ه‍.ش. ۱۳۹۱ شهریور ۲, پنجشنبه

هشدار: ارتش ایران در شرف اعزام به سوریه. تحت پیمان دفاع مشترک.

undefined

The Problem We All Live With

1- 9/5 سال پیش و در آستانۀ حملۀ امریکا بعراق در یاداشت چاپ نشده ای برای روزنامۀ بنیان نوشته بودم که منظور نهایی امریکا و غرب از حمله بعراق تثبیت هژمونی امریکا بر سرتاسر خاورمیانه است قبل از اینکه خرس روسی و اژدهای چینی چنان قوت و قدرت بگیرند که بتوانند مزاحمتی برای اینکار فراهم کنند. در آنجا اشاره کرده بودم که موضوع نفت و انرژی از این زاویه است که وارد معادلات غرب در حمله بعراق می شود و نه چنانکه بسیاری از تحلیل گران کلاسیک می گویند برای چپاول نفت خاورمیانه. بعبارت دیگر امریکا می خواهد خاورمیانه را حیات خلوت غرب بکند نه برای ارزانی یا گرانی نفت برای غرب. بلکه نفس جریان آزاد نفت و انرژی خاورمیانه بسمت غرب است که موضوع اصلی و تحریک کنندۀ امریکا در ساختن خاورمیانۀ جدید است. البته که با اوضاعی که در عراق پیش آمد این طرح کلان امریکا هم بسیار گران پیش رفت و هم بسیار زمان برتر از آنی که نومحافظه کاران امریکایی پیش بینی کرده بودند. اما این گرانی و آن زمان بری کمترین تأثیری بر اصل استراتژی امریکا نگذاشت و نخواهد گذاشت غیر از اینکه اینک کمی بیشتر از گذشته عجله دارند. زیرا که هم یخ های خرس روسی در حال آب شدن است و هم آتش اژدهای چینی در حال سوزانندگی عنقریب!

2- در شاخۀ دوم این تحلیل ضرب المثل شدۀ این روزها را یادآوری کنم که می گوید: "بشار اسد در گیر یک جنگ نیابتی از سوی ایران با امریکاست" این گفته که نقل به مضمون از زبان هیلاری کلینتون هم صادر شده این معنای بدیهی را دارد که رژیم اسد و با درجه ای کم اهمیت تر حزب الله لبنان عمق استراتژیک جمهوری اسلامی است که اتفاقاً حلقۀ کامل کنندۀ تحمیل هژمونی امریکا و غرب به خاورمیانۀ بزرگ هم است. بعبارت دقیق تر سقوط اسد و از دست رفتن عمق استراتژیک جمهوری اسلامی مهمترین چالش امریکا در مهندسی پایانی خاورمیانه بمثابه انبار انرژی دایم و همیشگی بسمت غرب هم است. زیرا که امریکا هنوز هم امید دارد که با قطع دنبالۀ خامنه ای در سوریه و لبنان جمهوری اسلامی بدون زحمت زیاد - امریکا پتانسیل تغییر و بالندگی جمعیت ایرانیان را زیاد می داند و قبول دارد - بجرگۀ متحدان غرب متحول شود.

3- امروز یک خبر کمتر دیده شدۀ یک خطی را دیدم که سردار وحیدی وزیر دفاع جمهوری اسلامی در حاشیۀ جلسۀ هیئت دولت و در پاسخ خبرنگاری که از پیمان دفاعی مشترک بین ایران و سوریه پرسیده بود گفته است که آن پیمان بقوت هرچه تمامتر باقی و نافذ است اما سوریه چون درحال حاضر توانایی مقابله با شورشیان داخلی را دارد تقاضای کمکی نکرده است و طبیعتاً ایران هم اقدامی نکرده است. نفس این پرسش از سوی آن خبرنگار نشان از آن دارد که پرسش توسط دستگاه امنیتی - نظامی- سیاسی تولید و برای طرح در اختیار این خبرنگار گذاشته شده است. زیرا که حوزۀ نظامی و دفاعی ایران از زمان شاه هم حوزه ای بشدت ممنوعه و تابو بوده است تا جائیکه ما نه در واحدهای آموزش روزنامه نگاریمان چیزی بنام "خبرنگار دفاعی" تربیت می کردیم و می کنیم و نه اصولاً در رسانه هایمان اعم از دولتی یا نیمه مستقل سرویس دفاعی یا نظامی داریم. مگر بطور خیلی محدود دررادیو تلویزیون که آن هم مختص انعکاس مصاحبه ها و مراسم های کلیشۀ نظامی است. لذا این پرسش و پاسخ طبیعی نیست.


4- حالا اگر پاراگراف های 1 و 2 را در یک متن بخوانیم است که پاراگراف سوم و آن پرسش و پاسخ برنامه ریزی شده معنای خودش را بروز می دهد. به این معنا که نه آنطور که بشار اسد گفته بود "جنگ حلب مادر جنگ هاست" بلکه عبارت صحیح این است که "وضع و آیندۀ سوریه است که مادر وضعیت هاست". اگر امریکا و غرب سوریه را ببرند که گام ماقبل نهایی را برای نقشۀ استراتژیک "خاورمیانۀ جدید برداشته اند" و اگر روسیه ببرد - به این هم توجه کنید که چرا روسیه در مورد سوریه اینقدر محکم و پافشار ایستاده - یا پیروزی امریکا را بتأخیر بیا ندازد که در آن صورت آیت الله خامنه ای هم خواهد توانست حتی بطور موقت هم شده نفسی به آسودگی نسبی بکشد از جهت تهدید عنقریب و بالفعل امریکا. لذاست که وحیدی مأمور شده است که با تازه کردن اعتبار پیمان دفاعی مشترک با سوریه این پالس را مخابره کند که در صورت بالا گرفتن خطر سقوط اسد و سوریه جمهوری اسلامی هم یکی از بازیگران از نزدیک و پشتیبان هم پیمانش (سوریه) خواهد شد.

5- و نهایت اینکه بنظر من اگر کار به اینجا بکشد و با توجه بهمۀ موانع نه چندان ساده در دخالت فیزیکی نظامی گستردۀ ایران در سوریه سهم این بدبختی بیشتر نصیب ارتش خواهد شد تا سپاه. زیرا که سپاه با همۀ تجربه ها و قابلیت های مختلفی که بویژه در جنگ های شهری دارد هنوز هم نیروی نظامی کاملاً کلاسیک نیست و چون نیروهای اعزامی ایران باید با ارتش بشدت کلاسیک و سازماندهی شدۀ بشار اسد کار کنند لذا فقط ارتش کلاسیک ایران مورد پذیرش و همکاری نظامیان سوری قرار خواهند گرفت. و سپاه همین مأموریت تشکیل بسیج و سرکوب شورشیان داخلی و کارهای اطلاعاتی را که هم اینک انجام می دهد ادامه خواهد داد. یا...هو 

پی نوشت: مطلب این پست سه روز بعد از انتشار توسط گزارش روزنامۀ وال استریت جورنال امریکا هم تآیید شد. روزنامۀ مزبور نوشت اطلاعات موثق حاکی از اعزام سربازان ایرانی به سوریه است.

هیچ نظری موجود نیست: