۱۳۸۹ آذر ۱۶, سه‌شنبه

در آرزوی دنیایی بایک زبان در یک جهان!

File:Matisse518.jpg

Still Life with Geraniums



1- من بارها و به بهانه ها و مناسبت های مختلف گفته ام که فلسفۀ زیست انسان مورد علاقه و هدف و شناخت من فلسفۀ "لذت بنیاد" برای انسان خودخواه است. بعبارت دیگر من معتقدم که انسان ها بدون حتی یک استثناء خودخواه هستند. و چه خوب. زیرا که این خود خواهی انسان که در قالب بیشتر لذت جویی او ریخته می شود باعث همۀ دست آوردهای بشر شده و بقاء و زیست برروی کرۀ زمین را اولاً ممکن و ثانیاً دلپذیر و تداوم داده و ساخته است.


2- چه باورمند به داستان عهدجدید و داروینیسم باشیم در مورد خلقت انسان؛ و چه معتقد به گزارش عهدعتیق باشیم در بارۀ همین انسان؛ شکی نمی ماند که انسان در ابتدای تاریخ خلقت خویش، یا مثل سلف خود حیوان (در اینجا میمون) بوده است غریزی و لذتجو؛ و یا بسان حضرت آدم (ع) بروایت قرآن درپی خود خواهی و لذت جویی بوده است که از بهشت رانده شده است توسط خداوند.


3- آنچه که بدیهی است این است که لذت کبیر و ابتدایی همان لذت تناسل و سکس و راز بقاء بوده است که لذتی مادی است - مثل آب و دانه - که نتایج لذت معنوی (حب فرزند) را هم بدنبال دارد. البته که بشر بدنبال رشد عقلی رو بجلو خود در طول تاریخ توانسته علاوه بر ارتقاء کمی و کیفی لذت سکس؛ انواع و اقسام لذت های مادی و معنوی دیگری را هم کشف یا اختراع کند تا امروزه ما با طیفی از لذت های متنوع مادی و انسانی و خدایی و معنوی و شیطانی و عرفانی و انتزاعی و انضمامی و بازی و سرگرمی و دیگر دوستی و نوع پروری و یاریگری و ... رویارو و از آن ها برخوردار باشیم. ولی - این ولی خیلی مهم است - هیچکدام از این لذت خواهی های انسان و در نهایت جز برای ارضای خودخواهی و لذت جویی خود شخص نیست. و بحث در دقایقش مجال این نوشته و این وبلاگ نیست.


4- و البته بدنبال این لذت جویی حداکثری و با توجه به تعداد انسان های زنده و خواهان لذت در همیشۀ تاریخ مقدار لذت کم و منابع لذت محدود بوده اند. بعبارت دقیق تر هرچقدر عقل انسان توسعه پیداکرده و به پیروی از آن انسان قادرشده است هم منابع تولید لذت و هم انواع لذت ها را توسعه داده و متنوع کند؛ جمعیت خواهندگان و جویندگان لذت (کل انسان های روی زمین) نیز افزایش یافته اند و مانع از برقراری تعادل بین تولید و مصرف لذت شده اند. تا در فاز بعدی تعادل در بازار کالای لذت،  سبب ساز عدالت عام شده و چالش و رقابت از بین برود! و زندگی انسان در دنیا بپایان برسد!


5- همۀ این مقدمه را گفتم تا به این نکته برسم که هرچقدر انسان بتواند موانع ازدیاد منابع لذت را از میان بردارد و به کشف و اختراع منابع لذت جدید کمک برساند، بیشتر به نیک بختی نوع خودش کمک خواهد شد. و شک ندارم که بزرگترین مانع نوع انسان در رسیدن به این هدف "پیش برندۀ زیست" شعبه شعبه بودن جوامع انسانی تحت عنوان کلی "تنوع فرهنگ" است. و کاش می شد این عنصرباعث بالندگی جوامع عقب مانده نبود تا انسان رقابت های لاجرم اش را مختص می کرد به حوزه های تولید منابع لذت جدید و استحصال بیشتر لذت از منابع قبلی.


6- برخی از اعداد این تنوع فرهنگی که منشاء و مسبب جغرافیای طبیعی دارند مثل تنوع رنگ و نژاد و علایم ظاهری قابل جلوگیری و پرهیز نبوده و قابل رفع بعدی هم نخواهند بود؛ ولی برخی دیگر از این عناصر تشکیل دهندۀ تنوع فرهنگی مثل زبان و الفباء و خط اگر هم در ابتدای پیدایش و اختراع تنوعی لاجرم داشته است - بخاطر نا پیوستگی جمعیت ها و قوم و قبیله ها - ولی می توانست و می تواند در طول پیشروی بشر بسمت جلو به یگانگی و وحدت و تک زبانی و تک خطی برسد.


7- و شما تصور کنید دنیایی را که همۀ انسانها به یک خط و الفباء و زبان سخن بگویند و اکتشاف و اختراع بکنند می تواند چه دنیای دلپذیری باشد از جهت زیستن و استفاده از همۀ دست آورد های بشری. زیرا که علاوه برچالش ها و خصومت ها و قهرها و جدایی ها و جنگ های مولود نداشتن زبان مشترک؛ چه انرژی بیهوده ای از انسان ها تلف می شود برای یادگیری و ترجمه و استفاده از زبان های همدیگر. و برای مثال قریب به ذهن؛ اگرمثلاً همۀ دنیا به زبان غالب امروز- انگلیسی - می نوشتند و می خواندند و حرف می زدند چه منابع بزرگی از هزینه های مالی و وقتی و ... صرفه جویی می شد برای مصارف دیگر!


8- ابتدا فکر کردم که دعوت "سعید" از من برای پیوستن به نهضت جدایی خواهان آذربایجان[سعیدنازنین آمد و توضیح داد که منظورش جدایی خواهی نبوده و بی اعتنایی ها و بی قانون های حکومت ناراختش می کند. مرسی به سعید و عذرخواهی من] را باطنز و مطایبه و خاطره از کودکیم بدهم. بعد فکرم عوض شد و گفتم با قول یک پاسخ شوخ هم به "سعید" این پست را با ادبیات جدی بنویسم تا اگر دوست دارانی داشت استفاده شود. فقط این را به سعید بگویم که من برای پذیرش دعوت شما و علاوه بر مشکل ذهنی چهارمشکل عینی هم دارم.اول یک دلقکم و هویت ندارم. دوم یک آواره ام و فعلاً وطن ندارم. سوم پیرم و قدرت جنگیدن ندارم و چهارم ترکی زبان مادری من است ولی زبان اولم نیست. 
*********************
و این هم تصویر کامنت سعید:
سعید گفت...
سایین دلقک جنابلاری بیر نئچه واختدیر کی ویلاگینیزی ایزله ییرم.چوخ گوجلو و دیرلی قلمینیز وار و بئله گوستریر چودا مطالعه لی و سواد لی سیز.آما سیزدن بیر سوالیم وار: ندن سیزین کیمی بیر شخص اوز آسیمیله اولموش فرهنگ،دیل،ادبیات، و عنعنه لرینه تفاوت سیزدیر؟سیز کی اولارین کوروش لارینا دئییرسیز"کوروش کبیرما" ندن اوز اونودولموش وارلیغینیزدان دانیشمیرسیز؟

۱۲ نظر:

Tea گفت...

دیگه وقتی دلقک جدی صحبت میکنه ما هم باید جدی باشیم. رابرت فرانک؛ زیست شناس و اقتصاد دان چنین میگوید: هویج آدام اسمیت و چماق داروین در توسعه شخصیت انسان امروز اثر خود را بخشیده است هرچند که در بسیاری از کشورهای غربی این جنبه به فراموشی سپرده شده است. او توجه به گوهر خودخواهی بهنجار را باعث رشد و توسعه شخصیت انسانی میداند. نوع دوستی و هنر نیک نفسی بهایی است که باید برای برخورداری از خودخواهی بهنجار و بانتیجه لذت جویی پرداخت کرد.
دلقک عزیز متشکر از این پست بسیار مفید که با حاصل یک عمر تلاش رابرت فرانک برابری میکنه. شما هم یوقتا از خودت خیلی تعریف میکنی که آدم میگه عجب دلقک پرمدعای هستی و بعضی وقتها هم با یه همچین نظراتی در پست اخیر ثابت میکنی خیلی هم بیراه نمیگی. یک صحبت هم با سعید عزیز: من هم بعنوان یک آذربایجانی به خودم حق میدم که نظرم رو بگم. این خیلی خوب که آدم به بزرگان تاریخ ساز فرهنگ خودش احترام بگذاره و ازشون یادی بکنه نبرای اینکه بخواد دیگر بزرگان یا فرهنگهای دیگرو نفی بکنه.
Tea

خ.آ گفت...

لطفاٌ كامنت آقا سعيد رابراي ماها كه تركي بيلميريم ترجمه بفرمائيد . واقعاٌ آذربايجاني ها دوست دارند مستقل از ايران شوند؟

Dalghak.Irani گفت...

Teaسلام
خیلی متشکرم که پشتیبانی می کنی وارجاء اکادمیک هم برای پست های من معرفی می کنی. انشاءالله پاداش خیر ببینی. درضمن من خیلی وقت است که ازخودم تعریف نکرده ام والا اگربنا به گفتن واقعیت بود باید همۀ خوانندگان وبلاگم اعتراف می کردند که ویکی لیکس حداقل درمورد روابط اعراب با ایران یا کمک های عربستان به همۀ تندروان مذهبی درسراسردنیا را از وبلگ دلقک ایرانی تقلب کرده است چون من بارها وبارها از مشکلات هویتی وبنیادی اعراب وایران صراحتاً نوشته وگفته ام. لذا شما هم همان اتهامات آن خانم جوان که دخترسه ساله داشتند ومرا متهم به خودخواهی کردند والان هم مدتی است پیدایشان نیست به خودخواهی ناهنجار متهم نکن. وخودخواهی بهنجارهم که خودت می گویی مورد تأیید علما! است. ممنون که این پشت هستی وجدی وشوخی بهمدیگر لذت مشارکت دردانسته ها وافکارمان را می دهیم. یا...هو

Dalghak.Irani گفت...

وسلام وارادت به خانم آشنا
عرض می کنم خدمت حضرت عالی که آقا سعید پس از سلام وادب نوازشگرانه وتعریف از قلم ودانش من فرموده اند که چرا مثلاً ازکورش فارس ها با تعبیر "کورش کبیرما" یادکرده ام درحالیکه ترکهای آذربایجان خودشان مفاخر قابل بالیدن بسیار دارند وباقی ماجرا. ایشان ازمن دعوت به شورش برعلیه فارس ها نکرده اند بلکه من از لحن وتعصب ایشان چنین دستگیرم شد که باید جزو گروه ودسته وسلول های استقلال طلب جدایی خواه باشند. درمورد اینکه آذربایجانی ها بخواهند ازایران جدا بشوند یانه کسی نمی تواندپاسخ دقیقی بدهد. زیرا که معمولاً توده های مردم همیشه بادست برنده بازی می کنندوهرطرفی که زورش بدیگری بچربد با تیزحسی می گیرند وبنفع او یاعمل می کنند یا بی طرف می مانند. عین ماجرای جنبش سبز پارسال که بدلیل قاطعیت وبی رحمی رژیم درسرکوب تظاهرات توده مردم یا رفتند بسوی رژیم ویا بی طرف ماندند. البته شانس سلول های بسیار کوچک فعلی که احتمالاً سعید هم یک سمپات آنهاست بسیار کم است چرا که حتی درصورت دادن آزادی انتخاب به ترکها برای ماندن با ایران یا جدا شدن، ترکها ماندن با ایران را ترجیح خواهند داد. به این دلیل بدیهی که شکاف های تعریف شده بین حکومت ها واقوام درایران بیشتر براساس دین ومذهب است تا قوم وزبان. لذا ترک ها مشکلی ندارند که بخواهند برای بدست آوردن آن امتیاز ازایران جدا بشوند.ضمن اینکه آذربایجان مستقل فعلی هم رشکی نمی تواند برانگیزد درمقابل ایران خوب مدیریت شده. البته با وجود این قوم مرگ سالار درحکومت به ایران همه می خواهند یک جوری دربروند باید منتظر اعلام موجودیت فارس های جدایی خواه هم باشیم! مرسی که خانمی باتعریف هایت خودخواهی ام را ارضا می کنی تا روحیه پیدا کنم. یا...هو

سعید گفت...

