ه‍.ش. ۱۳۹۰ اسفند ۷, یکشنبه

اعتراف صادقانۀ نمایندۀ مرید خامنه ای: مقام معظم رهبری دروغ می گوید!

Manfred on the Jungfrau


1- اتفاقات زیادی می افتد این روزها که شایستۀ توجه است. مثل کنفرانس ضد سوری در "تونس" اسلامی! یا حماقت عامدانه و خطرناکی که امریکایی ها در بگرام افعانستان مرتکب شده اند در آتش زدن قرآن ها و شورش افغانی های خشمگین که صدها کشته و مجروح ببار آورده و تمامی هم ندارد، و البته پروژه های ضد بی بی سی که سپاه پاسداران در حال تهیه اش است برای فشار بدولت بریتانیا و متأ سفانه بازهم عده ای از بهترین جوانان ما مثل پسر بورقانی مرحوم و پرستو دوکوهکی و دیگران هیزم این روکم کنی های بین دولت ها می شوند مثل همیشه و ...؛ اما قصد دارم تا روز جمعه با تمرکز بیشتر بر انتخابات پیش رو حرف ها و شکاف های بیشتری را شناسایی و معرفی کنم در راه مفیدی که خودم تشخیص می دهم. زیرا که برخی از این برملا شدن ها و اعترافات اگر هم جزو بدیهیات دانسته های قبلی مان بوده باشد به صراحیت و رسمیت وتأکیدی که اینک مطرح می شود قبلاً مهر قطعی نخورده بوده است. بویژه اینکه از جانب خود اصولگرایان در تقابل با هم نبوده است. و چون پرداختن به مطهری دارد با واکنش های "تعریف زیادی جه خبر است" شما مواجه می شود؛ در این پست رفته ام به سراغ شوهر خواهر مطهری علی لاریجانی و موضوع مهمی را از مصاحبه و گفتار او انتخاب کرده ام در معرفی "خامنه ای" واقعی!

2- علی لاریجانی از زبان یکی از  نمایندگان مرید خامنه ای گفته است:
 "...یکی از همین آقایان، چندی پیش بعد درباره راهبرد اصولی رهبری یعنی «جذب حداکثری و دفع حداقلی» از اساس منکر شده بود که رهبری این حرف را زده اند و سپس گفته بود ما به سیره ایشان عمل می کنیم زیرا خود ایشان به این حرف بی اعتقادند...."
 درست است که علی لاریجانی این خاطره رادر جهت توجیه موضع سیاسی خودش در جریان حوادث بعد از انتخابات گفته و تلاش دارد تا اتهام "ساکت فتنه"ی جبهۀ پایداری را بی اثر کند در بین حزب اللهی ها؛ اما مهم این است که یک مقام رسمی در حد نماینده و رییس مجلس توأمان دروغ گویی و سالوس خامنه ای را برملای رسمی می کنند. زیرا که معتقدم این شکاف و گسل ایجاد شده در حاکمیت نیاز به چنین آدرس های مستندی دارد تا هم برگشت پذیر نباشد براحتی و هم پایگاه مشروعیت قدسی خامنه ای در بین هواداران تیفوسی اش را خدشه دار و متزلزلتر کند. هر چقدر این افشاگری های خواسته و ناخواسته بیشتر بشود ترمیم روابط فی مابین را هم سخت تر خواهد کرد و تنها امید پررنگ ما در راه حل داخلی فعلاً به این زد و خورد بی رحمانه وابسته است. هرچند که داوری خودم این است که لاریجانی این حرف را با نوعی هشدار به خامنه ای هم بر زبان رانده. منتها قبلاً گفتم که از لاریجانی نمی توان موضعی تند تر از این را انتظار داشت.

3- و به این دلیل که پست قبلی راجع به مطهری خیلی طولانی شد و احتمالاً کمی هم غلغلک دهنده؛ لذا این نوشته را در همین جا درز می گیرم و فقط می ماند یک تف به هیکل و صورت حسین شریعتمداری که با بی شرمی نقل قول از نوشتۀ من با همین مطلع "تف به ..." در بند 3 را خبر ویژه کرده و در صفحۀ اول هم آورده ولی در متن جملاتی که نقل کرده تحریف و تقلب کرده و جملۀ "سرمایۀ اجتماعی ما را نابود کردید را..." با جملۀ ... "سرمایۀ اعتراضی ما را نابود کردید ..." جایگزین کرده. و معلوم است که سرمایۀ "اجتماعی" چه تفاوت مفهومی آشکاری دارد با سرمایۀ "اعتراضی". بگذریم از اینکه همۀ کلمات مربوط به مرجع و مقلد و اصولگرا و ... را هم کلاً حذف کرده و حتی سه نقطه هم جایشان نگذاشته مثل نام هاشمی. و فقط نام سید محمد خاتمی را برجسته کرده و اصلاح طلبی و امیر ارجمند را هم خودش چاشنی مخاطب متن من کرده است. طرفه اینکه شریعتمداری در مطلب پایین تری خودش به مجلۀ 9 دی اعتراض کرده که چرا سرمقالۀ او در کیهان با تیتر "مدعیان فتنه و انحراف باید نشانه های قابل استناد داشته باشند" را با حذف کلمۀ انحراف و فقط با ذکر کلمۀ فتنه آورده است و شروع کرده به سخنرانی اخلاق حرفۀ روزنامه نگاری در وفادار ماندن بمتن در هنگام نقل قول. واقعاً تف به آن روی پررو و روباهت برادر حسین! یا...هو

۸ نظر:

ناشناس گفت...

