ه‍.ش. ۱۳۹۰ اسفند ۳, چهارشنبه

مأموریت برای سیاستمدار نابغه امیرقطر: به براندازی خامنه ای کمک کن!

Cardsharps


1- درد دارم درد دارم درد دارم ... درد دارم ها! زمانی که در مهر سال 60 از ارتش بیرونم کردند رفتم بازار و توی کار لوازم الکتریکی در ناصر خسرو به کاسبی. زمان کودتای ژنرال اورن بود توی ترکیه و ترک ها تازه داشتند پایه های توسعۀ صنعتی شان را هم می گذاشتند و هم محکم می کردند و خروار خروار کالای بنجل بود که تولید می کردند و می فروختند به ایران که در جنگ بود و پنچر بود و راهی به هیچ دهی نداشت. ترکها با تمرین سیاه مشق های شان در ایران و با بازار ایران بود که کیفیت و تنوع  محصولاتشان را هر روز بهبود بخشیدند و با تورگوت اوزال از دروازۀ توسعه گذشتند. و خدا لعنت کند شاه را که طوری مخمان را زده بود که چه زوری داشت نام آوردن از ترکیه و نوشتن از ترکیه که جلو زده بود از ما حسابی.

2- خب هر گُهی خورده بودیم تاوانش را هم با ده سال جنگ و بیچارگی و تحقیر و آوارگی و کشت و کشتار و ویرانگی پس داده بودیم با امام خمینی تا سال 68. و خدا هزار بار لعنت کند خامنه ای را که 23 سال است نگذاشته یک چکه آب خوش از گلویمان برود پایین که "شما بودید آن گُه را خوردید در سال 57". خب وقتی دستم می لرزید و دلم می پکید برای اسم ترکیه را قبل از ایران نوشتن؛ ببین دیگر چه فاجعه ای بود هنگامی که می گفتند بنویس امارات و دبی و قطر و رأس الخیمه. ای خدا این کشورهای اعشاری را من چگونه بنویسم قبل از عدد اول غیرقابل تقسیم ایران. اما زمانه بی رحم بود و خامنه ای پلشت! تا وادارم کنند با افتخار با اردوغان به حجله بروم باکره؛ تا امروز که زیر تیر چراغ برق دوحه بایستم به نیم نگاه آل ثانی در قطر. ای خدا درد دارم درد دارم درد دارم...

3- همۀ دنیا و همۀ دنیا از ایران بعد از انقلاب بهره مند شدند کم و زیاد. اما آن دوکشور همسایه ای که تا خرخره از ما سیر خوردند دو کشور ترکیه بود و قطر. ترکیه برای تست و توسعۀ صنعتش و قطر برای اسخراج و ربایش گازهای مشترک. امروز اما نفرت شاه پمپاژکرده ام در درجۀ سروانی به عشق یک سیاستمدار برجستۀ مسلمان تبدیل شده بنام "اردوغان"؛ و تحقیر شاهانه ام نسبت به قطر اعشاری جابجا شده با احترامی تمام قد برای سیاست پیشه ای نابغه بنام "آل ثانی". بی خود نیست که افسر الگوی نیروی هوایی و فرمانده نامی دانشکدۀ خلبانی دلقک ایران شده در درجۀ ژنرالی! درد دارم درد دارم درد دارم ... درد.

4- کیهان شریعتمداری امشب خبر خوبی داده و صحیح که امریکا افسار خامنه ای را سپرده به امیر قطر همان که گفتم اسمش است "آل ثانی". و گفته که: "تو که می توانی کشور یک وجبیت را بکنی مرکز دیپلماسی خاورمیانه؛ با آن روابط گسترده ات با همه و همه و از جمله اسرائیل؛ یا با آن مهرۀ ماری که داری و یک شهر بجای یک کشور را برنده بکنی در گرفتن میزبانی جام جهانی فوتبال 2022 در حضور ابر قدرتی بوسعت روسیه؛ و همینطور است در راه اندازی شبکه ای جهانی مثل الجزیره همدوش و جلوتر از سی ان ان و فاکس نیوز؛ یا آن لابی هایی که می کنی در آوردن و بردن همۀ حکام کشورهای عربی در شلوغی های بهار عربی؛ یا نشان به آن نشانی که تصمیم گرفته ای اسد را سرنگون کنی با هدایت رهبران اتحادیۀ عربی؛ یا همین چندروز پیش را بگو که بعقل جن هم نمی رسید در مسخ کردن حماس در دستان عباس؛ ولی تو کردی و... بدان و آگاه باش که باید یک فکر عاجلی هم بکنی برای این خامنه ای.

