ه‍.ش. ۱۳۹۰ بهمن ۱۲, چهارشنبه

هدف: سقوط خامنه ای. مسئولیت و وظیفه: همه با هم هول بدهیم!

Portrait of Camilla Gonzaga and Her Three Sons



1- پیش بینی ام این است که خامنه ای از سر اضطرار وبرای "هنوز هستم" تصمیم گرفته است نماز جمعۀ این هفته را خودش بخواند. و اگر گمانۀ من درست باشد انتظار می رود که حرف های خامنه ای در نماز جمعه شنونده ای نداشته باشد حتی در بین مؤمنانی که از سر ایمان یا عادت به نماز جمعه می روند. زیرا که سخنان خامنه ای یک مشت اراجیف معمولی و شعارها و پندهای اخلاقی خواهد بود و از ورود تلویحی و غیرمستقیم هم حتی به بحران کنونی کشور که بشدت "بحران مشروعیت رهبری" خودش است اجتناب خواهد کرد. پس منتظر می مانیم که ببینیم چگونه وارد ماجرا خواهد شد و چه خواهد گفت. ولی تا روز جمعه می خواهم مجدداً بر این نکته پافشاری کنم که شواهد از سقوط خامنه ای هم پررنگ است و هم هرروز ابعاد گسترده تری می یابد.

2- ناگفته هم مستند است که هر روز بیش از روز پیش نام خامنه ای و مقام معظم رهبری و آیت الله خامنه ای و امام خامنه ای و حضرت ماه و حضرت آقا و از این قبیل القاب که تا یکی دوماه پیش همۀ فضای رسانه ای کشور را انباشته بود از انظار و زبان ها و قلم ها غایب می شود. که بنظر می رسد دو هدف متضاد را تعقیب می کند:

الف- گروه اوباشان و اطلاعاتی ها و امنیتی ها و پایداری هایی نظیر فرماندهان سپاه و بسیج و اطلاعات و کیهانی ها و مداحان و بخشی از جناح راست روحانی شامل امامان جمعه و اعضای خبرگان و ... با این امید حذف موقت نام خامنه ای از رسانه ها و خطبه ها و تریبون ها را طراحی و بصورت دستورالعمل سیاسی رعایت می کنند که گمان می کنند با توجه به عملکرد بسیار افتضاح او در بحران دو سال اخیر؛ جامعه به "اشباع تبلیغاتی" رسیده است و نام خامنه ای پالس های ضد تبلیغ علیه او را مخابره می کند. اینان امیدوارند که با حذف تبلیغات مشمئز کننده  و مستمر از نام خامنه ای بتوانند "جامعۀ ذهنی" را آرام و برای پذیرش مجدد خامنه ای آماده کنند.

ب- گروه دوم که بدنۀ دانشگاهی جناح راست و بویژه شاخۀ میانه رو تر و متمایل به اصلاح طلبان مذهبی هم هستند تشخیص داده اند و هم احساس تکلیف و منفعت می کنند که رهبری خامنه ای مشروعیت حد اقلی خود را هم از دست داده است و بهتر است تمهیدی اندیشیده شود که بتوانند خامنه ای را بصورت مسالمت آمیز برکنار و جمهوری اسلامی و جایگاه ولایت فقیه را مجدداً احیاء کنند. اینان نه تنها از حذف خامنه ای استقبال کرده اند بلکه خودشان نیز با تمهید های مختلف سعی می کنند که پالس های مشخص "ما با خامنه ای نیستیم" مخابره کنند.

3- لذا اگر حس مبتنی بر نشانه ها و مستندات کلی مرا کافی نمی دانید؛ سعی می کنم برخی علایم جدیدتر و پنهان در لابلای گفته ها و نوشته ها را - که مشخصاً هدفمند هستند چه از سوی گوینده و چه از سوی منتشر کننده - بشما آدرس بدهم:

الف- بیشتر رسانه ای شدن و کردن هاشمی رفسنجانی که اظهرمن الشمس است و نیازی به مستند کردن آن ندارد. و در سوی دیگر نوع برخوردی است که تاکنون با سردار علایی و عماد افروغ شده است. اینان بعد از آن انتقادات به آیت الله خامنه ای، محدود و محصور و بایکوت نشدند. سردار علایی نه تنها یادداشت دوم و کوتاهی منتشر کرد در روزنامۀ جمهوری اسلامی که با توجه به سابقۀ نزدیک؛ ضمیر مرجع خود را در خامنه ای نشانه داشت؛ بلکه بیشتر از سابق هم در مجامع مختلف حضور پیدا می کند و مهمتر از آن هر حضور با اهمیت و بی اهمیتش هم رسانه ای می شود، مثل حضورش در یک مجلس ختم یا شرکتش در مراسم شهداء و... در مورد عماد افروغ هم که پشتوانۀ نظامی علایی را هم ندارد همین گونه است و با توجه برفتار های مشابهی که قبلاً با چنین خط قرمز عبورکردن هایی می شد افروغ آسیبی ندید و بایکوت نشد.

