۱۳۸۹ مرداد ۲۹, جمعه

شما بنویسید برای من!



 Death of the Reprobate
می روم به پستو؛بعدازتغییر ذائقه،
اگرادامۀ نمایش را دوست داشتید،
یک پیک با یک یادداشت بفرستید
دنبالم. نمایش دلخواهتان را هم بنویسید.






۱۱ نظر:

ابراهيم سالك گفت...

آقا دلقک شما هر چی‌ بنویسی‌ من یکی‌ که خیلی‌ خوشم میاد. فکر کنم مشکل همینه که پستها زیادی درست و قشنگه. اینه که نمیشه خیلی‌ راجع بهشون نظر داد; یک ذره هم ضعف در کلام و پیام بد نیست (خطرناک هم هست نظر دادن). شاد و پیروز باشید!

Dalghak.Irani گفت...

مرسی ابراهیم سالک عزیز.
نه روی صحنه زیادی رنگ داره. سرم گیج میره. این پشت توپستو که کسی هم لقمه های آدمو نمیشماره راحت ترم فعلاً. حسم اینه که تخته گاز رفتم خودم یاتاقان زدم ورفقای قدیمی هم افتادند به روغن سوزی. سربالایی نمیکشه دیگه(نسل پرورده!). کمی این پشت لم میدم ویه کاری می کنم. مثلاً میزنم زیرآوازخردرچمن- سابقه هم داره-یا چه میدونم. ولی منتظر نوشته های شما هستم. خسته ام کمی. فقط. یا...هو
بازم بمعرفت توجوون!

Helen گفت...

:(
آکو، آرش، و حالا هم شما! در همین یک هفته. چه خبر شده؟!
به هر حال در گودر می مانید و هر وقت تصمیم گرفتید بنویسید می تونم بخونم.

نوشته ها و عقاید تون از این نظر که متفاوت با چیزاییه که تا حالا شنیدم برام جالب بوده و سعی کردم سر در بیارم که نظر شما چیه. متاسفانه زیاد موفق نشدم! یک نمای کلی را دیدم و از جزئیات سر در نیاوردم. سیاست که کلن امر پیچیده ای هست و بین خودمان باشد، قلمتان کمی سخت است. آدم دیر می فهمد. البته این هم هست که من همه ی مقاله هایتان را نخوندم. اخیرن هم که برای هر پست یک نقاشی زیبا می گذاشتید خیلی کار خوبی بود و من خوشم می آمد. کامنت هایتان را از نظر طولانی بودن و درک کردن و یه وقتایی راهنمایی کردن دوست داشتم.

از این کامنت های خداحافظی متنفرم چون نمی دونم آخرش چی باید بگم! هووووم مرسی همین!

ابراهيم سالك گفت...

حالا که زدید زیر آواز اجازه میخوام یک وبلاگ الهی معرفی‌ کنم (اگه قبلا ندیده باشید)، من که خیلی‌ حال کردم، تا خدا خودشان نظرشون چی‌ باشه:

http://8sang.wordpress.com/2010/07/28/199/

ناشناس گفت...

عزیز خیلی دوست دارم با اینکه دلمونو شاد میکنی ولی دوست ندارم دلقک صدات کنم. اگر کامنت کم میذاشتیم یا نمیذاشتیم ولی هر روز بهت سرمیزدیم و چیز یاد میکرفتیم تو این برهوت معرفت.
حالا هم اگر دیگه میخای کوپنی حال بدی خیالی نیست انقدر میشنیم تا کوپنش اعلام بشه ولی به حق اون همه حالی که با شما میبردیم غم به دلت راه نده. من تازه از شما داشتم یاد میگرفتم که کلید خیلی از مشکلات شادی کردن حالا تو داری میگیه که:
بیا برگد ای رهرو
که من پیمودم این صحرا
نه بهرامست و نه گورش

بازم عیب نداره ... ففط سر ساقی سلامت.
Tea

ناشناس گفت...

