ه‍.ش. ۱۳۹۰ اسفند ۲۰, شنبه

محمد باقر قالیباف برندۀ اصلی انتخابات مجلس نهم! آیا؟

Wheat Field with Cypresses


1- جناح راست سنتی هیچگاه نتوانسته است قوۀ مجریه را در دست بگیرد. آنان که در جوانی انقلاب و میانسالی خودشان توانسته بودند با غلبه بر دستور خمینی جهت عدم ورود روحانیان به پست های اجرایی؛ آیت الله خامنه ای را رییس جمهور کم قدرت و تشریفاتی بکنند عملاً نتوانستند مقدرات قویۀ مجریه را از امام خمینی و نخست وزیر چپ گرایش بگیرند. لذا مترصد آن ماندند که قانون اساسی را به نظام ریاستی کامل بازنگری کنند و در غیاب خمینی اینبار با تمام قدرت ریاست جمهوری را در اختیار بگیرند. این اتفاق افتاد و هاشمی رفسنجانی که یکی از بنیان گذاران حزب جمهوری اسلامی و همچنین عضو شاخص و پرقدرت جامعۀ روحانیت مبارز تهران بود شد رییس جمهور. و این وقتی برای جناح راست عروسی مضاعف هم بود که بجای رهبر اصلاح طلب و اصلی انقلاب اسلامی توانستند رهبری متحجر و رادیکال مخالف ایده های خمینی (خامنه ای) را هم به رهبری باسمه ای انقلاب اسلامی برسانند.

2- اما پیش بینی های جناح راست درست از آب در نیامد و هاشمی رفسنجانی نه تنها به آرای اصلاحی خمینی وفادار ماند بلکه در جریان فروپاشی اردوگاه مارکسیستی چپ جهانی گرایش مشخصی به لیبرالیسم اقتصادی نشان داد، و با تکیه بر آرای تکنوکرات های مدافع بازار آزاد قصد آن کرد که جمهوری اسلامی را مدلی از حکومت عرفی بریاست روحانیان کارآمد کند. اما مقاومت سرسخت حوزه های دینی بزعامت مراجع دین و ریاست سیاسی خامنه ای مانع از پیروزی هاشمی رفسنجانی شد و نیمه کابوس "ادامۀ آیت الله خمینی" برؤیای خرابکار جناح راست انجامید و دورۀ هاشمی تمام شد. جناح راست که مطمئن بود دیگر نوبت ریاست جمهوری یک "راست سنتی ناب" است علی اکبر ناطق نوری را بزمین فرستاد تا در یک بازی "برنده معلوم" پیروز شود و جناح راست سنتی حقیقی را بریاست قوۀ مجریه برساند. پیروزی غیر منتظرۀ خاتمی بر ناطق نوری شوک بسیار سختی وارد کرد به جناح راست سنتی و اگر نبود قدرت مافیایی خامنه ای و هشیاری او در سیاست مقابل خاتمی روشنفکر؛جناح راست دق کرده بود از نا امیدی.

3- وقتی خاتمی دست بیعت خامنه ای را فشرد که خودش را، اصلاحات را و سرمایۀ اجتماعی ایران را با هم زمین بزنند وزدند؛ دیگر جناح راست سنتی هم از شوک در آمده بود و می توانست استخوان در گلو و دست در خرخرۀ خاتمی شش سال بعدی را دوام بیاورد تا سال 84. زمان که به انتخاب نهم رسید جناح راست سنتی فرصتی استثنایی داشت اگر یک جو عقل و سیاست در کله هایشان بود. زیرا که جوانی سردار و رعنا بموفقیت قالیباف در دسترس شان بود که با یک "یاعلی" رییس جمهور جمهوری اسلامی شود. اما راست های حالا دیگر پیر ترسیدند از واگذاری ریاست جمهوری به جوانی خارج از مناسبات الیگارشیک با افکاری مدرن و کارآمد در قوارۀ جمهوری اسلامی؛ لذا رفتند سراغ علی لاریجانی و او را اولین رییس جمهور راست سنتی معلوم کردند. شکست وحشتناک علی لاریجانی در همان دور اول انتخابات؛ جناح راست را وادار کرد که خودشان را اصولگرا بنامند و راه بیفتند دنبال احمدی نژاد آبادگرانی. و افتادند و او را بالا کشیدند در مقابل هاشمی رفسنجانی که بی معرفتی کرده بود و بعد از آمدن قالی باف کنار نکشیده بود طبق وعدۀ خودش که گفته بود اگر "کسی مناسب نباشد خواهم آمد". و چه کسی مناسب تر از قالیباف که چیزی از رفسنجانی جوانتر که کم نداشت بلکه بسی فراتر از او هم لیاقت داشت.

4- قصه دراز است لذا کوتاهش می کنم که بگویم: "جناح راست سنتی در حال بازگشت بقدرت" این بار گویا نمی خواهد اشتباه 8 سال پیش را مرتکب شود و از هم اکنون قالیباف (تنها آنتی تز احمدی نژاد در اردوی راست) را رییس جمهور یازدهم نامزد کرده است؛ مشروط به اینکه بتوانند نامزد مورد عنایت خامنه ای را بنام باقری لنکرانی پشت سر بگذارند. تا اینجا که راست سنتی پیروز تر است اگر بتواند آرای تهران را هم از پایداری ها ببرد و مهمتر اینکه بتواند لاریجانی را مجدداً بر کرسی ریاست مجلس بنشاند که رقیبی دندان تیز کرده دارد مثل حداد عادل با عنوان پرطمطراق "وکیل اول تهران". اینجا هم یکی از مناطق زد و خورد بعدی است که می تواند سرنوشت ایران را از توتالیتاریسم خامنه ای تا اندازه ای متفاوت رقم بزند. چه نه این جناح راست آن بستگی در افکار سابق را دارد و نه قالیباف بدنامی الیگارشیک علی لاریجانی را.

5- نهایت اینکه اگر خامنه ای نتواند تصمیمش را عملی کند در نابودی توأمان خودش و ایران در حملۀ نظامی غرب در سال 91 و جمهوری اسلامی در همین دستان ناپاک خامنه ای به بهار 92 عمر کند بازهم روزنه های امید بسته نخواهند بود در ریاست سردار قالیباف مدرن تر و بروز. امروز که گشت می زدم در اردوی "مصباح - احمدی نژاد - پایداری - خامنه ای" ترس آشکارشان را حس می کردم از نام قالیباف. همان نامی که احمدی نژاد نسبتی جن و بسم الله دارد به این نام. بدیهی است که برای دوران گذار جمهوری اسلامی بهترین فرمول ولی فقیهی غیر از خامنه ایست با ریاست جمهوری قالیباف. اما اگر قول سقوط خامنه ای را هم در سال 91  باور ندارید؛ می توانید به ریاست جمهوری قالیباف امیدوار باشید. چون این سردار توانایی های بالقوۀ بسیاری دارد که در صورت بالفعل شدن ریاست جمهوریش مناسبات بسیاری را تغییر دهد بنفع ملت. حداقل این است که هنرمندان خوشحال خواهند بود در ریاست او. یا...هو

 تکمله:
زیاد عصبانی نشوند براندازان زود لطفاً. وقتی می گویم هنرمندان خوشحال می شوند. سید علی صالحی را می شناسید یا نه که او شاعری یگانه شاعر است و این نوشته اش در سوگ خانم سیمین دانشور. 80 میلیون با کتاب 1000 نسخه تیراژ. دارم از داخل ایران می نویسم برای امید های کوچک اما پیدا در این جهنمی که خامنه ای ساخته و باید شکاف های ریز زندگی را هم جست:


  • سيدعلي صالحي

  • نرسيده به نيمه شب، تلفن‌هاي پياپي، پيامك‌هاي بي‌وقفه و تا اواسط بامداد جمعه... همين‌طور، تا باز امروز و همين هنوز، خالق سووشون درگذشت! و همين چند رسانه‌اي كه هست و رغبتي و قلمي و قصه‌اي كه سر دراز دارد. امروز حوالي ظهر جمعه، نوزدهم اسفند 1390 خورشيدي است. جمعيت ايران، مي‌گويند 80 ميليون نفر است. تيراژ بسياري از رمان‌ها و مجموعه داستان‌ها حدود هزار نسخه! اين اشاره... چه ربطي به خبر درگذشت سيمين دانشور دارد؟!
    آن روز، پيش از ظهر، دانشكده هنرهاي دراماتيك، مهر 1358 خورشيدي. (مي‌گفتند جمعيت ايران حدود 35ميليون نفر است. بحث بر سر تيراژ آثار اهل قلم بود. دانشجويي از استاد پرسيد: «پرفروش‌ترين رمان فارسي...!؟» محسن يلفاني مدرس و استاد ما بود. گفت: «صالحي به اين سوال جواب مي‌دهد.» گفتم: «تا اين آخرين يعني تازه‌ترين چاپ كه تمام هم شده در بازار كتاب، يك ميليون نسخه فروش رفته است. اين رقمي دقيق و حيرت‌آور است. يك رمان، يك ميليون نسخه: «سووشون» سيمين دانشور!» چه سكوتي بر كلاس خيمه زد.
    همه مي‌ميرند و اين زن بزرگ نيز با عزت تمام زيست و درست زيست و بخشنده و بي‌بديل. اما يك سرزمين، يك ملت، يك رمان و يك پرسش: حالا 37ميليون بگو، اما يك ميليون نسخه! چه رخ داده به اين سال‌هاي مديد!؟ 80 ميليون نفوس و كو اهل كتاب!؟ اين به انزوا مردن تاليف است نه مرگ مولف. هر وقت – اما اندك – به زيارت اين زن مي‌رفتم، از حكايت نظارت‌هاي سخت بر قلم گلايه داشت. حالا براي جلال آل‌احمد چه خبرها خواهد برد! يادش گرامي باد!

۸ نظر:

ناشناس گفت...

شتر در خواب بیند پنبه دانه گهی لاف لاف خورد گهی دانه دانه (پوزش ازدلقک عزیز)

سهراب گفت...

تحلیل شما از اساس اشکال دارد. «امام» خمینی اصلاح طلب نبود. این حکومت تداوم منطقی دوران خمینی است. هنگامی که خمینی «ولایت مطلقه فقیه » را بر خلاف نظر تمامی مراجع شیعه جعل کرد، خشت اول استبداد مطلق روحانیون را گذاشت. در مورد فضایل قالیباف، مقداری تامل کنید تا اگر بر فرض محال به ریاست جمهوری رسید، با تفکراتش بیشتر آشنا شوید. در هر صورت، ریاست جمهور در این نظام قدرتی کمتر از نخست‌وزیر در زمان شاه دارد. خاتمی بدرستی گفت که ریاست جمهور نقش تدارکاتچی آقا را دارد. هیچ رفورمی در نظام فعلی بدون اجازه الیگارشی حاکم صورت نخواهد گرفت. تجربه خاتمی موید این حقیقت است. تنها راه «ملی» برونرفت از وضعیت فعلی، برکناری خامنه‌ای و همدستان معدودش از رهبری نظام توسط نیروی مخالف قوی در سپاه و مدیریت ارشد کشور است.

پیمان گفت...

دلقک با این اوضاعی که هست باز هم میخواهی‌ روی رئیس جمهور بعدی حساب باز کنی‌ ؟؟؟ توی این یک سال اندی باقیمانده آنچنان پروبال قدرت رئیس جمهور را با قوانین آنچنانی ببندند که اگر یک روزی هم یک آدمی‌ ناخواسته از فیلترها گذشت و دری به تخته‌ای خورد و شد رئیس جمهور و بچه حرف شنوی هم نبود ، تازه آنوقت سایه‌ای از یک رئیس جمهور باشد که فقط اسپیکر آقایان باشد در بیان چرندیاتی که از خودشان بر نمی‌‌آید . روی این جور چیزها حساب نکن که آب در هاون کوبیدن است و بس. ریاست جمهوری به آن معنی‌ که باید باشد، خیلی‌ وقت است که در ایران کمرنگ شده و ۱-۲ سالی‌ هم هست از بین رفته، دنبال چی‌ می‌‌گردی در این برهوت قحط الرجال. قالیباف روز روزش مالی‌ نبود ، که اگر باشد هم ، ممکن نیست دستش به قدرت برسد. پاینده باشی‌

ناشناس گفت...

سلام استاد،

تیراژ کتاب ۱ میلیونی در کشور ۳۷ میلیونی. به نظر شما امروز چرا اینطور تیراژ کتاب پایین است ؟

چرا در زمان شاه ال احمد، شریعتی‌، دانشور، بهرنگی و افراد مهم دیگری پرورش میافتند ؟

یعنی‌ نسلی را با خود همراه میکردند . امروز هیچ شخص مهمی‌ نیست که ۴۰ -۵۰ ساله دیگر اسمی از أ‌و باشد در ادبیات، چرا اینطور است ؟

در ضمن لطف کنید اگر حوصله داشتید، بفرمائید ، آقای خمینی چطور است که به نظر شما اصلاح طلب بود ؟

و راست سنتی‌ اگر با آقای موسوی ( اقتصاد دولتی، چپ محور ) و با لیبرلیسم آقای هاشمی‌ موافق نبود پس چه راهی‌ مورد نظرش بود ؟

و همینطور فرق راست سنتی‌ با اصول گرایان چیست ؟



میبخشید من مدت زیادی است از ایران دور هستم. اما چون شما خیلی‌ روان و دوستانه می‌نویسید ، به خود اجازه دادم این سوالات را از شما بپرسم.

پاینده و شاداب باشید،



باران

پیام امروز گفت...

من البته با عرض ارادت به شما از حضور بازیگران نظامی هرچند بقول شما شیک و مدرن در عرصه مملکت داری دیگر خسته ام.. سرداران سپاه به اندازه کافی در فوتبال و مجلس و صداو سیماو دولت و سینما و ... حضور دارند. بس است بخدا!

دیگر اینکه چندان از قالیباف خوشم نمیاید. او حتی در بقول شما مدرن سازی تهران فراموش نکرده به تقسیم شهروندان به درجه یک و دو و مناطقی که بقول او بیشتر در انقلاب سهم داشته اند را بیشتر آباد کرده و اینرا بطور ضمنی در یکی سخنرانیهایش ابراز کرده و این همان نگاه ارزشی است که من از آن بیزارم

فراموش هم نشود که مربع لاریجانی قالیباف توکلی و رضایی کاملا ذوب در ولایت و مورد وثوق رهبری هستند و برای رهبری هم انتخاب هر یک از اینان بسیار مطلوب است و آرزوی قلبی اوست...

ناشناس گفت...

حالم به هم خورد از تعاریفتان از قالیباف. یک مدرن و به روزی به شما نشان بدهد که کلی حال کنید! البته شما که از فضایل سرداران بهره مند نخواهید شد مردم ایران هستند که چوب ندانم کاری ها و دروغ گفتن های به اصطلاح نخبگانشان را می خورند! (البته مردم نشان داده اند که مطابق نظر نخبگان عمل نمی کنند!)مشکل شما این است که خامنه ای را دشمن می دانید آنوقت میان جان نثارانش رتبه بندی می کنید صرف اینکه احمدی نژاد را مانع به قدرت رسیدنشان می بینند و از روی کینه ورزی با احمدی نژاد می جنگند (شاید هم به دستور خامنه ای)

ناشناس گفت...

جناب دلقک علیرغم تصور حضرتعالی کاندید جبهه پایداری و بیت مقام معظم جناب حداد عادل خواهد بود هم برای ریاست مجلس . هم برای ریاست جمهور. ولی جناح اصولگرایان نیز جرات مخالفت نخواهد داشت

A.MALK گفت...

شرت میبندم که ریس جمهور آینده حداد عدل است.