عجبا

ایمان آوردم که برادر حسین بازجوی-به قول نوریزاده که استاد ساختن این عبارات است- "امنیت خانه ی ولی فقیه" آسمان و زمین و حومه به علاوه ی تاکسی رانی های اطرافش میاید و به پاتوق ما دزدکی سر میکشد.
برادر حسین این دلقک(رضی الله عنه) هم خوب میداند و هم خوب مینویسد.خلاصه اینکه کارش خیلی درست است. مثل آقا خودشیفتگی هم دارد و از روز اول من عاشق این خودشیفتگی اش بوده ام.بر عکس تو خوشتیپ و خوش قواره هم هست و من ندیده به خوشتیپی اش هم ایمان دارم! نمیدانم تو هم کیف میکنی از نوشته هایش یا نه؟ علی ای حال اگر کیف نمیکنی که به قول امام مرحوم "هچ"و امااگر کیف میکنی لااقل بیا و راست وبلاگش را بگیر و برو بالا.. به این عبارات میرسی"بدیهی است که همۀ محتویات این وبلاگ هم شامل قانون جهانی حق مؤلف است. وجزدرهنگام نقل مطالب باذکرمنبع ممنوع!".بگذار حالا که تو یا "کیف "میکنی یا متنفری از این دوست ندیده ی من دیگران هم بدانند دوست یا دشمن تو کیست!

واما دلقک
سلام
من زیاد از تو پیش داداش حسین تعریف وتمجید کردم ولی یک غری هم دارم که تا نزدم نمیروم:
داری میشوی "آمنیشنت" یا همان دانای کل ... جواب هم ندادی ندادی اما آیا گاهی فکر میکنم این همه مطالب ناب که مینویسی و ترک های دیوار ولی فقیه را آدرس درست و حسابی میدهی باعث میشود بروند و ترک ها را ولو با کچ و سیمان نه بلکه با کاهگل هم بمالند برود پی کارش!
من گمان نمیکنم اینها آنقدر داشته باشند بدهند که کسی مثل تو را استخدام کنند سوراخ و ترک نشانشان بدهد. در ثانی دلقک مثل خدا فقط یکیست و اصلا این "قبا فقط برازنده"* ی شخص شخیص متشخص! خود شماست.
نگو که همه ی این سوراخ ها را خودشان بلدند که اگر میدانستند قبل از دیدن من--که نمیبینم--و تو --که میبینی-- همه اش را گل میگرفتند.
ناکجا من الباریس! الی الطهران و الانجلیز!

* مهدی بازرگان!

بهروز گفت...

سلام دلقک ، من جوابم را در ۲ تا پست قبلی از تو نگرفتم ، شاید وقتی دیگر ... نوشته هایت گاهی اوقات رنگ و بوی رمان های فردریک فورسایت و پل اردمن را به خود می گیرد ، که البته نبوغ آنها را هم داری در ربط مسائل ظاهرا بی ربط به یکدیگر .ولی این نکات ریزی که تو دستمایه نوشته هایت می کنی ، از نظر آقایان انقدر کم اهمیت است که در لابلای هزاران پرت و پلائی که صبح تا شب از دهان مبارک آنها خارج می شود اصلآ گم است باور کن . این ها همه از یک قماشند و حرفهای هم را هم خیلی جدی نمی گیرند . اصلآ حرف وقتی نافذ است و برا که مستقیم به مخاطب گفته شود و او را در تنگنای جواب قرار دهد ، والا ازاین جور حرفها مثل نقل و نبات صبح تا شب در مملکت فراوان به گوش میخورد ولی چون مخاطبی ندارد مثل باد هوا از سر همه می گذرد . ضمنا در مورد اینکه دوست ناشناس ما باور دارد که آقایان سوراخ هایی را که تو آدرس می دهی سریع می بندند ، من چنین نظری ندارم چون آقایان اصلآ این چیزهایی را که تو میگویی به عنوان سوراخ قبول ندارند در مقایسه با سوراخ هایی که آنها به ان واقفند و ما بی خبر و بر عکس یکپارچگی را طوری برای سوراخ ها تبلیغ می کنند که کسی حتی فکر آنرا هم نمی کند و از همان جاست که همه چیز از هم گسسته خواهد شد در روز واقعه و همه سورپریز خواهند شد. مرسی

سحر گفت...

