ه‍.ش. ۱۳۹۱ شهریور ۲۲, چهارشنبه

رمز گشایی از گیجی بازار ارز و طلا در ایران!

Sunlight and Shadow


1- نه همه بلکه همه بمعنای اخص کلمۀ "همه" گیجند. همۀ مقامات جمهوری اسلامی می گویند وضع ذخایر ما در بهترین وضع ممکن در تاریخ ایران است. اقتصاددانان و کارشناسان می گویند اگر اینطور است و راست می گویید پس چرا ارز بازار را اشباع که نمی کنید، گاهی حتی - مثل دو هفتۀ گذشته تزریق ارز به بازار را مطلقاً متوقف می کنید. لذا چاره ای نداریم که باور کنیم حرفتان در مورد ذخایر دروغ است. اما بلافاصله همۀ مسئولان دولت مصاحبه می کنند و با اعتماد بنفس کامل می گویند: "نه بخدا وضع ذخایر ما در عالی ترین سطح ممکن است". اما چطور چنین چیزی ممکن است: حالا من برای اولین بار و اختصاصی برای شما می گویم که چنین چیزی ممکن است. بعبارت دیگر دولت دروغ نمی گوید در مورد ذخایر بانک مرکزی و بازار هم دروغ نمی گوید در مورد تشنگی مفرطش برای تزریق ارز.

2- اما چطور می شود هم دولت راست بگوید و هم کارشناسان و بازار مخالف آن راست دولت بازهم راست بگویند؛ در تفاوت ظریف دو کلمۀ "ارز" و "طلا" خلاصه می شود. به این معنا که وقتی دولت از ذخایر عالی بانک مرکزی صحبت می کند مرجع ذهنی اش ذخایر طلای کشور و بانک است. اما وقتی صحبت از بازار و کارشناس و اقتصاد دان می شود صحبت آنان با مرجع ذهنی "ارز" بمعنای دلار و یورو و پوند و پول های خارجی و معتبر است. لذا دولت می گوید طلا داریم. بازار می گوید ارز نداریم. هر دو راست می گویند اما تبدیل حرف دولت به حرف بازار دچار مشکل شده است. کمی شرح می دهم ماجرا را از آغاز و چگونگی. اما اماره ها و استنادات بقدری زیاد و متعدد است که همه را گفتن ممکن نیست در این کوتاه سخن:

3- کمی بیشتر توی ذهن تان عقب بروید تا برسید به زمانی که احمدی نژاد در اوج قدرت بود و نفت از 120 دلار پائین تر نمی آمد و کشور در موجی از دلارهای نفتی غرق بوسه های مرگ بود. در آن مقطع سه اتفاق مهم افتاد. اولین اتفاق این بود که احمدی نژاد در یکی از ژست های ضد امریکایی اش اعلان کرد که ارز پایۀ و مرجع کشور را در معاملات جهانی - از جمله نفت - از دلار امریکا به یوروی اروپا تغییر داده است. و خیلی از این ماجرا نگذشته بود که حرف از طلا در کشور بسیار زیاد شنیده می شد که اوج آن به محموله ای از کامیون های طلای گمشده در ترکیه آدرس دارد. در همین حول و حوش است که تشدید تحریم های ایران نیز کلید می خورد و مرتب رو به تشدید می رود.

4- چنین بنظر می رسد که ایران بلافاصله بعد از ادعای تبدیل مرجع ارزیش از دلار به یورو و با توجه به برنامۀ بلند مدت مبارزه با غرب و تشدید تحریم ها تصمیم می گیرد که اصولاً عمدۀ پول نفت خودش بغیر از مصارف جاری را بجای پول معتبر یورو یا دلار بصورت طلا ذخیره کند. این تصمیم که محتمل است یکی از شاهکارهای دیگر مغز احمدی نژاد بوده بلافاصله از سوی آیت الله خامنه ای هم استقبال و تصویب می شود. زیرا که تصمیمی با ریسک کم و با سود زیاد ارزیابی می شود به دلایل زیر:

الف- ذخیرۀ دلار یا یورو در داخل بانک مرکزی ممکن نیست و احمقانه است و ضرر اقتصادی دارد. لذا اگر ذخایر ما به ارز باشد و برای حفظ ارزش خود باید در بانک های غربی نگهداری شود. و این بانک ها می توانند در موارد بحران روابط ذخایر ایران را بلوکه کنند.

ب- طلا در آن مقطع ارزان بود و اصولاً بازار طلا جزو بازارهای با ثبات رو به افزایش است در بلند مدت. و ایران هم اینقدر در آمد داشت که مجبور نباشد طلاهای خود را در مقاطع کوتاه مدت افت احتمالی قیمت جهانی طلا بفروشد. لذا ریسک داشتن ذخیرۀ طلا خیلی کم بود.

پ- از همه مهمتر اشتهای سیری ناپذیر احمدی نژاد هم برای توزیع پول بین فقرا و هم برای دزدی های کلان اطرافیان و هم برای پولشویی های انتخاباتی و تبلیغاتی و سایر خاصه خرجی ها را پوشش خوبی می داد. 

5- نتیجه اینکه در مقطعی از زمان که بحدود دو سال و نیم تا سه سال پیش برمی گردد و در مدیریت بهمنی به بانک مرکزی تصمیم مشترک احمدی نژاد و خامنه ای این می شود که بانک مرکزی مثل یک صرافی و حق العمل کار پولی وارد بازار جهانی طلا بشود و با خرید و فروش طلا آن سه هدف بالا را محقق کند. حالا ذهنتان فعال می شود و با رجوع به حرف های مکرر و متناقض دولتیان در مورد وضعیت بازار حلقۀ گمشدۀ آن ها را پیدا می کنید:

الف- تناقض و گیجی به این دلیل است که این تصمیم یک تصمیم بکلی سری است و بغیر از حلقۀ محدودی در دولت مثل بهمنی و وزیر اقتصاد و مشایی و البته احمدی نژاد و خواصی محدود از اطرافیان خامنه ای و خود او اطلاعی از این موضوع ندارند. و یکی از دلایل اصلی عدم اجازه به مجلس و غیره جهت اطلاع از وضع ذخایر ارزی همین است که آنجا اتاق خلوت احمدی و خامنه ای شده است.

ب- دقت کرده اید که مسئولان مذکور در هنگام صحبت از طلا با اعتماد بنفس مثال زدنی حرف می زنند ولی در مورد ارز یا سعی می کنند بدون نام بردن از ارز صحبت کنند و یا در بهترین حالت و اجبار مقدار طلای ذخیره کرده را ضربدر قیمت هر اونس طلا در بازارهای جهانی می کنند و مثلاً می گویند 100 میلیارد دلار ذخیره داریم. در همین دو روز گذشته هم احمدی نژاد بعد از جلسۀ سران قوا صحبت از کنترل قیمت طلا کرده است بدون اینکه در مورد دلار لام تا کام اظهار نظر بکند. و هم حسینی وزیر اقتصاد همین امروز بازهم راجع به ذخایر عالی کشور صحبت کرده است بدون اینکه مشخصاً کلمۀ دلار یا ارز را استفاده کند. همینکه او گفته ذخایرمان بسیار عالی است ولی دلیلی ندارد که آن را وارد بازار کنیم زیرا که این ذخایر پشتوانۀ پولی کشور است؛ دلیل روشنی بر صحت ادعای من است. زیرا که از ارز بعنوان پشتوانۀ پولی صحبت نمی کنند و معمولا پشتوانۀ پولی کشورها و از جمله ما طلاست و نه دلار و یورو و پوند.

اما مشکل اصلی کجاست:

6- باز هم به ذهنتان مراجعه کنید و تأیید کنید که تا همین چند ماه گذشته هر چه غرب تحریم می کرد زبان دولت مردان ما باز بود و کری می خواندند. علت هم این بود که فکر می کردند انباری از طلای ارزان خریده اند و خوابانده اند در بانک مرکزی و غرب هرچه تلاش کند نمی تواند دسترسی ایران به پول و ارز را در میان مدت بمخاطرۀ جدی بیاندازد زیرا که طلا را در بازارهای جهانی می فروشند و با ارز حاصل از آن کشور را اداره می کنند. این موضوع تا آن اندازه پشت دولت را گرم کرده بود که حتی تحریم بانک مرکزی و فروش نفت را هم با پوزخند احمدی نژاد و رجز خوانی خامنه ای پاسخ می دادند. تا اینکه امریکا متوجه قضیه شد و معاملات طلای ایران و معامله با طلا برای ایران را هم جزو تحریم ها قرار داد. در اینجا بود که کشتی اقتصاد ایران بگل نشست. زیرا تا آنموقع حداکثر مشکل این بود که دلارهای ناشی از فروش طلاهای بانک مرکزی را چگونه بداخل کشور بیاورند. اما از هنگام ممنوعیت جهانی برای خرید و فروش طلا با ایران مشکل دیگر یافتن راهی برای بازگرداندن ارز به ایران نبود بلکه مشکل این شد که کسی نیست که از ایران طلا بخرد و ارز بدهد.

7- نتیجه اینکه همه راست می گویند و همه دروغ. آنانی که راست می گویند از طلای موجود در بانک مرکزی حرف می زنند و آنانی که دروغ می گویند از ارزی که نداریم خبر ندارند. احمدی نژاد و خامنه ای و بهمنی مصداق آن آدم گرسنه ای شده اند که در کویری بی آب و علف راه می پیمایند در حالیکه خورجین هایی از طلا و جواهر ناب را با خود یدک می کشند. اما طلایی که نمی تواند برای شکمی سیری بیاورد جز وبال گردن دارنده اش چه ارزشی می تواند داشته باشد. یا...هو

۷ نظر:

ناشناس گفت...

پس که اینطور!...در این صورت، اگه باز بانک مرکزی دست به پیش فروش سکه (برای مهار بازار) بزنه، به دلیل قیمت بالای ارز، سبب قاچاق ذخایر طلا به خارج از کشور هم خواهد شد!

دلقک جان میشه خواهش کنم بیشتر در مورد بحران طلا و ارز که در آینده وخیم تر هم خواهد شد بنویسی؟

با سپاس،
شهریار

ناشناس گفت...

سپاس تیمسار گرامی.

ناشناس گفت...

جالبه که در بازی کامپیوتری جنگی جدید بتلفیلد 3 که در ایران ممنوع شده وقتی سربازان امریکایی بانک مرکزی را میگیرند و خزانه را باز میکنند، خزانه مملو از طلاست!!!

ضمنا مطلبتان بسیار منطقی بود. سپاس

آرش گفت...

حرف حساب. آفرین به شما بهترین پست امسال شما بود.

ناشناس گفت...

حالا چه کسی این قضیه را لو داده است؟ نکند آقازاده فراری؟

تبریزی گفت...

سلام بر دلقک عزیز
پیشنهادی داشتم بر این اساس میدانیم بخشی از تورم فعلی مربوط به پرداخت یارانه است اگر دولت بجای ریال این یارانه را با دلار به مردم پرداخت میکرد با ارز مرجع 1226 تومانی چیزی حدود 35 دلار برای هر نفر میشد.کهاگر بر 70میلیون ضرب شود 2450میلیون دلار میشود که ورود این پول به بازار باعث فروکش کردن قیمت دلار میشود چون مردم سریع آن را به ریال تبدیل میکنند ازطرفی عدم ورود 1226برابر این عدد به ریال باعث کاهش تورم میشود وهم حباب دلار میشکند هم کمر تورم خود ساخته .اما در خصوص قطع نامه شورای حکام به نظرم این قطع نامه دست پخت خود ایران است که توسط چین وروسیه ارایه شده ودر شرایطی که باید قطع نامه دانشان پاره شود نوشته شده است.البته دولت وبانک مرکزی باتوجه به مونیتورینگ بازار از شنبه قیمت ارز را تا حدود 1800تومان پایین می اورند تا بگویند این منم .

هومن گفت...

خانم گوگوش گفت : آفرین برتو عالی بود بابک میگه: جنس تحلیل تو رو خبلی میپسندم تحریر خاصی داشت و اما هومن خلعتبری : میگه تحلیلات درسته در صورتبکه طلایی وجود داشته باشه که من فکر نمی کنم. همشو بالا کشیدن