ه‍.ش. ۱۳۹۱ مرداد ۲۵, چهارشنبه

هاشمی رفسنجانی: هرکس حاضر است از روز قدس شروع کنیم بسم الله!

undefined

A Wind-Beaten Tree


1- هفتۀ گذشته هاشمی رفسنجانی با اشارۀ صادقانه به انتظارات مردم و گروه های مرجع از او گفته بود که: "بسیاری از مردم و نخبگان از من توقع دارند که نقش بیشتری در سیاست های جاری کشور بعهده بگیرم و به شرایط بهبود وضع فعلی کمک کنم" (نقل به مضمون) او سپس به دلایل و مستندات "چرا دستش بسته است" پرداخته بود که من با توجه به جمیع اظهارات او در شش ماهۀ اخیر آن را بازنویسی می کنم. بدیهی است که برخی کلمات در متن گفته های ایشان نیست و من با استنباط اصیل به خاستگاه گفته هایش این کلمات را از تحلیل خودم اضافه کرده ام تا مشخصاً بدانیم منظور او چیست. هاشمی می گوید: "من کاره ای نیستم. من حداکثر رییس "مصلحتی" مجمع تشخیص مصلحت هستم که سه کارویژه عمده و تعریف شده دارد. 

اول داوری در مورد اختلاف نظر مجلس و شورای نگهبان است در مصوباتی که شورای نگهبان رد می کند ولی مجلس بر نظر خود پافشاری دارد. این مورد روال روتینی دارد و جای مانوری برای دخالت در استراتژی ادارۀ کشور بمن و مجمع نمی  دهد. 

دومین کارویژۀ مجمع تنظیم سیاست های کلان کشوراست که این مورد اگر چه در طول سالیان انجام شده است اما دقیقاً سه سال است که خامنه ای از تنفیذ و ابلاغ سیاست های کلان تنظیمی از سوی مجمع تشخیص استنکاف کرده است و مصوبات مجمع در محاق توقیف از سوی رهبر است. 

مورد سوم هم مربوط به موضوعات خاص و معضلاتی است که خامنه ای از جهت مشاوره به مجمع احاله می کند. این مورد هم پس از انتخابات 88 قطع شده و رهبری چیزمهمی بعنوان مشکل به مجمع احاله نکرده و مشاوره ای هم نخواسته است. 

 هاشمی ادامه می دهد: طرفه اینکه خامنه ای برای همین مجمع تشخیص مصلحت بی یال و دم و اشکم و اینکه بطور کلی مرا و فکرم را و تدبیر و تلاشم را عقیم کند اولاً چند نفر از دوستان بسیار خوب و مدیر و اندیشمند مثل جناب آقای مهندس زنگنه را با امثال صفارهرندی جایگزین کرده تاهمفکران مرا در اقلیت محض قرار بدهد که نتوانم کمترین مانوری داشته باشم. تازه خامنه ای بازهم دلش آرام نگرفته و چنان وحشتی از نوع تفکر "مدیریت بروز" دارد که دستور داده از این ببعد و در دورۀ جدید مجمع مصوبات تشخیص مصلحت بجای اکثریت نسبی (نصف +یک) از اکثریت مطلق (سه چهارم رأی  موافق اعضاء) پیروی کند. لذا من واقعاً هیچکاره ام و خامنه ای بخاطر مصلحت رهبری خودش و من بخاطر مصلحت نظام این موش و گربه بازی آشکار را ادامه می دهیم.

2- حالا با این پیش زمینه هاشمی رفسنجانی طی اطلاعیه ای رسمی هم شرکت خودش و مجمع تشخیص مصلحت در راه پیمایی روز قدس را اعلام کرده و هم به مردم فراخوان داده و دعوت به مشارکت در روز قدس کرده است. این دعوت مکتوب - تا ذهنم یاری می کند برای اولین بار از سوی شخص هاشمی است و بویژه در 8 سال اخیر منحصر بفرد است - کاملاً بدیهی و نسبتاً غیر طبیعی دارای پالس بسیار مهمی است که کاملاً بدیهی آن در اطلاعیه نوشته شده است و پالس نسبتاً غیر طبیعی اش را هم من برای شما می نویسم. هاشمی می گوید:

3- ای مردم و ای گروه های مرجع مذهبی و آزاده که پاشنۀ در خانه ام را کنده اید که چرا دخالت نمی کنم. و من هر چه می گویم اختیاری ندارم قبول نمی کنید و می گویید که من بنیانگذار مؤثر جمهوری اسامی بوده ام و اگر بخواهم می توانم دخالت کنم. اگر در گفته و خواستۀ خود صادق و پابه رکابید بسم الله. از همین روز قدس و در راستای جمهوری اسلامی وعدۀ آیت الله خمینی - آخرین مدل در 2012 میلادی - شروع می کنیم. لذا از شما دعوت می کنم که اگر پشت سر من هستید با هنجارهای مناسب روز قدس و بدون گزک بدست سردار قاسمی و چند پسر بچۀ دور وبرش که هرجا من ظاهر می شوم با ایجاد مزاحمت مرا از نیمه راه پشیمان می کنند؛ بیایید و انبوه هم بیایید و در روز راهپیمایی صفوف پشت سرم را فشرده کنید و حمایت خودتان را آشکار کنید تا اولاً من جواب شریعتمداری و سردار قاسمی و مداح ارضی را بدهم که ادعایم در مورد انتظار دخالتم در سیاست های جاری لاف در غربت نیست و ثانیاً با انرژی گرفتن از حمایت جسور و هنجارمند شما از خودم بتوانم جایگاه معنوی خودم را تثبیت و با وادار هتاکان و اوباشان به عقب نشینی خواسته های شما را بتدریج عملیاتی کنم.

4- بنظر شخص من هم فراخوان هاشمی از این جهت هم درست است و هم حقانی است. زیرا که عقب نشاندن گروه پایداری ها و اراذل و اوباش خامنه ای زوری می خواهد پر زور و علنی و میدانی. لذا توصیه ام می تواند این باشد که همۀ کسانی که تغییرات از مسیر قدرت گیری بیشتر هاشمی را تشخیص می دهند و می پسندند این است که چه بصورت انفرادی و چه از راه پروپاگاندای شبکه های اجتماعی و ترغیب و تشویق دیگران به حمایت از هاشمی در روز قدس؛ به فراخوان هاشمی آری بگویند. و با شرکت متمرکز در جایی که هاشمی وارد راه پیمایی می شود یک تفاوت معنا دار از نظر حضور انبوه و نه هیچ رفتار و گفتار دیگر ایجاد کنند و ضمن عقب راندن مزاحمان هاشمی اگر ناچار به ترک صحنه شد آنان نیز صحنه را ترک و ارادۀ تأثیرگذار خودشان را به نمایش بگذارند.

5- البته خاتمی هم شفاهاً اعلام کرده است که در راه پیمایی شرکت می کند ولی خاتمی از نظر سیاسی برد ندارد و بیشتر هوادارنش سکولارهای مذهبی یا جوانان متجدد هستند که بیشتر مسأله درست می کنند تا قاتقی برای اصلاح امور. اما هاشمی هم در بین نخبگان و هم در بین تودگان مؤمن هواداران سنگین وزن و معتبری دارد که اگر اراده کنند و بصورت مجتمع با هاشمی وارد راهپیمایی بشوند تفاوت آشکاری را باعث می شوند. و البته وزن هاشمی با خاتمی در درون الیگارشی مثال فیل و فنجان است. ونهایتاً اما پرواضح است که چون مخاطب من در اینجا اپوزیسیون برانداز و جوانان هیجان زده و مزاحم تغییرات در دسترس عملی در دنیای مجازی اینترنت نیست لذا به ایرادهای همیشگی و بی پایۀ آن ها هم نپرداختم که خواهند گفت هرگونه دعوت و شرکت در راهپیمایی روز قدس "بازی در زمین خامنه ای" است. زیرا که خامنه ای چه یک نفر شرکت کند و چه ده میلیون نفر باز هم خواهد تشکر کرد از راهپیمایی باشکوه و بی نظیر و دشمن شکن و از این کلیشه های حال بهم زن کم نخواهد آورد چنانکه افتد و دانی. یا...هو

هیچ نظری موجود نیست: