۱۳۸۹ شهریور ۹, سه‌شنبه

لبخند مونالیزا!




1- امروز مصادف است با روز جهانی وبلاگ. من این روزرا به خودم، به شما وبه همۀ وبلاگ نویسان ووبلاگ خوانان درپی گسترش دانایی تبریک می گویم.

2- طبق آئین های موافق این روز من باید کارهایی را انجام بدهم که مهمترین آن معرفی مختصرومفید پنج وبلاگ دیگراست که خودم یا آن هارا می خوانم ویا به آن ها باوردارم.


3- من دراین عرصه نوزادی 8 ماهه بیشترنیستم که دارم باقامت خمیده وتکیه به گذشت وبزرگواری خوانندگانم تمرین برای رفوزه نشدن می کنم.


4- روی لینک "وبلاگ بعدی" وبلاگم کلیک کردم وهرباررفتم به انواع واقسام وبلاگ های یکی ازیکی خوشگل تر ومتنوع تر وپرمایه تر. ومن که سلیقه ای شیرخشتی دارم درتنوع موضوعات ازهنرتاسیاست وازادب تا جماعت نتوانستم بگویم این آری وبغل دستی نه- صلاحیتش راهم ندارم راستش- آدم حسودیش هم می شود به برخی که چقدرچیزمی دانند وخوشگل می نویسند.


5- تازه مهندس معینی نازنین شرط کرده بود که باید به مدیروبلاگی که می خواستم معرفی کنم؛ این موضوع را اطلاع می دادم. ووقت تنگ بود. ونشد که بشود وانشاء الله سال دیگریا در16 شهریور که سالروز زایمان وبلاگ بزبان ورسم الخط فارسی است.


6- مهندس معینی بسیاربسیارعزیزکه درحال حاضر مدیریت وبلاگ "رازسربمهر -خانۀ دهم" ازسری وبلاگ های "رازسربمهر" های فیلترشده تاشمارۀ دهم رادارند؛ مردی است ازتبار نیکان با ایمانی زلال ودانشی تیزونثری سلیس و زیبایی شناسیی تمیز ولطفی بیکران به همۀ نیازمندانی که سودای "تلاش برای تسکین درد انسان ایرانی"را دارند؛ پا بپا مرانیز دستگیربوده اند تا اینجا ومعرقی وبلاگ ایشان بشما که بسیاریتان با آدرس ایشان به کلبۀ من مشرف شده اید اگرهم حکایت زیره بکرمان بردن باشد چه باک. وازایشان تشکرمی کنم.


7- واین رازسربمهرخودم که90 درصد نقاشی ها ی انتخاب شده ام برای نوشته های وبلاگم بدست تقدیرِظهورِخودکارِ آن ها درهنر روز صفحۀ مانیتورم بوده است ومن که به نیروی برتر اعتفادایمانی دارم هیچگاه ازاین انتخاب های تصادفی بشدت همخوان با متن نوشته ام درشگفتی نشدم؛ هرچند هیجان زده ام همیشه از نزدیکی خدا به انسان. یا...هو
پی نویس:
امروز دنیا لبخند زده بدانایی دریک حوزۀ جدید. وچه لبخند مرموززیبایی است لبخند مونالیزای داوینچی کبیر: به شکوه خندۀ آگاهی!

۷ نظر:

ابراهيم سالك گفت...

آقا دلقک ضمن تبریک به مناسبت ۸ ماهگی تان! من هم یک درخواست در راستای این بازی وبلاگی داشتم برای یک کامنت گذاری. ف م سخن، مطلبی نوشته در خودنویس درباره سطحی بودن ما و این که هردمبیل به جایی‌ نمی‌رسیم. به نظرم حرفش غلط می‌‌اومد، رفتم و به قول شما یک سری کلمه براش پرت کردم و اومدم اینجا از شما هم بخوام اگه زحمتی نیست نظر شما رو هم اونجا داشته باشیم. خیلی‌ ممنون!

بهشب گفت...

وبلاگ شما را در وبلاگم معرفی کردم به مناسبت روز جهانی وبلاگ نویسی شاد باشید.

Dalghak.Irani گفت...

ابراهیم سالک عزیز.
البته مطلب را دیده بودم ولی خیلی تمایل بورود نداشتم ولی حسب الامر چندخطنوشتم انشاء الله مفیدباشد. یا...هو


نهشب نازنین
سلام
شما خیلی لطف دارید وبسیار بزرگوارید که مرا برگزیدید برای معرفی. تلاشم را می کنم تا شما را پشیمان نکنم. مرسی. یا...هو

MoHaMmAd گفت...

http://mmoeeni1010.blogspot.com/2010/08/2.html

ابراهيم سالك گفت...

آقا دلقك دستت درد نكنه! چه كامنتي! اين گرز گران بود يا كامنت! :) من كه خيلي حال كردم. خيلي خيلي ممنون.

solmaz گفت...

لحن نفرت انگیزی دارید. آیا -به قول انگلیسی زبان ها- "از خودتان لذت میبرید"؟!
استفاده تان از نقاشی ها نوعی سوء استفاده از آنها در مبتذل ترین حالت ممکن و در بافتی بی ربط است. آیا میخواهید با این کار آشنایی سطحی تان را با نقاشی به رخ مخاطب بکشید؟

شما را به وبلاگهای "فوسکا" و "اعترافات سانتا سوفیا" ارجاع میدهم و امیدوارم برایتان مفید باشد.

Dalghak.Irani گفت...

دوست جوانم که دکتر فیزیک هم است روبرویم نشسته است دارد فیلمی درارتباط با "زامبی"ها تماشا می کند. برمی گردد بمن ومی گوید: دلش می خواهد یک زامبی باشد تا بتواند آدم هرارا تکه پاره کند. بدوستم می گویم من سن وسالی دارم ومی ترسم. می شود شوخی های سبک تری بکنی. ولی دوستم فقط 27 سالش است ودرآموزش پرورش جمهوری اسلامی شکل گرفته ومدرسۀ شبانه روزی می رفته. ومی گوید خیلی هم جدی است ومن جدیتش را حس می کنم ومی ترسم از آدم هایی که زامبی هستند. اول که کامنت شما را دیدم حرف های زیادی توی ذهنم ماسید برای پاسخ به شما ولی وقتی فهمیدم "افسرده ای" دلم تنگ شد برایت وفهمیدم که بی خودی فکرمی کنی که می توانی با من تبادل بازدیدکننده داشته باشی. چون توازدلقکی افسرده شده ای درحالی که من ازافسردگی دلقک. یا...هو

پا نوشت با ربط:
دوستت دارم ومرسی که آمدی وگفتی. همه یک جوری همین جوریند که من وتو هستیم. زیاد ازخودت انتظارنداشته باش. آخرین ظرفیت تو همین "زامبی" ست.
راستی سولماز خانم شریفی؛ با شما بودم سلام.