ب- مورد جدید زیاد است و من ترجیح دادم که یکی به سخنان مهدوی کنی اشاره کنم که تلویحاً هاشمی و بخش سکوت کردۀ روحانیت ناراضی را هدف خود قرار می دهد و صراحتاً می گوید که با سکوت و کنار کشیدن کاری نمی توان انجام داد و دعوت می کند که وارد متن حوادث بشوند و کمک به برپایی خیمۀ "ستون شکسته" بکنند برای برپایی مجدد. مورد دوم اما از یک شخص گمنامی می آید بنام "شاه نوش". این آدم که متن خیرمقدم ورود امام خمینی به ایران در سال 57 را خوانده است؛ بعد از 33 سال مهم می شود و توسط یک جریان رسانه ای اصولگرایان (خبرآنلاین) کشف و با او مصاحبه می شود. این مصاحبه که حتی در نحوۀ تنظیمش و با آوردن کلمۀ "خواند" بجای بیان کرد می خواهد مناسکی بودن این قبیل مراسم ها از بدو انقلاب را القاء کند و آنرا بی ارتباط به عاشق و معشوق و مرید و مراد بودن و این قبیل ترهات مرسوم جوامع بسته بین "شاهین نوش" و آیت الله خمینی بنماید؛ جالب متن گفته های "شاهین نوش" است که جابجا در پاسخ هایش "در شرایط آنروز" ، "خواست آنروز ملت" و بکار بردن افعال مطلقاً ماضی در طول گفته هایش شرایط موجود را از خودش دور می کند. یا همین خبرآنلاین خطبه های نماز جمعۀ 32 سال پیش آیت الله خامنه ای را منتشر کرده است در آستانۀ حطبه های جدید و شرایط روز با این تیتر: "ملت موظف است رئیس جمهور و زمامدار را نصیحت کند و سخن خوب را از او پنهان نکند".

4- این ها البته خیلی غیر منتظره نیست برای شما که من اخبار ایران را تعقیب و برای شما تحلیل می کنم. منظورم از این نوشته بیشتر نمایاندن تأسفم بود از اینکه اپوزیسیون سیاسی و روشنفکران و نویسندگان عرصۀ عمومی در خارج از ایران که از نظر عده و عُدّه بیشمارند چرا در این کمک به گسترش و تعمیق شکاف ها فعال نمی شوند اولاً، روش های تبلیغات تهاجمی سیاسی را کشف و بکار نمی گیرند ثانیاً و تحلیل واقع نمایی از شرایط سیاسی داخل ندارند و بر امر واقع "تغییرات ممکن و عاجل در حال حاضر" که برکناری خامنه ای است متمرکز نمی شوند. یا بقول تیتر مطلبم در این هول دادن سخت؛ انگشتی هم به این بار گران نمی رسانند. یا...هو

۹ نظر:

ناشناس گفت...

نظرتون در مورد این خبر چیه:
http://www.rahesabz.net/story/48406/

nik گفت...

http://www.rahesabz.net/story/48406/
نظرتون در مورد این خبر چیه:

ناشناس گفت...

نظری ندارم!

Dalghak.Irani گفت...

ناشناس بجای من جواب شما دونفر با یک حساسیت را داد. من هم نظر خاصی ندارم. این خبر توسط باهنر رسانه ای شده چند روز پیش. ولی من خودم تأیید نمی کنم. نه خود خبر را؛ که محتمل است چنین ملاقاتی انجام شده باشد. ولی نه ان شاخ و برگ سفر زیارتی و ناتمام گذاشتن سفر . یک کم هم حماسی مثل سفرهای سیاسی نیمه تمام سیاستمداران در هنگام سیل و زلزله و ترورهای جمعی و کشتار و وقایعی شوکه کننده و برای تسلیت و تسلی دادن به ملت قاطی اش کرده که خودش را خیلی باخبر و گزارشش را مولای درز نمی رود نشان بدهد. سفری که نه کسی خبر داشته و نه اتفاق افتاده چیزی بوده درعمل قابل تسلی دادن فوری و ... . من نمی فهمم این داستان سرایی نچسب و هزار من سریش را. می تواند این باشد که خامنه ای مسئولان اقتصاد را خواسته باشد و تذکر داده باشد ولی نه گمانم که به آن وضعی باشد که گفته. ممکن هم است برای تلطیف موقعیت خامنه ای باشد. چون یک طرف از مخالفان هم هدف شان فقط احمدی نژاد است و خامنه ای را هم قبول دارند و هم می خواهند نجات پیدا کند یا هم که تحلیلی از وضع ضعیفش ندارند. جرس هم که دماغش توی هر کاری برود مثل چوپان دروغگو می ماند که بدلیل چند بار جعل خبر از قول مقامات جمهوری اسلامی قابل اعتماد نیست. و اینکه احمدی نژاد پروژۀ آشتی با غربش شکست خورده و فعلاً هم طراحش رفته خدمت امام غایب و نه در غرب کسی منتظر احمدی نژاد است و اورا بحساب می اورد و نه در ایران او توان تدثیر گذاری بر سیاست در پیش ایران دارد. و می بینید که اخیراً اظهارات ضد غربی اش یا پشتیبانی صریحتر و مستقیم ترش از بشار اسد هم افزایش یافته و رادیکالترشده. یا...هو
بگو خوب شد نظری نداشتی!