5- امیر نابغۀ قطر منافع زیادی دارد در پایداری جمهوری اسلامی خامنه ای. لااقل تا دوشیدن آخرین قطره های گاز میادین مشترک به چنین رهبر خائنی در ایران نهایت احترام را خواهد گذاشت بر سیاق منافع میهنش. اما کار ایران ما تا آنجا زار شده در دستان این آخوند خونریز بی مایه که گویا امیر قطر هم دلش سوخته بحال دنیا و غرب که پذیرفته کار این یکی را هم بسازد. این خبر کیهان که قطعاً درست است یک فرصت دوباره هم فراهم می کند برای احمدی نژاد اگر هنوز هم نیمچه جانی داشته باشد برای خیانت به ارباب خامنه ای. زیرا که امیر قطر اتوریتۀ خوبی دارد روی احمدی نژاد و می تواند او را کمک کند که تا دیر نشده حساب خامنه ای را برسد. خبرکیهان می گوید که امیر قطر ابتدا باید سرشاخه های خامنه ای را بزند در منطقه. حماس که کارش تمام است و امیر دارد روی حزب الله و نصرالله کار می کند. اگر سرخر نصرالله را هم کج کند و همزمان اسد هم نباشد و یا چنان باشد که یکی باشد با نبودنش؛ آنوقت می تواند خامنه ای تنها در منطقه را هم به دم اسب ببندد در ریگزارهای قطر تا عربستان. من اما می گویم امیر قطر که می تواند از یک قطعه خاک میکروسکوپی چنین عظمتی از اعتبار و چنان حشمتی از دیپلماسی فعال استحصال کند؛ قدرت مؤثری هم خواهد بود در کمک بغرب برای روفتن خامنه ای. درد دارم درد دارم و ... اما سیاست درد را نمی شناسد و احساس را. پس باید تسلیم واقعیت شد و به یاری امیر خوش آمد گفت برای نجات ایران از نکبت خامنه ای! یا...هو

۵ نظر:

خ.آ گفت...

سلام استاد
مدتهاست درد اين خفت روح و روانم را مي آزرد و با اين پست شما انگار كه بنزين روي آتشم ريختند. چرا ما نميميريم از اين خفت راحت شويم. به خدا دلم ميخواهد اين آسفاتهاي آشغال خيابانها تهران را گاز بزنم از اين درد. خدا يا به كي بايد بگوئيم اين درد را از اين خفت نميتوانم در چشمان فرزندانم نگاه كنم .آخر عرب ملخ خور سوسمارخور كه با ذره بين بايد رو نقشه پيداش كني بايد اينجور بر ما سروري كندخاك بر سر ما خاك بر سر دولتمردان دزد بي ناموسي كه اينچنين به اين سرزمين خيانت كردند خاك بر سر دين و مذهب و اسلامي كه جز ذلت و بدبختي براي مردم چيزي نداشت .خدايي هست آيا؟ نه گمانم.

سحر گفت...