استاد عزیز
(فارسی مینویسم که خوانندگان فارس زبان وبلاگتان دچار سوئ تفاهم نشوند)
1-دقیقا منظورم همین بود که چرا از کورش آنها به عنوان کورش کبیر ما یاد میکنید در مقابل یاد نکردن آنها از بابک کبیر ما(یاد نکردن که هیچ حتی در روز تولدش قلعه بابک را به وضعیت صددرصد نظامی در میاورند وورود پرنده را به آنجا ممنوع میکنند وبالاتر از آن یاد کردن وی جرم است
2-دلقک عزیز چه فرقی بین شما و اینها در چسباندن انگ جدایی طلبی به دوستداران فرهنگ و زبان مادری است؟
3-بابا به خدا ما هم میخواهیم مثل آنها حتی نه خارج از قانون اساسی(اصل 15-19)به زبان مادری تحصیل و صحبت کنیم
4-آنها که نگران زبان فارسی (عملا حاکم بر دیگر زبانهای موجود کشور )هستند آیااورژانسی نیست که ما بیشتر از آنها نگران زبان از دست رفته و نیمه جان خودمان باشیم؟
5-خواهش میکنم که پست خود را ویرایش کنید تا هم وطنان ما را به جدایی طلبی نشناسند
6-سعید و امثالهم سمپات هیچ هیچ و هیچ گروه و دسته ایی نیست.آرزوی سعید گشت و گذار رقص و آواز دست در دست هم با دخترکان وپسرکان سرزمینش میباشد
7- دلقک عزیز بدیهیات نسل شما جسارتا برای نسل ما معنی دیگری پیدا کرده مثلا ببینید یکی از بدیهیات نسل من این است: بودجه عمرانی اصفهان و کرمان برابر کا بودجه تخصیصی استانهای شمالغرب کشور است
8-گفتید که "ترکها مشکلی ندارند ...."کاش اینجا بودید و آبادانی کویرشان را به بهای ویرانی سرزمینم را به چشم خود می دیدید
9-راستی من نمی فهمهم چرا برای رواج زبان فارسی در ازبکستان و افغانستان باید این همه دلار خرج کنیم اما برای زبان ترکی یا عرب و یا کردی در داخل کشور نه مدرسه ای نه کرسی دانشگاهی داشته باشیم حالا ترویج زبان ترکی در کشورهای همسایه پیشکش-این حرکات است که شمارا وادار میکند که به سعید انگ جدایی طلبی بزنید استاد
10-استاد عزیز هیچ بازیکنی قصد تقلب و جرزنی ندارد به شرطی که طرف مقابل قاعده بازی را رعایت کند-ما هم میخواهیم در این کشور دیده شویم نه اینکه له شویم-همین -

Dalghak.Irani گفت...

وای سعید عزیزم چقدرمتأسفم که با برداشت نادرست ورادیکالم ازکامنت اول شما باعث رنجش شما شده ام. عمیقاً عذرخواهی می کنم وچون معمول نیست که به نوشته ها بعدازانتشار دست یزنم برای ویرایش محتوا وبویژه حذف واژه یا جمله ای لذا بطریق کاملاً نمایانی درداخل کروشه الان تصحیح می کنم. والبته من خیلی وقت نیست که ازایران دورم وبرخی تبعیضات عمرانی را هم قبول دارم وحتی زمان رژیم پهلوی هم تبریز وآذربایجان به اندازۀ استانهای مرکزی وآن اواخرجنوبی حتی دیده نمی شد وجالب اینکه بسیاری ازمدیران رده اول هم ترکها بوده اند وآن هم درسالهای اتقلاب کمترشده است. مرسی که توضیح دادی با همۀ وجودم با خواسته هایت همراه وهمرأی هستم ومجدداً پوزش می خواهم بخاطر آزردگی خاطرت. والبته تشکرفراوان که محرک وسبب ساز شدی برای نوشتن این پست وطرح نظرم. یا...هو

ناشناس گفت...