دلم برات تنگ ميشه زود برگرد براي تحليل اخبار زيادي مايه گذاشتي حالا كم آوردي نوشته هايت باعث ميشد چشم آدم بازتر بشه حتي ااگر به تفسير وقايع ميپرداختي براي ما ها كه خام هستيم كلي ثواب داشت حتي اگر تكراري باشد ارزشش را داره كه بنويسي تو وظيفه داري كه بنويسي اگر تو و امثال تو كنار بروند چه كسي ميماند تا براي جوانهاي ما بيانگر آموزه هاي دموكراسي باشدچه كسي بي غرض و بي مرض روشنگر راه جوانان تشنه و جوياي آزادي خواهد بودبگو كه هر چه بگوئي باز هم كم است تكرار كن و آنقدر تكرار كن كه ملكه ذهن ما شود و براحتي گول چرب زبانان دغل مستور در لباس مذهب و ليبراليسم و ديگر كوفت و زهرماري ها ايسم هاي مختلف را نخوريم يكي بايد راه درست انديسيدن را به ما نابلدها بياموزد يك نسل مستعد براي بنيانگذاري مكتب نويني از آزاد انديشي در دستان شماهاست بايد و وظيفه است كه تا به سر منزل مقصود همراهشان باشيد و مراقبشان.

ناشناس گفت...

هر جا میروید خوش باشید . برگردید هر چه زودتر،امااین بار با نگاه کمتر خودخواهانه و منم منم کمتر و کاستن از ضد ونقیض گویی در گفتار . که گاه اول متن تان با پایانش دو چیز متضاد را در ذهن متبادر می کرد.
پیروز و موفق باشید. شاید تا آن وقت که برمی گردید روشنگری های آقای مشایی بساط قیل وقال روحانیون سنتی را کلهم بر باد داده باشد. یا هو

علی

ناشناس گفت...

سلام دلقک عزیز من جلال هستم.خبر رفتنت حتی اگر موقتی هم باشه یکی از بدترین خبرهایی است که امسال شنیدم.من و بقیه خواننده های هر روزی وبلاگت شاید تعدادمون زیاد نباشه ولی مشتری پر و پا قرص خودت و نوشته هات هستیم و بی صبرانه منتظر می مونیم تا برگردی و باز بنویسی و بخونیم و اگر هم شد به کار بگیریم.من و همه اعضای خانواده اینترنتی تو بی صبرانه منتظر بازگشتت هستیم با بهترین و زیباترین و بلند ترین ارزوها برای تو دلقک عزیزمون.

Dalghak.Irani گفت...

من منم وآدم خاصیم ومبلغ منیت هستم ولی هرکس که هستم وهرچه که هستم خاک پای همۀ شمارا طوطیای چشمان نیم سویم می کنم. خواهش می کنم از گذاشتن کامنت تعریف و درخواست اجتناب کنید وضمن دستوربه بازگشت بفرمائید مشکلات چیست مثل او ناشناس کامنتی که گفته: باشم ولی کمی بهتر-نقاط ضعف را هم گفته اند- ازسابق باشم. اگرماجرا درحدترک پست نگبانی درخدمت سربازی مهم باشد که من بال درمی آورم برای نرفتن ونه بازگشتن. وهمۀ مواردی که اشاره کرده اید وتراخدا بیشترهم اشاره کنید درپست بعدی منتشرخواهم کرد. یا...هو
البته نقداً بگویم که من اهل لوس بازی نیستم ورونق دکانم را فقط برای خرید زندگی ازسوی ایرانیان تبلیغ می کنم.

Helen گفت...

آهان؛ انتقاد...
انتقاد اینکه نثر تون سخته و جمله بندی ها دیر فهمه.
فکر می کنم مثلن به کار بردن دو سه تا فعل تو یه جمله یا طولانی بودن جملات، می تونه باعثس باشه. خلاصه اینکه من بعضی وقت ها برای فهمیدن یک پاراگراف مجبور بودم دو بار بخونمش. البته این رو هم بگم که اخیرن از اون اول ها بهتر بود. و راحت فهم تر بود.
همین. انتقاد دیگه ای به ذهنم نمی رسه.

Dalghak.Irani گفت...

مرسی Helen بخاطر بودنت وانتقادت و راهنمائیت. گوش می کنم مثل همۀ پدرها. ولی عمل هم می کنم آیا!؟ مثل همۀ پدرها. مرسی که با آمدنت پشتیبانی ام می کنی. یک دختر بیست ساله همه جا وهمه زمان وهمیشه یک دختربیست ساله است: "مؤثر" یا...هو