صرف نظر از اینهمه خفت و خواری ملت ایران چه در داخل وچه از نظر جایگاه و پرستیز جهانیش که از اولی هم اسفناک تر است. و گذشته از اینکه بنظر من این همه خفت و خواری تا حد بسیار زیاد نتیجه خود بزرگ بینی و توهم ملت ایران در مورد تاریخ و گذشته اشان چیزی در حد " شیزوفرنی" است که همیشه مانع دیدن واقعیت ورسیدن به شعور سیاسیش بوده و اپوزیسیونی که همیشه عقب مانده تر و کودن تر از مردمان کوچه وبازارش است من تنها سناریویی که در خیالات خودم برای ایران عملی میبینم یک "کودتای نظامی " داخلی با کمک اجنبی غربی است. چیزی شبیه به کودتای "کنان اورن" درسالهای همزمان با انقلاب اسلامی ما که در ترکیه اتفاق افتاد. اورن زنرال سفت و سختی بود ومینیاتوری از "آتاتورک". با همان آرمانها.اورن زمانی در ترکیه کودتا کرد که ترکیه در آتش هرج و مرج آنارشیسم چپیها و اتحادیه های کارگری که هر روز اعتصاب یا شورشی به راه میانداختند میسوخت. من درست در زمان بعد از کودتا برای ادامه تحصیل ترکیه بودم.در دانشگاه فضای کودتا حاکم بود. و ملت داستانها از آنارشیسم قبل از کودتا تعریف میکردند. اینکه بدون اعلام حکومت نظامی شبها عبور و مرور برای مردم عادی غیر ممکن بود. چون محله ها در اشغال چپیهای مسلح بود."اورن " آمد.کشت و کشتاری از چپی ها کرد که خبر آن بخاطر انقلاب ایران جایی پخش نشد. میگویند اگر شایعه نباشد حدود یک میلیون کشته و زندانی و تبعیدی و فراری چپی داد.اما "اورن" قول آرامش و پیشرفت به ملت داد.هر سال چهره دمکرات تر از خودش نشان میداد.و سرعتش در دمکرات شدن و مهربان شدن سریع بود. چنانچه خیلی سریع "اوزال" را که لیبرال و نابغه ای در مغز اقتصادی بود نخست وزیر کرد. این اقتصاد شکوفای ترکیه را پایه هایش را همان اوزال بنا گذاشت.
قصه دراز شد. چون من آن زمان یعنی درست سال اول برقراری حکومت " اورن" یا کودتای "اورن" در ترکیه آنهم در دانشگاهش بودم. وخیلی چیزها خودم به چشم دیدم و یا از دیگران شنیدم. ترکیه هم سختیهای زیاد کشید اما همه در جهت مثبت و سازنده گی.
این قصه ها را تعریف کردم که بگویم من در خیالات خودم چیزی شبیه به " اورنیزم" یعنی الگوی ترکیه را برای ایران هم عملی هم ایده ال میبینم. با هزینه کم و خسارتهای نه نابود کننده.

ناشناس گفت...

استاد سوألی داشتم

اگر این میادین مشترک خالی‌ شد آیا ، ایران در آینده میتواند خسارت بگیرد،

یا مولا خور میشود مثل . خسارت جنگ میرود در حساب 100 امام ؟

Baran

sina گفت...

پیشنهاد قطر برای برگزاری المپیک پاییزه
روز دوشنبه جزئیات پیشنهاد قطر برای میزبانی المپیک2020 منتشرشد و مشخص شد قطری ها برگزاری المپیک در ماه اکتبر را مد نظر دارندhttp://www.iransport24.com/Default.aspx?PageName=News&Action=Subjects_Details&ID=3876

Dalghak.Irani گفت...

سلام به جمع بانوان و یک ناشناس! و یم آقا سینا.

1- قربان شما خانم آشنا. چقدر احساسات تان آشناست و می فهمم وقتی می گویی زمین گاز گیر می شود انسان از این همه گیرافتادگی بیهوده و سر هیچ و پوچ. امیدوارم زمان سررسید رنجهای ثلث قرنی مان بزودی فرابرسد و لا اقل فرزندان مان با عزت و سربلندی در کشورشان بمانند و بسازند و بخندند و زندگی کنند.

2- من از دوستی آشنا باید عذر خواهی بکنم گویا:
بنظرم می رسد که امروز کامنتی را در این پست تأیید کردم که خوانندۀ محترمی و ناشناسی توضیح خوبی داده بود در مورد متوهم بودن میهن پرستی شوونیستی ما ایرانیان و ... اما الان که آمدم اینجا از کامنت ایشان خبری نبود. همۀ سوراخ سنبه های وبلاگ را هم گشتم پیدا نکردم. اگر قصور من بود یا بازی دیجیتال مسئولیتش بعهدۀ من است و خواستم بگویم که با محتوای کامنت موافق بودم و مشکلی در انتشارش نبود. اگر این توضیح قانع کننده بود از ایشان در خواست می کنم که کامنت شان را مجدداً ارسال کنند در صورت تمایل.