آنقدر گفتید که مهم ساز و آواز است که چنین اشخاصی به شما متمایل شدند و دعوتتان کردند تا به نهضت آنها بپیوندید تا تبریز و زنجان و ارومیه و ... برود زیر دست علیفستان و شما و سعید خان دست در دست هم برقصید و باقی قضایای مملکتی هم که مهم نیست و خود به خود حل می شود. البته خارج نشینی شما هم برای این گروه نه تنها بد نیست بلکه شرط لازم است چون من اثری از اینان در ایران نمی بینم و هر چه هستند در کانادا و استرالیا و ... نزول و جلوس نموده اند.
لطفن به این اشخاص بگویید که شما میخواهید در ایران زمین پایکوبی کنید نه بلاد الهام علیف. دلقک عزیز آیا میدانید در آن دیاری که آنها مدینه فاضله میدانند زبان ترکی نشان عوام و روسی حرف زدن نشان تحصیلات و کلاس! اجتماعی است؟ من مدتی آنجا بودم. هر روز میخوانمتان ولی فقط گوش میدهم.
شیدا

سعید گفت...

سایین دلقک
اصلینده منده بیر باشقا دلخکم
بیر دلخکی آنجاق بیر دلخک قانا بیلر
چوخ ساغ اول

Dalghak.Irani گفت...

سلام شیداجان
خوشم می آید که مثل یک دروازه بان چالاک کمین کرده ای درمرزهای مرزپرگهر ومواظبی که هیچ کس وناکسی چپ نگاه نکند به ناموس وطن. آفرین. ولی من هم کمی زیادی ترسیده بودم ازنقش ونگارصورت سعید. ولی می بینی که خودسعیدهم یکپا دلقک است ودنبال رنگ وشادی وموسیقی درسرزمین پدری. وچه بهترازاین که عوض آخوند فعلاً داریم دلقک تکثیرمی کنیم. مرسی که برای کارت زدن هم شده گاهی آمارت را می دهی ومرا خیلی زیاد خوشحال می کنی. یا...هو

Helen گفت...

http://sardaftar.wordpress.com/2010/10/27/%D8%AF%D9%84%D9%82%DA%A9-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-2/

:)

ناشناس گفت...

راستش من دیروز کامنتی نوشته بودم که با یک زبان جهانی مخالفم چون که هر زبانی زیبایی خودش را دارد و از دست دادن هر زبان کم شدن زیبایی درکل هم هست و کم شدن زیبایی زشت شدن بیشتر جهان و کم شدن لذت هم هست. اما نفرستادمش به این خیال که خدا نکرده من هم طرفدار جدایی شوم یاکمکی به جدایی خواهان کرده باشم.حالا به سعید عزیز میگویم که بابا نمیدونستم بابک را فقط مال خودتان میدانید. بابک مال همه ماست نگاه کنید به نامهای ایرانی در سراسر ایران بابک از همه نامها بیشتر است من شک ندارم. توی فامیل خود ما که از مرکز ایران هم هستیم بابک بیشترین سهم از نامهای ایرانی را دارد. تازه نکند ستار خان و باقر خان را هم مال ما نمیدانید؟ این دیگر ظلم است در حق ما نا ترکها. نکند شاملو و ساعدی و کسروی وشهریار را هم از ما نمیدانیدمن که خودم را میکشم اگر به من بگویند شاملو و ساعدی هموطن من نیستند یا اینکه ایرانی نیستند. صمد چه ؟ زمانی کتابهایش از قرآن هم مهم تر بود خودش از امام حسین شیعییان هم زیبا تر و مظلوم تر.حالا به زبان ترکی به خود ترکها ظلم شده به چه کسی نشده؟ بیشتر یا کمتر من نمیدانم اما مگر این آقا که رهبر ایران اسست خودش تر ک نیست مگر موسوی که سالها ایران را اداره کرد ترک نیست؟مگر قاجار همه تر ک نبودند؟پس حکومت هم سالها در دست ترکها بوده ترکها بیشترین سهم را در حکومت داشته اند. و امیدوارم که در حکومت آینده و رژیم آینده همه به برابری و شادمانی برسیم . در آخر باز هم اضافه میکنم که دوستدار بودن وآموزش همه زبانها هستم و عاشق اینکه زمانی در مدرسه هایمان زبانهای دیگر ایرانی هم جز درسها باشد که به دوستی بیشتر همه ما کمک کند. اینم از تفالی که من از حفظ به حافظ زدم:
از من جدا مشو که تو ام نوردیده ای
آرام جان و مونس قلب رمیده ای

ناشناس گفت...

اگر برداشتم اشتباه بوده از سعید معذرت میخواهم. به امید روزهای شاد و خوش برای همه ایرانیان در ایران زمین
شیدا