ه‍.ش. ۱۳۹۰ بهمن ۱۰, دوشنبه

خامنه ای در توهّم امام حسین؛ ایران لوکیشن "صحرای کربلا". خطر! (آژانس در تهران)

Wanderer above the Sea of Fog


1- بازرسان سازمان بین المللی انرژی هسته ای در ایران هستند. وزیر خارجۀ جمهوری اسلامی اینقدر مشتاق به نتیجه رسیدن نتایج این بازرسی جدید با حضور کارشناسان تسلیحاتی و نظامی در آن برای اولین بار است که خودش فتوای تمدید مأموریت بازرسان را اعلام و التماس کرده است. از سوی دیگر در و دیوار همۀ رسانه های انواع و معتبر جهان پر است از تحلیل و تفسیر و گمانه زنی و چه می شود. شما هم بطریق اولی علاقمند بدانستن بیشتر در این زمینه هستید. خوانندۀ. محترمی با نقل قول از نیویورک تایمز هم از من راجع به نظرم و چگونگی پرسیده. و من با اینکه بسیار نوشته ام راجع به مشکلات غرب با جمهوری اسلامی که آخرین آن در همین چند پست جلوتر بوده با نگاهی عمیق به استراتژی امریکا و غرب در مورد خاورمیانه که شاکلۀ آن "تضمین طولانی مدت امنیت انرژی خاورمیانه بسوی غرب" بوده است. اما از جهت اهمیت موضوع و احترام به پرسش این خوانندۀ علاقه مند؛ نظرم را از زاویه ای و ادبیاتی جدید توضیح می دهم.

2- اگر در ایران انقلاب نشده بود باحتمال قریب به یقین شاه ایران در دهۀ 60 شمسی اولین بمب اتمی ایران را آزمایش می کرد و سالها قبل از هند و پاکستان بقدرت اتمی تبدیل می شد، و غرب هم می پذیرفت، و حتی با او همکاری می کرد. مثل هند و پاکستان. از این گزاره می خواهم نتیجه بگیرید که عمق اختلاف غرب با ایران ارتباطی با موضوع هسته ای ندارد. و اصلاً از جنس اختلاف "سیاست محض" نیست. بلکه بنیان مخالفت امریکا و غرب با ایران موضوعی از جنس فلسفه با گرایش تمام بسمت "فلسفۀ سیاسی" است. و بتعبیر آشناتر؛ اختلافی ایدئولوژیک است. بعنوان مثال اگر امروز خامنه ای راضی شود و رسماً اعلام و عمل کند که غنی سازی اورانیوم را در هر غلظتی هم متوقف می کند؛ تنها مشکلی که حل می شود خطر حملۀ نظامی به ایران را دور می کند و نه اینکه بتواند مشکل خامنه ای با غرب را حل کند.

3- پس این بازدید ها برای چیست؟ این بازدید ها از نظر غرب فقط این مصرف را دارد که آیا خامنه ای به خط قرمز غرب چقدر نزدیک یا دور است. یعنی چه؟ یعنی اینکه اگر جمهوری اسلامی در آستانۀ عنقریب تولید سلاح هسته ای تشخیص داده شود باید اوباما و رهبران غرب بی درنگ از کاخ هایشان به اتاق جنگ بروند و دکمۀ فرمان حمله به ایران را فشار بدهند. اما اگر استنتاج کارشناسان بازدید کننده این باشد که ایران با ساخت بمب اتم فاصله دارد و یا فعلاً قصدی هم برای ساختن بمب ندارد؛ غرب در همان کاخ های سیاسی شان می مانند و اجازه می دهند که خامنه ای به تخریب ایران ادامه بدهد و هر بلایی خواست برسر ملت ایران بیاورد تا روزی که تاریخ مصرفش تمام شود و ملت ایران آزاد بشوند یا نشوند.

4- فقط در یک صورت است که موضوع ایران از روی میز سیاست اضطراری غرب کنار رفته و تبدیل به موضوعی عادی مثل همۀ کشورهای دیگر می شود. و حتی می تواند بمب اتم درست کند و غرب هم مته بخشخاش نگذارد مثل هند و پاکستان. و در آیندۀ نزدیک یحتمل برزیل و.... و آن وضعیت مثالی زمانی است که در ایران انقلاب و هرج و مرج و بی ثباتی سیاسی بپایان برسد و حکومت ایران بشود یک حکومت مسئول و قابل حساب و پیش بینی پذیر مثل همۀ اکثریت قریب به اتفاق کشور های جهان. علامت مشخصۀ اصلی تشکیل حکومت در ایران کدامست؟ آن علامت عبارت از داشتن روابط سیاسی معقول و عرفی با غرب و با اولویت امریکا. بعبارت دیگر تا ایران با هر حاکمی هم با امریکا رایطۀ کامل سیاسی برقرار نکند نشانۀ مشخصی - و البته از نظر و تحلیل من درست است - از غیر متعارف بودن وضعیت سیاسی در ایران است.

5- این واژۀ "راستی آزمایی" که زیاد شنیده و دیده اید دو وجه متفاوت دارد. راستی آزمایی تشکیل حکومت و پایان وضع بی ثبات سیاسی در ایران نیازی به بازدید میدانی و کار سیاسی و مذاکره و مباحثه ندارد و قابل رصد و فهمیدن از هر بعد فاصله ای هم است. کافی است خامنه ای بگوید حکومت تشکیل می دهیم که لازمه اش صدور فرمان عفو عمومی بلافاصله و انحلال همۀ سازمان ها و ادارات انقلابی با اولویت دادگاه های انقلاب و ... تا برسد به انتخابات سالم تر - نه لزوماً دموکراتیک تر - و ... تا دنیا بی درنگ پالس تشکیل حکومت در ایران را بگیرد و نفسی براحتی بکشد و روابط ایران وغرب بحالت معمول همه جا برسد. اما راستی آزمایی "جنگ و حمله را چه وقت شروع کنیم" همین راستی آزمایی است که مأمورین آژانس اتمی دنبالش هستند. گزارش آنان فقط تاریخ حمله به ایران را عقب جلو می کند و نه اینکه ایران را بچرخۀ حکومت هایی که غرب برسمیت بشناسد برگرداند. البته که این موضوع را از همه بهتر خامنه ای می داند و با آگاهی تمام و کمال در حال هدایت ایران بسوی نابودی است. چون او نجات اسلام را در نابودی ایران هم یک پیروزی می داند و انتظار دارد شکستش از امریکا مثل شکست امام حسین در کربلا بتواند قرن ها بعد از این تاریخ نقل دسته های سینه زنی شود. با تعویض صحرای کربلا به صحرای ایران و نام حسین به سید علی. یا...هو

۱۰ نظر:

ازاد گفت...

تمام حدس و گمانها و چه کنم ها پس از اعلام سود سپرده ۲۱ درصدی به پایان رسید و تقریبا همه فهمیدند که دولت قادربه کنترل نرخ ارز و طلا نیست. دلار و طلا دوباره زبانه کشیدند تا یکبار دیگر بفهمیم ریال ایران بی ارزش است و دراین اقتصاد ویران راهی جز تبدیل آن به کالاهای سرمایه گذاری وجود ندارد.بنابر این نزدیک شدن دلار به ۲۰۰۰ تومان و احتمالا سکه به یک میلیون تومان اصلا تعجب آور نخواهد بود. سو تفاهم تمام شد. سلام بر دلار عنقریب ۲۰۰۰ تومانی!

ناشناس گفت...

سلام. باخط اخرموافق نیستم .ایشان نمیخواهد کربلا بسازد .همه تعریف مردم را میکنند .بخدا حالم ازاین مردم بهم میخورد هنوز هیچی نشده برنج انبار میکردند.اون یکی نگاه النگو دستش میکنه وکیف میکنه ؟وخلاصه...خودت بهتر میدانی .اما درباره این پستت بیش از هزاربارگفتم رحمت برپدر ومادرت .رحمت برجدوابادت .اقاجان کل مشکل را دریه مقاله کوجولو گفتی .اونوقت بعضیها منتظرند امریکا کشور وملت رابکوبدودمکراسی بیاد. اقای ایرانی وقتی بیاد رجوی وبنی صدر می افتم میگم همین الانبرم بسیج ثبت نام کنم .
خیال بدنکنی عاشق ویکتورهوگو تولستوی داستایفسکی رومنرولان ومارکزو....این قبیله ام .میدانم قاطی پاطی نوشتم ولی چه کنم دلم پراست باورکن این حکومت ازسراین ملت زیاد است .شیرمادرحلالت هی اینومیگم ..

Dalghak.Irani گفت...

روزی که بهرام گور می گرفت / ببین زمانه را که گور بهرام گرفت. سلام ناشناس. خیلی عجیب نیست که اولین کامنت مرتبط در این پست که تیترش با "نوستالوژی"شروع شده است" یک کامنت نوستالوژیک باشد برای من.
یادش یخیر روزی را که تازه سیرک را راه انداخته بودم و اینقدر آلودۀ سیاست نشده بودم. کلاس هایمان بیشتر حول و حوش انسان شناسی برگذار می شد. و خوانندۀ کامنت گذاری داشتم بنام "کیمیا".
ادبیات کامنت شما مرا سخت یاد دست خط کیمیا انداخت و از آنجا یاد خودم که این دلقک سیرک چه احاطۀ وحشتناکی بمن پیدا کرده که از دستش خلاصی ندارم و هرچه بیشتر می خواهم از دست خودم رها بشوم بیشتر در شخصیت دلقک فرو می روم. راستی با کیمیا هنگامی قطع رابطۀ کامنتی پیدا کردم که او در حال مطالعۀ "باد بادک باز" خالد حسینی بود. نمی دانم اینک شما چه رمانی در دست مطالعه داری. که من جانم بلبم رسیده از بس که از ادبیات بری شده ام و روحم هر روز یک لایۀ زشت و کلفتی از پلشتی سیاست بخود گرفته است و می گیرد. لطفاً مرا دعا کنید!

و اما پاسخ عصبانیتت از دست مردم:

انبوهی از نزدیک به همۀ مردم در تعقیب حسشان زندگی می کنند در همه جا. چون مرتب به عقل رجوع کردن و حساب سود و زیان کردن و فردا فردا کردن فقط زندگی سوز است تا لذت بخش. و فلسفۀ زیست جز بر لذت جویی بنا نشده است. بنابراین کاری که اکثریت مردم یک جامعه می کنند حتماً بهترین کاری است که در آن جامعۀ هدف می توان انجام داد. آن هم با جامعۀ بی ثباتی مثل ایران که همینجوری هم یک "حس عدم امنیت روانی" لعنتی را در پس کلۀ (ناخودآگاه) توده نهادینه کرده است سی و سه سال است. ان حرکت مورد انتظار تو و دوستان جوانم در شبکه های اجتماعی مجازی را هم که بارها توضیح داده ام. که حرکتی غیرقابل توضیح است و هیچ علمی تاکنون نتوانسته کشف کند که حرکت های اجتماعی منجر به جنبش و کنش اجتماعی مؤثر در کجا و تحت مجتمع شدن کدام عوامل اتفاق می افتد و نشانه هایش چیست. آنچه که در این باره مستند است فقط مربوط به اتفاق بعد از اتفاق افتادن است. یعنی وقتی در جایی جنبش و انقلاب و ... اتفاق افتاد است که؛ همۀ فیلسوفان و جامعه شناسان و روانشناسان و روشنفکران و ... بره کشان راه می اندازند و شروع می کنند متر و معیار و علت و دلیل گذاشتن بر روی حادثۀ پیش امده. لذا خیالت تخت باشد که نه بی تفاوتی مردم نشانه ای از "هیچ خبری نیست" است و نه جنب و جوش و بحث و فحص روزمره و جدی بین مردم نشانه ای از "پس یک خبری هست". و برو مثل همۀ مردم عادی - نه مثل دلقک غیرعادی - از لحظه های زندگی در شرایط ممکن لذت استحصال کن و بریز توی کاسۀ بلورین "زندگی زیباست" و برای خودت و خانواده و عزیزانت سرو کن. این بود اولین درس کلاس اول سیرک دلقک ایرانی. یا...هو

تبریزی گفت...

سلام دلقک جان
من میدانم که شما به فوتبال سیاسی علاقه دارید ولی حتما موقعی که بچه هاتان درس نمی خواندند میگفتید اگر برید دنبال توپ بیچاه میشید وبدبخت اما دیروز در شهر ما صحرای کربلا را به همه نشان دادند وما گفتیم که از ماست که برماست داور ترکی تماشگر ترکی همه ترک ولی نمادتبریز (تراکتور )به اعدام محکوم شد در ست است که حتی 90هم به نفع تراختور رای داد ولی در40سال گذشته بعد ازقیام مردم تبریز بدترین روز را دیروز سپری کردندودم بر نیاوردن.واقعا مرگ بر شاه که این کارخانه تراکتور سازی را به جای قم در تبریز ساخت.دیگر دنبال ارز ریال هم نیستم .

بهروز گفت...

سلام بر دلقک ، این دوست ناشناس ما که دل خیلی پری هم داشت از دست مردم ، پر بیراه نمی گفت . دلقک من فکر می کنم که فرهنگ پیش نیاز سیاست است ، اگر اولی نباشد ،دومی یا شکل نمی گیرد یا اینکه به بیراهه ای میرود که ما رفتیم . به نظرم کمی تا قسمتی بیشتر روی مسائل فرهنگی و اجتماعی اهالی وبلاگت هم کار کن چون در رمز گشایی اینجور مسائل ید طولانی تری داری اگر بخواهی . توی مسائل سیاسی خیلی نمی توان پیش رفت چون اگر قاعده ای هم داشته باشد از حوصله کسانی که از اول درگیرش نبوده اند خارج است مثل من و شاید خیلی های دیگر ، ولی با اسلحه فرهنگ زودتر همه تجهیز می شویم که هم موثرتر است و هم در حوصله ماست . یک نگاهی که به این جماعت خارجی ها می اندازی اگر خوب با آنها بوربخوری و یکی شوی می بینی که از آب هم ساده تر هستند خیلی از آنها در مسائل سیاسی .در آنها فقط فرهنگ نوع برخورد با حاکمان است که سیاست را نمی گذارد که به بیراهه برود یا کمتر برود . یک چیزی در آنها هست که با ما فرق دارد، کسی که خارج از ایران زندگی کرده حتما آنرا حس کرده است ، در چیزی که بهشان مربوط نیست مداخله نمی کنند واز چیزی که به آنها مربوط است نمی گذرند ، یعنی ۱۸۰ درجه بر عکس اکثرما ملت .آدم منفعل ایرانی با سیاست تحریک نمی شود یا باید روی فرهنگ او کار دراز مدت بشود تا نتیجه بدهد یا اینکه جو گیر شود مثل بیرون کردن شاه که تو خوب به یاد داری و من هم همچنین . دعا کن مردم جو گیر شوند که از همه سهل الوصول تراست . شاید بعدش من و تو هم بتوانیم ی قهوه ای با هم بنوشیم کنار سن و دختران پاریسی را ورانداز کنیم که زمانی که باید اینکار را می کردیم همه ما دنبال نخود سیاه بودیم و حالا تازه کمی پی به قضایا برده یم .ضمنا دلقک این کامنت های مرا اگر میبینی طولانی است یا بی ربط به موضوع است صاحب اختیار هستی که منعکس نکنی فقط از جوابی برایم دریغ نکن لطفا . مرسی

تبریزی گفت...

سلام دوباره
واقعا صحرای محشر شده از یک طرف خانه سینما را میبندند وجوایز آقای فرهادی دیگر جای برای خود نمای در کشور پیدا نخواهد کرد از یک طرف یکی که ازغافله عقب مانده لخت میشود خانم معتمد آریا هم که میرود جایزه فرانسوی بگیرد اول توسط مجری حیز !برنامه بوسیده میشود ولی احسند به خانوم آریا که مانند سیمین حجاب اسلامی خود را همراه برده بود اما!!آخر الزمان شده ولی شما هنوز میخواهید از وسایل ابتدای چون دروغ سنج (راستی آزمای )استفاده کنید ما تا در انبارمان باروت .ببخشید نان داشته باشیم به هیچ راستی آزمایی سر خم نخواهیم کرد .پس به مصداق مثل قدیمی "خدایا نان این مردم فوتبال نفهم را از دستشان بگیر "تا به همه بله بگویند

سحر گفت...

دلقک نازنین
مثل اینکه بلبشویی ما جماعت ایرانی همه جا سرایت میکند از جمله در کامنتدونی شما در این روزها.من هم هر چند استعداد جو گیر شدنم را که استعدادی ذاتی و زنتیکی ایرانیست انکار نمیکنم و سعی میکنم آن را کنترل کنم با اینحال آمدم کامنتی بگذارم و اینجا را بیشتر بلبشو کنم. هر چند حرفم برای تائید و تاکید برآن نکته فرهنگی است که ناشناس عزیز وبهروز به آن اشاره داشتند ونگرانیم برای اوضاع ایران نه تنش ها و تغییرات سیاسی که بیشتر برای جنبه اجتماعی وفرهنگی آن است .تازه با تصور به تغییرات احتمالی این حکومت.
من خودم سالیان درازی است که خارج از کشور یعنی در اروپا هستم باسفر های سالیانه مرتب و بدون وقفه به ایران. تغییرات ایران را هر ساله به چشم میبینیم وتجربه میکنم . تغییراتی که متاسفانه نه فقط از نظر سیاسی و اقتصادی یک عقب گرد چند صد ساله بوده که از نظر من از جنبه فرهنگی بسیار بسیار فجیع تر و اسفناک تر بوده. و هر بار در گفتگو با دوستان منورالفکر که سهمی در این ابتذال فرهنگی دارند به گفتگو مینشینم همان جواب کلیشه" دگردیسی" فرهنگی یا گذر فرهنگی را واستدلالشان را در این محور میشنوم.
دیشب با یکی از دوستان بسیار نازنین که مثل من مهاجر و ساکن تورنتو است مکالمه بسیار طولانی تلفنی داشتیم.
خسته بود و کلافه از دست مهاجران دو سال اخیر ایرانی به تورنتو. که شامل : دلالان، دله دزدهای دولتی، قاچاقچیان، ماموران و سرمایه گذاران عادی دولتی و چاکران قدیمی باند های طرد شده دولتی هستند. دوستم میگفت دقیقا دقیقا این جماعت تمام داستانهای تهران را از دلال بازی اینجا پیاده کرده اند. در محله های بالای شهر تورنتو دقیقا همان برجهای سر به فلک کشیده تهران را میبینی که متعلق به یک دلال سرمایه دار ایرانی است . اگر در یک کافه بنشینی صدای زنگ موبایل این جماعت قطع نمیشود و همهمه صداهای فارسی زبان که دارند خانه خرید و فروش میکنند دیوانه کننده است. آنهم پیش فروش یا پیش خرید! و دوستم میگفت باور نمیکنی بعضی اوقات سه خانه در جا پیش خرید میشود!توسط یکنفر.خلاصه گریه دوستم در آمده بود وبطور جدی در فکر اسباب کشی به شهر دیگری بود.
ببخشید کامنت طولانی شد اما دلم خواست به عنوان خواننده ثابت وبلاگ شما که خارج نشین (22سال) است و در عین حال مرتب در ایران بوده یعنی دائما با چشم مقایسه از هر جهت آن جامعه را دید زده بگویم: بدبختی عمیق تر ما مسئله فرهنگی است وتا با دید انتقادی نگاه نکنیم هیچ چیز درست نمیشود.

Dalghak.Irani گفت...

سلام به سیرک گردانان عزیز. خوش آمدید. کار دارم می روم بیرون. برگشتم می خوابم کمی. عصر لندن با هم حرف می زنیم و البته من مدافع بی فرهنگی مردم هستم و نگران سیاست شدت شان هستم. و نه ازماست که برماست. یا...هو

nik گفت...

یه خرده نفرین پیرزنی کنم: خدا انشاله نسل همشونو از رو زمین ور بپرونه، از توکلی خائن بی‌ شرم که طرح تثبیت قیمت‌ها رو فقط محض حال گیری و زمین زدن خاتمی از خودش در کرد تا بقیه اصول گرایان از دم گشت, و اصلاح طلبای لالمونی گرفته و عافیت طلب در هر زمان و اپوزیسیون خنگ و بی‌ مسئولیت و فعال حقوق بشر از نوع نامربوط و خودگنده کن و تو چشم و چار کن (اول اسمش شیرین عبادی است!)

چه طرفدارای احمدی‌نژاد هم سر افتاده‌اند تو فضای مجازی، کامنت‌های ژنریک و دستوری بخشنامه‌ای است که به بلاگ‌ها میپاشند. پنداری واقعا ترس ورشون داشته که طرف کارش تمومه. محمود جون پاهای آقا رو محکم بچسب با هم پرت شید پایین، آورین آورین.

ناشناس گفت...

نماز جمعه این هفته تهران را علی خامنه‌ای اقامه می‌کند
سایت «نسیم آنلاین» از اقامه نماز جمعه اين هفته تهران به امامت علی خامنه‌ای٬ رهبر جمهوری اسلامی خبر داد.

حضور آقای خامنه‌ای در نماز جمعه این هفته تهران تصمیمی معنادار و کم‌سابقه بوده و نشانه اهمیت محتوای سخنرانی وی در خطبه‌های این هفته نماز جمعه است
حمایت خامنه‌ای از هر گونه اصلاحات در سوریه
علی خامنه‌ای٬ رهبر جمهوری اسلامی پس از مدت‌ها سکوت تائید آمیز در برابر سرکوب مردم سوریه٬ سرانجام از «از هرگونه اصلاحات به نفع مردم این کشور» حمایت کرد