3- واما سحر خوب و عزیز. با خاطرات تو از زندگی در ترکیه قبلاً هم با هم خیلی همراه بوده ایم و خیلی ممنون. زیرا که خاطرات میدانی و عینی تو از ترکیۀ دهۀ 1980 میلادی این اعتماد بنفس را بمن می دهد که برداشتم از ترکیۀ اورن و اوزال منطبق برواقعیت داخلی ان زمان ترکیه بود. در مورد کودتا در ایران هم من هم مثل تو آنرا نزدیک ترین راه حل برای عبور از این پیشاتاریخ ورسیدن مجدد به دولت مدرن در ایران می دانم. منتها بسیار زیاد بعید است بدلیل چینش نیروهای مسلح چند دسته و چند فرقۀ ایران. و مهمتر اینکه ارتش ایران مطلقاً غیرسیاسی و خارج از بازی تعریف شده در تمام عمر مدرن و امروزیش. مگر اینکه عناصر ملی سپاه کاری کنند کارستان که ان هم بدلیل بافت شلختۀ سپاه و فرماندهان هیئتی و غیرنظامی آن بعید است موفق بعمل بسیار منضبطی مثل کودتا شوند. مرسی مثل همیشه استفاده کردیم.

4- اما باران زیبا و تازه که در لطافت طبعت تردید نیست. سؤال شما یک سؤال تخصصی در حوزۀ حقوق بین الملل است و من بسیار کم می توانم بضرس قاطع پاسخ بدهم. اما ضمن همان پاسخ مختصر توضیحی سیاسی می دهم در مورد مفهوم حق در عرصۀ بین المللی. گمان می کنم که موضوع در حد خسارت یکی بدیگری مطرح نباشد اما یک سری قوانین و پروتکل های بین المللی و بین دو دولت وجود دارد که نحوۀ بهره برداری و چگونگی فعالیت های طرفین را تا اندازه ای مشخص می کند. منتها این شرط لازمی دارد. اینکه ما هم همزمان با قطر به توسعه و استخراج میادین مشترک اقدام می کردیم و بکنیم و الا عدم اقدام ما اقدام متقابل و بضرر مای قطر را منتفی و متوقف نمی کند. این تازه هنگامی است که ما از نظر سیاسی و در جهان برد یک حکومت هنجارمند و پذیرفته شدۀ جهانی را داشته بودیم و باشیم. و الا در مورد کشورهای منزوی و یاغی و بدون یار ویاور بین المللی قوانین از همان منطق ثابت "برو قوی شو اگر طالب گازی" پیروی می کند. نمونه اش اینکه ما جزایر سه گانۀ مورد اختلاف امروزمان با امارات را خیلی وقت نبود که بعد از خروج بریتانیا بدست آورده بودیم در رژیم سابق و معارضی هم نداشتیم و امارات جیک هم نزده بود و نمی زد. اما بمحض اینکه معادلات جهانی بضرر ایران منزوی و تضعیف شده در جمهوری اسلامی عوض شد همه دم در اوردند به داشته هایمان نه تنها در خاک در هویت های تاریخی مان هم مثل خلیج فارس.

5 و سینا آری. خیلی وقت بود که کلاه از سر برداشته بودم به احترام امیر قطر و می خواستم تحسینم را نثارش کنم با این همه توانایی مدیریت محلی و منطقه ای و حالا دیگر جهانی. اما همیشه دوچیز مانع ام بود قلت اطلاعاتم از این شبه جزیرۀ کوچک و آن حس نوستالوژیک توهم ایرانی که مورچه خودش چیست که کله پاچه اش چه باشد. ولی واقعیت توانایی های این عرب درشت هیکل سیاس بالاخره کارش را کرد و من نوشتم که کلاهم هنوز دستم است به احترام. یا...هو