که:

الف - دارندۀ خودرو سکولار است یا مذهبی - این مورد فقط با اطلاع از سبک زیست علنی فرد و خانواده اش در جامعه قابل ارزیابی دقیق است -

ب- آیا در بخش خصوصی کار می کند یا در بخش دولتی - این مورد هم با اتکاء بکلیۀ سوابق و لواحق کاری شخص دارنده قابل قبول است -

پ- بدیهی است که در مورد دارندگان و مالکانی که سن و موقعیت شان اجازۀ خریدن چنین خودرویی را نمی دهد تعیین وابستگی شان با منشاء تولید چنین تجملی لازم خواهد بود.

ت- اگر در بخش خصوصی کار می کند کارآفرین تولیدگر است یا دلال و واسطۀ بازارهای داخلی و خارجی حتی بازرگان معتبر.

4- بعد از روشن شدن تطابق های سه گانه فوق دو گروه سرمایه دار بدست خواهد آمد:

الف- کار آفرینان سکولار و تولیدگر که بدلیل اعتقاد سکولار و مادی خود دوست دارند از دسترنج و هوش و توان و استعداد خدادادی خود تجملاتی زندگی کنند و بهترین ها را استفاده کنند. ضمن اینکه کل فعالیت شان در رشد اقتصادی و ایجاد اشتغال و یاری به تولید ملی صرف شده و می شود.

ب- دستۀ دومی که کارگزار دیروز و امروز حکومت بوده یا هستند و نطفۀ اصلی ثروت شان را در هنگام کار و نفوذ در ارکان و اجزاء دیوان کشور بدست آورده اند و ظاهری متشرع و سبک زندگی سنتی دارند. اینان کسانی خواهند بود که با کت پاره به اداره و کارخانه می روند و با پراید رفت وآمد دارند اما کمترین داشته های نزدیکان و خویشان نسبی و سببی شان از همسر و فرزند و داماد و ... سوار شدن چنین اتومبیل هایی است و کمترین تفریح شان در دبی و آنتالیا می گذرد. و ثروت شان هم کمتر در راه تولید و فقط برای ایجاد پوشش شرعی و بیشتر در راه سوداگری رانتیر مصرف می شود.

5- بعد از آماده شدن این لیست آیت الله خامنه ای اولاً خودش داوری کند که در کشور اسلامی اش چه می گذرد. و سپس در علن یا خفا! این سرمایه داران را بحضور طلبیده و از گروه اول تشکر و تشویق کند و گروه دوم را فقط بشناسد. نتیجۀ آماری این دو گروه اگر 50 به 50 بود کشور در شرایط متوسط اداره می شود. اگر 75 به 25 بنفع گروه الف بود کشور خوب اداره می شود. و اگر نتیجه 25 به 75 بنفع گروه دوم بود کشور بد اداره می شود. این نتیجه علاوه بر اختصاص به تنها حوزۀ اقتصاد با در نظر گرفتن تسامح سنتی لازم و از دید دانش نسبی گرای مادی من سکولار؛ متوسط و خوب و بد است. معلوم است که در فرهنگ تبلیغی فقهی آیت الله خامنه ای نتیجه ای جز 98 به 2 در صد بنفع گروه اول (سرمایه داران کارآفرین سکولار)  فاجعه و شکست جمهوری اسلامی است. لذا من درخواست نمی کنم که چنین موضوعی علنی بررسی و نتیجه هم علنی اعلام شود. من این پیشنهاد را از جهت ساده سازی علت به معلول و دریک حوزۀ بسیار معمولی و ساده و محدود فقط جهت راستی آزمایی خود آیت الله خامنه ای و قابل انجام برای ذهن بسته و ضد دانش و بینش مدرن ایشان مطرح می کنم. تا بقول قران "برهان بیاورید اگر راست می گویید" باشد برای خاطر جمعی حضرتشان! یا...هو

بعد از تحریر: دوستان مؤمن و هوادار آیت الله خامنه ای توصیفاتم از نحوۀ تفکر و زیست رشد یافتگی او را توهین و جهت گیری منفی تلقی نکنند. این توصیف مورد قبول و مستند زندگی و تفکر آیت الله است. هرچند که ایشان این مؤلفه ها را مثبت و من منفی می دانیم و الا توصیف من عین توصیف خود آیت الله است: در ضد دانش و مدرنیته و ... لاجرم غربی بودن آن ها از جنبۀ فکری و در عسرت و تنگدستی فلاکت بار بزرگ شدن ایشان در زندگی شخصی.

این مطلب را در بالاترین به اشترک بگذارید. با تشکر از امید عزیز که پست قبلی را به اشتراک گذاشت.

۱ نظر:

ناشناس گفت...

حتماً دقت کرده اید که در طی ۷ سال گذشته عدالت محور است که چشم ما به دیدن جمال پورشه در خیابانهای تهران روشن شده. با وجودیکه این کمپانی در ایران نماینده رسمی ندارد با استناد به وب سایت پورشه که حتی در آنگولا هم نمایندگی دارد ولی نامی از ایران در سایتش نیست با این حال یک نمایندگی من دراوردی برایش در ایران علم کرده اند. این نمایندگی صوری هم فروش بالایی در ایران داشته که ماشین ها را از کشورهای عربی وارد می کند. اینطور که هر روز مشاهده می کنیم اگثر رانندگان این ماشین ها دختر و پسرهای حدود بیست سال هستند که عینک دودی بالای سر گذاشته و جولان می دهند فکر نکنم کسی که با زحمت پول درآورده باشد از این اسباب بازی ها برای بچه اش بخرد. از یاد نبرید که اکثریت مردم کشور زیر خط فقر زندگی می کنند. بیکاری، گرانی، فحشا و اعتیاد در ایران بیداد میکند. فاسد، از کشور ثروتمند ما، برای اقلیتی "خودی" شرایط چاپیدن کشور و مردم را فراهم ساخته و برای اکثریت ویرانه باقی گذاشته اند.