۱۳۸۹ مرداد ۹, شنبه

اجماع عربی+اجماع غربی!




1- من قبلاً وطبق گزارشاتی که به محضر شما داده ام گفته بودم که اعراب نسبت به ادعای حکومت اسلامی توسط مذهب تشیع وفارغ از کارآمدی یا ناکارآمدی آن حساسیت ومخالفت بنیادین و"هویت"ی دارند؛ تاجاییکه حاضرند خطرات احتمالی بوجود آوردن یک حکومت مدل خلافت اسلامی درافغانستان یا پاکستان را- باعلم برامکان مورد تهدید قرارگرفتن حاکمان فعلی کشورهای عربی ازسوی چنین رژیم بنیادگرا وخطرناکی درآینده-قبول کنند.

2- لذاست که ضدیت کشورهای عربی با رژیم اسلامی درست چندماه پس ازپیروزی انقلاب که ماهیت رادیکال انقلاب ایران برملاشد شروع شده است وبغیراز دوبار ودردوسال ودردودولت هاشمی وخاتمی که این فضای بشدت متخاصم ِ مکتوم وبواسطۀ رویکردهای عرفی توسط دولت های وقت ایران؛ شروع به تلطیف شدن کرده است دربقیۀ 27-28 سال گذشته، هم دشمنی اعراب باایران دربالاترین سطح وجودداشت وهم "اجماع عربی" برای تحت فشارقراردادن ایران.

3- عنصری که باعث می شد این دشمنی بالقوه وهمیشگی به دشمنی بالفعل ومؤثرتبدیل نشود نبودن "اجماع غربی" بود. بدین معنی که اعراب نه تنها ازسوی غرب چراغ سبزنداشتند برای مقابله با ایران بلکه درخیلی از زمینه ها -مثل شرکت اتباع غیر شیعۀ آنان درترورهای بالفعل درهمه جای جهان بویژه غرب وعدم وجود حتی یک مسلمان شیعه دراین قبیل ترورها-خودشان جلوترازایران متهم بودند وتحت فشارغرب. تا اینکه - درمقالۀ جنگ کثیف هم گفتم- امریکا ناچارشد درجنگ عراق وبرای مهارکردن خشونت ها به اعراب سنی امتیاز های فراتراز دموکراسی "هرنفریک رأی" بدهد. واین فرمول بلافاصله کارکرد.

4-بنابراین از همان تاریخ غرب متوجه شد که کلید حل معما ی جمهوری اسلامی ازطریق حمایت از مخالفت مذهبی، زبانی وتاریخی اعراب با ایران مدعی حکومت جهانی اسلام بیشتر وبهتر قابل دست یابی است. تا رسیده به امروز که با آمدن اوباما درامریکا وچرخش منتظر جهان بسمت همگرایی بین المللی؛ "اجماع غربی"به بالاترین نقطه خود دربعدازفروپاشی بلوک شرق سابق رسیده است وحاضر شده است "اجماع عربی" را نیز به بازی بگیرد ویکبار برای همیشه سیاست خارجی تهاجمی جمهوری اسلامی ایران را درمان قطعی کند.

5- اینکه آدمی به سنگینی ملک عبدالله(دوست نزدیک وسابق هاشمی رفسنجانی) حاضر می شود دست اسد پسرچموش را بگیرد وبرود با پسر رفیق حریری بزرگ درلبنان تا حرف ودلشان را باهم صاف کنند وبه نقطۀ مشترک منفعت اعراب برضد ایران برسانند دنبالۀ همین سناریو است. سناریویی که اگر ایران اشتباه کند وبگوید انشاءالله گربه است؛ ممکن است تاوان سختی درپیش باشد.

6- حرفی که آیت الله جنتی شنیده وازآن پیراهن عثمان درست کرده برعلیه مخالفان داخلی بی اصل وبنیاد نیست وهمانطور که من هم قبلاً گفته ام امروزه دیگر فقط خواجه حافظ شیرازی نمی داند که درهمۀ مشکلات برای حاکمان اسلامی ایران عربستان یک پای ثابت وسمج ورهبرنده است. اینکه چقدر درکجا وچه نوع وتوسط چه ترفند وکدام عوامل کار بکند قطعاً دراطلاعات آیت الله جنتی نیست ولی اصل ادعا مشهورعام است.

7- بنابراین اگر غرب مجدداً یکی ازآن حماقت های تاریخی اش را مرتکب نشود واین برتری دواجماع "غربی وعربی" را ازدست ندهد کار برای حاکمان ایران به سخت ترین تصمیم درهمۀ سی ویک سال گذشته رسیده است: "یا آرام بگیروسیاست داخله ات را تضمین پاداش بگیر. یا آمادۀ رودررویی باش وقمارکن آش را با جاش."

8- ومن همان طور که بارها وعده داده ام دولت احمدی نژاد را درامتداد رفتن بسوی غرب درسیاست خارجی می بینم تا برای نقشه های سیاست داخلی فرصت وموقعیت فراهم بکنند. ولی احمدی نژاد آدم خیلی قابل پیش بینی هم نیست وممکن است برای خاطر دستمالی قیصریه ای را آتش بزند. باید بمانیم وببینیم ودعا کنیم که این رویارویی دیپلماتیک اجماع غربی بعلاوۀ اجماع عربی به پاداش بازگشت ایران به باشگاه سیاسی جهان تمام شود که گام مهمی خواهد بود برای اصلاحات درایران. وآن حرفی را که گفتم راجع به چراغ سبز غرب برای سیاست های داخلی رژیم درصورت کوتاه آمدن درسیاست های خارجی را جدی گفتم ولی جدی نیست. چون که هرگونه تعامل بیشتر با دنیا وبویژه غرب لاجرم به گشایش بیشتری درداخل هم منجرخواهد شد. یا...هو

۲ نظر:

ناشناس گفت...

ضمن تحسین این تحلیلتان اجازه میخوام احتمال ممکن دیگری را مطرح کنم:
بشر اسد میتواند در نقش پل ارتباطی میان اعراب و بویژه عربستان با ایران هم ظاهر شده باشد. پذیرش این میانجیگری از طرف عربستان ممکن استء چرا که احتمال به تفاهم رسیدن ایران و غرب هم میتواند برای شیخ سعودی به معنای پایان کار باشد‎، بنا بر این چرا شیخ سعود روی همه احتمالات سرمایه گذاری نکند.
همینطور فکر میکنم که روی دوستی و روابط بشر اسد که شاید یکی از دموکرات ترین و حتمن مدرنترین رهبر عرب است ، میتوان بیشتر حساب کرد .
البته امیدوارم که درست فکر کرده باشم !

Helen گفت...

جنتی؟! اگر ده بار پشت سر هم بگوید ددمنشانه، نه تنها حرفش رو قبول می کنم، بلکه تا آخر عمرم باهاش لامبادا می رقصم!
در مورد مقاله هم، چیزی که می تونم بگم تکراریه و اون اینه که نگاهتون جالبه برام. نمی‏تونم موافقت یا مخالفت کنم. بهتره گوش بدم.