ناشناس گفت...

http://www.youtube.com/watch?v=z_2bZpr2arw&feature=player_embedded#!

من که دیگه رای نمیدم، میخوای بده می خوای نده

تبریزی گفت...

سلام بر دلقک سابق
امروز صبح با دیدن مقوای امام راحل فقط به این فکر بودم که این نظامیان نیروی هوای که احتمالا دست پرورده شما نیز بودند چقدر زحمت کشیده بودند که به آن چند سرباز عینک دودی بدهند تا خنده شان دیده نشود واقعا درقرن 21در حالی که شما هرگونه تروکاز وتصاویر مجازی وتکنولوزی روز اینان چنان مسخره بازی میکنند .درست است که آنان سوار اف4واف5 دهه60میلادی میشوندولی همان زمان هم سینما فیلم ده فرمان را ساخته بود .به هرحال این است ارتش ایران.

Dalghak.Irani گفت...

سلام به آدرس دهندۀ شادی که شادی از هر آشنایی دلپذیرتر است. گاهی می بینم این اشعاسیار بسیار زیبا و محکم و قریحۀ بی نظیر و تشخیص درد های دقیق و درست این مرد میانسال شیرازی را و محظوظ می شوم. مرسی که تلخ خنداندیم. یا...هو

Dalghak.Irani گفت...

سلام تبریزی. من که اصالتاً خودم را تبریزی می دانم و معرفی می کنم و نه دهی از روستاهای اطراف تبریز. پس بیشتر از آن یکسالی که در پایگاه دوم خدمت کرده ام تبریزی هستم و بهمین خاطر هم است که می بینی هیچگاه با هر حرارتی هم تب نمی کنم. چون تب هایم را در درد مشترک وطن جاگذاشته ام و راه مهربان خونسرد را انتخاب و پیشه کرده ام. راجع به تراختور هم متأسفم که سربریده شد جلو این تاج لعنتی که یا از تاج می کشیم یا از عمامه. ولی تو لااقل دعا کن بخاطر دنیزلی ترک هم شده پرسپولیس امروز ببرد این دربی را که بدجوری کری های ناجور و بحق می خوانند این "کون حاجیا!".
اما راجع به امام مقوایی حرف زیاد است و خودت باندازه توضیح هم داده ای و خوشبختانه من معلم و فرمانده هیچکدام از این رؤسا و فرماندهان فعلی نبودم و افسرانی که من تربیت کردم و اینک بازشسته اند اگر توی جنگ کشته نشده بودند. نامی بودند و تومانی صنار با همپالکی های خود تفاوت آشکار داشتند. ضرب المثل میمون و زشت و ادا را یک زمانی نشان داده بودم در یراق و یساق و حمایل و نشان و مدال و شکم گنده و ... در ایدی امین اوگاندایی و مقایسه کرده بودم با چهار ستارۀ کوچک فیلد مارشال های غربی روی یقۀ پیراهن شان و تمام. طوری که برای فهمیدن اینکه این آدم 65-70 کیلویی ژنرال چهار ستارۀ بزرگترین و قدرتمند ترین ارتش تاریخ جهان است آدم باید ذره بین می گذاشت برای دیدن و یافتن آن درجۀ نظامی. در عوض ایدی امین که سرتا پایش را می پوشاند از یراق وزرق وبرق و هیکل 120 کیلویی اش را برخ می کشید درحالی که همه می دانستیم فرمانده چند تا سگ و حداکثر همانقدر گوسفند و بره های مظلوم شان است که از گرسنگی شکمشان چسبیده به پشتشان. و ... مرسی که هستی و حرف می زنیم. یا...هو

nik گفت...

تشکر از توضیح، خیلی‌ این سبک داستان پردازی جرس نچسب است .اما دیروز با این امام مقوایی خیلی‌ تفریح کردیم، انگار برای ایز گم کنی‌ از مأموریت بازرسان آژانس اتمی‌ این حقّه را زده بودند که حواس دلاوران اینترنتی پرت بشه!!!