خب حالا گیرم که شما ترک نشون بدی خب بعدش چی؟خونه کلنگی که این حرفا سرش نمیشه. مثل خونه کلنگی مادر من. من دائم ترک دیوار رو نشون میدم بنا میاد ترک میگیره. فردا ظرف میشوری لوله آشپزخونه میگیره لوله باز کن میاد. پس فردا نوبت حمومه روز بعد چاه خلا میگیره. خب بالاخره داد اون پیرزنه 90 ساله ام در می آد دیگه!

Dalghak.Irani گفت...

بهروز سلام.
راجع به بحث توده ها اگر منظورت است که من هم آنجا گفتم و هم روال وبلاگ است که در یک نقطه ای چه قانع و ناقانع دیالوگ قطع شود. تا شاید وقتی دیگر!
اما در مورد نظرت راجع به این پست و کل سبک نوشته های سیاسی من در پیدا کردن سفید نوشته ها و بزرگنمایی آن ها و آیا برای حاکمیت تحجر مذهبی مهم است یانه! باید بگویم آری و نه. نه همان است که شما هم گفته ای و اکثریت بزرگی از مخالفان هم چنین می اندیشند و این قبیل مسائل را مهم که نمی دانند حتی گاهی جنگ زرگری خودشان در داخل رژیم برای سرگرم کردن مخالفان یا دادن ادرس های عوضی یا فریب دادن توده های ناراضی به این که گویا دارد اتفاقی می افتد و راه انداختن نمایش حضور مردم و... می دانند.
و آری به این خاطر که همۀ تجزیه ای که از ابتدای انقلاب در این قوم ظالمین بوجود آمده سرمنشاء و نقطه شروعش همین موارد بی اهمیتی بوده است که من تازه ترین ها و سریعترین هایش را معرفی می کنم. ضمن اینکه الان در حال تجزیۀ نهایی هستند و بعد از شکل گیری و تثبیت بزودی این آخرین گسست بین ولایت فقه و ولایت فقیه دیگر حاکمیت است که اتمیزه شده و پادشاه خامنه ای لخت خواهد بود. بحث دراز دامن است و چون خیلی زیاد نوشته ام این روزها در ایمان داشتنم به "زد و خورد در درون. و کامیابی در برون" دیگر کش نمی دهم. خب من و تو خیلی از نزدیک توی حس هم می رویم منتها حس تو کمی بیشتر از حس من سرخوش است و بی خیال. وحس من کمی بیشتر از حس تو رنجور است و با خیال! یا...هو

بهروز گفت...

خوب در اینکه من آدم سرخوشی هستم و احیانا بی خیال ، این را قبول دارم . میدانی چرا ؟ چون خسته شده ام از اینکه به نام زندگی ۵۰ و اندی سال عمرازخدا گرفتم و به علت روحیه فرصت طلبی که نداشتم و ندارم ، به نام زندگی فقط نفس کشیدم در میان جامعه ای سرگردان که به هیچ چیز جز خودش و منافع در دسترسش فکر نمی کند و حتی حاضر نیست چراغ قرمز سر یک چهار راه را رعایت کند اگر لولویی - حتی اگر شده یک پلیس وظیفه - در محل حضور نداشته باشد. مرسی

علی 39 گفت...

دلقک عزیز با سلام
لطفا در مورد این موارد تحلیل روشنگرانه ارائه نمایید
1-بحث دانشجو بودن خامنه ای در شوروی
2-شایعه دیدار مجتبی خامنه ای با موسوی
3-امضا حکم دانشگاه آزاد توسط وزیر و امتنا از امضا رییس انقلاب فرهنگی (رییس جمهور)
4-ساندیس خور نامیدن اوباش خامنه ای توسط علی مطهری و آیا او بدنبال رییس مجلس شدن میباشد؟

Dalghak.Irani گفت...

بهروزجان من هم فرمایش شما را و هم نحوۀ نگرشتان "بزیستن حق ماست و تجدید پذیر نیست" را خیلی زیاد می پسندم. امیدوارم که بزودی فاصلۀ نه چندان عمیق بین روحی خودم با شما را صعود کنم. یا...هو

Dalghak.Irani گفت...

علی 39 عزیز.
نظرم در مورد سؤالات شما بند اول منفی است و کاملاً دروغ. بند دوم 99 درصد دروغ و ساختۀ جرسیان است که خیلی کارنامۀ خوبی هم ندارند در ساختن اخبار کاذب. و بیشتر برای هیجان ایجاد کردن برای ریزش های رسانه ایست و البته عملی حطرناک و غیر مفید و غیرمسئولانه و غیر حرفه ایست.
3- در مورد حکم دانشگاه ازاد نظرم این است که احمدی نژاد خودش هم با دانشجوها میانه اش بهم خورده از وقتی که آنان بکلی از خامنه ای دستور می گیرند و عدم تمایل او هم بود که حکم دانشجو را تا امروز هم عقب انداخت در عبور از هاشمی توسط انقلاب فرهنگی. و این هم یک شاخۀ دیکگری است از تکه تکه شدن حاکمیت و خوب.
4- در مورد مطهری و بریدن از حکومت خامنه ای در پست مستقلی خواهم نوشت بزودی. یا...هو

ببخشید در مورد 1و2 توضیح ندادم. وقت و اهمیتی ندیدم.